پاورپوینت کامل شهادت امام حسن(ع) به روایت تاریخ ۹۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل شهادت امام حسن(ع) به روایت تاریخ ۹۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شهادت امام حسن(ع) به روایت تاریخ ۹۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل شهادت امام حسن(ع) به روایت تاریخ ۹۲ اسلاید در PowerPoint :
شیخ مفید۴ در ارشاد آورده است: «… و چون کار صلح میان امام حسن(ع) و معاویه به پایان رسید، آن حضرت به مدینه رفت و درحالی که خشم خود را فرو می نشاند و خانه نشین بود، چشم به راه دستور خدای عزوجل، در آنجا بماند. از سوی دیگر چون ده سال از خلافت معاویه گذشت، تصمیم گرفت برای پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد. پس کسی را به نزد جعده، دختر اشعث بن قیس و همسر امام حسن(ع) فرستاد که او را وادار به زهر دادن امام(ع) کند و به عهده گرفت [که چون این کار را بکند،] او را به همسری پسرش یزید درآورد و صد هزار درهم پول برای او فرستاد [که این جنایت را انجام دهد] و جعده که لعنت خدا بر او باد، آن امام همام را زهر خورانید».
شیخ مفید در ادامه آورده است: «و از جمله روایاتی که در این باره رسیده، روایتی است که عیسی بن مهران (به سندش) از مغیره حدیث کند که گفت: معاویه کسی را به نزد جعده، دختر اشعث بن قیس فرستاد که من تو را به همسری پسرم یزید در خواهم آورد؛ به شرط آنکه تو حسن را زهر دهی و صد هزار درهم نیز برای او فرستاد و آن زن این کار را کرد، امام حسن(ع) را زهر داد و معاویه پول را به او داد، ولی او را به همسری یزید درنیاورد».
ابن عبدالبر اندلسی، از علمای اهل سنت، در کتاب استیعاب از قتاده و ابوبکر بن حفص روایت کرده است: «حسن بن علی۲ را مسموم کردند و همسرش جعده، دختر اشعث بن قیس کندی او را مسموم کرد.» گروهی نیز گفته اند: «این جنایت به دسیسه معاویه انجام شد که جعده را در برابر مالی که به او داد، به این کار وادار کرد…».
طبرسی نیز در کتاب احتجاج، از سالم بن ابی الجعد، از امام حسن(ع) روایت کرده است: «به من خبر رسید که معاویه به پادشاه روم نامه ای نوشته و خواسته تا زهر کشنده ای برای او بفرستد و پادشاه روم در پاسخ او نوشته است: «دین و آیین ما چنین اجازه ای به ما نمی دهد که در کشتن کسی که با ما نمی جنگد، کمک کنیم.» معاویه در پاسخ او نوشته: «این مردی را که من قصد کشتنش را دارم، فرزند همان مردی است که در سرزمین تهامه خروج کرد و او اینک قیام کرده و می خواهد سلطنت پدر خود را باز ستاند و من می خواهم دسیسه ای کنم و این زهر را به دست کسی به خورد او بدهم و بندگان و شهرها را از [شر] او آسوده سازم.» سپس همراه این نامه هدایایی نیز برای پادشاه روم فرستاده و پادشاه روم تحت شرایطی این سم را برای او فرستاده است».
از مروج الذهب نقل شده است: «معاویه آن سم کشنده را برای مروان بن حکم فرستاد و به او دستور داد، آن زهر را به جعده بدهد و وعده همسری یزید و یکصد هزار درهم پول نیز به او داد تا این جنایت را انجام دهد…».
بنابر نقل راوندی نیز جعده زهر را در شیری ریخت و امام حسن(ع) در آن روز روزه بود و روز گرمی نیز بود. چون حضرت برای افطار به خانه بازگشت، جعده آن شربت شیر مسموم را نزد آن حضرت آورد و امام(ع) آن را نوشید….
طبق روایت مسعودی، پس از شهادت امام حسن(ع)، وقتی جعده انجام وعده ازدواجش با یزید را از معاویه درخواست کرد، معاویه به تمسخر به او گفت: «ما یزید را دوست داریم و اگر به این دلیل نبود، به وعده خود وفا می کردیم».
شیخ مفید و نیز ابن شهر آشوب در مناقب نقل کرده اند: «مردی از خاندان طلحه، جعده را پس از امام حسن(ع) به زنی گرفت و از او صاحب فرزندانی شد که هرگاه میان آنان و دیگر قبایل قریش سخنی و گفت گویی پیش می آمد، آنان را سرزنش می کردند و به آنان می گفتند: «ای پسران زنی که شوهرانشان را زهر می خوراند!»
