پاورپوینت کامل قله نشینان معرفت؛ هاتف توحید (بخش سوم) ۵۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل قله نشینان معرفت؛ هاتف توحید (بخش سوم) ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قله نشینان معرفت؛ هاتف توحید (بخش سوم) ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل قله نشینان معرفت؛ هاتف توحید (بخش سوم) ۵۳ اسلاید در PowerPoint :
بررسی ابعاد علمی و معنوی شخصیت آیت الله حاج شیخ عباس هاتف قوچانی رحمه الله
اشاره
در دو شماره گذشته، در ادامه بررسی زندگی و ابعاد شخصیتی عالمان ربانی و اسوه های اخلاقی، به شخصیت علمی آیت الله شیخ عباس قوچانی رحمه الله وصی آیت الله قاضی طباطبایی رحمه الله پرداختیم و سپس چگونگی آشنایی وی با استاد سلوکی خود را بیان کردیم. در این شماره و در قسمت پایانی بررسی ابعاد شخصیتی ایشان، به بیان برخی سجایای اخلاقی و سبک تربیتی آن عالم فرزانه می پردازیم.
سجایای اخلاقی
یکی از امتیازات اولیای خدا، مزین بودن به مکارم اخلاق و سجایای نیکو است. مرحوم آیت الله قوچانی نیز صفات و سجایای ستوده ای داشته که در اینجا به عنوان مشتی از خروار به برخی اشاره می کنیم:
۱. بی ادعایی و تواضع
یکی از ویژگی های ممتاز آیت الله شیخ عباس هاتف قوچانی، تواضع و بی ادعایی او بود. از نظر آیت الله انصاری همدانی رحمه الله همین خصوصیت، دلیل انتخاب وی به وصایت آیت الله قاضی بود. حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمود قوچانی نقل می کند:
ایشان[آیت الله قوچانی] مکرر در جلسات، قضیه انتخاب خود به وصایت آقای قاضی را نقل می فرمودند و می گفتند: «من تعجب کردم که چطور مرحوم آقای قاضی علی رغم اینکه در میان شاگردانشان کسانی بودند که خیلی مقامات عالی را طی کرده بودند و با اینکه دست من خالی است، من را وصّی خود قرار داده اند».
بعد از فوت مرحوم ابوی، قضیه ای را دو نفر برای من نقل کردند؛ یکی مرحوم آقای عبدالحسین معین شیرازی رحمه الله و یکی هم آقای شیخ صدرالدین حائری، اخوی امام جمعه[سابق] شیراز. این دو بزرگوار، جداگانه این قضیه را نقل کردند که یک شب خدمت مرحوم آقای انصاری در همدان بودیم و آنجا صحبت از ابوی شما شد. گفتیم آقای شیخ عباس قوچانی می گویند: «من تعجب می کنم که چرا مرحوم آقای قاضی مرا وصی قرار دادند علی رغم اینکه میان شاگردانشان افراد برجسته ای بودند و من دست خالی؟» آقای انصاری فرمودند: «نکته اش همین جاست که ایشان ادعا ندارند».[۱]
همچنین فرزند ایشان نقل می کند:
ایشان خیلی استنکاف داشتند از اینکه کسی مثلاً حتی دستشان را ببوسد. یادم می آید یکی از رفقا که هم سن من بود و از ایران آمده بود، یک روز بعد از ظهر آمد منزل ابوی. تا وارد اتاق شدند، ابوی که بلند شده بودند، افتاد به پاهای ایشان. من هیچ وقت ابوی را این طور متغیر و ناراحت ندیده بودم. آن چنان غضب کرده و به او تشر زدند و به او گفتند: «از این غلط ها دیگر نکن» و خیلی ناراحت شدند.[۲]
۲. بی اعتنایی به کرامات
یکی از ویژگی های اولیای الهی، بی رغبتی به کرامات و امور غریبه است. آنچه که اینان را شیفته خود کرده و شب و روز در پی آنند، توجه تام به خدا و بریدن از ما سوی الله است. آری؛ اینان شیفتگان واقعی توحید هستند. آیت الله قوچانی نیز از اولیای الهی است که ابداً به دنبال به دست آوردن کرامات نیست. یکی از شاگردان او می نویسد:
آقای حاج شیخ عباس قوچانی در سال های آخر عمر، آنچنان متوجه خدا و منصرف از غیر خدا بود که اصلاً نمی شد در نزد ایشان سخن از غیر از خدا زد؛ مثلا اگر شخصی نزد ایشان می گفت: می خواهم فلان عمل عبادی را برای فلان حاجت انجام دهم، ناراحت می شد و با تندی خاصی به فرد گوینده تفهیم می کرد که مقصد و مقصود، فقط باید خدا باشد و بس.[۳]
ایشان به معنای واقعی، شیفته توحید و علم خداشناسی بود. از آیت الله نجابت چنین نقل شده است:
