پاورپوینت کامل آهنگ کلام در غزلیات ‏امام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آهنگ کلام در غزلیات ‏امام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آهنگ کلام در غزلیات ‏امام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آهنگ کلام در غزلیات ‏امام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۶۹

شناخت اوزان مطرح در شعر پارسی و شیوه تقطیع عروضی آنها از دشوارترین و در عینحال فنی‏ترین و اساسی‏ترین مباحث عروضی است که از دیرباز مورد عنایت اهل ادب قرارداشته‏است.

«آهنگ» از عناصر ذاتی شعر به شمار می‏رود و حتی شعر «نیمایی» از این اصل کلی مستثنانبوده و نیست.

هر شاعری بنابه دلایلی که پرداختن به آنها در حوصله این مقال نمی‏گنجد – گرایشبیشتری به برخی از «اوزان عروضی» از خود نشان می‏دهد که می‏تواند در آشکار کردن چهرهاحساسی شاعر به ما کمک نماید، ولی اغلب از چشم تیزبین صیرفیان سخن پنهان می‏ماند.

این چهره مستور را می‏توان در پرده‏های آهنگین شعر به تماشا نشست وطراوت‏ها و ظرافت‏های روحی و عاطفی شاعر را دریافت. «بحورالالحان» فرصت شیرازی ازامّهات مراجع پارسی در شناخت «لطایف اوزان عروضی» و نحوه تأثیرگذاری آن‏ها درشیفتگان غزل پارسی است که متأسفانه کمتر مورد عنایت اهل ادب قرار گرفته‏است.

هر «آهنگ عروضی» زبانی دارد و شاعری می‏تواند با «اوزان عروضی» ای همزبانی کند کهالفبای آن را کشف کرده‏باشد. اگر غالب غزلیات لسان الغیب حافظ شیرازی در برقراریارتباط با شیفتگان غزل پارسی، موفق است، به خاطر آشنایی کامل این شاعر آسمانی با «زبانآهنگ» و «موسیقی واژه‏ها» است.

اگر شعر را به «تارسخن» تشبیه کنیم، «آهنگ» نهفته در آن را باید به «پودسخن» همانندسازیم که آن‏چنان در هم تنیده شده‏اند که جداسازی آنها امکان پذیر نیست، و همان گونه که«تار» بدون «پود» و «پود» بدون «تار» کارآیی لازم را ندارد، شعر بدون «آهنگ» نیز از مقوله«تافته‏های جدابافته»یی است که خریدار چندانی نداردو در برقراری ارتباط بامخاطبان خود با«مشکل اساسی» رو به‏رو است.

«اوزانی» که طبیعت «محزون» دارند فقط می‏توانند با موسیقی واژه‏هایی که فطرتی«غمگنانه» دارند، هماهنگی «صوری» و «معنوی» داشته باشند و «اوزان شاد» نیز در جستجویکلماتی هستند که هم در «لفظ» و هم در «معنی» از چنین استعدادی برخوردارند.

کم نیستند شاعران نام آشنایی که به خاطر عدم شناخت «زبان موسیقی» اوزان عروضی و«فطرت احساسی» آنها، آثارشان از ادامه حیات بازمانده و به تدریج به دست فراموشی سپردهشده است.

به هر روی، از اوزان عروضی غزلیات هر شاعری، می‏توان به «حساسیت»های ذوقی او پیبرد و اگر التفات شاعر به یک یا چند «بحر عروضی» بیشتر از سایر اوزان باشد، نشانه کشش«احساسی» او به «زبان» و «آهنگ» خاص و مورد علاقه ویاست وبا شناخت این دو می‏توان به «راز» شاعر پی برد، رازی که ریشه در علایق «ذوقی» وچند و چون حالات «عاطفی» او دارد.

از نگارنده خواسته شد تا در مورد غزلیات امام مطلبی بنویسم که کمتر مورد التفات قرارگرفته باشد و انتخاب عنوان: آهنگ کلام در غزلیات امام، راه دشواری را در پیش روی نگارندهاین سطور گشود.

لذا با بضاعت مزجاتی که در خود سراغ داشت و در حد حوصله این نوشتار، به معرفیغزلیات هماهنگ و «هم وزن» امام پرداخت تا در نهایت بتوان با عنایت به آمار به تفکیک«اوزان عروضی» – دست یافت.

