پاورپوینت کامل راهبرد تحول اخلاقی و معنوی(بخش ششم( ۸۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل راهبرد تحول اخلاقی و معنوی(بخش ششم( ۸۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل راهبرد تحول اخلاقی و معنوی(بخش ششم( ۸۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل راهبرد تحول اخلاقی و معنوی(بخش ششم( ۸۴ اسلاید در PowerPoint :
در شماره های پیشین راهبرد تحول اخلاقی را توصیف کردیم.
ابتدا مطالب گذشته را به صورت خلاصه گرد می آوریم، تا نقد و بررسی آن ها ساده تر باشد و ضمن جمع بندی، این بحث را در این شماره به اتمام می رسانیم.
۱. تربیت و تحول در جان انسان، نیازمند تمرکز ذهنی و روانی است.
۲. شایسته است این تمرکز ذهنی و روانی، صرف موضوعی شود که تأثیر بیشتری در شخصیت انسان دارد. به این ترتیب فعالیت های تربیتی، بهینه و بهره ورانه خواهد شد.
۳. در پاسخ به این سؤال که موضوع این تمرکز چیست، رویکردهای تربیتی فراوانی پدید آمده است.
۴. برخی از این رویکردها عبارتند از:
تمرکز بر اخلاق اجتماعی
* مردانگی و پرهیز از نامردی: اخلاق فتوت و آیین جوانمردی
* مهرورزی و محبت: اخلاق مسیحی
* اصلاح گری، روح حماسی و انقلابی
تمرکز بر اخلاق بندگی
* ارتباط با خدا: اخلاق دعایی مناجاتی
* معرفت خدا (ایمان): عرفان
تمرکز بر اخلاق فردی
* کرامت نفس
* خودشناسی
* اعتدال نفس
* اراده
* عمل
* غفلت زدایی و هشیارسازی (یقظه)
* عقل
تمرکز بر اخلاق ولایت
* ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام
*توسل
* مهدویت
اینک به این گزاره ها نیز به عنوان چند گزاره مفروض، نظر کنیم:
۱. نقطه تمرکز در تربیت، نقطه ای محوری است که بیشترین تأکید را در زمان مشخصی دریافت می کند. اگر بر یک نقطه تأکید کردیم، به این معنا نیست که نقاط دیگر -دست کم به صورت طولی- مورد توجه قرار نمی گیرد. نقطه تمرکز، اهتمام اولیه مربی را نشان می دهد. سزاوار است که در مقام تربیت از اولویت های بعدی نیز پرسش شود.
برای آنکه همه این مطلوبیت ها در شاکله شخصیتی متربی پدید آید، لازم است در زمان های متوالی و به صورت پی گیر بر هر یک از آن ها اهتمام ویژه و تمرکز شود؛ یعنی به جای تأکید بر یک راهبرد، به سوی یک نقشه راهبردی می رویم و بر اساس آن نقشه استراتژیک -که نظام تربیت نام دارد- حرکت گام به گامی را آغاز می کنیم. هر گام را با ایجاد تمرکز ذهنی و روانی، به استحکام و اتقان بر می داریم؛ بدین ترتیب نیاز به تدوین نظام تربیتی آشکار می شود. این نظام تربیتی، دالان حرکت به سوی آن الگوی جامع و برنامه زمانی تحصیل آن ارزش ها است. این برنامه، صرفا نقشه نظری حرکت ما است و استراتژی ما را نشان می دهد.
به سوی کشف نظام تربیت اخلاقی
مناسب است پیش از ادامه بحث، مفهوم نظام و مصادیق آن را بیشتر بررسی کنیم.
اگر فهرستی از فضایل و رذایل یا خوب و بدها در اختیار داشته باشیم، به صورت های مختلف می توانیم آن ها را آرایش دهیم؛ برای مثال می توانیم یک فهرست الفبایی از آن ها پدید آوریم. همچنین می توانیم بر اساس مناسبات مصداقی، آنان را دسته بندی کنیم. مناسبات مصداقی ـ چنانچه در علم منطق آمده ـ به «تساوی»، «عموم و خصوص مطلق»، «عموم و خصوص من وجه» و «تباین» منحصر است. با توجه به این نسبت های چهارگانه می توان انبوه رفتارهای اختیاری و ویژگی های شخصیتی را در گروه های مادر جای داد و تصویر روشن تری از هرم ارزش های اخلاقی به دست آورد؛ برای مثال تهمت، از مصادیق غیبت است و غیبت، از مصادیق ظلم به شمار می رود. مفهوم ظلم همچنین شامل دزدی، اکل مال یتیم، حرام خواری، فریب و همسایه آزاری نیز هست و. .. به این ترتیب می توان به نمودار درختی یا طرح مخروطی ارزش ها دست یافت.
