پاورپوینت کامل هدف اول غربی ها نابودی بی چون و چرای اسلام سیاسی است ۸۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل هدف اول غربی ها نابودی بی چون و چرای اسلام سیاسی است ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل هدف اول غربی ها نابودی بی چون و چرای اسلام سیاسی است ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل هدف اول غربی ها نابودی بی چون و چرای اسلام سیاسی است ۸۱ اسلاید در PowerPoint :

چندی پیش به همت مرکز فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، طی نشستی، دکتر عباسی از کارشناسان مسایل استراتژیک کشور، به بررسی مسایل روز منطقه و جهان پرداخت.

نظر به اهمیت مباحث مطرح شده در این نشست، چکیده ای از سخنان ایشان تقدیم خوانندگان گرامی می شود.

دکتر عباسی در ابتدای بحث خود، تحولات اخیر خاورمیانه پس از حادثه ۱۱ سپتامبر را مورد توجه قرار داد و به ارزیابی سیر تبلیغاتی نظام رسانه ای کشور و جهان در این زمینه پرداخت.

وی با تأکید بر این که قبلاً، تحولات مبتنی بر یک یا دو استراتژی بود اما امروز از سوی آمریکا ۱۰ تا ۱۲ استراتژی توأم در دستور کار است، تصریح نمود: سرعت تحولات خیلی بالاست و ما امروز در مقطع بسیار حساس از شرایط تاریخی منطقه و جهان اسلام قرار داریم.

دکتر عباسی در ادامه بحث خود با استناد به سخنان دانشمندان و سیاست مداران آمریکایی و غربی، شروع جنگ جهانی چهارم را از ۲۰ شهریور ۸۰ اعلام کرد و اظهار داشتک سه جنگ جهانی قبلی، دفعتاً آغاز نشدند بلکه آرام شروع و یک دفعه شعله ور شده اند. البته شعله ور شدن جنگ جهانی چهارم شاید به اندازه جنگ های قبلی، فراگیر و پردامنه نباشد اما طبیعتاً باید قواعدش را بشناسیم زیرا هدف اصلی این جنگ، ما هستیم. وی با اعلام این مطلب که جنگ جهانی اول از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۹ و جنگ جهانی دوم از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ و جنگ جهانی سوم از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۰ (به صورت جنگ سرد)، اتفاق افتاده، تأکید کرد: ما الان در واقع بیش از یک سال و نیم است که درگیر جنگ جهانی چهارم هستیم.

ایشان به نقل از جیمزولسی، کارشناس و سیاست مدار آمریکایی، گفت: وی در سخنرانی خود در کالیفرنیا که در هفته دوم جنگ با عراق صورت گرفت، صراحتاً اعلام کرد که ما علیه ۲۲ کشور در حال جنگ هستیم؛ تکلیف مان را با اولی (افغانستان) روشن کردیم و درگیر جنگ با دومی (عراق) هستیم؛ از ۲۰ مورد باقی مانده هم یک مورد بیرون از جهان اسلام است، یعنی کره شمالی و ۱۹ مورد دیگر تماماً در جهان اسلام است.

دکتر عباسی افزود: آقای ولسی در سخنرانی خود به ترتیب این ۱۹ مورد را فهرست می کند که کشور سوم در جهان اسلام (پس از افغانستان و عراق) سوریه است؛ کشور چهارم ایران، پنجم عربستان، ششم مصر و قس علی هذا.

سخنران این جلسه ادامه داد: آقای برژینسکی در کتاب خارج از کنترل آورده که در این سه جنگ بالغ بر ۱۷۵ میلیون نفر کشته شدند اما هیچ اندیشه مدرن غربی در این جنگ ها درگیر نبود بلکه جنگ، درون خانه مدرنیته شکل گرفت. جنگ بین تفکر مدرن بود و مدرنیته داشت درون خود می جنگید، تا این که از سه ایدئولوژی «فاشیسم»، «نازیسم» و «مارکسیسم» یک ایدئولوژی به نام «لیبرال دموکراسی» متولد شد. یعنی به تعبیری، جنگ جهانی اول، دوم و سوم، جنگ بین این سه ایدئولوژی بود، اما در جنگ جهانی چهارم، لیبرال دموکراسی با ایدئولوژی های بیرون از مدرنیته می جنگد.