غزلیاتی در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته‏اند که تعداد ابیات آن‏ها از پنج بیت کمترنیست تا اطلاق «غزل» به آن‏ها اشکالی نداشته باشد.

امید است که این تحقیق آماری، مورد اقبال شیفتگان غزلیات امام قرار گیرد و مبتدیانسخن را سودمند افتد.

الف = نام بحر : هزج مسدّس محذوف.

وزن بحر: مفاعیلن / مفاعیلن / فعولن.

تقطیع: – – U/- – – U/- – – U

غزل «بار امانت» با مطلع و مقطع:

غمی خواهم که غمخوارم تو باشیدلی خواهم دل آ زارم تو باشی

کشم بار امانت با دلی زارامانتدار اسرارم تو باشی(۲۱۶)

ب = نام بحر: هزج مسدّس اخرب مقبوض محذوف

بحر: مفعول / مفاعلن / فعولن

تقطیع: – – U/- U – U /U – –

۱ – غزل «تکرار مکررّات» با مطلع و مقطع:

ای وازده ! ترّهات، بس کنتکرار مکررّات، بس کن

تکرار مکررّات، بس کنتکرار مکررّات، بس کن(۲۱۷)

۲ – غزل «جلوه جمال» با مطلع و مقطع:

کوتاه سخن، که یار آمدبا گیسوی مشگبار، آمد

بگذار قلم، بپیچ دفترکوتاه سخن، که یار آمد(۲۱۸)

ج = نام بحر: هزج مسدس اخرب مقبوض

وزن بحر: مفعول / مفاعلن/ مفاعیلن

تقطیع:- – – U/- U – U/U – –

غزل «میلادگل» با مطلع و مقطع:

میلاد گل و بهار جان آمدبرخیز! که عید میکشان آمد

آماده امر و نهی و فرمان باشهشدار! که منجی جهان آمد(۲۱۹)

د = نام بحر: رمل مسدّس مخبون محذوف

وزن بحر: فاعلاتن / فعلاتن/ فعلن

تقطیع: – U U/- – U U/- – U –

۱ – غزل «جلوه دیدار» با مطلع و مقطع:

پرده برگیر که من یار توامعاشقم، عاشق رخسار توام

هر که بینیم خریدار تو استمن خریدار، خریدار توام(۲۲۰)

۲ – غزل«رازگشایی» با مطلع و مقطع:

بس کن این یاوه سرایی! بس کن!تا به کی خویش ستایی؟ بس کن!

خیل شیطان نبود اهل اللهای قلم! رازگشایی بس کن(۲۲۱)

ه = نام بحر: رمل مسدّس مخبون مقصور

وزن بحر: فاعلاتن / فعلاتن/ فعلات

تقطیع: – U U/- – U U/- – U –

غزل «سخن دل» با مطلع و مقطع:

عاشق دوست، ز رنگش پیداستبیدلی، از دل تنگش پیداست

راز عشق تو نگوید «هندی»چه کنم من؟ که ز رنگش پیداست(۲۲۲)

توضیح: آخرین رکن وزن این غزل (=پیداست) به جای «فعلات» از «فعلات» پیرویمی‏کند

و = نام بحر : خفیف مسدّس مخبون محذوف

وزن بحر: فاعلاتُن (=فَعِلاتُن)/ مفاعلُن/ فَعلْنُ (=فَعِلُنْ)

تقطیع:(- U U=)- -/- U – U/(- – U U=)- – U –

غزل «شرح پریشانی» با مطلع و مقطع:

درد خواهم، دوا نمی‏خواهمغصه خواهم، نوا نمی‏خواهم

همه آفاق روشن از رخ توستظاهری، جای پا نمی‏خواهم(۲۲۳)

توضیح: شروع وزن این غزل به جای «فَعِلاتُن» از «فاعلاتن» پیروی می‏کند و فراز پایانیآن به جای «فعلن» از «فعلن».

