پاورپوینت کامل امام علی« علیهالسلام » و کرامت انسان ۶۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امام علی« علیهالسلام » و کرامت انسان ۶۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام علی« علیهالسلام » و کرامت انسان ۶۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امام علی« علیهالسلام » و کرامت انسان ۶۸ اسلاید در PowerPoint :
۲۲۵
عزت گوهر آدمی است . به بیانی روشنتر ؛ آدمیت آدمی به عزت و کرامت اوست و بهمیزان و درجهای که واجد این خصیصه است به همان میزان میتوان او را انسان ، آنگونهکه باید باشد و خدایش خواسته ، نامید . چون چنین است ، یعنی چون سرشت آدمیعزتآمیز و کرامتمند است ، پس به راستی آیا فیلسوفان بیراهه نرفتهاند که انسان را«حیوان ناطق» نامیدهاند ؟ گاه گفته میشود که مناقشه در اصطلاح یا حتی در تعریفمایه جدل است و جدل راه به حقیقت نمیبرد ، پس چرا در تعریف انسان مناقشه ورزیم .
انسان ، انسان است حال یا حیوان ناطق یا هر تعریف دیگری . باید گفت اگر قضیه بهاین سادگی بود میشد از پارهای جعل اصطلاحات یا تعاریف مفروض گذشت و آنها رامفروغ عنه گرفت . اما نکتهای که اینجا نباید از آن غافل بود این است که گاهی یکاصطلاح یا تعریف خاصی راهنمای رفتار و فکر میشود و یا به قول تامس کوهن(Tomas S.Kuhn) ، فیلسوف علم معاصر ، یک پارادایم (Paradigm)میشود که ذهنو اندیشه اهل آن فن را تحت سیطره و تأثیر خود گیرد به طوری که جز در چارچوبایجاد شده توسط آن پارادایم و اقتضائات آن به گونهای دیگر نمیتوانند بیاندیشند وببینند . سخن در بود و نبود یا بایستی و نبایستی پارادایم نیست ، که بودنش مفروضاست و شاید هم گریزناپذیر ؛ بلکه سخن در این است که هر تعریفی لوازم و پیامدهاییدارد و یکی از پیامدهای آن ترسیم خط سیر و افق اندیشه است و درست همین تعینیافتن خط سیر و افق اندیشه از ناحیه نوع تعریف است که نگارنده را به مناقشه در تعریفانسان برانگیخته است . (انسان «حیوان ناطق» است) پارادایمی است که تحت تأثیر آنقرنها است که فیلسوفان و حکیمان در مقولاتی نظیر نفی و اثبات جهان خارج وواقعیت ، اوصاف عالم واقع ، کشف قوانین استدلال – یا کشف ساختار ذهن – ، بنایعالمی ذهنی – اعم از مقولاتی که وصف همهاند یا وصف عالم واقع – ، و اموری نظایر اینهاپرداختهاند و هرگاه هم که به انسان و مسائل مربوط به او نیمنگاهی – و البته هر که ازظن خود – انداختهاند ، «انسان بودنِ» او ، کما هو حقه ، پیش فرض همه آن مسائل بودهاست . اما کافی است برای لحظهای از افق «عزت و کرامت» به انسان بنگریم و او را درمقام تعریف ، و نه واقع ، موجودی «عزت طلب و با کرامت» بدانیم و ببینیم .
در این صورت ذهن و اندیشه ما بر مدار و محور این مفهوم و احیانا تحت پارادایمجدید فعالیت خواهد کرد . دیگر نفی و اثبات مقولات عشر و وجود و ماهیت و جوهر وعرض و فصل مقوم و فصل مقسم و . . . جای خود را به مفاهیمی چون انسان عزیز وانسان ذلیل ، نتایج عزت و آفات آن ، درجات عزت و عوامل عزت آفرین ، زیستعزتمندانه در عالم واقع ، دین و عزت آدمی ، و . . . دهها مقوله و موضوع مربوط به آنخواهد داد . پس اگر انسان را به مثابه موجودی عزیز و با کرامت تعریف کردیم ذهناندیشمندان ، یا دست کم بخش قابل توجهی از آنان ، ممکن است عزتاندیش وکرامتجو گردد . در این صورت میتوان تصور کرد که این امر تا چه اندازه مسائل وموضوعات فنون و رشتههایی نظیر علوم سیاسی و اقتصاد و جامعهشناسی را تحت تأثیرخود قرار میدهد . واضح است که جای گرفتن مفاهیمی چون انسان عزیز و انسان ذلیل ،انسان کریم و انسان لئیم ، نتایج عزت و آفات آن ، عوامل و علل عزتآفرین ، عوامل وعلل ذلت آفرین ، و . . . در علوم حقیقی و توصیفی باب مسائل و تئوریهایی را در اینعلوم باز میکند که یا اصلاً مطمح نظر نبودهاند و یا اگر طرح شدهاند در علوم اعتباری وارزشی نظیر اخلاق بحث شدهاند . طرح یک مسأله به نحو توصیفی و در علوم حقیقی ،کشف قوانین و روابط و استنباط نتایج را به دنبال دارد و این خود بیش از آن که کشفقوانین ذهن و رفتار باشد بیان و توصیف قوانین عالم واقع است .
