پاورپوینت کامل خود شناسی گذر گاه خدا شناسی ۶۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل خود شناسی گذر گاه خدا شناسی ۶۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل خود شناسی گذر گاه خدا شناسی ۶۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل خود شناسی گذر گاه خدا شناسی ۶۳ اسلاید در PowerPoint :
۶
از ضروریات حوزه «عرفان عملی» و رهیدن از عالم کثرت و رسیدن به جهان «وحدت» است؛ زیرا تا انسانِ شیفته کمال و وصال، به بینش های لازم در سیر الی الله مجهّز نشود و توشه معرفتی نداشته باشد، او را توانایی و قدرت بر «رفتن» نیست؛ چه اینکه سیر و سلوک هم منازل معرفتی – نظری و هم مقامات علمی – سلوکی دارد و تا وقوف و بصیرت به منازل، معرفتی حاصل نگردد، ورود به منازل علمی و مقامات معنوی که منشأ فتوحات غیبی، است ممکن نخواهد شد. به علاوه، در مقامات عملی نیز بایسته عقلی و شایسته معرفتی است که به مقدمات، مقارنات، مؤخّرات و عوامل و موانع سلوک آگاهی دقیق پیدا کند. عارف شیراز سروده :
گرچه راهی ست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود اَرْ واقف منزل باشی
البته این بصیرت می تواند آهسته آهسته از معرفت های حصولی و مفهومی، به معرفت های شهودی و حضوری تبدیل شود و سالک در طیّ طریق الهی و سلوک عرفانی، به مرتبه ای راه یابد که در اثر حبّ و عبودیت الهی، زمام و تدبیر امورش را «حقیقه الحقایق» بر عهده گیرد و در ژرفای عقلش با او سخن گوید: «وکلّمهم فی ذات عقولهم»۱ و عقل عاشقانه و عرفانی به او هدیه کند که در حدیث معراج آمده است: «ولاستغرقنّ عقله بمعرفتی و لأقومنّ له مقام عقله»۲ که عقل غرق در دریای معرفت الهی شده و خدا او را به ساحل وحدت و درگاه و بارگاه شهود رهنمون شود و «خرد خام» را به «میخانه» برد و او را از خامی به پختگی و سوختگی و گداختگی تعالی دهد و عقل با ره توشه می معرفت، منزل به منزل و شهر به شهر تا شبستان شهود پرواز کند:
نهادم عقل را ره توشه از می
ز شهر هستی اش کردم روانه
بنابراین معرفت به مبانی علمی سیر و سلوک الی الله «شرط لازم» جدانشدنی است و البته در هر مرتبه و درجه وجودی، معرفت مناسب با آن ضرورتی اجتناب ناپذیر است تا سالک قرآنی از خدا جز خدا نخواهد: «قل الله ثمّ ذرهم»۳. این مسیر، الله شناسی و اسماء الله شناسی می طلبد و انسان تا معرفت به الله نیابد، همواره در جستجوی اموری کوچک چون حور و قصور و بهشت باقی خواهد ماند و از انس با محبوب و بهشت لقا محروم خواهد شد و همّت های او صرف رفتن به بهشت و رهیدن از جهنم می شود. پس او همت های معرفتی و سلوکی خویش را باید بالا برد و به «رضوان الله» و «لقاء الله» اندیشید:
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نیز فرمود: «المرء یطیر بهمته». ۴پس، از تو حرکت و از خدا برکت: «اقرأ وارق».۵
ضرورت خودشناسی
ضرورت خودشناسی و خودسازی امری عقلانی و برهانی، و حقیقتی شهودی و عرفانی است. تا انسان چیستی و کیستی خویش را نیابد و نسبت و رابطه اش را با عالم وجود و مبدأ عالم ادراک نکند، نمی تواند در جاذبه لقاء الله قرار گیرد و از آنجا که طریق عملی فقط آغاز حرکت به سوی «لقاء الله» است پس بر اهل معرفت لازم است که از خود تا خدا حرکت کند یعنی حرکتی از خودِ فروتر و دانی به خودِ فراتر و عالی. به تعبیر استاد شهید مطهری: «هر موجودی در مسیر تکامل فطری خودش که راه کمال را می پیماید، در حقیقت از «خود» به «خود» سفر می کند؛ یعنی از خودِ ضعیف به سوی خودِ قوی می رود. انحراف هر موجودی از مسیر تکامل واقعی، انحراف از خود به ناخود است».۶
بنابراین معرفت نفس، دریافت الهی و نقطه عطف سیر و سلوک به سوی خداست که آموزه های قرآنی به طور مستقیم و غیر مستقیم دالّ و ناظر بر آن است و یکی از راه های عظیم و عزیز معرفت به خدا و توحید الهی، همانا سیر در آیات انفسی و مشاهده درون خود است: «و فی أنفسکم أفلا تبصرون»۷، «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ».۸ به تعبیر آیت الله جوادی آملی: «آیات کریمه فوق در راه های خداشناسی به منزله متن است و سایر ادلّه قرآنی و روایی به منزله شرح آن».۹
عرفان به نفس، عرفان به خدا
در حدیث نبوی وارد شده که: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه».۱۰ حال سؤال این است که آیا معرفت نفس از سنخ معرفت حصولی و عقلی است یا معرفت حضوری و شهودی؟ و اگر معرفت نفس از سنخ حضوری – شهودی باشد، چگونه باید تفسیر شود؟ زیرا قرائت ها و تفسیرهای مختلفی از آن وجود دارد.
