پاورپوینت کامل اشغال فلسطین توسط صهیونیزم جهانی ۳۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اشغال فلسطین توسط صهیونیزم جهانی ۳۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اشغال فلسطین توسط صهیونیزم جهانی ۳۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اشغال فلسطین توسط صهیونیزم جهانی ۳۱ اسلاید در PowerPoint :
۱۱۰
(بوی خون، هوای مدیترانه)
سیدعلی اصغر موسوی
هوای دریا خوب بود، امّا ساحل «حیفا» را هوای آلوده، اشغال کرده بود؛ سیب ها مزه باروت و
زیتون ها بوی گلوله می دادند.
«عثمانی»ها، کلاهِ «افندی»شان را با «انگلیسی»هایِ کلاهِ «شب گاهی» عوض کرده بودند و دیگر
کسی مزه آب پرتقال را از قهوه تشخیص نمی داد.
سال هزار و نهصد و چهل و… می خواستند به نام حضرت «موسی» علیه السلام خانه ای خریده باشند؛
خانه ای به وسعت تمام جهان! تا بر سر درِ خانه هاشان ستاره «داوود» علیه السلام را بیاویزند؛ تا بالای
پشت بام، خرقه «شمعون» را عَلَم کنند و تا دلشان خواست، جلوی خانه، «فلسطینی» قربانی کنند؛ خواه
آن روز، اعراب، بیدار باشند و خواه مسلمانان، خواب!
کشتی های غول پیکر، آدمک های جورواجور را در بندر پیاده می کردند؛ هوای «مدیترانه ای»
بندر، به کسانی خوش آمد می گفت که دهانشان بوی «الکل» و دست هایشان بوی «خون» می داد؛
کسانی که از «یهودیت»، تنها به دستورات «هرتسل» عمل می کردند؛ کسانی که مزه «زیتون» را حسّ
نمی کردند و از «ده فرمان ملوط» که اساس «دین یهود» است، تنها به موعظه های «خاخام»ها توجه
داشتند.
دزدی می کردند، شهادت دروغ می دادند و اموال دیگران را به یغما می بردند؛ آن گاه به نام حضرت
موسی علیه السلام ، شمع روشن و به یاد او «مسلمانان» را قربانی می کردند. اردوگاه های «صبرا و شتیلا،
دیرْیاسین و کفر قاسم و نوار غزه، تلّ زِعتر، الخلیل و بیت المقدس» و امروز، تمام فلسطین، پر از
کوچه های خونین، پنجره های خونین، درخت های خونین و میوه های خونین است! چه بسیار
دست های قنوت گرفته ای که با آتش گلوله ها، به پرواز در می آیند و چشم های به خون نشسته ای، که
ضجّه مادران را تماشا می کنند! کودکان شیرخواره ای که با «حنجره خونین» به معراج می روند و دختران
جوانی که با نگاه های غمبار، عشق را «تشییع» می کنند!
آه ای فلسطین! ای خاک گلگون! کدامین گناهت، چنین سنگین بود، که امروز، تاوان کج فهمی
دیگران را می پردازی!
ملتی که پرچم دارد ولی کشور ندارد؛ زبان دارد ولی نقشه ندارد؛ وجود دارد ولی انکارش می کنند!
فریادش را سکوت و سکوتش را «سازش» می دانند! انسان هایی که در این بازی «دمکراسی»، تنها
گناهشان، بی گناهی است!
آی مردمانِ آن سوی دریاها! آیا هنوز چشمی برای تماشا، در شما هست؟ آیا هنوز دلی در
سینه هاتان می تپد یا نه؟ «فلسطین سخت تنها مانده در میدان»!
سرزمین بی تابی سنگ ها
علی خیری
آمدند تا آبی آسمان را به تاراج ببرند.
آمدند تا آفتاب را به زنجیر بکشند.
آمدند تا به گمان خود، مسجدالاقصی را معبد سلیمان کنند.
آمدند تا دست های فلسطینی با سنگ آشنا شود.
آمدند تا در گهواره های شهادت، با گلوله، لایی لایی مرگ را در گوش کودکان فلسطینی زمزمه کنند.
آمدند تا برای خود، سرزمینی نداشته را، بر جغرافیای اندوه مردمی رنج کشیده، ترسیم کنند.
آمدند تا در چراگاه شیطان، گوساله سامری را کرنش کنند.
آمدند تا سکّوی معراج رسول عشق صلی الله علیه و آله وسلم را در زیر چکمه های سیاه خود ویران کنند.
این جا فلسطین است؛ سرزمینی که مرثیه هایش را پایانی نیست. سرزمینی که آسمانش هر روز،
افول ستاره ای چند را به سوگ می نشیند.
سرزمینی که درختانش در حکومت نظامی صهیونیست ها، اسیرند و اذن سبز شدن ندارند.
سرزمینی که در هیاهوی پر زرق و برق قطع نامه های حقوق بشر، گم شده است.
سرزمینی که همه امکانات جنگی جوانانش، قطرات خونی است که در رگ هایشان می جوشد و
سنگ هایی که در دست هایشان، بی تابی می کند.
سرزمینی که چشم های مادرانش، از غبار گازهای اشک آور، سرخ است.
سرزمینی که در آن هر روز، مرگ، به زندگی شبیخون می زند؛ آن جا که زمان از حرکت باز ایستاده
است و زمین، نه پیرامون آفتاب، که بر سراب می چرخد.
سرزمینی که در آن، همه محکوم به زبان «عبری»اند.
سرزمینی که خانه هایش، در و دیوار ندارد؛ خیمه هایی که خانه شده اند، در کوچه هایی به نام
اردوگاه.
سرزمینی که در میان دو مثلث شوم، زنجیر شده است.
سرزمینی که قلب مردمش، سنگ می شود تا به سمت شیطان پرتابش کنند.
فلسطینی! فریاد بزن، تا شاید گوش های کر بشنوند و زبان های لال، به حرف آیند. فریاد بزن، تا
شاید جامعه جهانی، دلش به رحم آید و دیگر قطع نامه ای صادر نکند. بگذار هرچه می خواهند بکُشند و
هرچه توان دارند، بکنند؛ به رغم کویر، جنگل همیشه سبز، جنگل همیشه جنگل می ماند و به رغم
شیطان، قدس همیشه قدس، فلسطین همیشه فلسطین.
چشمان هزار زخم
مهدی میچانی فراهانی
چه قدر گریه، چه قدر خون؟
هر روز، روزِ غربت زده دیگری است و این دغدغه گریه آور، چشمانِ هزار زخمِ مرا، سوزشی دوباره
می انگیزد؛ چشمانِ هزار زخمی که هر لحظه، خارِ ظلمی تازه را در خویش به تجربه می نشیند.
اینک شعر، مزارِ دهان گشوده ای است که مرا به خویش می بلعد، امّا چه سود؟ تا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 