پاورپوینت کامل مولفه های حماسه اقتصادی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مولفه های حماسه اقتصادی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مولفه های حماسه اقتصادی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مولفه های حماسه اقتصادی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

درآمد

سال ۱۳۹۲ چهارمین سال پیاپی است که از سوی مقام معظم رهبری، عنوانی «اقتصادی» به خود گرفته است. ۱۳۸۹ با عنوان «همت مضاعف و کار مضاعف»، ۱۳۹۰ با عنوان »جهاد اقتصادی»، ۱۳۹۱ با عنوان «تولید ملّی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» و سال ۱۳۹۲ با عنوان «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی». این مسئله، از اهمیت مقوله اقتصاد و اثرگذاری آن در دیگر ابعاد زندگی انسان خبر می دهد، و اینکه برای سامان بخشیدن به بخش های دیگرِ اجتماع، پیش از هر چیز باید بخش اقتصاد کشور را سامان بخشید.

امروزه اهمیت اقتصاد و استقلال اقتصادی بر کسی پوشیده نیست، و اینکه بدون استقلال اقتصادی، نمی توان به چشم اندازهای عالی مادی و معنوی دل بست. در واقع «از آن تاریخ که انسان پا بر روی زمین گذاشت، به مسئله “اقتصاد”، عنایت و اهتمام داشته است. از همان روزگار آغازین حیات بشری، انسان به اموری مانند خوردن و آشامیدن، لباس، خانه و وسیله نقلیه احساس نیاز می کرد و در این راه کوشید. از این رهگذر، به دنبال زراعت رفت و محصول درو کرد و ذخیره اندوخت و به پرورش حیوانات و پرندگان، پس از آنکه آنها را صید می کرد، پرداخت و کارهایی از این دست انجام داد تا زندگی اش پابرجا بماند و در رگ های او حرارت و حرکت بدود و بقای او تضمین شود. بدین گونه بود که همواره، مسئله “اقتصاد” مورد اهتمام رسالت و ادیان آسمانی نیز قرار داشته، در همه روزگاران بدان، عنایت و توجّه ویژه شده است. (عظیمی و دیگران، ۱۴۰۳ق: ۷ و ۸)

درباره عنوان اقتصادی امسال یعنی حماسه اقتصادی باید گفت حماسه اقتصادی آن گاه شکل می گیرد که «همت و کار مضاعف» پدیدار گردد، به «جهاد اقتصادی» روی آوریم و به صورت جدّی دست به کار «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» بزنیم. آنچه در این نوشتار بدان اشاره خواهیم کرد، مروری است بر مؤلفه هایی که بدون تحقق آن، حماسه اقتصادی شکل نخواهد گرفت.

۱. استقلال اقتصادی

شرط اصلی حماسه، «استقلال» است. هرگز از دل وابستگی، حماسه ای شکل نخواهد گرفت. بر این اساس، یکی از مؤلفه های حماسه اقتصادی، استقلال اقتصادی است. ملتی که رو به حماسه دارد، باید به اقتصاد خود سامان بخشد و آن را به مرز استقلال و خودکفایی برساند؛ چراکه هنگام وابستگی اقتصادی، همواره جامعه در معرض خطرهایی چون خودباختگی، مغلوب شدن و کوتاه آمدن در برابر کشوری قرار دارد که به آن وابسته است. شهید مطهری در این باره می نویسد:

جریان اقتصاد در یک کشور به دو حالت ممکن است باشد. یکی اینکه مستقل باشد و دیگر اینکه جنبه وابستگی داشته باشد و اقتصاد آن کشور وابسته به اقتصاد کشور دیگر باشد. طبیعی است که در این هنگام اگر یک بحران، مثلاً یک نوسان در وضع پولی آن کشور پیدا شود، در اینجا هم اثر می گذارد. محکوم است که مصرف کننده تولیدات آن کشور باشد. محکوم است که خودش تولید نکند، برای اینکه تولید او به مصرف برسد؛ چنان که ما در زمان حکومت سابق دیدیم که ایران محکوم بود که کشاورزی خودش را تقلیل بدهد، برای اینکه که از آنجا گندم یا شکر وارد کند. محکوم بود به اینکه دامداری خودش را تقلیل دهد، برای اینکه گوشت های دیگران را از جاهای دیگر وارد کند. این، معنای یک اقتصاد وابسته است.. .. یک وقت تصمیم می گرفتند خشخاش کشت نشود، هزار تا فلسفه هم برایش درست می کردند. وقت دیگری می گفتند خشخاش کشت بشود، باز فلسفه دیگری برایش درست می کردند. این ما نبودیم که تصمیم می گرفتیم؛ دیگران تصمیم می گرفتند تو خشخاش نکار. ایران مجبور بود تبعیت کند. این، معنای عدم استقلال اقتصادی است.. .. استقلال اقتصادی، یعنی اینکه یک کشور را از نظر اقتصادی، خودش برای خودش برنامه بدهد و طرح ریزی کند، آقا بالاسر نداشته باشد. (مطهری، ۱۳۸۶: ۱۶۰ – ۱۶۲)

