پاورپوینت کامل هیچ کس نمی تواند آزادی را از خود سلب کند ۴۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل هیچ کس نمی تواند آزادی را از خود سلب کند ۴۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل هیچ کس نمی تواند آزادی را از خود سلب کند ۴۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل هیچ کس نمی تواند آزادی را از خود سلب کند ۴۶ اسلاید در PowerPoint :
حکیم متأله علامه جوادی آملی، در پیامی به مناسبت عیدسعید مبعث و برگزاری هفتمین کنفرانس سالانه کنگره مسلمانان آمریکایی شمالی در ایالت کانزاس آمریکا، تصریح کردند: آزادی، عطیه الهی است و هیچ کس نمی تواند آن را از خود سلب کند.
متن پیام معظم له به شرح ذیل است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی اللّه علی جمیع الانبیا والمرسلین والائمت الهدات المهدیین سیما خاتم الانبیا و خاتم الاولیاء علیهما آلاف التحیت و الثناء بهم نتولی و من أعدائهم نتبرءُ …لی اللّه. مقدم شما دانشوران، اندیشمندان، برادران و خواهران گرامی را ارج می نهیم. اعیاد پربرکت شعبانیه را به پیشگاه حضرت ولی عصر ارواحنافداه و عموم علاقه مندان قرآ ن و عترت و به شما برادران و خواهران ارجمند تهنیت عرض می کنیم! امیدواریم به برکت ادعیه زاکیه ولی عصر ارواحنافداه این همایش و گردهم آیی شما باعث پیدایش علم صائب و عمل صالح شود! محور همایشی که اعلام کردید، «آزادی انسان در اسلام» یا «آزادی اسلامی» بود. عنوان «آزادی» جزء اصول و مبادی بسیاری از فروع فقهی، اخلاقی، حقوقی و مانند آن است و معنای آزادی هم بسیار شفاف و روشن است؛ اما حقیقت آزادی چیست بسیار مستور و مخفی است. شرح جریان از این قبیل است که اگر محققی در مسایل فقهی یا اخلاقی یا حقوقی خواه حقوق سیاسی یا اجتماعی یا اقتصادی یا فرهنگی و مانند آن بخواهد مطلبی را طرح کند، باید سه عنصر را و سه مقطع را محققانه طی کند. بخش اول شفاف بودن و روشن بودن آن مواد اخلاقی و حقوقی و فقهی است.
بخش دوم آن است که مواد اخلاقی، حقوقی و فقهی و مانند آن را از مبانی می گیرند؛ آن مبانی و اصول همانند چشمه جوشانی است که این فروع فقهی یا اخلاقی یا حقوقی از آن استخراج می شود، لکن عمده آن است که این مبانی و اصول را از منابع اصیل استنباط کنیم. تا یک منبع راستین نداشته باشیم مبنای دقیق نخواهیم داشت و وقتی مبنای دقیق نداشتیم، فروع دقیق هم استنباط نمی شود. به عنوان مثال، جریان عدل همین طور است؛ بسیاری از مواد حقوقی، اخلاقی و فقهی به استناد عدل تنظیم می شود، معنای عدل شفاف و روشن است، اما حقیقت عدل بسیار پیچیده و مستور است، زیرا عدل یعنی وضع هر شی ء و شخصی در جای خود؛ هر چیزی را در جای خود نهادن هر شخصی را در جای خود قرار دادن ] و[ منزه از افراط و تفریط بودن و مانند آن، این معنای عدل است؛ اما جای اشیاء کجاست جای اشخاص کجاست، این اول ابهام است. بنابراین خود عدل را که مبنای بسیاری از مسایل فقهی، اخلاقی و حقوقی است باید از منبعی گرفت؛ آزادی را هم باید از منبعی گرفت.