این دو روش، در نهایت به بازآرایی ارزش ها یا ارائه نظام ارزش ها خواهد انجامید و تصویر روشن یا جامعی از فهرست ارزش ها و جایگاه آنان به دست می دهد. پس از دست یابی به چنین فهرستی، در مرحله بعد لازم است چگونگی ایجاد این ارزش ها در نفس انسان را بکاویم. ۱این کاوش به کشف نظام تربیت اخلاقی می انجامد.
تربیت، فرایند تحول انسان و حرکت او از صورت موجود به وضعیت مطلوب است. اگر آرایش ارزش ها بر اساس ترتیب پیدایش آن ها در جان انسان باشد، نظام تربیت به دست آمده است. نظام تربیت اخلاقی، نظم حاکم بر فرایند تحول اخلاقی را عرضه خواهد کرد.
نظام ارزش ها بیان می کند چه چیزی خوب و چه چیزی خوب تر است. یا چه چیزی بد و چه چیزی بدتر است و چه رابطه مفهومی یا مصداقی میان آنان برقرار است؟ اما نظام تربیت باید بیان کند که برای تربیت انسان، تحقق یک ارزش بر تحقق کدام ارزش، مقدم یا متوقف است؟ پیدایش ارزش ها چه ترتیبی دارد و از چه کانالی می گذرد؟ ما در این بحث به دنبال نظام تربیت هستیم، نه نظام ارزش ها.
نظام تربیت دستورالعمل قدم به قدم تربیتی است که راهنمای اقدامات تربیتی مربی در مراحل مختلف قرار می گیرد و می تواند به صورت لحظه به لحظه، معیار حرکت تحولی باشد. مربی اگر چنین نقشه راهی در اختیار داشته باشد، می تواند در ارتباط با متربی، به سرعت موقعیت خود را بیابد و بهترین تصمیم را اتخاذ کند.
با این نگاه، اگر یک الگوی فراگیر تربیت پدید آوریم، چه بسا همه رویکردهای تربیتی پیش گفته یا بیشتر آن ها به رسمیت شناخته شود و در یک الگوریتم جامع تربیتی، هر یک در جایگاه خاص خود قرار گیرد. این رویکردهای متنوع، مانعه الجمع نیستند. آنچه آن ها را مانعه الجمع می نمایاند، ادعای میدان داری انحصاری و بلامنازع آنان است و نیز لسان نفیی که در مدلول التزامی هر یک وجود دارد. اگر مرتبه و جایگاه این رویکردها را بیابیم، این لسان نفی، به حوزه و شرایط خاصی محدود می شود و سازشی بنیادین میان آن ها پدید می آید.
به بیان دیگر هر یک از رویکردهای گذشته، هدفی میانی برای تربیت اخلاقی و معنوی ارائه می دهند. راهبرد تربیت، راه رسیدن به این اهداف را نشان می دهد. به یک احتمال دیگر نیز باید توجه کرد و آن، اینکه پس از پذیرش اصل نیاز به این الگوریتم جامع تربیتی می توان فرض کرد که دالان حرکت تربیتی انسان ها واحد نباشد؛ یعنی حتی برای یک فرد هم بیش از یک خط سیر، وجود داشته باشد.
فرایند پیشنهادی
در اینجا باید طرحی ارائه شود که در آن، همه ارزش های انسانی به صورتی سازمان یافته و منسجم وجود داشته، ترتیب به دست آوردن آن ها نیز معلوم باشد. ارائه چنین طرحی بسیار دشوار است؛ اما خطوط کلی آن را می توان در چند قدم تعیین کرد. در این نوشته قدم های اولیه این روند ترسیم شده است.