شهید بهشتی نیز در این باره می گوید:

سیاست خارجی ما این است که ملت مسلمان ایران باید از هر نظر روی پای خودش بایستد. ملت مسلمان ما نمی تواند متکی به امریکا و اروپا باشد. نمی تواند متکی به شوروی باشد. نمی تواند متکی به چین باشد. باید متکی به خودش باشد. خوب، چگونه می شود این کار را کرد؟ ما چطور می توانیم به خودمان متکی باشیم؟ وقتی که از نظر اقتصادی روی پای خودمان بایستیم، باید بدانیم که ما تا وقتی که استقلال اقتصادی پیدا نکنیم، استقلال واقعی نخواهیم داشت. خوب، چه بکنیم تا استقلال اقتصادی پیدا کنیم؟ همه می دانید که ما کشوری به تمام معنا واردکننده بوده ایم. گندم مان، خوراک دام های مان، ذرت و برنج مان، روغن مان، مواد روغن نباتی مان، پنیرمان، گوشت مان، پارچه و لباس و الیاف مصنوعی، ماشین آلات، لوازم ماشین آلات، مونتاژ، همه اینها از خارج می آمد. ما ملتی مصرف کننده بودیم که باید نفت می دادیم تا این کالاها را بگیریم. ملتی بودیم به تمام معنا وابسته به امریکا، وابسته به اروپا، وابسته به کشورهای دیگر. خلاصه اینکه برای دست یابی به استقلال اقتصادی، باید از مصرف گرایی کاسته، به سمت تولیدات داخلی روی بیاوریم. (بهشتی، ۱۳۸۳: ۲۴۸ و ۲۴۹)

۲. قدرت اقتصادی

گاهی ممکن است کشوری به طور کامل استقلال اقتصادی نداشته نباشد و در برخی کالاها به کشوری دیگر وابسته باشد، ولی قدرت اقتصادی بالایی داشته باشد. بدیهی است چنین کشوری، به دلیل این قدرت اقتصادی، هیچ گاه بازیچه آن دسته از کشورهایی که ناچار است برخی از نیازمندی های اقتصادی اش را از آنها تأمین کند، قرار نخواهد گرفت و همواره به عنوان کشوری مقتدر و عزت مند در برابر آن کشورها جلوه خواهد کرد.

در واقع اگر کشوری برای تأمین کالاهای اساسی و ضروری به دست خود، به قدرت اقتصادی دست یافت، تأمین برخی از کالاهایی که کالاهای اساسی و در حدّ ضرورت نیست، به «قدرت اقتصادی» او آسیب نخواهد رساند؛ چراکه اقتدار اقتصادی او، مانع از سوء استفاده دیگر کشورها خواهد بود. به همین دلیل، اسلام پیروانش را به رسیدن به قدرت اقتصادی فراخوانده، از آنها می خواهد برای حفظ عزت و کرامت خویش و ایمن ماندن از طمع بیگانگان، از قدرتِ اقتصادی شایسته جایگاه خویش برخوردار شوند. شهید مطهری در این باره می نویسد:

اسلام طرفدار دو قدرت است: یکی قدرت روحی و دیگر قدرت اقتصادی. طرفدار قدرت روحی است به این معنا که می گوید شما باید از ناحیه اخلاقی آن قدر قوی و نیرومند باشید که به دنیا اعتنا نداشته باشید و بنده و اسیر دنیا نباشید.. .. اما قدرت دوم که اسلام طرفدار آن است، «قدرت اقتصادی» است. ما باید از نظر روحی، آن قدر قوی و نیرومند باشیم که مال و ثروت دنیا نتواند ما را بنده خودش قرار دهد، و از نظر اقتصادی باید کوشش کنیم مال و ثروت را از طریق مشروع در اختیار خودمان بگیریم تا بتوانیم از این قدرت مادی و اقتصادی استفاده کنیم. (مطهری، ۱۳۸۳: ۶۱ و ۶۲)

