پاورپوینت کامل روز واقعهفرازیی از لحظه های خونین عاشورا ۲۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل روز واقعهفرازیی از لحظه های خونین عاشورا ۲۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل روز واقعهفرازیی از لحظه های خونین عاشورا ۲۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل روز واقعهفرازیی از لحظه های خونین عاشورا ۲۷ اسلاید در PowerPoint :
۱۸۵
آغاز جنگ
عمربن سعد به عنوان فرمانده عملیات با پرتاب تیری به سول لشکرگاه
حسین علیه السلام آغاز جنگ را اعلام کرد سپس گفت: همه تان شاهد باشید که اولین تیر
را من رها کردم. پس از آن باران تیر به سوی حسین علیه السلام و یارانش پرتاب شد. در
این هنگام حسین علیه السلام به اصحابش فرمود: «خدایتان رحمت کند. آماده مرگ باشید
مرگی که گریزی از آن نیست. این تیرها پیغام های مرگ است».
و بدین تتریب جنگ آغاز شد و طرفین پاه ای از روز را به جنگ پرداختند و
پیاپی به یکدیگر حمله کردند تا جمعی از اصحاب حسین علیه السلام به شهادت
رسیدند. حسین علیه السلام با مشاهده شهادت یارانش، پیاپی دست به محاسنش می زد و
می فرمود: «خشم خداوند بر یهودیان زمانی شدت یافت که برایش قائل به فرزند
شدند و بر مسیحیان آن گاه سخت گردید که خداوند را خدای سوم از خدایان
سه گانه قرار دادند و غضب خداوند بر مجوس زمانی شدید شد که به پرستش
خورشید و ماه روی آوردند وخشم خداوند بر این قوم زمانی شدت یافت که بر
کشتن فرزند دختر پیامبرشان اتفاق کردند».
پیوستن حر به حسین علیه السلام و شهادت او
کمی پیش از آغاز جنگ حرّبن یزید ریاحی پیش عمربن سعد رفت و پرسید:
آیا واقعا قصد داری با این مرد بجنگی؟ وی پاسخ داد: «آری به خدا قسم چنان
جنگی که آسان ترین آن بریدن سرها و قطع دستها باشد» حر به میان یارانش
بازگشت و در حالی که لرزه بر اندامش افتاده بود به گوشه ای خزید و به حال
تردید ایستاد. شخصی به او گفت: به خدا سوگند رفتارت آدمی را به شگفت
می اندازد. اگر از من می پرسیدند شجاع ترین مردمان کوفه کیست از نام تو
نمی گذشتم اما اکنون می بینم که خود را باخته ای».
حرّ گفت: به خدا سوگند خود را در میان جهنم و بهشت می بینم اما به خدا
قسم هیچ چیزی را با بهشت عوض نمی کنم گرچه قطعه قطعه گردم و به آتش
سوزانده شوم.
آنگاه بر اسبش نهیب زد و در حالی که دستهایش را به حالت تسلیم بر روی
سرش گذاشته و پیوسته می گفت خدایا به درگاهت توبه می کنم. توبه ام را بپذیر.
من دلهای اولیاء تو و فرزندان دختر پیامبرت را ترساندم… پیش حسین علیه السلام رفت
و گفت: قربانت گردم من همان کسی هستم که نگذاشت برگردی و راهت را
بست به خدا قسم گمان نمی بردم که تا این حد بخواهند به تو ستم روا دارند من
از عمل خود به درگاه خدا توبه می کنم آیا توبه ام پذیرفته می شود؟
حسین علیه السلام پاسخ داد: بلی خداوند توبه ات را قبول می کند اما اینک از اسب
فرود آی و دمی بیاسای. حرّ گفت: من برای خدمت به تو سواره باشم بهتر است
از اینکه برای آسایش خودم پیاده گردم چون پایان کارم به پیاده شدن منتهی
می شود. من اولین کسی بودم که علیه تو اقدام نمودم. پس اجازه می خواهم اولین
فدایی ات باشم. بدان امید که فردای قیامت مورد عنایت جدت محمد صلی الله علیه و آله قرار
گیرم.
حسین علیه السلام اجازه داد و او به بهترین شیوه با آنان به جنگ پرداخت و گروهی
از شجاعان و قهرمانان را به قتل رسانید و پس خود به شهادت رسید. جنازه اش
را پیش حسین علیه السلام آوردند، حسین در حالی که خاک ها را از چهره اش می سترد
می گفت: حر واقعی فقط تو هستی «آن سان که مادرت تو را حر نامید تو در دنیا و
آخرت حرّی».
جهاد و شهادت علی اکبر علیه السلام
پس از شهادت تمام اصحاب و یارانش امام حسین علیه السلام ، علی اکبر فرزند
حسین علیه السلام پیش پدر رفت و رخصت جنگ گرفت. حسین علیه السلام رخصت داد و
آنگاه ناامید از بازگشت او نگاهی به قامتش انداخت لختی چشمانش را بست و
گریست سپس گفت: «ای خداوندا! تو خود شاهد باش جوانی به میدان رفت که
اندام و اخلاق و گفتارش شبیه ترین مردم به پیامبر توست و ما هرگاه هوای
پیامبرت را می کردیم به او می نگریستم» آنگاه بانگ زد و گفت: «ای ابن سعد خدا
نسلت را براندازد همان گونه که تو نسلم را بریدی».
علی اکبر پیش تاخت و با شدت تمام به پیکار پرداخت و عده زیادی را به
قتل رسانید اما پس از مدتی نزد پدر بازگشت و گفت: پدر جان تشنگی مرا از پای
درآورده است و سنگینی آهن طاقتم را بریده است آیا هیچ راهی برای دستیابی به
آب وجود ندارد حسین به گریه افتاد و فرمود: «خدایا تو خود کمکم کن! نه
فرزندم! تمام راه های منتهی به آب مسدود
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 