باری سخن در انسان و تعریف اوست . در جای دیگر گفتهایم(۲۸۸) که بهتر است انسان را«حیوان عاقل دینورز» تعریف کنیم . در اینجا در واقع در همان راستا ، و البته روشنتر وگویاتر از آنجا ، انسان را موجودی عزتطلب و با کرامت توصیف کردهایم . چرا که بیندین و عزت و کرامت آدمیان نسبت وثیقی هست که کشف و بیان این نسبت افق تازهایبر منظر دینورزی و دینپژوهی میگشاید ، دین اصولاً ، با لذت ، عزتزا و پیامآور کرامتاست ، و چرا نگوییم این همان عزت و کرامت است (عینیت دین و عزت) .
مگر نه این که هر پیامبر و صاحب شریعتی اول از هر چیز با بتان (اعم از خدایانانسانی و غیر انسانی) در افتاده است و آدمیان را نهیب داده که بندخواری خضوع در برابرخدایان را به بهای عزتِ گردن نهادن به تعالیم عزیز مطلق (خداوند باریتعالی) و به تبعآن عزیز شدن ، از پای جان بگسلند . اگر قدر و قیمت دیگری برای دین هست ، و البتههست ، همه تابع این پیام گوهرین است و لذا همه چیز آدمی (آدمیت آدمی) به همانعزت و کرامت است . پیدا است که هر اقدامی و هر بینش و مکتبی هر اندازه عزتآفرینتر و کرامت بخشتر باشد آسمانیتر و خداییتر ، و لذا انسانیتر ، است . همهاندیشهها و تعالیم مربوط به انسان و حیات انسانی را میتوان به محک این امر سنجید .بر این اساس هر مکتب و نظامی (اعم از مکاتب و نظامهای عقیدتی و سیاسی) کهانسانها را بیشتر به سمت عزت و کرامت سوق دهد و زمینهها و عوامل تضعیف کنندهعزت و کرامت آدمیان را کمرنگتر سازد در دعوی خود صادقتر و به همان اندازه بهتعالیم دین وحیانی نزدیکتر است .
پس بسته به نوع تلقی و نگاه انسانشناسانه هم میتوان انسان را موجودی«عزتطلب و دینورز» و با مبدأ و مقصد و راهنما دانست و از این منظر در زوایا و ابعادروحی – روانی او کاوش کرده و به تبیین عوامل درونی و برونی مقوّم و مخرّب عزّت وکرامت او پرداخت و هم البته میتوان انسان را موجودی ذاتا گناهکار (SinfulMan)دانست . امروزه مکاتبی انسان را نه از منظری ما بعد الطبیعی و متعالی بلکه از ورایحجاب روزمرگی و تنش و خواهشِ آدم و صنعت و در کشاکش هوسآلود قدرتمینگرند . در این افق ، حد فاصل میان انسان و چهارپایان بسیار مبهم و خود انسانموجودی پیچیده در ابهام که جای آن را به درستی نمیتوان تعیین کرد ، دانستهمیشود .(۲۸۹)
گاهی انسان را موجودی «تنها» ، «مضطرب» و «نگران» میدانند که واجد هیچ طرحیبرای ساختن هویت خود نیست و در برهوت بیهویتی بیهیچ نقشه و راهنمایی مسئولساختن هویت خود است و برای این کار مختار میباشد . از طرف دیگر اختیارِ این انسانمختار بسی دلهرهآور و ترسناک است ، چون همواره در تهدید ابدی نیستی و نابودی(EternalThreatOfNon-Being) است . پارهای از متفکران قرن بیستم را عصراضطراب (AgeOfAپاورپوینت کامل امام علی« علیهالسلام » و کرامت انسان ۶۸ اسلاید در PowerPointiety) و انسان مدرن را انسان مضطرب (اضطراب ناشی از«بیمعنایی» ، «تنهایی» ، «زندگی در دنیای پوچ و مهمل» و . . .) نامیدهاند . انسان مضطربیکه به قول آرتور کوستلر ، روانپریشی سیاسی است چون هم به لحاظ اجتماعی و هم ازحیث متافیزیکی نمیداند به کجا تعلق دارد و لذا در جواب پرسش از معنای زندگی فاقدهرگونه پاسخی است . از اینرو است که این انسان فاقد یک نظام یا مرجع با ثبات زندگییا اندیشه است .(۲۹۰) حال این انسان وامانده و تنها و بریده از آسمان را با انسان عزتطلبو کرامتخواه اسلام مقایسه کنید ، انسانی که هم مسیر دارد و هم مبداء و مقصد ، ومأمور است که توشه عزت برای نیل عزتمندانه به مقصد برگیرد . مناسب است سخن رابه پیشگاه تأیید و تصدیق یکی از عظیمترین و عزیزترین الگوهای انسانی این مکتبآسمانی ببریم که سیره و سخن و کردارش تفسیر سخن خدا و رسالت پیامبر عظیمالشأناسلام است ؛ امیرمؤمنان ، علی بن ابیطالب علیهالسلام .