آیت الله شیخ عباس قوچانی تشریف آوردند شیراز. چند روز میهمان بودند. ایشان با اینکه در عصر مرحوم آقای قاضی… [به بالاترین مقامات معنوی نرسید] فرمود: «اگر آنچه بزرگان علوم رسمی صورتاً و سیرتاً [دارند] به من بدهند و بگویند معلوماتت را بده و این چیز ها را بگیر، اصلاً حاضر نیستم چنین کنم». یعنی ایشان به قدری از نتیجه علم خداشناسی بهره مند شده بود که[با اینکه] هنوز به مرتبه علیا نرسیده بود، می فرمود: این علم را رها نمی کنم؛ چون می دانم هر جا بروم، این علم برایم نافع است؛ در برزخ بروم، نافع است؛ در قیامت بروم، نافع است؛ خدمت حضرات معصومین(علیهم السلام) بروم، نافع است؛ هرجا بروم، اگر راهم ندهند، روشنایی دارم. و ثانیاً باز می دانم که در اثر این علم، راهم می دهند. البته این مربوط است به پنج، شش سال قبل از رحلت آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی. چنان که نقل شده، آیت الله قاضی وعده شرب حقیقی[= رسیدن به بالاترین مقامات معنوی] را در سال های پایان عمر، هنگامی که در تنهایی و غربت به سر می برد به ایشان داده بودند.[۴]
و همین شیفتگی مرحوم قوچانی به توحید ناب بود که او را از هر چه غیر اوست بی رغبت کرده بود، حتی اگر کیمیا باشد:
بعد از مرگ استاد[= آیت الله قاضی] شخصی به جلسات آقای قوچانی آمده، شیفته ایشان می شود. او دارای علوم غریبه، علم جفر و رمل و اسطرلاب و… بود. یک شب خدمت آقای قوچانی عرض می کند: «من مدت هاست دنبال کسی می گردم که این علوم را به او و اگذار کنم و الآن شما را دیدم و می خواهم این علوم را به شما بدهم». آقای قوچانی می فرماید: «من هیچ کدام از این ها را نمی خواهم، هیچ کدام را نمی خواهم». آن مرد خیلی جا می خورد و گویی آب سردی بر سرش ریخته باشند که چطور ممکن است این مسائل به این مهمی آن قدر برای ایشان بی ارزش باشد؟![۵]
۳. صبر و قناعت
زمانی که آیت الله شیخ عباس قوچانی برای تحصیل به نجف می روند، با حکومت رضا خان در ایران مصادف بوده است. بعد از روی کار آمدن پهلوی، ارتباط نجف با ایران قطع شد و حتی زوار هم به سختی می توانستند به عتبات بروند. آیت الله قوچانی نقل می کنند:
پدر ما در اطراف قوچان زمین داشت، و هر پنج – شش ماهی برای ما پول می فرستاد؛ اما وقتی روابط ایران و عراق قطع شد، دو سالی پول برای ما نرسید و احدی از علمای نجف شهریه نداشتند. فقط آسید ابوالحسن[۶] یک نان عمومی به همه می داد، و ما فقط همان روزی سه نان را داشتیم. البته کسبه نجف حق بزرگی به گردن حوزه داشتند؛ چرا که ما طلبه ها از آن ها که جنس می گرفتیم، آن ها در دفتر، یادداشت می کردند، و تا یکی دو سال هم آن را مطالبه نمی کردند و این کمکی بود برای بقای حوزه. تقریباً همه اهل علم نجف، مبتلا به قرض بودند و زندگی شان همین طور اداره می شد.
من هم همین طور از کسبه، نفت و قند و چای و شربت سکنجبین نسیه می گرفتم. صبح ها چای درست می کردیم و با نان می خوردیم و ظهر و شب هم فقط شربت سکنجبین. حتی در تابستان، پول یخ هم نداشتیم و دو سال این وضعیت ادامه داشت. در آن زمان یک فلس که از یک ریال هم کمتر بود، پول در جیب ما نبود و یک بار هم در ذهن ما خطور نیامد که این، چه زندگی ای است؟ و این از قدرت روحی آقای قاضی بود که ما را این طور نگه می داشت.[۷]
سجایای اخلاقی شیخ هاتف از نگاه دیگران
بهتر آن باشد که سرّ دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
ویژگی های ممتاز اخلاقی آیت الله شیخ عباس قوچانی را می توان در کلام برخی از مرتبطان و شاگردان ایشان دید؛ از این رو برای نمونه مواردی ذکر می شود:
حضرت آیت الله شیخ محمد ناصری حفظه الله
زیاد اصرار داشتند که اعمالتان لله باشد و برای خدا انجام بدهید. خیلی کتوم بودند و از خودشان ابداً اظهار و ادعایی نداشتند. ایشان تعبیرشان این بود که بعضی از شب ها که پدر عیالشان، آقا شیخ احمد آقا می آمدند آنجا می خوابیدند، نمی خواستم ایشان متوجه بشوند که من قبل از اذان بیدار می شوم. این اندازه مخفی می کردند مستحباتشان را. تواضع ایشان خیلی فوق العاده بود و خیلی متواضع بودند. با علمیتی که ایشان داشتند و مجتهد مسلم بودند، به اشخاص کوچک و بزرگ، سلام می کردند.[۸]
مرحوم سید حسن قاضی، فرزند آیت الله قاضی رحمه الله
شیخ عباس قوچانی، علاوه بر مقام علمی و فقهی، عارف و زاهدی بود به دور از هوا وهوس ها و تمایلات نفسانی. همیشه مشغول کار و اوراد خود و بسیار در تفکر و سکوت های طولانی بود. کمتر شخصی را در مقام ایشان دیده بودم که این طور به خود و تهذیب خود پرداخته باشد. اولین بار که ایشان را دیدم، ملاحظه کردم که از شدت حیا، نگاه طولانی به دیگران نمی اندازد. هرگاه احساس کند از عهده پاسخ دادن برمی آید، فوراً پاسخ می دهد، در غیر این صورت ت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 