پاورپوینت کامل بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ۵۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ۵۱ اسلاید در PowerPoint :

شنبه

۱۳ مهر ۱۳۸۱

۲۷ رجب ۱۴۲۳

۲۰۰۲ Oct 5

پیام های تبریک

بعثت سفیر کبیر هدایت، عصاره ی خلقت، کعبه ی آمال بشریت، فروغ گیتی، خلاصه ی هستی، تندیس یزدان نما، حضرت محمد مصطفا صلی الله علیه و آله وسلم بر همگان مبارک باد.۱

بعثت پدر امّت، شاهکار خلقت، منادی رحمت، دعوتگر توحید و وحدت، حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله وسلم بر مسلمانان جهان خجسته باد!۲

۲۷ رجب، سالروز بعثت حبیب خدا، کعبه ی دل ها، سالار اوّلین، سرور آخرین، پیام آور مهر و دین، حضرت ختم المرسلین صلی الله علیه و آله وسلم بر عاشقان رسالت تهنیت باد!۳

بعثت آخرین سفیر الهی، حضرت محمّد امین صلی الله علیه و آله وسلم خجسته باد!۴

۱- عبداللطیف نظری.

۲- همان.

۳- همان.

۴- همان.

تماشای سبز صمیمیت۱

مجتبی تونه ای

هنوز بوی سکوت جاهلی، مشام کوچه ها را آکنده بود.

و زمین از فرسودگی این اندوه می لرزید

و فریادهای مرده، در خون دست و پا می زد

و از گورها، ستارگانی زنده بر می خاست

و چشم ها به تماشای هرزه عادت داشت

و آفتاب ناتمام در پس کوچه های تاریک می دوید

هنوز چشم ها به روی حقیقت بسته بود

که ناگهان پیامبری رسالت بر دوش

چشم ها را گشود

و جهان را سرشار از عطر گل محمدی کرد

از حرا درخشید با آیات روشنی از «اقرأ» و تلاوت کلمات خدا

آمد و بر دروازه ی شهر آشتی ایستاد

و دست های بی تفاوت را به تماشای سبز صمیمیت ایمان خواند.

محمد صلی الله علیه و آله وسلم!

مهربان ترین مردی که در حرای مکه، الفبای روشن نبوّت آموخت و سرود ناسروده ی رسالت را غزل کرد.

برگزیده شد تا نافله ی تبسم را منتشر کند.

آمد…

رو به روی حوصله ی جهان ایستاد تا دست ها را به اندازه ی مهربانی باران، وسعت دهد.

آمد تا رنگ و بوی روزهای سپیدپوش عصمت

را بر گونه های یلدای جهان بپاشد.

کلید اقیانوس در دست آمد،

تا باران بتکاند بر دل های کویری جاهلی،

و باور عشق و ایمان را در جان ها برویاند.

بشکوه و سبز…

روشن و بلند…

گرم و پرشور…

با دستانی از بهار سرشار آمد؛

تا در تلاوت کلمات مقدسّش،

قاموس جهان

تدوین شود.

۱- تونه ای، مجتبی، چراغ تکلیف مرا روشن کن، نشر همسایه، قم، ۱۳۷۹، صص ۱۹ ـ ۲۱.

طلوع حق۱

جواد محدثی

«بعثت»، نعمت خدا بر بشریت است، و… «منّت» آفریدگار، بر انسان ها!

«حرا»، مهبطی بود که جلوه گاه نور خدا گشت و پیام نور در رواق هستی طنین انداز شد.

«بعثت»، طلوعی بود که خورشید حق را از خاور تاریخ، تاباند.

«۲۷ رجب» یکی از جلوه های بی پایان بود که شعاعش تا کرانه های ناپیدای زمان، گسترش و ادامه یافته است.

«مبعث»، فصلی بهاری در پهنه ی قرون بود که خداوند، محمد صلی الله علیه و آله وسلم را همچون گلی زیبا بر دامن رسالت نهاد و سرزمین بطحا با فروغ چهره ی این خورشید، تابان شد.

محمد صلی الله علیه و آله وسلم آمد تا کودک بشریت را در آغوش پرمهر و عطوفت «دین» قرار دهد.

ما هرچه داریم، از برکت آن فرمان «اقرأ»ی است که سروش غیبی در گوش محمد صلی الله علیه و آله وسلم خواند تا ظلمت جاهلیت را بزداید و فطرت ها را برانگیزد و بشریت را به کمال برساند.

دامنه ی بعثت آن مبعوث خاتم تا همیشه ی تاریخ گسترده است و پرچم نامش بر بام بلند گیتی در اهتزاز ابدی است.

۱- قطعات، ص ۳۸.

شکفتن وحی۱

خلوت غار حرا را آشوبی برآشفته است. نسیم آسمانی هم راز روحی گشته که مأنوس با آسمان است. ستاره ای که با فروغش، آتش کده ها را به دست غروب سپرد و کنگره های کاخ استبداد کسری را فرو ریخت، اینک پیام رسالت را نجوا می کند. راهی از نور در امتداد آسمان تا زمین مکه و افق تا افق، فرشتگان صف در صف از جبرئیل تا میکائیل و غار حرا در هاله ای از نور، با خورشیدی در میان، جبرئیل آرام بر زمین گام می گذارد، زمین حریرگون می شود، نبض زمان تند می زند، شب می گریزد، چلچراغ هستی به استقبال می شتابد، سفیر وحی دفتر می گشاید، امین را می خواند که: محمد بخوان! نگار درس ناخوانده با بهت به سفیر می نگرد، چه بخوانم؟

بخوان بنام خدایی که خلق از او پیدا شد و این خلق از او دانا شد.