کسانی که به علوم وحیانی معتقدند ] و[ به خدا و وحی و نبوت و رسالت و الهام که به وسیله انبیا به جامعه بشر منتقل می شود معتقدند، این اصول و مبانی را از آن منابع استخراج می کنند زیرا خدای سبحان، اشیاء و اشخاص را آفرید، جهان را خلق کرد، انسان را خلق کرد و پیوند ناگسستنی انسان و جهان را هم خلق کرد؛ هر کدام از این اضلاع سه گانه مثلث آفرینش، بر اساس نظم و تقدیر خاص الهی است. اگر کسی منبع را پذیرفت یعنی الهی فکر کرد، باید مراجعه کند ببیند که خدایی که انسان و جهان را آفرید، عدل را چگونه ترسیم کرد؟ آزادی را چگونه تصویر کرد؟ درباره آزادی ما با چند ابهام روبه رو هستیم: یکی این که باید روشن بشود آزادی انسان از چه چیزی؟ یکی این که باید معلوم بشود آزادی انسان در چه چیزی؟ و یکی این که باید شفاف بشود آزادی انسان به سوی چه چیزی؟ آن چه از منابع اسلامی به دست می آید، عبارت از این است که انسان یک وجود محدودی دارد (این مطلب اول) و هر وجود محدودی، قدرت او و پرواز او و سیر و سلوک او و قیام و قعود او و نطق و سکوت او و حرکت و سکون او و بالاخره جمیع شئون او محدود است؛ ممکن نیست شیئی وجودش محدود باشد ولی اوصافش نامحدود و آزادی اش نامحدود. این امتناع عقلی دارد؛ عقل هم یکی از ادله شرع است. عقل در مقابل شرع نیست، عقل در مقابل نقل است؛ همان طوری که نقل معتبر از شرع حکایت می کند، عقل برهانی هم از شرع حکایت می کند.
بنابراین، انسانی که وجودش محدود است، نمی تواند آزادی نامحدود داشته باشد؛ این ممتنع است. مطلب دوم آن است که اصلاً انسان آزادی خلق شد یا نه؟ طبق شواهد فراوان دینی، انسان آزاد و مختار خلق شد، یعنی هم می تواند قبول کند هم می تواند نکول؛ در همه موارد چه در بخش اعتقاد، چه در بخش اخلاق و اوصاف، چه در بخش گفتار و رفتار و نوشتار، او صاحب دو بال است: بال قبول و بال نکول؛ می تواند نفی می تواند اثبات، می تواند جذب می تواند دفع، می تواند بپذیرد می تواند رد بکند. خدا انسان را آزاد و مختار خلق کرد و این آزادی، عطیه الهی است و هیچ کس نمی تواند آزادی را از خود سلب بکند، یعنی بخواهد بگوید من کاری را بدون آزادی انجام می دهم؛ محال است. همان طوری که دو دوتا پنج تا محال است، انسان بخواهد کاری را بی اراده بی اختیار انجام بدهد محال است؛ چه طنزش چه جدش، حتماً با اراده و اختیار است و این هم کمالی است که خدای سبحان به انسان داد و با این کمال انسان را می آزماید؛ اگر انسان مجبور بود به اطاعت یا انسان معذور بود، هرگز به کمال نمی رسید (این هم مطلب دیگر.) چون وجود انسان محدود است (یک) و همه اشیاء و امور برای او یکسان و مناسب نیست (دو)، نه خواص اشیاء برای او روشن است نه خواص اجرام برای او روشن است نه خواص افعال و نوشتار و گفتار برای او روشن است؛ بسیاری از امور است که گذشته اش روشن نیست آینده اش روشن نیست؛ بنابراین، انسان اگر بخواهد بگوید همه کار ها برای من رواست، این غفلت است. گرچه اصل اختیار را خدا به انسان عطا کرد، ولی همان طوری که وجودش محدود است و محال است که او آزادی نامتناهی داشته باشد ] و[ وجودش با بعضی اشیاء هماهنگ است و با بعضی اشیاء هماهنگ نیست، لذا آزادی به معنای رهایی ممنوع است نه ممتنع؛ گرچه انسان می تواند ر ها باشد و امتناع ندارد، ولی منع عقلی و نقلی دارد که عقل و نقل دو بال شریعت و دو چراغ شریعت اند؛ شریعت، صراط و راه است و این دو یعنی عقل و نقل، دو چراغ شفاف اند که ما را از صراط آگاه می کنند.
بنابراین، انسان آزاد خلق شد (یک)؛ جمیع اشیاء برای او یکسان نیست (دو)؛ درباره آزادی نامتناهی این ممتنع است (سه)؛ درباره رهایی محدود هم ممنوع است (این چهار) که انسان بتواند هر کاری را انجام بدهد، هر حرفی را بزند، هر چیزی را مصرف بکند، هر جایی برود (این طور نیست.) اگر نامتناهی فرض شد، امتناع عقلی حکم آن است و اگر رهایی فرض شد، منع نقلی و عقلی به سراغ آن می آید نه امتناع. بنابراین، انسان از نظر تکوین، آزاد خلق شده است که فرمود: «لا اکراه فی الدین»؛ بقره/۲۶۵؛ گذشته از این که عقیده، اجبارپذیر نیست، انسان با اختیار خلق شد، چه این که فرمود خدا حق را به شما اعلام کرد، پیامبر حق را به شما اعلام می کند؛ «قل الحق من ربکم فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر»، کهف/۲۹ یا «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»، انسان/۳؛ این مضمون ها با تعبیر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 