پاورپوینت کامل قیام هفده شهریور و کشتار جمعی از مردم ;به دست مأموران ستم شاهی ۳۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل قیام هفده شهریور و کشتار جمعی از مردم ;به دست مأموران ستم شاهی ۳۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قیام هفده شهریور و کشتار جمعی از مردم ;به دست مأموران ستم شاهی ۳۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل قیام هفده شهریور و کشتار جمعی از مردم ;به دست مأموران ستم شاهی ۳۲ اسلاید در PowerPoint :

۶۸

شنبه

۱۷ شهریور ۱۳۸۶

۲۵ شعبان ۱۴۲۸

۸.Sep.2007

اگر هفده شهریور نبود…

محبوبه زارع

باغ در تاراج ملخ، تا چه حد تاب می آورد؟! آیا ظرفیت کوه، حجم آتشفشان را تا همیشه تحمل
می کند؟! ندای مرجعیت و پیام آزادگی رهبری، آرام و قرار را از کف ایمان مردم ربوده. دشت های
جنون، تا گستره ادراک مردم، دعوتنامه حضورمی فرستد. گاه آن است که فریادهای مانده در گلو،
گل دسته های انقلاب را به اذانی حماسی، لبیک گویند.

وقت آن است که زخم های درون، لب باز کنند و مرثیه خوان شوند! شهریور ماه، هفدهمین روز
خود را چنین تاریخی نمی پنداشت؛ اگر حضور کربلایی مردم را نمی دید.

ایران، غیرت متمدّنانه ایرانی را چنین شفاف و خونین به شهود نمی رسید؛ اگر هفده شهریور گل
نمی کرد! این مشت های گره شده مردی ستم دیده، در بازخواست سلطه جویان است، یا آتش های
زبانه کشیده از جگر مستضعفین؛ آنان که قرآن وعده شان داده روزی زمین را وارث خواهند شد؟

امضای شهادت روی ژاله

میدان ژاله، از این پس میدان قیام است و بیداری. محفل شهود است و آگاهی. ضربان انقلاب،
نبض حیات ایران را تداوم داده است. خدا می خواهد تقدس حماسه، تا ابدیّت محترم بماند و امضای
شهادت بر کارنامه هر رزمنده ای، منقوش شود. خدا می خواهد فرجام حرکت، رستگاری باشد و رهایی؛
چرا که خود وعده داده است: «و کسانی که در راه ما جهاد کنند، هدایت خواهند شد به راه های ما».

جاده پیروزی

جاده ۲۲ بهمن، از هفده شهریور می گذرد. حماسه این روز، پلی است از خون و مصیبت به سمت
آزادی و جمهوری. در تار و پود این واقعه جاوید، موسیقی نجات طنین دارد؛ که زنده باد انگشتان
ممتد شهدا تا مادامی که این موسیقی در جان ایران ترانه شود.

شهریور سرخ

معصومه داوودآبادی

خورشید، چیزی ندید، جز خیابان هایی مه گرفته و خونین، در آن صبح شهریوری سرخ.

از چهار سوی میدان، توفان گلوله بود که مردان و زنان حماسه را در برمی گرفت.

ثانیه های قیام، می تپیدند و شهر در سوگ شهیدانش به مویه می نشست. آنان آمده بودند تا
شقاوت استبداد را فریاد کنند و هویت از دست رفته استقلال را.

آمده بودند تا رودهای به مرداب نشسته را بشارت دریا باشند؛ اما تنها پاسخشان، باروت بود و
ناجوان مردی و حالا بدن های به خون نشسته بود و صدای ناله های ممتد و پرندگانی که رخوت خاک
را به قصد غرفه های آسمان، ترک گفتند.

در کوچه های حادثه

وقتی که آفتاب، تن به اسارت زمستان نمی داد؛ وقتی که حروف ستمکار، کتاب سرنوشتمان را از
باروت پوشانده بود، برخاستیم تا شعله های غیرتمان، خاموشی نگیرد.

ما بهای بودنمان را در کوچه های حادثه، با خون شایسته ترین فرزندانمان پرداختیم؛ فرزندانی که
رهایی را با گسستن تاروپود روشن شان، به پنجره های خاکستری مان هدیه کردند. سنگ فرش این
میدان، هنوز نفس های آسمانی شان را به خاطر دارد و خون سرخی که نهضت را تا سر منزل مقصود،
جاری کرد. یادشان، کوچه های وطن را آینه بندان کرده است.

هفدهمین ایستگاه

راه می افتم جاده پرهیاهوی شهریور را و در هفدهمین ایستگاه، کبوتران به خون غلتیده را زائر
می شوم. نگاه کن، چگونه میله های قفس را در هم شکسته اند! اینان، یاوران سپیده اند؛ وارثان همیشه
رهایی. مشرقِ نگاهشان، افق های بی نظیر وارستگی را دیدرس است. بین دستان پروازشان تا
آسمان های یگانگی، فاصله ای نیست. بزرگند و آزاد؛ آن گونه که تاریخ، بر سرزمین های سراسر حصار،
بشارتشان می دهد. صدای هوهوی آفرینشان، هنوز چهار گوشه این شهر را به سوی دروازه های سبز
توحید می خواند.

رفتند، تا شهریور جانمان، رایحه سربلندی را دیگر باره حس کنند.

شهریور داغ

فاطره ذبیح زاده

رودها برای دریا شدن، به اتحاد رسیده اند. در دل قطرات پیوسته رود، دیگر هراسی از
صخره های سر راهی نیست. نسیم سبک و خوش خبر، پای بر دامنِ دشت می کشد تا پیامِ رویش را
برای بذرهای چشم انتظار ببرد.

رودها، سرازیر می شوند در تمام کوچه پس کوچه های خاک خورده انصاف، در تمام کویرهای
خشکیده و بی حاصلِ فقر و نداری. رودها جریان می گیرند تا در مرداب خفقان و تاریکی، ساقه های
نور را برویانند.

قطره ها شتاب می گیرند تا سایه های وحشت و ترس، در زیر پایشان بشکند و سکوت وهم آور
ظلم، در تلاطم سرزنده امواج، تَرَک بردارد. رودهای خروشان، می روند تا جان غبار گرفته شهر را از
طنینِ خوش آزادی لبریز کنند. درودیوارهای شهر، با فریادِ بی هراسِ حنجره ها بیگانه نیست. گوشِ
خیابان، آکنده از غریو استقلال خواهی سروها و رستاخیز پرهیاهویِ سپیدارهاست.

دوباره سینه ها، از شوق شقایق شدن بی تابند.

چشمان بیدار پروانه ها، دیگر اسیر گرداب تزویر نمی شوند.

حتی برای فراگیر شدنِ آفتاب، به التهابِ خشمگین گلوله ها، گل مهربانی و برادری هدیه
می دهند. ساعت ها، لحظه های داغ شهریور ۵۷ را می شمارند و در هر لحظه، تولد سرخ یک لاله، تا
ابد بر ذهن سنگ فرش ها، حک می شود.

مشهد سرخ کبوتران

سال ها بود که کبوترهایِ اسیر ظلمت، به دنبال دریچه ای بودند

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.