شیخ مفید و دیگران نوشته اند: امام حسن(ع) پس از این زهر، چهل روز بیمار بود و روز به روز بیماری آن حضرت شدت می گرفت تا اینکه به لقاءالله پیوست. از میان علماء و دانشمندان اهل سنت نیز علامه گنجی، در کتاب کفایه الطالب این مطلب را نقل کرده است. ابن شهر آشوب در مناقب و علی بن عیسی اربلی در کشف الغمه نیز از مورخان اهل سنت همین مطلب را نقل کرده اند، ولی در تحف العقول نقل شده است که امام حسن(ع) پس از خوردن زهر، دو روز بیشتر زنده نبود.
در روایتی از دمیری نقل شده است که امام حسن(ع) به جعده فرمود: «ای دشمن خدا! مرا کشتی، خدایت بکشد! سوگند که پس از من، به مقصودت نخواهی رسید و خدا تو را خوار خواهد کرد.» از امام صادق(ع) نیز روایت شده است که فرمود: «به راستی که خود اشعث در خون امیرمؤمنان علی(ع) شرکت جست و دخترش جعده، امام حسن را مسموم کرد و پسرش (محمد بن اشعث) در خون حسین دست داشت…. » نقل است چون امام حسن(ع) را درد شدت یافت، فرمود: «همه از جانب خدا آمده و به سوی خدا باز می گردیم. سپاس خدای را بر دیدار سرور رسولان، پدرم، آقای اوصیاء و مادرم، بانوی زنان جهان و عمویم، جعفر طیار و حمزه سیدالشهدا».
همچنین شیخ مفید از عمر بن اسحاق روایت کرده است: «من با حسن و حسین(ع) در خانه بودیم. حسن(ع) برای تطهیر رفت و چون آمد، فرمود: «بارها به من زهر دادند، ولی هیچ گاه مانند این بار نبود.» حسین(ع) گفت: «چه کسی تو را زهر داد؟» امام حسن(ع) فرمود: «از او چه می خواهی؟ آیا می خواهی او را بکشی؟ اگر آن کسی باشد که من می دانم، خشم و عذاب خداوند بر او بیش از توست و اگر او نباشد، من دوست ندارم بی گناهی گرفتار شود».
مانند این روایت را از دانشمندان اهل سنت مانند ابن عبدالبر اندلسی، در استیعاب و ابونعیم، در حلیه الاولیاء و عقلانی، در کتاب الاصابه روایت کرده اند.۱
۱. همان، ۱۶/۱۲/۱۳۸۶، ص ۹.
خلافت یا حکومت
محمدعلی کعبی
دستگاه اجرایی معاویه در زمان امام حسن(ع)، دستگاهی تشکیلاتی و سیاسی بود. همواره دو بازوی سیاست گذاری و انتخاب راهبرد که در رأس آن عمروعاص بود و تبلیغات که رأس آن معاویه بود، این دستگاه را اداره می کردند. البته در کنار اینها جاسوسان بی شمار و سکه های زر معاویه که در تمامی بلاد اسلامی به ویژه مدینه پخش بودند، نقش خوبی را در خبررسانی ایفا می کردند.
(
معاویه در زمان خود، برای تبدیل خلافت مقدس و خدمت گزار نبوی، به حکومت خودمختار و اشرافی اموی، دیدگاه مردم را نسبت به بسیاری از مفاهیم تغییر داد. وی دینار را در چشم مردم عزیز کرد و آخرت و مفاهیم اسلامی را کوچک جلوه داد. شهادت دیگر مسئله ای نبود که امتی را تکان دهد، به ویژه اینکه مردم آن زمان بر اثر ظاهرسازی های معاویه، نفرت حقیقی و عزم جدی برای قیام بر ضد او نداشتند. افکار عمومی، اختلاف معاویه با خط امامت را، اختلافی سیاسی و حکومتی می پنداشتند که اگر هم کسی در این کش مکش کشته شود، بر سر یک نزاع کشته شده است. «شهادت در چنین شرایطی، به پیشبرد مقاصد نهضت کمک نمی کرد، بلکه افکار عمومی دستخوش اشتباه می گردید و حقیقت لوث می شد».۱
بر اساس شواهد بسیاری، معاویه در جنگ قصد به اسارت در آوردن امام و حقیر کردن ایشان را داشت و هرگز نمی خواست از حسن بن علی(ع) یک قهرمان ساخته شود. او می خواست امام را نه در میدان جنگ، بلکه به صورتی نامعلوم از بین ببرد و انتقام روز فتح مکه را که پیامبر با ده هزار مسلمان وارد آن شد و آن را فتح کرد و همگان مجبور به اسلام آوردن شدند، از فرزند پیامبر، حسن بن علی(ع) بگیرد.