ایشان با اشاره به مباحث عقیدتی جهان اسلام، گفت: این جا هم دو ایدئولوژی متولد شده که اتفاقاً ضد هم هستند، یکی طالبانیزم که وهابیت آن را رقم زده و دیگری حزب الله که آن را به نام امام راحل می شناسند و از آن به «خمینیزم» تعبیر می کنند و از سوی تفکر شیعی رقم خورده است.

وی در ادامه به اهداف جهان غرب از جنگ جهانی چهارم پرداخت و با اشاره به سخنان نظریه پردازان غربی گفت: هدف اول عربی ها نابودی بی چون و چرای اسلام سیاسی است، دوم، تغییر صورت بندی رژیم ها و حکومت های جهان اسلام و سوم، تجزیه کشورهای اسلامی.

سخنران این نشست در ادامه تحلیل خود با اشاره به این که جنگ جهانی فعلی برخلاف سه جنگ قبلی که درون مدرنیته شکل گرفته بود، جنگ بین مدرنیته با اصول گرایی یا انسان محوری با خدا محوری است، تصریح کرد: اگر شما استثناءً کره شمالی را در این بین می بینید، در واقع برای جبران مافات است یعنی باقی مانده دوران جنگ سرد است که در آن دوره تکلیف او را روشن نکردند و الا کره شمالی را که کنار بگذاریم، همه ۲۱ کشور باقی مانده در این فهرست، در جهان اسلام قرار دارند. پس این جنگ، همه اش در جهان اسلام است.

دکتر عباسی، بیان حکیمانه مقام معظم رهبری را که فرمودند: «هیچ کس در طول تاریخ به خاطر غفلت ستایش نشده است.» مورد اشاره قرار داد و ضمن تأکید بر لزوم توجه مسئولان به این فرمایش رهبر معظم انقلاب، افزود: همان طور که الان هیچ کس قاجاریه که با امضا عهدنامه های ترکمان چای و گلستان، آسیای میانه و قفقاز را از ایران جدا کردند و یا پهلوی را که هفت سال قبل از پیرونزی انقلاب جزیزه بحرین را بخشیدند، ستایش نمی کنند، آیندگان هم در مورد ما قضاوت خواهند کرد و اگر غفلت کنیم ما را نمی بخشند.

دکتر عباسی، هم چنین با بازخوانی انیمیشن کارتونی گالیور (داستان سرزمین لی لی پوت و شخصیت های آن) اظهار داشت: این داستان ها و ادبیات در علوم استراتژیک معنا و مفهوم دارد. در قرن نوزدهم که انگلیسی ها کشورهای مختلفی را در دنیا مستعمره خود کردند، کتاب های داستانی و فیلم های کارتونی مختلفی هم تولید کردند تا این استعمارگری خود را توجیه کنند. در مورد داستان گالیور و سفرش به سرزمین عجائب و تطبیق آن با وضعیت فعلی جهان نیز، یکی از استراتژیست های حزب جمهوری خواه آمریکا معتقد است، منطقه خاورمیانه همان لی لی پوت بوده و گالیور، حامی مردم این سرزمین است که کوتوله هستند و در کف دست او جا می شوند. هم چنین در این کارتون، یک کاپیتان دریایی به معنای استعمار دریایی کهن در تمام قسمت ها با گالیور بر سر نقشه گنجی که در همین جزیره زیر پای لی لی پوتی هاست دعوا دارد. آن گنج هم چیزی نیست جز نفت زیر پای خاورمیانه ای ها و این نقشه یک روز در دست کاپیتان است و یک روز در دست گالیور، مردم هم فقط می خواهند امنیت شان در مقابل دشمن حفظ شود و کاری ندارند که این گنج مال آن ها است و به یغما می رود. در سال ۱۹۹۱ این نظریه مطرح شد که کشورهای عراق، سوریه، ترکیه، مصر و ایران باید تجزیه شوند تا در کف دست گالیور جای بگیرند! و تکیه گاه امنیتی شان، گالیور، یعنی همان اسرائیل باشد!!