با قرار گرفتن در منظر امام علی علیهالسلام و از آن منظر بر انسان نگریستن ، هم میتوانسخن دین را شنید و چشید و همه نوع نگاه اسوههای دینی را از دیگر نگاهها تمیز وتشخیص داد . این که چرا از میان ائمه اطهار علیهمالسلام تنها به بیان امام علی علیهالسلام اکتفا شدهاست ، امری صرفا انتخابی و تنها به مناسبت گرامیداشت سال آن حضرت بوده است ،وگرنه در این باب و دیگر تعالیم دین بین هیچ یک از آن بزرگواران تفاوتی نیست . شایداگر عین این موضوع را از منظر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و هر کدام از ائمه معصومین علیهمالسلام مینگریستیم دقیقا همین وزن و وثاقتی را که در سخن مولا علی علیهالسلام خواهیم دیدمشاهده میکردیم .
دین و کرامت آدمی
آوردیم که این پیامآور عزت و اصولاً عین عزت و کرامت است . صریح کلام الهی ایناست که خداوند آدمی را کرامت بخشیده و بر کثیری از مخلوقات برتری داده است : «ولقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلناهم علی کثیرٍ ممّنخلقنا تفضیلاً»(۲۹۱) «ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را به مرکب برّ و بحر سوارکردیم و از هر غذایی لذیذ و پاکیزه روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خود برتری وفضیلت بزرگ بخشیدیم .»
و باز کلام الهی به روشنی طالبان عزت را به خداوند ارجاع میدهد که : «من کان یریدالعزه فللّه العزه جمیعا»(۲۹۲) «هر که طالب عزت است – بداند که – تمام عزت خاص خداونداست .»
و در جای دیگر در پاسخ به نیت پلید منافقان که یهودیان مدینه را اربابان عزت وثروت و مسلمانان را ذلیل میدانستند ، رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله را به تبع خداوند و مؤمنان را باپیروی از رسول اکرم صاحب عزت و کرامت میداند : «و للّه العزه و لرسوله و للمؤمنین ولکن المنافقین لا یعلمون»(۲۹۳) «عزت مخصوص خدا و رسول او و اهل ایمان است و امامنافقان نمیدانند.»
امام علی بن ابیطالب علیهالسلام نیز به تأسی از تعالیم الهی دین را جامع و دربردارندهکرامت آدمیان و پیروی از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و تعالیم دین را مایه سلامت از بلای عصیان ونافرمانی میداند : «انّ اللّه تعالی خصّکم بالاسلام و استخلصکم له ، و ذالک لأنّه اسمسلامهٍ و جماع کرامهٍ»(۲۹۴) «همانا خدای متعال شما را به اسلام اختصاص داد و برای اسلامبرگزید ، زیرا اسلام نامی از سلامت است و فراهم کننده کرامت جامعه میباشد .)
امام علی علیهالسلام در خصوص بعثت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله پس از ذکر اوضاع و احوال آنروزگار ، بعثت رسولاللّه را مایه کرامت و عزت مؤمنین میداند : «جعله اللّه بلاغا لرسالته وکرامهً لامّته ، و ربیعا لأهل زمانهِ ، و دِفعِهً لأ عوانِهِ ، و شَرَفا لأنصارِهِ»(۲۹۵) «در آن هنگامخداوند پیامبر را مأمور رساندن شریعت – به مردمان – کرد و موجب کرامت و سربلندیامت ، و بهار مردم زمانش ، و مایه سربلندی مسلمانان ، و عزت و شرافت یارانش قرارداد .»
و بالاخره بنا به فرموده امام علی علیهالسلام آدمی به میزان طاعتش صاحب کرامت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 