(
دوران امامت امام حسن(ع)، دوران تلخی بود. بیشتر کسانی که در زمان امام علی(ع) روشنگری می کردند و هر جا فرصتی پیش می آمد، راه را به مردم نشان می دادند، دیگر نبودند، افرادی چون عمار یاسرها، میثم تمارها، مالک اشترها و…. حکومت فاسد معاویه، اغلب نخبگان جامعه را حذف کرده بود و مردم در آن فضای ریا و دورنگی نمی توانستند به سادگی حق را از باطل تشخیص دهند.
(
افزون بر اینکه شرایط جامعه آن روز برای نبردی صریح و بی پرده مناسب نبود، شرایط میدان جنگ نیز به امام این فرصت را نداد. امام با همه سختی ها نیرویی دوازده هزار نفری را طلایه دار لشکر کرده بود و در راه مبارزه با معاویه پیشگام بود. چون امام رهسپار جنگ با معاویه شد، در بین راه به دست یکی از خوارج، مورد حمله قرار گرفت. خیانت سردارانش نیز از سویی، نیرویش را کاهش داد. در حقیقت، امام در شرایطی حاضر به پذیرش صلح شد که بندهای صلح نامه را به سود مسیر امامت رقم زد؛ زیرا نه خود نیرویی در بدن داشت و نه سردارانش در میدان بودند و نه سربازانش فرمانبر. بعدها امام خود به این مسئله تصریح کرد و در پاسخ به مردی که آن حضرت را به دلیل صلح شماتت می کرد، فرمود: «من به این دلیل حکومت و زمامداری را به معاویه واگذاردم که یارانی برای جنگ با وی نداشتم. اگر یارانی داشتم، شبانه روز با وی می جنگیدم تا کار یکسره شود. من کوفیان را خوب می شناسم و بارها آنها را امتحان کرده ام. آنها مردان فاسدی هستند که اصلاح نخواهند شد. نه وفادارند و نه به تعهدات و پیمان های خود پای بندند و نه دو نفر با هم موافقند. به ظاهر به ما اظهار علاقه و پیروی می کنند، ولی در عمل، با دشمنان ما همراهند».۲
۱. مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، (سیره امام حسن)، ص ۱۲۶.
۲. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۴۷؛ طبرسی، احتجاج، ص ۱۵۷.
سخن بزرگان
امام خمینی(ره)
«حضرت امام حسن قیام کرد تا آن وقتی که می توانست. وقتی که یک دسته علاف نگذاشتند که کار را انجام بدهد، با آن شرایط صلح کرد که مفتضح کرد معاویه را.۱ آن قدر که حضرت امام حسن معاویه را مفتضح کرد، به همان قدر بود که سیدالشهدا یزید را مفتحض کرد».۲
«امام حسن(ع) آن قدر گرفتاری که از این دوستان و اصحابش داشت، از دیگران نداشت؛ اصحابی که توجه نداشتند که امام زمانشان روی چه نقشه ای دارد عمل می کند. با خیال کوچکشان، با افکار ناقصشان، در مقابلش ایستادند و غارتش کردند، اذیتش کردند، شکستش دادند، معاهده با دشمنش کردند و هزار جور بساط درست کردند».۳
«قصه امام حسن و قضیه صلح، صلح تحمیلی بود. برای اینکه امام حسن، دوستان خودش؛ یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد؛ صلح تحمیلی بود».۴
۱. صحیفه نور، ج ۱، ص ۱۷۳.
۲. همان، ج ۸، ص ۸۹.
۳. همان.
۴. همان، ج ۲۰، ص ۳۲.
مقام معظم رهبری
«اگر مردم هوشیار نباشند، همان بلایی بر سرشان خواهد آمد که بر سر مردم مسلمان در دوره امام حسن و بعضی از دوره های دیگر آمد. در آن زمان، چون مردم هوشیار و آگاه نبودند، جریان حق شکست خورد. اگر آگاهی و هوشیاری باشد، وحدت کلمه هم هست. مراقب باشید که وحدت کلمه را حفظ کنید! موقعیت ها را به درستی درک کنید و بدانید که امروز، اساسی ترین کار ما توجه به این امور است».۱
«در دوران امام حسن، جریان مخالفی آن چنان رشد کرد که توانست به صورت یک مانع ظاهر شود. البته این جریان مخالف در زمان امام مجتبی به وجود نیامده بود، سال ها قبل به وجود آمده بود».