۳. همت مضاعف و کار مضاعف

دست یابی به استقلال و حماسه اقتصادی، مصداقی از بلندهمتی است و لازمه بلندهمتی، همت مضاعف و کار مضاعف است. همت و کار مضاعف، پادزهر کمبودها و کاستی هاست و به همان اندازه که شخص و جامعه از قافله پیشرفت انسانی جا می مانند و دچار رکود اقتصادی می شوند، نیازمند کار و همت مضاعف هستند. خوش بختانه همیشه کاستی ها و عقب ماندگی ها قابل جبران است و همواره دست یابی به قلّه ها، امکان پذیر، و خداوند این استعداد و شایستگی را در انسان ها قرار داده که هر گاه اراده کنند و به دنبال آن، همت و کار مضاعف به خرج دهند، بتوانند کمبودها را جبران و خود را با پیشرفت ها و تکامل روز، هماهنگ کنند. مقام معظم رهبری در این باره می فرماید:

عقب ماندگی یک ملت، درد بزرگی است، بیماری سختی است و این بیماری را با همت بلند و با تلاش پی گیر باید علاج کرد و درمان بخشید. مهم این است که ما به خود بیاییم و این بیماری را تصدیق کنیم و پس از آن برای علاج این بیماری همت بگماریم. ملت ایران به خودش آمده، احساس کرده که بایستی جایگاه خودش را پیدا کند. ما از دنیا دویست سال عقب ماندیم. این واقعیت تلخی است که باید آن را قبول کنیم. چشم های ما را مثل انسان های مست تخدیر شده بسته بودند، ما را در عالَم توهّم نگه داشته بودند و متوقف بودیم. توقف هم به معنای عقب ماندگی است. چون دنیا منتظر نمی ماند؛ دنیا به سرعت پیش می رفت و ما متوقف بودیم. این حالت تخدیرزدگی بحمدالله تمام شد. ملت ایران امروز باید عقب افتادگی های دوران طولانی استبداد در این کشور و دخالت خارجی را جبران کنند. جوان های ما بحمد الله جوان های لایق و ساخته و پرداخته ای هستند که باید همت مضاعف و کار مضاعف برای جبران عقب ماندگی ها بورزند. (۱۱/۱/۱۳۸۹)

۴. همت گماشتن به تولید و کالاهای داخلی

بخشی از نیازمندی های انسان به صورت آماده در طبیعت وجود دارد و آدمی می تواند آن را از طبیعت برداشت و مصرف کند. میوه های آماده جنگلی مانند نارگیل، موز، یا انواع قارچ ها، سبزی ها و گیاه های خوراکی از این قبیل اند، ولی بسیاری از نیازمندی های انسان به صورت آماده در طبیعت وجود ندارد و باید با کار و نوآوری بشر برایش قابل مصرف گردد. این نوع کار و نوآوری که در واقع، تغییر فیزیکی یا شیمیایی مواد خام موجود در طبیعت است، «تولید» نامیده می شود.

بنابراین، «تولید» تبدیل مواد موجود در طبیعت به فرآورده های کشاورزی، صنعتی و نظایر اینهاست که به درد انسان بخورد و نیازهای او را تأمین کند. استخراج سنگ آهن از معدن، ذوب آن در کوره، تهیه شمش آهن از آن، تبدیل شمش آهن به پروفیل، ساخت در و پنجره و نظایر اینها از پروفیل، یا تبدیل آهن به فولاد برای ساختن انواع کارافزار و ماشین ها، نمونه هایی از تولید است. (شهید بهشتی، ۱۳۸۸: ۴۴۱ و ۴۴۲)

بی گمان لازمه استقلال اقتصادی، همت گماشتن به تولید داخلی و استفاده از کالاهای ایرانی است. حماسه اقتصادی آن گاه شکل خواهد گرفت که تولید داخلی تا مرز خودکفایی افزایش یابد و از یک سو با تولید کالاهایی مرغوب و باکیفیت و از سوی دیگر با پرهیز از رو آوردن به کالاهای خارجی، زمینه مصرف گرایی کالاهای بیگانه از میان رود و استفاده از کالاهای داخلی به صورت یک فرهنگ درآید.