در تفسیر حدیث یاد شده، برخی «طریق فلسفی» را در پیش گرفته و گفته اند که انسان باید سنخیت وجودی خویشتن را توأم با تصورات، قوای وجودی و مراتب هستی اش درک و دریافت کند و می توان نفس و قوای آن را از رهگذر و روش وحدت و کثرت و کثرت در وحدت شناخت البته طریق حصولی و فلسفی، مفید و لازم است، اما کافی و تمام نیست و شرط لازم سیر و سلوک الی الله در جهت و معرفت به توحید و لقای ربّ است و حتی معرفت نفس حضوری و شهودی، با تفسیر فلسفی و بازگشت دادن مسئله به «برهان علیت» بر محور حکمت متعالیه تمام نیست، اگر چه بسیار نزدیک به قرائت عرفانی است، لکن در حدیث مشهور نبوی لفظ «معرفت» به کار رفته، نه الفاظی دیگر که حکایت از «دریافت عینی و شهودی» می کنند و نه مقدمات فلسفی و تفسیرهای فلسفی؛۱۱ زیرا در معرفت شهودی و درک و دریافت درونی و وجودی، حجاب های ظلمانی برداشته می شود و زمینه های معرفت ربّ آن هم معرفت توحیدی فراهم می آید و سپس حجاب های نورانی نیز یکی پس از دیگری برداشته و زدوده می شود. به تعبیر مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی: «برادر من، اگر همّت داری که از اهل معرفت شوی و انسان بشوی، بشر روحانی باشی، سهیم و شریک ملائکه باشی و رفیق انبیا و اولیا: باشی، کمر همّت به میان زده و از راه شریعت بیا و مقداری از صفات حیوانیت را از خود دور کن و متخلّق به اخلاق روحانییّن باش، راضی به مقام حیوانات و قانع به مرتبه جمادات نشو، حرکتی از این آب و گل به سوی وطن اصلی خود که از عوالم علیّین و محل مقرّبین است بِکُن، بلکه نفس خود را بشناسی بالکشف و العیان؛ به حقیقت این امر بزرگ نائل باشی که شناختن آن، راه شناختن خداوند جلّ جلاله است: چنانچه در روایت است که: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه»۱۲ پس دو راه کلی و کلان در شناخت خود یا خودشناسی وجود دارد:
الف) راه مفهومی، حصولی و عقلانی که انسان با تفکر در ذات و صفت و افعال خود به ذات و صفات و افعال مبدأ هستی پی ببرد که قرین و شبیه به سیر آفاقی است و پیام جامع و مشترک دارند.