ایشان با اشاره به ضرب المثل معروف انگلیسی «تفرقه بیانداز و حکومت کن» تاریخچه این تفرقه افکنی را مورد توجه قرار داد و گفت: تجزیه کشورهای منطقه به صورت جدی و علنی در دستور کار این ها قرار گرفته و برای خودشان حق هم قائلند! انگلستان، صد سال پیش تمامی مرزهای دنیا را از مرزهای آمریکا و آمریکای لاتین گرفته تا آفریقا و آسیا، کشید و رفت؛ و برای تفرقه افکنی، مرزها را از بین قومیت ها کشیدند؛ یعنی مثلاً قوم بلوچ را محاسبه کردند و آمدند از وسط این ها مرز ایران و پاکستان را کشیدند؛ یا از بین اکراد مرز کشیده و این ها را در چهار کشور ایران، ترکیه، سوریه و عراق قرار دادند که همیشه عین استخوان لای زخم، دایم در این جا بحران باشد. و در تمام دنیا این کار را کرده و بحران مرزی به وجود آوردند.

دکتر عباسی در همین زمینه خاطرنشان کرد: این ها دوباره آمدند پشت سر آمریکا و می گویند باید از نو مرزهای دنیا و جهان اسلام را تغییر بدهی! ایران باید تبدیل به ۷ کشور شود، عراق به ۳ کشور و در عربستان نیز حرمین شریفین، به تعبیر وهابی ها، یک کشور مذهبی شود و منطقه ریاض هم کشور دیگر؛ و همین طور کویت و کشورهای دیگر باید تجزیه شوند!

تحلیل گر این نشست افزود: در این داستان (گالیور) کاراکتر دیگری هم وجود دارد به نام کشورهای نگران، یعنی همان شخصیتی که همیشه غر می زد و می گفت: من می دانم کار ما تمام است! کشورهایی مثل کویت، امارات و قطر، این ها همان کشورهای نگران هستند و همیشه از حمله عراق، ایران یا عربستان در هراسند. یک کاراکتر دیگر هم هست که مربوط به کشورهایی می شود که نه گالیور هستند و نه نگرانند بلکه مانند آن جوانی که خودش را شوالیه لی لی پوت می دانست، این ها هم خود را در حد و قواره اسرائیل تصور می کنند، کشورهایی مانند عربستان، لیبی که آرزو دارند قدرتمند باشند.

لذا طبق نظریه های مطرح شده، کشورهای گالیور باید بشکنند و یک گالیور باقی بماند به نام اسرائیل و کشورهای آرزومند هم باید تبدیل بشوند به کشورهای نگران.

این کارشناس مسایل استراتژیک در ادامه بحث خود اظهار داشت: وقتی شوروی از هم پاشید، پدر همین جرج بوش، یعنی جرج بوش پدر اعلام کرد که باید نظم نوین جهانی محقق شود. یعنی نظام و آرایش نظامی که از قبل وجود داشته به محوریت سازمان ملل، آن را زیر پا نهاده و در همین وقایع اخیر (جنگ عراق) علناً آن را کنار گذاشتند، چون برایشان کارآمدی نداشت. پس این سازمان هم باید تغییر کند؛ یعنی مثلاً اگر قرار است سازمان ملل بشود سازمان تمدن ها، در این سازمان ملل فعلی که تمدن چین با یک میلیارد و سیصدمیلیون جمعیت، هم حق وتو دارد و هم قدرت اتمی؛ یا تمدن ارتدکسی با ۳۰۰ ـ ۴۰۰ میلیون جمعیت که بزرگش روسیه می شود، هم حق وتو و هم قدرت اتمی دارد؛ تمدن غرب هم با ۶۰۰ ـ ۵۰۰ میلیون جمعیت، ۳ تا حق وتو دارد یعنی آمریکا، انگلیس و فرانسه و چهار قدرت اتمی دارد یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه و اسرائیل؛ اما تمدن اسلامی با یک میلیارد و دویست و پنجاه میلیون جمعیت و ۵۴ کشور، نه قدرت اتمی دارد، نه حق وتو؛ در همین سازمان ملل هم به جهان اسلام ظلم شده است. در نظم نوین جهانی هم که به تعبیر جرج بوش پدر باید طراحی کنند، در این نظام قرار است حرف اول و آخر را غرب بزند؛ چون (به تعبیر آن ها) حالا دیگر ایدئولوژی لیبرالیسم، حرف مطلق شده است.