ز = نام بحر: رمل مثمن سالم

وزن بحر: فاعلاتُن/ فاعلاتُن/ فاعلاتُن/ فاعلاتُن

تقطیع: – – U -/- – U -/- – U -/- – U –

۱ – غزل «دریای هستی» با مطلع و مقطع:

در غم عشقت فتادم، کاشکی درمان نبودیمن سرو سامان نجویم، کاشکی سامان نبودی

عاشقم، عاشق که درد عشق را جز او نداندغرق بحر عشقم و چون نوح پشتیبان نبودی(۲۲۴)

۲ – غزل «محراب عشق» با مطلع و مقطع:

جز خم ابروی دلبر، هیچ محرابی ندارمجز غم هجران رویش من تب و تابی ندارم

من پریشان حالم از عشق تو و حالی ندارممن پریشان گویم، از دست تو آدابی ندارم(۲۲۵)

۳ – غزل «کاروان عمر» با مطلع و مقطع:

عمر را پایان رسیده، یارم از در درنیامدقصه‏ام آخر شد و این غصه را آخر نیامد

مردگان را روح بخشد، عاشقان را جان ستاندجاهلان را این چنین عاشق کشی باور نیامد(۲۲۶)

۴ – غزل «سایه عشق» با مطلع و مقطع:

بی هوای دوست ای جان دلم! جائی ندارمدردمندم، عاشقم، بی دوست درمانی ندارم

عاشقم، جز عشق تو در دست من چیزی نباشدعاشقم، جز عشق تو برعشق برهانی ندارم(۲۲۷)

۵ – غزل «مکتب عشق» با مطلع و مقطع:

آنکه‏دامن می‏زند برآتش جانم، حبیب استآنکه روزافزون نماید دردمن، آن خود طبیب‏است

موج لطف دوست در دریای عشق بیکرانهگاه در اوج فراز و گاه در عمق نشیب است(۲۲۸)

ح = نام بحر: رَمَل مثمّن مخبون مشعَّث مقصور

وزن بحر: فاعلاتُن/ فعلاتُن/ فعلاتُن/ فَعْلات

تقطیع: – -/- – U U/- – U U/- – U –

غزل «با که گویم» با مطلع و مقطع:

با که گویم غم دیوانگی خود، جز یار؟از که جویم ره میخانه، به غیر از دلدار؟

حالتی رفت ز دیدار رخش بر مستانمی‏نگویم به کسی جز صنم باده گسار(۲۲۹)

ط = نام بحر: رَمَل مثمَّن مخبون

وزن بحر: فاعلاتن/ فعلاتن/ فعلاتن/ فعلاتن

تقطیع: – – U U/- – U U/- – U U/- – U –

۱ – غزل «فراق یار» با مطلع و مقطع:

از تو ای می‏زده! در میکده، نامی نشنیدمنزد عشاق شدم، قامت سرو تو ندیدم

ای که روح منی، از رنج فراقت چه نبردم!ای که در جان منی از غم هجرت چه کشیدم!(۲۳۰)

۲ – غزل «محرم راز» با مطلع و مقطع:

در غم هجر رخ ماه تو، در سوز و گدازیمتا به کی زین غم جانکاه، بسوزیم و بسازیم

ساقی! از آن خم پنهان که ز بیگانه نهان استباده در ساغر ماریز، که ما محرم رازیم(۲۳۱)

ی = نام بحر: رَمَل مثمَّن محذوف

وزن بحر: فاعلاتن/ فاعلاتن/ فاعلاتن/ فاعلن

تقطیع: – U -/- – U -/- – U -/- – U –

۱ – غزل «دعوی اخلاص» با مطلع و مقطع:

گر تو آدم زاده هستی، علّم الاسما چه شد؟قاب قوسینت کجا رفته‏است؟ اَوْ اَدْنی چه شد؟

ماعر بیمایه! بشکن خامه آلوده‏استکم دلازاری نما، پس از خدا پروا چه شد؟(۲۳۲)

۲ – غزل «روز وصل» با مطلع و مقطع:

غم مخور! ایام هجران رو به پایان می‏روداین خماری، از سرما میگساران می‏رود

وعده دیدار نزدیک است، یاران! مژده بادروز وصلش می‏رسد، ایام هجران می‏رود(۲۳۳)

۳ – غزل «راز بگشا» با مطلع و مقطع:

مرغ دل پر می‏زند تا زین قفس بیرون شودجان به جان آمد توانش، تا دمی مجنون شود

گر ببارد ابر رحمت، باده روزی جای آبدشت‏ها سرمست گردد، چهره‏ها گلگون شود(۲۳۴)

۴ – غزل «شمس کامل» با مطلع و مقطع:

صف بیارائید رندان! رهبر دل آمدهجان برای دیدنش منزل به منزل آمده

غم مخور ای غرق دریای مصیبت! غم مخوردر نجاتت نوح کشتیبان به ساحل آمده(۲۳۵)

۵ – غزل «محراب اندیشه» با مطلع و مقطع:

بایداز آفاق و انفس بگذری، تا جان شویو آنگه از جان بگذری، تا در خور جانان شوی

این ره عشق است و اندر نیستی حاصل شودبایدت از شوق پروانه شوی، بریان شوی(۲۳۶)

یا= نام بحر: رمل مثّمن مقصور.

وزن بحر: فاعلاتن/ فاعلاتن/ فاعلاتن/ فاعلات

تقطیع: – – U -/- – U -/- – U -/- – U –

۱ – غزل «راه و رسم عشق» با مطلع و مقطع:آنکه سر در کوی او نگذاشته، آزاده نیستآنکه جان نفکنده در درگاه او، دلداده نیست

تا اسیر رنگ و بویی، بوی دلبر نشنویهر که این اغلال در جانش بود، آماده نیست(۲۳۷)

۲ – غزل «قصه مستی» با مطلع و مقطع:

آنکه دل خواهد، درون کعبه و بتخانه نیستآنچه جان جوید، به دست صوفی بیگانه نیست

قصه مستی و رمز بیخودی و بیهُشیعاشقان دانند، کاین اسطوره و افسانه نیست(۲۳۸)

۳ – غزل «میگساران» با مطلع و مقطع:

عاشقان روی او را، خانه و کاشانه نیست مرغ بال و پرشکسته، فکر باغ و لانه نیست

مست شو! دیوانه شو! از خویشتن بیگانه شو!آشنا با دوست، راهش غیر این بیگانه نیست!(۲۳۹)

یب = نام بحر: رَمَل مثمَّن مخبون اصلم مسبَّغ

وزن بحر: فاعلاتن/ فعلاتن / فعلاتن/ فع لان

تقطیع: – -/- – U U/- – U U/- – U –

غزل «عشق دلدار» با مطلع و مقطع:

چشم بیمار تو ای می‏زده! بیمارم کردحلقه گیسویت ای یار! گرفتارم کرد

باده از ساغر لبریز تو، جاویدم ساختبوسه از خاک درت، محرم اسرارم کرد(۲۴۰)

یج = نام بحر: رَمِل مثمَّن مخبون اصلَم

وزن بحر: فاعلاتن/ فعلاتن/ فعلاتن/ فع لن

تقطیع: – -/- – U U/- – U U/- – U –

۱ – غزل «غمزه دوست» با مطلع و مقطع:

جز سرکوی تو ای دوست! ندارم جائیدر سرم نیست به جز خاک درت، سودائی

عاکف درگه آن پرده نشینم شب و روزتا به یک غمزه او، قطره شود دریائی(۲۴۱)

۲ – غزل «فارغ از عالم» با مطلع و مقطع:

فقر، فخر است اگر فارغ از عالم باشدآنکه از خویش گذر کرد، چه‏اش غم باشد؟!

این دل گمشده را،یابه پناهت بپذیریار هاساز، که سرگشته عالم باشد(۲۴۲)

ید = نام بحر: رمل مثمن مخبون محذوف

وزن بحر: فاعلاتن/ فعلاتن/ فعلاتن/ فعلن

تقطیع: – U U/- – U U/- – U U/- – U –

۱ – غزل «وادی ایمن» با مطلع و مقطع:

من در این بادیه، صاحبنظری می‏جویمراه،گم کرده‏ام و راهبری می‏جویم

اندرین دیر کهن، ریخته شد بال و پرمبهر منزلگه خود، بال و پری می‏جویم(۲۴۳)

۲ – غزل «فصل طرب» با مطلع و مقطع:

دست افشان به سرکوی نگار آمده‏امپای کوبان ز پی نغمه تار آمده‏ام

به تماشای صفای رخت، ای کعبه دل!به صفا پشت و سوی شهرنگار آمده‏ام(۲۴۴)

۳ – غزل «زنجیر دل» با مطلع و مقطع:

جز گل روی تو، امید به جائی نبوددرد عشق است، به غیرتو دوائی نبود

خادم پیرمغان باش که در مذهب عشقجز بت جام به کف، حکمروائی نبود(۲۴۵)

۴ – غزل «ساحل وجود» با مطلع و مقطع:

عاشق روی توام، دست بدار از دل منبخدا جز رخ تو، حل نکند مشکل من

زد خلیل عالم چون شمس و قمر را به کنارجلوه دوست نباشد چو من و آفل من(۲۴۶)

۵ – غزل «سراپرده عشق» با مطلع و مقطع:

باید از رفتن او جامه به تن پاره کنمدرد دل را به چه انگیزه توان چاره کنم؟!

رخ نما ای بت هر جائی بی نام و نشان!تا ز سیلی، دل خود همسر رخساره کنم(۲۴۷)

۶ – غزل «شرح جلوه» با مطلع و مقطع:

دیده‏ای نیست نبیند رخ زیبای تو رنیست گوشی که همی نشنود آوای تو را

بشکنم این قلم و پاره کنم این دفترنتوان شرح کنم جلوه والای تو را(۲۴۸)

۷ – غزل «شمع وجود» با مطلع و مقطع:

آید آن روز که من هجرت ازین خانه کنم از جهان پرزده، در شاخ عدم لانه کنم

شود آیا که ازین بتکده بربندم رخت؟پرزنان پشت براین خانه بیگانه کنم(۲۴۹)

۸ – غزل «مژده وصل» با مطلع و مقطع:

گره از زلف خم اندرخم دلبر واشدزاهد پیرچو عشاق جوان، رسوا شد

آتشی را که ز عشقش به دل وجانم زدجانم از خویش گذر کرد و خلیل آسا شد(۲۵۰)

۹ – غزل «معجز عشق» با مطلع و مقطع:

ناله زد دوست که راز دل او پیدا شدپیش رندان خرابات، چسان رسوا شدمعجز عشق ندانی تو، زلیخا داندکه برش یوسف محبوب چنان زیبا شد(۲۵۱)

۱۰ – غزل «آتش عشق» با مطلع و مقطع:

کیست کاشفته آن زلف چلیپا نشوددیده‏ای نیست که بیند تو وشیدا نشود

سربه خاک سرکوی تو نهد جان ای دوست!جان چه باشد که فدای رخ زیبا نشود؟(۲۵۲)

۱۱ – غزل «آرزوها» با مطلع ومقطع:

در دلم بود که آدم شوم، اما نشدمبیخبر از همه عالم شوم، اما نشدم

آرزوها، همه در گور شد ای نفس خبیث!در دلم بود که آدم شوم، اما نشدم!(۲۵۳)

۱۲ – غزل «آیینه جان» با مطلع و مقطع:

بر در میکده، بگذشته ز جان آمده‏امپشت پایی زده بر هر دوجهان، آمده‏ام

خوشدل از عاقبت کار شو ای «هندی» از آنکبر در پیر ره، از بخت جوان آمده‏ام(۲۵۴)

۱۳ – غزل «چشم بیمار» با مطلع و مقطع:

من به خال لبت ای دوست! گرفتار شدمچشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

بگذارید که ازبتکده یادی بکنممن که با دست بت میکده بیدار شدم(۲۵۵)

۱۴ – غزل «نهانخانه اسرار» با مطلع و مقطع:

بر در میکده از روی نیاز آمده‏امپیش اصحاب طریقت، به نماز آمده‏ام

تا کند پرتو رویت به دو عالم غوغبر هر ذره به صدراز و نیاز آمده‏ام(۲۵۶)

۱۵ – غزل «کعبه در زنجیر» با مطلع و مقطع:

خار راه منی ای شیخ! ز گلزار برواز سر راه من ای رند تبهکار! برو

ای قلم! بر کف نقاد تبهکار پلیدبنه این خامه و مخلوق میازار، برو(۲۵۷)