ب) راه حضوری و شهودی – عرفانی که سالک این طریق از راه تهذیب نفس، طهارت درون و صفای باطن با چشم دل به مشاهده جمال و جلال الهی می نشیند که ابزار آن «دل»، روش آن تهذیب و تزکیه، و غایت آن شهود ربّ است. به تعبیر استاد جوادی آملی: «در راه انفس و سفر نفسانی انسان، مانند سیر و سفرها، مسافت، راه سرعت و سبقت وجود دارد که در قرآن کریم از آنها با تعبیر های مختلفی مانند صراط، سبیل، صیرورت، سرعت و سبقت یاد شده است».۱۳
آری، آیاتی در قرآن است که حرکت و سیر آفاقی و بیرونی را به «سیر» تعبیر کرده است: «أَوَلَمْ یَسِیرُوا فِی الأرْضِ»۱۴ و حرکت و سیر انفس درونی را به «صیر» به معنای متحول گردیدن، تحول نهادی و درونی تعبیر فرمود: «ألا إلی الله تصیر الأمور». ۱۵
سیر انفسی و معرفت نفس شهودی ویژگی هایی دارد که به برخی از آنها اشاراتی خواهد شد:
۱) وحدت سالک و مسلک؛ یعنی انسان، هم رونده و هم مسافت و هم راه. و از خود و در خود به سوی خدا در صیرورت جوهری و تحول درونی است.
۲) وحدت مبدأ و مقصد، به این معنا که مبدأ فاعلی سیر الی الله «خدا» و مقصد نهایی سیر الی الله نیز خداست؛ زیرا دیدگاه قرآن کریم در حرکت صحیح و صیرورت صادق این است که، «خدا» همه شئون وجودی سالک از سلوک تا شهود را تدبیر و هدایت می کند و در عرفان عملی قرآنی، «توحید افعالی»، «توحید صفاتی» و«توحید ذاتی»، اصالت دارند و غایت نیز فقط خداست و بس:
ماییم و رخ یار دل آرام و دگر هیچ ماراست همین حاصل ایّام و دگر هیچ
بنابراین سالک با نام و یاد و یاری خدا، حرکت می کند و از این رو، یاد خدا، از اول تا آخر و در ظاهر و باطن و خلوت وجلوت و بدایت و نهایت سیر و سلوک، یک «ضرورت» است و فرمود: «إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ»۱۶ ؛ زیرا «هُوَ الأوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ».۱۷
۳) زاد و توشه سیر و سلوک درونی تنها «تقوای الهی» است که البته مراتب و درجاتی دارد و هر مرحله و مقام، تقوای خاص به خود را می طلبد. قرآن کریم فرمود: «وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی»۱۸ یا فرمود: «وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ»۱۹ که تقوای الهی حرکت بر مدار الهی و صیانت نفس و تنها خدا را محور و ملاک همه چیز دانستن است و در صفت تقوا و پارسایی، همه خوبی ها و کمالات قرار دارد.
۴) مرکب سیر و سلوک بر اساس روایتی نغز و پرمغز از امام حسن عسکری علیه السلام ، شب زنده داری و سلوک در سحر است و سحر اسراری دارد که صاحبان سر، اسرار آن را نیک می دانند و می یابند. فرمود: «إن الوصول إلی الله عز و جل سفره لا یدرک إلّا بامتطاء الّلیل».۲۰ در حدیث یاد شده سخن از وصول و شهود الهی است که با سفر معنوی و سلوک باطنی تحقق می یابند و امکان وصول را متفرع بر «امتطاء» یا مرکب گیری که سحرخیزی و عبودیت شبانگاهانه است، شمرده اند.
نتیجه آنکه عرفان به نفس، ممکن است، نه محال، و بهترین ونافع ترین راه، سیر به سوی خداست که در احادیث دیگری نیز از آن سخن به میان آمده؛ مثلاً حضرت علی علیه السلام فرموده: «معرفه النّفس انفع المعارف»۲۱ یا فرموده: «أفضل المعرفه معرفه الانسان نفسه».۲۲ یا از حضرت رسول۶ سؤال شد: راه معرفت حق چگونه است؟ فرمود: معرفت نفس: «کیف الطریق إلی معرفه الربّ؟ فقال: معرفه النفس».۲۳ در تعریف روایی و وحیانی عرفان آمده است: «العارف من عرف نفسه فأعتقها و نزّهها عن کل ما یبعدها»۲۴ که عرفان به نفس و آزاد سازی نفس از همه موانع و علایق یا رسیدن نفس به آزادی حقیقی که آزادی درونی و معنوی است «عرفان اسلامی یا وحیانی و علوی» است تا انسان از «خود طبیعی» به خود انسانی و ملکوتی راه یابد و در دل ح
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 