وی سپس جنگ آمریکا علیه عراق را جنگ سایورنتیک و جنگ با سایه ها خواند و اظهار داشت: تا چند ماه پیش ما فقط در حد چند کلمه می توانستیم درباره این جنگ مطالبی مطرح کنیم، اما اکنون باید به سرعت به سمت تدوین این منازعه پیش برویم.

دکتر عباسی در بخش دیگری از سخنان خود به مبحث انتظار و ولایت اشاره کرد و گفت: در دوران غیبت کبری، حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف زعمای شیعه را در یک حرکت خطی مشخص اداره کردند تا با ۶۱ زعیم جریان نهضت به این جا رسیده است؛ ارزیابی بسیار ظریف ما این است که جریان فراماسونری، متأثر از جریان نهضت انتظار شیعه، به وجود آمده و دروغ می گویند که این ها برای فراماسونری در آن اعماق تاریخ دارند عقبه پیدا می کنند، برای این که خودشان بگویند ما از قبل بودیم؛ در حالی که این طور نیست و تمام کدهایش مو نمی زند با آن چه در نهضت مرجعیت شیعه بوده است، با این تفاوت که ما از انقلاب به این سو، خیلی علنی و عریان، بعضی از اسرار شیعه را ارائه کردیم و دشمن همین را گرفته و دارد ما را می کوبد ولی آن ها فهمیدند که نباید حوزه عمل فراماسونری را علنی کنند.

ایشان با این توضیح که در سیستم سایورنتیک، بخش تولیدکننده انرژی، کنترل و نظارت دارد، اظهار داشت: نسبتی که بین امامت و بقیه اعضا و بین ولایت و مأمومین تعریف می شود، یک نسبت سایورنتیک است. یعنی امام معصوم یا ولی امر، حکمی که می کنند، بقیه سمعاً و طاعتاً تبعیت می کنند.

وی افزود: من متأسفم که نظام مرجعیت شیعه و آن حرکت و سیر خطی اش و این نظام امامت عصر را فراماسون ها گرفتند و دارند علیه ما پیاده می کنند. دشمن قدرت مرجعیت شیعه را بعد از عملکرد میرزای شیرازی دید و به خصوص در انقلاب اسلامی متوجه این مسئله شد که چه قدر این قدرت بالاست، حالا این را تئوریزه کرده و وارد سیستم ها نموده است.

دکتر عباسی با اشاره به تحولات صورت گرفته در لبنان و فلسطین یادآور شد: لبنان و فلسطین آوردگاه همه ایدئولوژی مدرن بودند طوری که هیچ ایدئولوژی مدرنی نبود که یک ذره در یک جایی موفقیت داشته باشد و در لبنان و فلسطین استفاده نشود هنوز هم آن حزب ها در این کشور هستند؛ اما غربی ها دیدند که این ها آخر سر، به یک نوع نگاه دیگر رو آوردند. یعنی از یک جای دیگر فکر را گرفتند و شد حزب الله لبنان، شد حماس جهاد اسلامی؛ این ها دیگر از یک جای دیگر و از یک سر دیگر دستور می گیرند و این مسئله تلقی سایورنتیک این ها را خدشه دار می کند؛ در حالی که مثلاً چین خطری برای غرب نیست؛ چون کشور چین در نهایت مائوئیسم و مارکسیسم را پذیرفته و حالا درهایش را باز کرده، دارد اقتصاد لیبرالی را هم می گیرد. شما گول این اقتصاد ۶/۸درصدی را هم نخورید؛ روسیه هم همین طور؛ در بین این ها کسی از خودش فکر ندارد، حتی ژاپن، مگر ژاپن از خودش فکر دارد؟!

گول تکنولوژی اش را هم نباید بخوریم. من از شما می پرسم بهترین تلویزیون دنیا چی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.