۱۶ – غزل«گلزار جان» با مطلع و مقطع:

با که گویم غم دل جز تو که غمخوار منیهمه عالم اگرم پشت کند یار منی

عاشقم، سوخته‏ام، هیچ مددکاری نیستتو مددکار من عاشق و دلدار منی!(۲۵۸)

۱۷ – غزل «گنج نهان» با مطلع و مقطع:

بر در میکده با آه و فغان آمده‏اماز دغل بازی صوفی به امان آمده‏ام

تا که از هیچ کنم کوچ به سوی همه چیزبلهوس، در طمع گنج نهان آمده‏ام(۲۵۹)

۱۸ – غزل «یاد دوست» با مطلع و مقطع:

یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدماز سر خویش گذر کرده سوی یار شدم

آن طرب را که ز بیماری چشمت دیدمفارغ از کون و مکان گشتم و بیمار شدم(۲۶۰)

۱۹ – غزل «گواه دل» با مطلع و مقطع:

ساغر از دست ظریف تو، گناهی نبودجز سرکوی تو ای دوست! پناهی نبود

عاشقم، عاشق دلسوخته از دوری یاردر کفم جز دل افسرده گواهی نبود(۲۶۱)

۲۰ – غزل «لب دوست» با مطلع و مقطع:

گر چه از هر دو جهان، هیچ نشد حاصل مغم نباشد، چو بود مهر تو اندر دل ما

لایق طوف حریم تو نبودیم اگراز چه روپس ز محبت بسرشتی گل ما(۲۶۲)

۲۱ – غزل «محرم اسرار» با مطلع و مقطع:

هیچ دانی که من زار، گرفتار توام؟با دل و جان سبب گرمی بازار توام؟

روی بگشای بر این پیر زپاافتادهتا دم مرگ، به جان عاشق دیدار توام(۲۶۳)

۲۲ – غزل«محرم دل» با مطلع و مقطع:

باز گویم غم دل را، که تو دلدار منیدر غم و شادی و اندوه و الم، یار منی

برگشا موی خم اندر خم و دست افشان باشبخدا یارمنی، یار منی، یار منی(۲۶۴)

۲۳ – غزل «محفل رندان» با مطلع و مقطع:

آید آن روز که خاک سرکویش باشمترک جان کرده و آشفته رویش باشم

یوسفم گر نزند بر سر بالینم سرهمچو یعقوب دل آشفته بویش باشم(۲۶۵)

۲۴ – غزل «عیدنوروز» با مطلع و مقطع:

باد نوروز وزیده‏ست به کوه و صحرجامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا

سالها در صف ارباب عمائم بودمتا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا(۲۶۶)

۲۵ – غزل «دریای جمال» با مطلع و مقطع:

سر زلفت به کناری زن و رخسار گشتا جهان محو شود خرقه کشد سوی فنا

ماهمه موج، تو دریای جمالی ای دوست!موج، دریاست عجب آنکه نباشد دریا!(۲۶۷)

توضیح: شروع غزل به جای «فاعلاتن» از «فعلاتن» پیروی می‏کند (=سرزلفت)

۲۶ – غزل «شهره شهر» با مطلع و مقطع:

به کمند سرزلف تو، گرفتار شدمشهره شهر به هر کوچه و بازار شدم

دامن از آن چه که انباشته‏ام برچیدمتا که خجلت زده در خدمت خمّار شدم(۲۶۸)

توضیح: شروع غزل به جای «فاعلاتن» از «فعلاتن» پیروی می‏کند (= به کمند)

یه = نام بحر: رمل مثمن مقصور

وزن بحر: فاعلاتن/ فاعلاتن/ فاعلاتن/ فاعلات

تقطیع: – U -/- – U -/- – U -/- – U –

۱ – غزل «اخگر غم» با مطلع و مقطع:

آنکه ما را جفت با غم کرد و بنشانید فرددیدی آخر پرسشی از حال زار ما نکرد!