قدم اول: ایمان و عمل
برترین ارزش، در دستگاه ارزشی اسلام، ایمان به خدا است. برتری ایمان در مقایسه با سایر ارزش ها، نه برتری نسبی که برتری رتبی است؛ یعنی همه ارزش های انسانی در پرتو ایمان به خدا شکل می گیرد و هیچ صفت خوب یا فعل ارزشمندی بدون ایمان معنا و ارزش ندارد. اگر ایمان را در رأس هرم خوبی ها قرار دهیم، می توانیم این هرم را تا به قاعده ترسیم کنیم؛ اما اگر ایمان را از رأس هرم برداریم، کل آن هرم فروخواهد ریخت. ایمان، کیمیای عمل و اکسیر روح بخش آن است.
اندیشوران بزرگ مسلمان در مقام استقصای گزاره های اخلاقی، محوریت را به ایمان داده و همه فضایل و رذایل را گرد ایمان آورده اند.کتاب کافی که بزرگ ترین و معتبرترین جامع حدیثی شیعه است تمام روایات اخلاقی را در کتاب الایمان و الکفر ذیل دو عنوان ایمان و کفر، جمع کرده است. در میان اهل سنت نیز کسانی مانند بیهقی در شعب الایمان و حسین بن حسن حلیمی در منهاج الدین فی شعب الایمان با استناد به حدیث معروف نبوی، ۲روایات اخلاقی را در بیان شاخه های ایمان به رشته تحریر درآورده اند.
هیچ عمل صالحی بدون ایمان منشأ ارزش نیست و انسان را رشد نمی دهد. اما اگر ایمان وجود داشته باشد، هر عمل صالحی ارزشمند است؛ زیرا موجب افزایش ایمان می شود.
إِلَیهِ یصْعَدُ الْکلِمُ الطَّیبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یرْفَعُهُ؛ ۳
سخنان پاکیزه به سوی او صعود می کند، و عمل صالح را بالا می برد.
با توجه به جایگاه انحصاری ایمان، در نظام ارزش های انسانی، می توان حدس زد که دستگاه تربیت نیز ایمان را به عنوان یک عنصر محوری و اصیل شناخته باشد. تفاوت نظام ارزشی با نظام تربیتی در این جا نمایان می شود که در نظام ارزشی، عمل صالح، ذیل ایمان قرار می گیرد؛ اما در نظام تربیتی، عمل صالح در عرض ایمان جای دارد. پیوند میان ایمان و عمل در مقام تربیت، بسیار وثیق است. عمل صالح، نشان صدق ایمان است و اگر ایمان بدان آراسته نباشد، ادعای صادقی نیست. آنکه ایمان دارد، لاجرم بر اساس آن عمل می کند و اگر از عمل برخوردار نباشد، ایمان پایداری ندارد. ایمان که منشا همه ارزش ها است، بدون عمل از بین می رود و صداقتی در آن نیست.
الْإِیمَانُ لَا یکونُ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ الْعَمَلُ مِنْهُ وَ لَا یثْبُتُ الْإِیمَانُ إِلَّا بِعَمَل؛۴
نظام ارزشی قرآن کریم، تک کانونی است؛ اما نظام تربیتی قرآن به وضوح، دوکانونی معرفی شده است؛ ایمان و عمل صالح. در قرآن کریم این دو عامل، برترین عوامل سعادت معرفی شده و با بیش از هفتاد بار تکرار متقارن، بیشترین تأکید و اهتمام را در میان مفاهیم تربیتی دینی دریافت کرده اند.۵
ظاهراً در مقام تربیت نباید میان ایمان و عمل صالح ترجیحی قائل شد؛ یعنی مقدار تأکید بر ایمان، معادل تأکید بر عمل صالح خواهد بود. اگر تأکید بر عمل بیشتر باشد، احتمال ظاهرگرایی و اکتفا به عمل خشک و بدون روح بالا می رود، از سوی دیگر اگر بر ایمان تأکید بیشتری شود، احتمال در افتادن به وادی عرفان های کاذب و تعطیل عمل صالح به بهانه داشتن دل پاک و رسیدن به حق، بالا می رود؛ از این رو در یک حرکت تربیتی متین باید ایمان و عمل صالح را به صورت کاملاً موازی و مساوی دنبال کرد.
بنابراین تلفیق ایمان و عمل صالح، نقطه عزیمت تربیت اسلامی و همان موضوع تمرکزی است که تاکنون به دنبال آن بودیم. نقطه عزیمت تربیت برخلاف برخی دیدگاه ها نه علم است، نه اخلاق و نه عمل.