بدین سان «حرا» با حریم رسالت، کعبه ی آمال عشاق می شود و اولین قطره از دریای بزرگ وحی، درون غار ریزش می کند و غار به پهنای دریا می شود.

فروغ نگاهش گرمابخش ساقه های شکننده و ظریفی می شود که زیر خروارها خاک جاهلیت، خُرد می شدند. خنکای گوارای کلامش، آتش نمرودیان را به خاکستر می نشاند.

ید بیضایی او، بساط سِحر و کفر و عناد را در هم می ریزد، دم مصطفایی اش عطر خوشبوی زندگی می پراکند، دل های فرو مرده، در انتظار قاصد بیداری اند.

آری محمد صلی الله علیه و آله وسلم قاصد بیداری دل ها می شود، آری محمد صلی الله علیه و آله وسلم عازم پیکار با بت ها می شود.

نور رسالت مصطفی بر بوستان علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام می تابد و کوثر وجود فاطمه علیهاالسلام، عطیه های هدایت را بر دنیای ناقص و ابتر مردمان می بخشاید. صراط مستقیم، با نور ترسیم می شود، از حسن و حسین علیه السلام تا مهدی(عج)، رایت رسالت از بعثت محمد صلی الله علیه و آله وسلم تا میلاد وارث بر چکاده ی بلند امامت به اهتزاز می آید و میلاد قائم(عج) بر گوش بازنشستگان از حقیقت سیلی می نوازد.

حضور حجت، پای بهانه گیری را به زنجیر می کشد، انسان برای گریز از «خسران»، دل به ولایت «ولی عصر» می سپارد تا با استمداد از «اباصالح» در زمره ی صالحین باشد.

«صاحب» از ورای زمان و اعصار و تاریخ، جان ها را تصاحب می کند.

بعثت و حضور محمد صلی الله علیه و آله وسلم نوید ظهور مهدی(عج) را به ارمغان می آورد.

شمیم عطرآگین و جامه ی محمد صلی الله علیه و آله وسلم، فروغ چشمان کم سوی منتظران سوخته در هجران «منتظر قائم» می شود و عزیز مصر را به کنعان وجود می خواند.

اینک همان چشمان که به التماس نجات بر آستان «حرا» می نگریست در «افق اعلی» به انتظار آمدن «منجی» که وارث بزرگ بعثت است لحظه شماری می کند.

آری مهدی خواهد آمد، منتقم خواهد آمد و به اسم «رب» کتاب قطور رحمت و محبّت را بر تمام کائنات خواهد خواند.

به امید آن روز پرشکوه

۱- عسگری، محمد، از عاشورا تا غدیر، چاپ دوم، ص ۱۷۴ ـ ۱۷۹.

تولد قرآن

جواد محمد زمانی

از کوه نور می آید، مردی با جام حضور. دستانش، رَحل می شود تا قرآن را در میان گیرد. در چشم هایش صداقت آیه ها، موج می آفریند و دلش سرشار گل نغمه های وحیانی است.

می خواند، آن گونه که پروردگارش فرمان می دهد: «اقرأ باسم ربک الذی خلق». جبرئیل از شادی در خود نمی گنجد. ۲۳ سال هم نشینی با نور.

غارِ حرا، سنگینی حضور خدا را حس می کند و سنگواره ها چون بید بر خود می لرزند.

سوره ها سرود می خوانند و آیه ها بی گلایه، دست به دست هم می دهند. باید تولد قرآن را جشن گرفت. عطر خوش وحی، فضای آسمان را فرا گرفته است. مکه آبستن فراخوان بزرگ خوبی هاست.

پس از این، تورات مُهر اتمام می خورد و انجیل در صندوقچه ی تاریخ پنهان می شود. پس از این گستره ی خاک را جوشش کوثر فرا خواهد گرفت. کعبه عطر گل محمدی خواهد پراکند و زمزم، زلال اسماعیل را باز خواهد یافت. صفا و مروه از مهاجرت هاجر شکوه نخواهند کرد و منا و مشعر به استواری ابراهیم درود خواهند فرستاد.

دیگر عمر پژمردگی به سر رسیده است. مردم، زلال «و بشرّ الصابرین» را حس خواهند کرد و در کنار آبشار «عبادالرحمن» طراوت را تجربه خواهند کرد. باید به شکوفه های «والفجر» دل بست تا میوه های شیرین «جنات تجری من تحتها الانهار» را به بار بنشیند.

باید به فطرت تبریک گفت که دستان نوازش گر پیامبر، گیسوانش را شانه خواهد زد.

باران وحی

علی خیری

حرا در هیجانی شگفت می سوخت. سال ها بود که محمد صلی الله علیه و آله وسلم دردهای نهفته و رازهای مگویش را با حرا قسمت می کرد، دردهایی که از زخم جاهلیت انسان بر می خاست و دل دریایی چکیده ی آفرینش را پر می کرد.

محمد صلی الله علیه و آله وسلم در کنج خلوت حرا غرق راز و نیاز با خدا بود ناگهان امین وحی بر امین تاریخ فرود می آید و پیامی می آورد که باری به وسعت همه ی بشریت همراه آن است. لرزشی سخت حرا را در بر می گیرد و سکوت را می

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.