«در باب صلح امام حسن(ع) این مسئله را بارها گفته ایم و در کتاب ها نوشته اند که هرکس حتی خود امیرالمؤمنین، اگر به جای امام حسن مجتبی بود و در آن شرایط قرار می گرفت، ممکن نبود کاری بکند غیر از آن کاری که امام حسن کرد. هیچ کس نمی تواند بگوید که امام حسن، فلان گوشه کارش سؤال برانگیز است، نه کار آن بزرگوار، صددرصد بر استدلال منطقی غیرقابل تخلف منطبق بود. در بین آل رسول خدا(ص) پرشورتر از همه کیست؟ شهادت آمیزترین زندگی را چه کسی داشته است؟ غیرتمندترین آنها برای حفظ دین در مقابل دشمن، چه کسی بوده است؟ «حسین علی(ع) بوده است. آن حضرت در این صلح، با امام حسن شریک بودند. صلح را تنها امام حسن نکرد، امام حسن و امام حسین این کار را کردند. منتها امام حسن جلو بود و امام حسین پشت سر او بود.
امام حسین(ع)، جزو مدافعان ایده صلح امام حسن بود. وقتی که در یک مجلس خصوصی، یکی از یاران نزدیک؛ از پرشورها و پرحماسه ها، به امام مجتبی(ع) اعتراضی کرد، امام حسین با او برخورد کردند.
هیچ کس نمی تواند بگوید که اگر امام حسین به جای امام حسن بود، این صلح انجام نمی گرفت، نه امام حسین با امام حسن(ع) بود و این صلح انجام گرفت».
«صلح [امام حسن(ع)]، عوامل خودش را داشت و هیچ تخلف و گریزی از آن نبود. آن روز، شهادت ممکن نبود. مرحوم شیخ راضی آل یاسین(رضوان الله تعالی علیه) در کتاب صلح الحسن که من بیست سال پیش آن را ترجمه کردم و چاپ شده است، ثابت می کند که اصلا جا برای شهادت نبود. هر کشته شدنی که شهادت نیست؛ کشته شدن با شرایطی شهادت است؛ آن شرایط در آنجا نبود و اگر امام حسن(ع) در آن روز کشته می شدند، شهید نبودند، امکان نداشت که آن روز کسی بتواند در آن شرایط حرکت مصلحت آمیزی انجام بدهد که کشته بشود و اسمش شهادت باشد».
«بعد از صلح امام حسن(ع)، کار به شکلی هوشمندانه و زیرکانه تنظیم شد که اسلام و جریان اسلامی، وارد کانال آلوده ای که به نام خلافت و در معنا سلطنت به وجود آمده بود، نشود. این، هنر امام حسن مجتبی(ع) بود. امام حسن مجتبی کاری کرد که جریان اصیل اسلام که از مکه شروع شده بود و به حکومت اسلامی و به زمان امیرالمؤمنین و زمان خود او رسیده بود، در مجرای دیگری جریان پیدا بکند، حتی اگر نه به شکل حکومت؛ زیرا ممکن نبود لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند. این، دوره سوم اسلام است».
«در زمان امام حسن(ع)، تفکر انقلابی اسلامی که دوره ای را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود، دوباره برگشت و یک نهضت شد. البته در این دوره، کار این نهضت، به مراتب مشکل تر از دوره خود پیامبر بود؛ زیرا شعارها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند، درحالی که از مذهب نبودند. مشکل کار ائمه هدی(ع) اینجا بود».
«به برکت امام حسن مجتبی(ع)، این جریان ارزشی نهضت اسلامی، اسلام را حفظ کرد. اگر امام مجتبی این صلح را انجام نمی داد، آن اسلام ارزشی نهضتی باقی نمی ماند و از بین می رفت؛ چون معاویه بالاخره غلبه پیدا می کرد.
وضعیت، وضعیتی نبود که امکان داشته باشد، امام حسن مجتبی(ع) غلبه پیدا کند. همه عوامل، در جهت عکس غلبه امام مجتبی(ع) بود. معاویه غلبه پیدا می کرد؛ چون دستگاه تبلیغات در اختیار او بود. چهره او در اسلام، چهره ای نبود که نتوانند موجه کنند و نشان بدهند. اگر امام حسن صلح نمی کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر را از بین می بردند و کسی را باقی نمی گذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد، همه چیز به کلی از بین می رفت و ذ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 