«هندی» این بسرود، هر چند اوستادی گفته است:مرد این میدان نیم من، گر تو خواهی بود مرد(۲۶۹)

۲ – غزل «پرتو حسن» با مطلع و مقطع:

خواست شیطان بد کند با من، ولی احسان نمود!از بهشتم برد بیرون، بسته جانان نمود!

ابن سینا را بگو: در طور سینا ره نیافتآنکه را برهان حیران ساز تو، حیران نمود!(۲۷۰)

۳ – غزل «سرّ جان» با مطلع و مقطع:

با که گویم راز دل را، کس مرا همراز نیستاز چه جویم سرّ جان را در به رویم باز نیست

این پریشان حالی از جام بلی نوشیده‏اماین بلی تا وصل دلبر بی‏بلا دمساز نیست(۲۷۱)

۴ – غزل «هست و نیست» با مطلع و مقطع:

عالم اندر ذکر تو، در شور و غوغا هست و نیستباده از دست تو اندر جام صهبا، هست و نیست

کاروان عشق، در رؤیای او رفت و نرفتجان صدها کاروان در این تمنا هست و نیست(۲۷۲)

یو = نام بحر: رَمَل مثمَّن مخبون محذوف

وزن بحر: فاعلاتن/ فعلاتن/ فعلاتن/ فعلن

تقطیع: – U U/- – U U/- – U U/- – U –

۱ – غزل «انتظار» با مطلع و مقطع:

از غم دوست، درین میکده فریاد کشمدادرس نیست که در هجر رخش دادکشم

سالها می‏گذرد، حادثه‏ها می‏آیدانتظار فرج از نیمه خرداد کشم(۲۷۳)

۲ – غزل «راز نهان» با مطلع و مقطع:

داستان غم من، راز نهانی باشدآن شناسد که ز خود یکسره فانی باشد

گر شبانان به سرکوی تو آیند و روندخرم آن دم که مرا شغل شبانی باشد(۲۷۴)

۳ – غزل «باده حضور» با مطلع و مقطع:

در لقای رخش ای پیر! مرا یاری کندستگیری کن و پیری کن و غمخواری کن

گر نخواهی ز سر لطف، نوازی ما راز در قهر برون آی و دل‏آزاری کن(۲۷۵)

۴ – غزل «جام جهان» با مطلع و مقطع:

در دلم بود که جان در ره جانان بدهمجان ز من نیست که در مقدم او جان بدهم

شیخ محراب! تو و وعده گلزار بهشتغمزه دوست نشاید که من ارزان بدهم(۲۷۶)

۵ – غزل «جان جهان» با مطلع و مقطع:

به تو دل بستم و غیر تو کسی نیست مرجز تو ای جان جهان! دادرسی نیست مرا

مده از جنت و از حور و قصورم خبریجز رخ دوست، نظر سوی کسی نیست مرا(۲۷۷)

توضیح: شروع این غزل به جای «فاعلاتن» از «فعلاتن» پیروی می‏کند (= به تو دل بس).

۶ – غزل «خلوت عشاق» با مطلع و مقطع:

فرّخ آن روز که از این قفس آزاد شوماز غم دوری دلدار رهم، شاد شوم

نه به میخانه مرا راه، نه در مسجد جیار را گو: سببی ساز که ارشاد شوم(۲۷۸)

یز = نام بحر: رَمَل مثمَّن مخبون مقصور

وزن بحر: فاعلاتن/ فعلاتن/ فعلاتن/ فعلات

تقطیع: – U U/- – U U/- – U U/- – U –

۱ – غزل «سفر عشق» با مطلع و مقطع:

با دل تنگ به سوی تو، سفر باید کرداز سرخویش به بتخانه گذر باید کرد

طرّه گیسوی دلدار، به هر کوی و دری استپس به هر کوی و در از شوق، سفر باید کرد(۲۷۹)

۲ – غزل «صبح امید» با مطلع و مقطع:

عشقت اندر دل ویرانه ما منزل کردآشنا آمد و بیگانه مرا زین دل کرد

نرود از سر کوی توچو«هندی» هرگزآن مسافر که در این وادی جان منزل کرد(۲۸۰)

توضیح: شروع بیت مقطع به جای «فاعلاتن» از «فعلاتن» پیروی می‏کند (= نرود از).