در فرهنگ اسلامی، ضمن اعتراف به ارزش والای علم در پرتو ایمان، علم مهم ترین و کلیدی ترین عنصر تربیت به شمار نمی رود. هیچ یک از اخلاقیات -مثل شجاعت، جوانمردی، سخاوت، نظم، حیا، حکمت و حتی اعتدال قوای نفس که به عنوان قاعده زرین اخلاق معرفی شده است- نیز تاب تحمل این بار را ندارد؛ زیرا این صفات تا در پرتو ایمان قرار نگیرند و مصداق عبودیت پروردگار نباشند، ارزش ندارند. عمل بدون ایمان هم توصیه نمی شود. راه تربیت، از ترکیب مزجی ایمان و عمل صالح آغاز می شود و استراتژی تربیت را باید با یک رویکرد ترکیبی دنبال نمود. ترکیب ایمان و عمل صالح در لسان منابع دین با دو واژه غنی و سرشار تقوای الهی و عبودیت بیان شده است.
ظاهر دیدگاه برخی بزرگان مثل، مرحوم آیت الله بهجت تأکید بر عمل است؛ اما به خوبی روشن است که این تأکید در مقامِ تربیتِ مخاطب مؤمن در جامعه اسلامی، به تقویت ایمان او می انجامد؛ بنابراین راهبرد آنان در مقام تربیت، عمل محور است؛ اما نه عمل منهای ایمان؛ بلکه عمل بعد از ایمان مد نظر بوده است که از آن به عبودیت و تقوا یاد می شود.
تقوای الهی
نقش انحصاری تقوا در ارزش و کرامت انسان و کثرت استعمال این واژه و مشتقات آن (حدود ۲۵۰ بار) در قرآن کریم، بسیار معنادار و توجه برانگیز است. تقوا در نظام اخلاق قرآنی، حاصل ضرب ایمان و عمل صالح است که به صورت مکرر (بیش از هفتاد بار) به عنوان دو عامل سعادت معرفی شده است؛ یعنی تقوای قرآن، تقوای الهی و مابعد الایمان است و در آن بینش و گرایش و کنش، اشراب شده است. این تکرار و تأکید نیز معنادار است. در بادی امر به نظر می رسد که قرآن کریم، دو نقطه کانونی برای تربیت معرفی کرده است؛ ولی تقوا به نحو شگفت انگیزی این دو عامل را ترکیب کرده و یک پارچه عرضه می کند.
تقوا از حیث مفهوم، در فرهنگ اخلاقی اسلام بسیار غنی است. توجّه به متعلّق تقوا در آیات قرآن کریم ضرروی است. در غالب آیات قرآن، واژه «تقوا» با نام «خدا» همراه شده و از انسان ها «تقوای الهی» خواسته شده است:
«وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکم تُفلِحون»۶، «فَاتَّقُوا اللهَ وَ أطیعونِ»۷، «اعبدوا الله و اتقوه»۸
تقوای مورد نظر قرآن، تنها تسلطّ بر خویش نیست. قدرت اراده و تسلط بر کشش ها و امیال، در مرتاضان هندی و برخی عرفان های انحرافی نیز دیده می شود. مهم، تسلط بر خویش و مهار خواسته های درونی برای اجرای امر پروردگار و جلب رضایت او است. قرآن کریم همین افزوده را در مخالفت با نفس نیز چین بیان کرده است:
مخالفت با نفس اگر برخاسته از خوف مقام پروردگار باشد، بهشت را به ارمغان می آورد ۹وگرنه به تنهایی موضوعیت ندارد.
بنابراین تقوا در فرهنگ قرآن، دو عنصر اساسی دارد؛ یکی تسلط بر خود و دیگری ملاحظه حضور خدا؛ بنابراین گرچه ابتدا تقوا را از رویکردهای عمل محور برشمرده ایم؛ ولی پس از غنی سازی مفهومی تقوا نباید از تفاوت آشکار آن با اراده و جهاد با نفس در اشراب ایمان به خدا و توجه به حضور او غفلت کرد.
به تعبیر دیگر کلیدواژه تقوا میان رویکردهای تربیتی عمل محور و رویکردهای تربیتی اخلاق بندگی، آشتی ایجاد می کند و وجه جمع رضایت بخشی برای آنان به شمار می رود. می توان تأکید برنامه های تربیتی را روی عنصر تقوا متمرکز کرد.
امیرالمؤمنین علیه السلام: التقی رئیس الاخلاق؛۱۰
تقوا، سرکرده و رئیس اخلاق است.
در روایات معصومان علیهم السلام
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 