پاورپوینت کامل بر شاخه های نور(سیمای خورشید) ۲۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بر شاخه های نور(سیمای خورشید) ۲۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بر شاخه های نور(سیمای خورشید) ۲۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بر شاخه های نور(سیمای خورشید) ۲۹ اسلاید در PowerPoint :

ندای عدالت انسانی

حمزه کریم خانی

جرج جرداق، نویسنده و ادیب مشهور مسیحی پیرامون شخصیت امیرمؤمنان علیه السلام چنین
می نویسد: «حقیقت و تاریخ گواهی می دهند که علی علیه السلام ، عنصر بی پایان فضیلت، شهید و سالار
شهیدان، ندای عدالت انسانی و شخصیت جاودانه شرق است.

ای جهان، چه می شد اگر همه نیروهایت را درهم می فشردی و در پایان هر روزگار،
شخصیتی مانند علی علیه السلام با آن عقل و قلب و بیان و شمشیر به جهانیان هدیه می کردی؟ … چه
بزرگ مردی که بشریت، او را مقیاس مردی و انسانیت می بیند؛ آن چنانکه اگر کسی به او عشق
بورزد و پیرو او باشد، عاشق و جویای نیکی، عدالت، حقیقت و جوان مردی است و اگر از محبت
او دور باشد، از نیکی و فضایل عالی بی بهره مانده است.

نام علی علیه السلام در تاریخ اسلام، انگیزه آرزوهای هر ستمدیده ای است و فریادی است که از
گلوی هر مظلومی برمی خیزد. علی علیه السلام دریایی است مواج که سراسر هستی را فرا گرفته؛ اما از
قطره اشک یتیمی برآشفته و توفانی می شود.

این علی است که در جنگ، به معنی دیگری توجه داشت که دیگران توجه نداشتند و به قصد
دیگری جنگ می کرد؛ غیر آنکه دیگران جنگ می کردند.

نهج البلاغه علی علیه السلام ، نشانه هایی از فکر و خیال و عاطفه را در خود دارد؛ عبارات به هم پیوسته
و متناسب که از حس عمیق و ادراکی ژرف جوشش گرفته و با شور و شوق بیان شده است. آری!
کلام علی علیه السلام پس از قرآن، عالی ترین نمونه بلاغت است و بلاغت ادبی علی علیه السلام همیشه در خدمت
تمدن و بشریت بوده و خواهد بود».

غربت بی پایان

فاطمه حیدری

سلام بر تو ای قرآن ناطق، جانشین خورشید، شیر عدالت!

سلام بر تو و لحظه لحظه سکوتت!

سلام بر تو و لحظه لحظه قنوت انتظارت!

سلام بر تو و رستگاری عظیمت، بر شمشیر پرافتخارت و بر فرزندان دلیرت! سلام بر تو که
نام بلندت، حکایت از قصه بی پایان غربت تو دارد! سلام بر تو که سوز افلاکی نامت، تمام
جان های عاشق را می سوزاند. سلام بر تو که نامت آشنای نخلستان های کوفه بود و هم رازت
چاه های صبور آن!

سلام بر تو و یتیمانی که دست نوازشگر و آسمانی ات، از پیشانی کوچکشان گم نمی شد.

سلام بر تو و غربت بی پایانت که امتداد غربت زهرایی است! سلام بر تو و عدالت بی کرانت
که نماز عاشقانه آسمان و زمین است!

سلام بر تو که امشب، در شبی برتر از هزار شب، در حضور نورانی عشق، در ملکوتی ترین
زمان به نوای «فزت و رب الکعبه» رستگار شدی!

روح زمان

طیبه تقی زاده

هفت آسمان به نام تو پیوند خورده است

بی شک جهان به نام تو پیوند خورده است.

روح زمین سپرده به دیوان عدل توست

روح زمان به نام تو پیوند خورده است

وقتی سرشت، روز ازل خاک مرده را

دل بی گمان به نام تو پیوند خورده است

صوفی صفت به گرد تو می گردد این زمین

کون و مکان به نام تو پیوند خورده است

سرگشته مدار تو گشته است سرنوشت

تقدیرمان به نام تو پیوند خورده است.

شهد وصال

روزهای غریبی

عباس محمدی

دوباره یک هفته است که هر شب خوابت را می بینم.

شب بوها بوی تو را حس کرده اند، حسن یوسف، بوی تو را می دهد.

خانه پر شده از عطر تنت.

هر طرف که سر می چرخانم، می بینمت که لبخند می زنی. هنوز خاطره آخرین روز یادم
است: لب ایوان نشسته بودی، گنجشک های روی سیم نگاهت می کردند. هنوز به یادت، هر روز
صبح، سینی کوچک صبحانه را همان جا می برم: یک استکان پر برای تو، یک استکان خالی…
هنوز یادم است که دکمه های پیراهنت را خودم بستم، بند پوتینت را حتی. چقدر قد کشیده
بودی! حس کردم از همه به خدا نزدیک تری.

صدای گام های مردانه ات را هنوز بر سنگفرش حیاط حس می کنم؛ اما وقتی تا لب پنجره می دوم،
نیستی؛ فقط می بینم که آب حوض موج می زند و ماهی ها بی قرار، این طرف و آن طرف می روند،
گریه می کنم… راستش، خیلی وقت است که گریه می کنم، خیلی روزها؛ اما دور از چشم همه.

راستش پدرت هم نتوانست دوری ات را تحمل کند. دنبالت آمد. نمی دانم پدرت را دیده ای
محمدحسن؟ خوب می دانم که پیش توست. حالا خیلی وقت است که چشم انتظار تو و پدرت،
این روزهای پاییزی را می شمرم.

خیلی وقت است که برگریزان عمرم شروع شده. چشم هایم از فرط گریه، روزبه روز کم سوتر
می شوند. آسمانم تارتر و بغض هایم تیره تر. سقف خانه پر است از ابرهای بغض آلود که مجال
گریه پیدا نمی کنند.

خانه، حال و هوای بهار به خود گرفته است. شکوفه های بهار نارنج، یکی یکی سر باز
می کنند؛ مثل زخم های کهنه من؛ ولی با هر شکوفه، تار موی دیگری سفید می کنم.

برف پیری، موهایم را سپی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.