۳ – غزل «طبیب عشق» با مطلع و مقطع:

غم دل با که بگویم؟ که مرا یاری نیستجز تو ای روح روان! هیچ مددکاری نیست

قلم سرخ کشم بر ورق دفتر خویشهان! که در عشق من و حسن تو، گفتاری نیست(۲۸۱)

توضیح: شروع بیت مطلع و مقطع به جای «فاعلاتن» از «فعلاتن» پیروی می‏کند (= غمدل با / قلم سر)

۴ – غزل «عاشق دلباخته» با مطلع و مقطع:

سر خم باد سلامت! که به من راه نمودساقی باده به کف، جان من آگاه نمود

با که گویم غم آن عاشق دلباخته را؟که همه راز خود اندر شکم چاه نمود!(۲۸۲)

توضیح: شروع مطلع غزل به جای «فاعلاتن» از «فَعِلاتن» پیروی می‏کند (=سر خم با)

۵ – غزل «عاشق سوخته» با مطلع و مقطع:

پرده‏بردار ز رخ، چهره گشا! ناز بس‏ست عاشق سوخته را، دیدن رویت هوس‏ست

این همه غلغل و غوغا که در آفاق بودسوی دلدار روان و، همه بانگ جرس ست(۲۸۳)

۶ – غزل «عشق مسیحادم» با مطلع و مقطع:

بلبل از جلوه گل، نغمه داود نمودنغمه‏اش درد دل غمزده، بهبود نمود

قدرت دوست نگر، کز نگهی از سرلطفساجد خاک در میکده، مسجود نمود!(۲۸۴)

۷ – غزل «فتوای من» با مطلع و مقطع:

سر کوی تو، به جان تو قسم! جای من استبخم زلف تو،در میکده مأوای من است

در حجابیم و حجابیم و حجابیم و حجاباین حجاب ست که خود راز معمای من است(۲۸۵)

توضیح: شروع بیت مطلع غزل به جای «فاعلاتن» از «فعلاتن» پیروی می‏کند (= سرِکویِ)

۸ – غزل «قبله محراب» با مطلع و مقطع:

خم ابروی کجت ، قبله محراب من استتاب گیسوی تو خود، راز تب و تاب من است

هر کسی از غم و شادی است نصیبی او رمایه عشرت من، جام می‏ناب من است(۲۸۶)

توضیح: شروع بیت مطلع غزل به جای «فاعلاتن» از «فعلاتن» پیروی می‏کند (=خمابرو).

۹ – غزل «محرم عشق» با مطلع و مقطع:

وه چو افراشته شد در دو جهان پرچم عشقآدم و جن و ملک مانده به پیچ و خم عشق

به حریفان ستم پیشه، پیامم برسانجز من مست نباشد دگری محرم عشق(۲۸۷)

توضیح: شروع بیت مقطع غزل به جای فاعلاتن از «فعلاتن» پیروی می‏کند (= بهحریفان).

۱۰ – غزل «محفل دلسوختگان» با مطلع و مقطع:

عاشقم، عاشق و جز وصل تو درمانش نیستکیست کاین آتش افروخته در جانش، نیست

پاره کن دفتر و بشکن قلم و، دم دربندکه کسی نیست که سرگشته و حیرانش نیست(۲۸۸)

۱۱ – غزل «مذهب رندان» با مطلع و مقطع:

آنکه دل بگسلد از هر دوجهان، درویش استآنکه بگذشت ز پیدا و نهان، درویش است

صوفیی کو به هوای دل خود شد درویشبنده همت خویش است چسان درویش است؟(۲۸۹)

۱۲ – غزل «آواز سروش» با مطلع و مقطع:

بر در میکده پیمانه زدم خرقه به دوشتا شود از کفم، آرام و رود ازسر هوش

گوش از عربده صوفی و درویش ببند!تا به جانت رسد از کوی دل، آواز سروش(۲۹۰)۱۳ – غزل «باده عشق» با مطلع و مقطع:

من خراباتیم، از من سخن یار مخواهگنگم، از گنگ پریشان شده گفتار مخواه

مستم از باده عشق تو و از مست چنینپند مردان جهاندیده و هشیار مخواه(۲۹۱)

۱۴ – غزل «بت یکدانه» با

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.