پاورپوینت کامل میلاد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ۲۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل میلاد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ۲۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل میلاد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ۲۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل میلاد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ۲۸ اسلاید در PowerPoint :
خورشید حجاز
عباس محمدی
تمام آسمان، درد می کشد. پیشانی حجاز، عرق کرده است. آمنه، منتظر بشارتی مهربان است و
جهان، منتظر اعجاز. عشق می خواهد متولد شود؛ تو متولد شوی.
فانوس ها، صدای روشنایی بزرگ تر از خورشید را شنیده اند.
رسولان، منتظر رسالتی ابدی اند. شعرهای عاشقانه، منتظرند تا با تو متولد شوند.
ریگزارهای داغ حجاز، چشم به راه قدم هایی مبارکند.
حلیمه آمده است تا آمدنت را با مهربانی شیر بدهد؛ دلسوزتر از هر مادری.
آمده است تا رحمت تو را با شیر کودکانش سیراب کند و مهربانی اش را با تو و کودکانش
تقسیم کند.
عبدالمطلب، چشم به راه است تا شکوه عربی اش را نام بلندت در کوه های حجاز، فریاد بزند.
حجاز، منتظر نشسته تا جاهلیتش را در خویش خاک کند.
تنگه شعب ابی طالب، دلتنگ روزهایی است که تنگنایش را بر دلتنگی هایت، افزون کند.
مکه، انتظار روزهایی را می کشد که اسلام را در جای جایش فریاد بزنی؛ هم صدا با یاسر و
عمار و سمیه و بلال و ابوذر و… .کعبه، مشتاقانه ایستاده است تا مردی از جنس خودت، بر فراز
شانه هایت، «لات» و «هبل» و «عزی» را به زیر بکشد و بشکند حرمت خدایان سنگی را تا حریم
خدا، خالی شود از جهلی سراسر، تا بلال، بر بالای کعبه، منادی ندای اسلامت باشد و نامت را در
برابر دیدگان تازه مسلمان مهربان شده، فریاد بزند.
طاق کسری، آماده ترک خوردن است و آتشکده ها منتظر تا نور سرشارت، لبریز خاموشی و
فراموشی شان کند، تا تو گرامی ترین معجزه ای باشی که می آید.
وقت، وقت آمدن توست. دلشوره، غار حرا را برداشته است. تاریخ، منتظر است که بیایی و
هجرت کنی. جبرئیل، ایستاده بر درگاه غار تا قرآن، با صدای لرزان تو، در جان غار طنین انداز شود.
آستان درهای جهان، بی قرار آمدن و رد شدن تواند.
دختری مهربان تر از مریم و آسیه و زنی از جنس خدیجه علیهاالسلام ، بی تاب مهر پدری ات بر درگاه
مانده است.
آسمان، یکی یکی ستاره هایش را بر سقف خانه عبداللّه آویزان می کند تا خورشید حجاز، از
آغوش آمنه طلوع کند.
بشارت
خدیجه پنجی
تا بوی تو در شامه خاک پیچید، زمین معطر شد.
با آمدنت، کسرا به خود لرزید و فرو ریخت و از صلابت گام هایت، بت ها عاجزانه سر تسلیم
فرود آوردند بر خاک.
و ناگهان تو فرود آمدی؛ در رستاخیزی از نور! تو جاری شدی از منتهاالیه رحمت
پروردگار.
و زمین در جریان بی دریغ مهربانی ات، آینده ای روشن را به انتظار نشست.
تورات و انجیل تو را مژده داده بودند. معبدها و دیرها و کنشت ها، روشنان گام هایت را
چشم انتظار بودند. تو شبی در قداست دقایق آسمانی، از مهربانی خداوند، آیه آیه نازل شدی تا
«رَحْمَهً لِلْعالَمینَ» باشی. از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب، از خاک تا افلاک، همه جا، پرتو نور الهی
توست که تاریکی ها را می شکافد به سرانگشت غیب.
صدای گام هایت در ذرات کائنات پیچید و ابلیس، عاجزانه به خود نالید!
تو پناه بی پناهانی. با تو، رحمت، همیشگی است. با تو، نعمت، فراوان است. با تو، کرامت و
سخاوت به اوج خود رسید.
با تو، درهای توبه هماره باز است.
با تو، جاده رستگاری آشکار است.
با تو، خدا هیچ گاه میان انسان ها گم نمی شود.
آمده ای تا براندازی آیین زشتی ها را، تا ببندی دهان باز جهالت را، تا بیاموزی شیوه دوست
داشتن را، رسم عاشقی را؛ تا زنده کنی محبت فراموش شده را. آمدنت را «حرا»، عاشقانه به
پیشواز آمد و کعبه با شوق، به طواف درآمد!
تو آمدی؛ چونان جریانی از نور و هدیه می آوری بهشت را. آمدی تا «محمد امین» باشی در
ازدحام نامردمی های مکه در عصیان فرو رفته!
تا آیه فتح بخوانی در گوش خاک گرفتار؛
تا سلمان ها در سایه سار محبت تو تسلیم شوند و نطق «ابوذر»ها به اذن تو گویا شود؛
تا «ابو سفیان»ها و «ابوجهل»ها، در عمیق ترین سایه های فراموشی زمان مدفون گردند و
«بلال»ها و «عمار»ها، توحید سرای وادی عشق باشند.
تو آمدی تا زمین از خدا خالی نباشد.
ای عشق خجسته در دل ما
محمد کاظم بدرالدین
تبسمی از بهار، در سینه ما گل انداخته. لباس های نور، برازنده قامت دل می شود. جاده ها از
مسیر لبخند می گذرند.
هر چه درخشندگی، از نو پایه ریزی می شود. پلی از اوقات سرد زمین به مثنوی های گرم
آسمان زده می شود:
«دلا میلاد ختم المرسلین است
فروغ آسمانی در زمین است
… محمد صلی الله علیه و آله مهر ظلمتْ سوز آمد
شب یلدای ما را روز آمد»
مژده باید داد که هر چه تابندگی، به سمت انسان رو آورده است. آبشاری از بشارت نازل شد.
آسمان، با شادی سرشار، در پوست نمی گنجد.
همه با هلهله همراهند.
زندگی، با صدای ماندگار خوش بختی انس می گیرد و بن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 