از این رهگذر، «کشورهای در حال توسعه باید سعی شود به جای وارد کردن کالاهای صنعتی خارجی و مصرف آنها در داخل، از محصولات تولیدی داخلی استفاده شود، که از جمله شیوه های عملی نمودن این اِقدام آن است که در ابتدا با وضع تعرفه های گمرکی بر واردات، سهمیه بندی و غیره، از ورود کالاهای خارجی جلوگیری شود. هر چند این کار به زیان مقطعی مصرف کنندگان تمام می شود و آنها مجبور می شوند کالاهای بی کیفیت داخلی را به قیمت بیشتر خریداری کنند، با گذشت زمان، تخصص و مهارت تولیدکنندگان داخلی، بیشتر می شود و محصولات با کیفیت بهتر، تولید و در اختیار مصرف کنندگان قرار خواهد گرفت. نباید از نظر پنهان داشت که از جمله اثرات ناخوشایند توسعه خارجی و واردات بی رویه کالاهای خارجی، گسترش تقلید از الگوهای مصرفی کشورهای غربی است. از آنجا که انواع کالاهای مصرفی خارجی، وارد کشورهای جهان سوم می شود، آشنایی مردم با این محصولات، باعث ایجاد تقاضا و تمایلات مصرفی می گردد و بخش بیشتری از درآمد مردم، صرف خرید این گونه کالاها می شود. طبیعی است که این مسئله می تواند در کاهش تولیدات داخلی ـ چه از نظر کمیت کالاها و چه از حیث کیفیت کالاها ـ تأثیرگذار باشد و بر روند رشد تولیدات داخلی، آثار زیان باری بر جا بگذارد.

در واقع، افزایش مصرف کالاهای وارداتی، به کاهش پس انداز، سرمایه گذاری و در نهایت، کسری تراز پرداخت ها می انجامد. .. بی گمان تنها راه رهایی از وابستگی، تولید برای تأمین مصارف داخلی و کاهش مراوده با خارج است که این امر، نیازمند حمایت همه جانبه از صنایع داخلی و تولیدات ملی می باشد». (جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۰: ج ۱: ۱۳۹ و ۱۴۰)

مقام معظم رهبری در این باره می فرماید:

شما وقتی کالای داخلی را مصرف می کنید، به کارگر ایرانی دارید کمک می کنید، اشتغال ایجاد می کنید. به سرمایه ایرانی هم دارید کمک می کنید، رشد و نموّ ایجاد می کنید. (۱/۱/۱۳۹۱)

۵-. توجه به اولویت و نیازها

شناخت اولویت ها در انجام کارها و پرداختن به کارهای مهم و ضروری و وانهادن کارهای غیرضرور و نیز برگزیدن کارهای مهم تر در مقایسه با کارهای مهم، از اساسی ترین رمزهای پیشرفت و شکوفایی اقتصادی و نشانه سلامتِ اقتصاد و تدبیر کارآمد و مدیریت توان مند است. امام صادق علیه السلام فرمود: «مَنِ اشْتَغَلَ بِغَیرِ الْمُهِمِّ ضَیعَ الْاَهَمَّ؛ هر کس به کار غیرمهم بپردازد، کار اهمّ و مهم تر را تباه می سازد». (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ج ۳۲: ۲۱۸)

«با توجه به این حدیث شریف می توان گفت فعالیت های تولیدی را از یک جنبه می توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته نخست، فعالیت هایی است که برای تولید کالاها و خدمات مورد نیاز افراد جامعه صورت می گیرد و بدون آن، نظام اجتماعی و زندگی مردم مُختل می شود. دسته دوم، کارهایی است که به منظور ایجاد رفاه بیشتر یا تولید کالاهای تجملاتی انجام داده می شود. تردیدی نیست تولیدات دسته اول به ویژه تولیداتی که برای رفع نیازهای اولیه و اساسی است، در اولویت قرار می گیرد و تا زمانی که اقتصاد جامعه، توان رفع چنین نیازهایی را نداشته باشد، شایسته نیست سرمایه ها و نیروی کار، در راه تولید کارهای تجملاتی به کار رود.» (ایروانی، ۱۳۸۴: ۹۹ و ۱۰۰)

مقام معظم رهبری آن گاه که سال ۱۳۹۰ را سال «جهاد اقتصادی» نامیدند، موضوع «اولویت» را دلیل این امر معرفی کردند و در این باره فرمودند:

در مورد شعار امسال و کاری که امسال باید انجام بگیرد، البته سرفصل های مهمی وجود دارد که همه دارای اولویت هستند. مثلاً تحول نظام اداری، یک کار لازم است که باید انجام بگیرد. تحول آموزش و پرورش، یک کار بنیانی است. جایگاه علوم انسانی در دانشگاه ها و در مراکز آموزش و تحقیق، یک کار اساسی است. مسائل مربوط به فرهنگ عمومی، مسائل مربوط به اخلاق جامعه، این کارها، همه اش کارهای مهمی است؛ لیکن به نظر صاحب نظران، امروز در این برهه از زمان، مسئله اقتصادی، از همه مسائل کشور، فوریت و اولویتِ بیشتری دارد. (۱/۱/۱۳۹۰)

بنابراین، اینکه مقام معظم رهبری در نام گذاری سال ها، موضوع «اولویت» را مورد توجّه قرار می دهند، به این معناست که این مسئله باید به عنوان یک «اصل» در همه بخش ها مورد توجه قرار گیرد و از جمله در تولید کالاها به درستی رعایت شود. آیت الله شهید سید محمدباقر صدر در این باره می نویسد:

اسلام سازمان تولید اجتماعی را موظف به تولید کالاهایی کرده که مورد نیاز عمومی جامعه است و میزان آن را تا حدّ اشباع نیازمندی های حیاتی، یعنی تا جایی که احتیاجات ضروری هر کس برآورده شود، تعیین کرده است. تا هنگامی که حجم کالاهای ضروری به حدّی نرسیده که پاسخ گوی احتیاج عمومی باشد، صرف نیرو جهت تولید سایر کالاها اجازه داده نشده است. در نتیجه، درمی یابیم که یگانه عامل تعیین کننده خط مشی تولید، رفع نیاز عمومی به معنای واقعی و صرف نظر از قدرت پولی مردم می باشد؛ و از آنجا که اسراف در هر امری تحریم شده است، اسلام، اسراف را در سطح تولید کل نیز ممنوع اعلام کرده است. هم از نظر مصرف کننده و هم از نظر تولیدکننده نباید مازاد بر احتیاج و قدرت بازرگانی جامعه تولید شود؛ زیرا تولیدِ مازاد بر احتیاج عمومی و بدون در نظر گرفتن اولویت ها و نیازها، اسراف و از بین بردن غیرمنطقی سرمایه ها و قدرت تولیدی است. (صدر، ۱۳۴۹: ج ۲: ۳۰۰ و ۳۰۱)

شهید بهشتی نیز می نویسد:

در برنامه ریزی صنعتی، باید اولویت ها رعایت شود و تا وقتی که فرآورده های صنعتی مربوط به نیازهای اساسی جامعه را در رابطه با خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت، درمان، انرژی، نوشت افزار و افزارهای آموزشی دیگر، حمل و نقل و تجهیزات دفاعی به اندازه کافی تهیه نشده، در تولیدات دیگر، از قبیل تولیدهای تفنّنی سرمایه گذاری نشود. (بهشتی: ۱۳۸۸: ۴۶۹)

به تعبیر علامه شیخ محمود شلتوت:

بر مسئولان امور جامعه اسلامی که اسباب لازم را برای محافظت از مصالح و برنامه ریزی امور در اختیار دارند، واجب است در مورد طرح ها و پروژه های گوناگون، ضرورت ها و اولویت ها را فراموش ننمایند و میان آنها هماهنگی لازم را ایجاد کنند و اجازه ندهند که تنها در یک بخش ویژه سرمایه گذاری صورت گیرد و دیگر بخش ها فراموش شود. با بهره گیری از این نوع برنامه ریزی و در نظر گرفتن اولویت ها و نیازهاست که زمینه استقلال اقتصادی فراهم می گردد و همه درها بر روی دخالت بیگانگان در همه امور بسته می شود. (شلتوت، ۱۳۸۲: ۳۷۸ و ۳۷۹)

۶. مشارکت عمومی

از قدیم گفته اند: «یک دست صدا ندارد.» این ضرب المثل درباره مسائل اقتصادی کشور نیز صدق می کند و بدون کمک همگانی و مشارکت عمومی نمی توان به رشد اقتصادی مطلوب رسید و گره های اقتصادی را گشود. حضرت علی علیه السلام فرمود: «خَوْضُ الناس فِی الشَّیء مُقَّدَمَهُ الْکائِن؛ روی آوردن مردم در امری، مقدمه تحقق آن است». (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ج ۱۸: ۲۱۵) شهید محمدباقر صدر در این باره می نویسد:

با توجه به حدیث یاد شده، پیامبر بزرگ اسلام از آن رو که خواستار تحقق عدالت اجتماعی اسلامی بود، کار سیاسی را با برقراری برادری و پیاده کردن اصل همکاری میان مهاجران و انصار آغاز نمود.. .. اسلام در راه تحقق اصل «همکاری عمومی»، تنها به تضمین هایی از قبیل پند و راهنمایی که مبلغان و وُعّاظ عهده دار آن هستند، اکتفا نمی کند، بلکه برای آن، ضمانت قانونی به وجود می آورد.. .. مثلاً گاهی برای سیر کردن فقیر، از ثروتمند مال می گیرد و از این رهگذر، احتیاجات مستمندان را مرتفع می سازد. این جریان، نشان دهنده هدف عینی می باشد که اقتصاد اسلامی بر اساس اصل «همکاری» خواستار آن می باشد. (صدر، ۱۳۴۹: ج ۱: ۳۶۷ و ۳۶۸)

«در حقیقت، روند توسعه و تولید، آن گاه به ثمر می رسد که جامعه به منزله یک پیکر تلقی شود و هر دسته از افراد جامعه (کارگران، کارمندان، کشاورزان، صنعت گران، دانش پژوهان، محققان، زن و مرد)، خود را عضوی از این پیکر بدانند و سلامت خود را در سلامت کلّ اندام جامعه بجویند و به عنوان جزئی از آن، بخشی از مسئولیت ها را عهده دار گردند؛ و هر بخشی از جامعه ـ چه بخش های تولیدی و چه بخش های غیرتولیدی ـ که دچار مشکل شود، دیگر بخش ها به یاری او بشتابند؛ و همگان مشارکت عمومی کنند و برای آبادانی، سرافرازی، تعالی و تکامل به پا خیزند؛ منافع شخصی و گروهی خود را فدای منافع ملّی و جمعی کنند و سامان یابی خود را مرهون تلاش همه طبقات و اصناف جامعه بدانند.» (جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۰: ج ۱: ۲۸۵) امام خمینی رحمه الله درباره مشارکت عمومی و نقش آن در سامان یافتن امور کشور می فرماید:

اگر ما بخواهیم که مملکت مان یک مملکت مستقلِ آزادِ مال خودمان باشد، باید در این اموری که مربوط به اقتصاد است، مربوط به فرهنگ است، مربوط به امور دیگر کشور است، خودمان فعالیت کنیم. دولت هم مثل خود شما، یکی از افراد این مملکت است. آن همه به اندازه قدرتش باید همراهی کند، لکن ما نباید بنشینیم که دولت، همراهی بکند و اگر او نکند، ما کاری نکنیم. (خمینی، ۱۳۷۸: ج ۷: ۵۱۱)

مشکلات زیاد است و مشکلات زیاد را نمی شود حلّ کرد، مگر با دستِ همه ملت. (همان: ج ۹: ۱۹۴)

۷. پرورش اخلاقی انسان ها

میان اخلاق و سلامت اقتصاد یا رشد اقتصادی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. اگر اخلاق بر جامعه ای حاکم باشد، کم کاری صورت نمی گیرد؛ همت ها بیشتر صرف تولید می شود تا مصرف؛ از کارهای کاذب اجتناب می شود؛ به کیفیت کالاها و تخصص در کارها اهتمام ویژه ای ورزیده می شود؛ از رشوه و ربا پرهیز می شود و…. طبیعی است که در این هنگام، افزون بر آنکه جامعه از اقتصادی سالم برخوردار می شود، به رشد و شکوفایی اقتصادی نیز دست می یابد. بنابراین، یکی از سازوکارهای مهم در راستای سامان بخشیدن به امور اقتصادی کشور، پرورش اخلاقی افراد جامعه است. شهید مطهری درباره پیوند اخلاق با اقتصاد می نویسد:

اسلام دو پیوند با اقتصاد دارد: مستقیم و غیرمستقیم. پیوند مستقیم اسلام با اقتصاد از آن جهت است که مستقیماً یک سلسله مقررات اقتصادی درباره مالکیت، مبادلات، مالیات ها، ارث، صدقات، وقف، مجازات های مالی یا مجازات هایی در زمینه ثروت و غیره دارد. پیوند غیرمستقیم اسلام با اقتصاد از طریق اخلاق است. اسلام مردم را توصیه می کند به امانت، عفت، عدالت، احسان، ایثار، منع دزدی، خیانت و رشوه. (مطهری، ۱۳۸۵: ۱۴)

شهید محمدباقر صدر نیز در این باره می نویسد:

اسلام به منظور تأمین زندگی فقرا، لزوم استعمال قدرت را برای اخذ مالیات از ثروتمندان تجویز می کند. گرچه این روش برای به ثمر رساندن جهت عینی مسئله، که سیر کردن فقیر باشد کافی است، ولی تا آن گاه که روش تحقق بخشیدن به همکاری عمومی، عاری از هرگونه انگیزه اخلاقی و عامل خیرخواهی در روح ثروتمند باشد، اسلام بر آن صحّه نمی گذارد.

به همین دلیل، اسلام واجبات مالی را جزء عبادات شرعی قرار داده که لازم است از انگیزه روح خیرخواهی سرچشمه بگیرد؛ بدان سان که این روح خیرخواهی، انسان را برانگیزاند تا در تحقق اهداف اقتصاد اسلامی، آگاهانه که منظور از آن فقط رضای خدا و تقرّب به وی باشد، شرکت کند. شگفت نیست اگر اسلام اهمیت بسیاری به عامل روحی بدهد و به سازندگی روحی و فکری اصرار و توجه داشته باشد؛ زیرا طبیعت عوامل ذاتی که با روح انسان سروکار دارد، تأثیر زیادی در تکوین شخصیت انسان و تعیین انباشته های روحی وی دارد. چنان چه عامل ذاتی، در حیات اجتماعی و مشکلات آن و راه حل هایی که برای رفع این گونه مشکلات لازم است، اثرات چشمگیری دارد.

امروزه به طور مسلّم برای همه مردم روشن شده است که عامل روحی در زمینه اقتصادی نقش مهمی ایفا می کند؛ زیرا این عامل روحی است که در پدید آوردن بحران های متناوب ـ که از فجایع آن، اقتصاد اروپا می نالد ـ تأثیر بسیاری دارد. همچنین عامل روحی در منحنی عرضه و تقاضا و در تولید کافی یک کارگر و دیگر مسائل اقتصادی مؤثّر است. بنابراین، اسلام در سیستم و تعالیم خویش، به سامان دادن نمای خارجی جامعه اکتفا نمی کند، بلکه به اعماق روح و فکر آن نفوذ می کند تا از این رهگذر بین انباشته های درونی، و روش های اقتصادی و اجتماعی اتّخاذ شده، توافق و هماهنگی به وجود آورد. (صدر، ۱۳۴۹: ج ۱: ۳۶۸ و ۳۶۹)

۸. امنیت اقتصادی

ناامنی، یکی از مهم ترین موانع بر سر راهِ رشد و بالندگی انسان هاست. بدون امنیت، نه کارهای فرهنگی به درستی صورت می گیرد، نه تلاش های علمی به نتیجه مطلوب می رسد و نه فعالیت های اقتصادی رُشد قابل ملاحظه ای می یابد. بنابراین، برای برخوردار بودن از اقتصادی شایسته و بالنده، پیش از هر چیز باید امنیت اقتصادی به وجود آورد تا در سایه آن، سرمایه گذاری در بخش های گوناگون اقتصادی، از حالت خطر نمودن بیرون آید و به صورت فعالیتِ اقتصادی همراه با آرامش و اُمید به آینده درآید. پوپر می نویسد:

روزی که قانوناً بتوانیم معاش هر کس را که حاضر به کار کردن است تضمین کنیم، آن گاه حفظ آزادی شهروند از گزند ترس و ارعاب اقتصادی، به کمال نزدیک خواهد شد. (پوپر، ۱۳۸۰: ۹۲۰)

مقام معظم رهبری نیز درباره امنیت اقتصادی و نقش آن در شکوفایی اقتصاد کشور می فرماید:

اگر امنیت نباشد، فعالیت اقتصادی هم دیگر نخواهد بود. (۶/۱/۱۳۷۹)

ما درباره امنیت اقتصادی در این کشور، اعتقاد راسخ داریم که باید طوری باشد که در این کشور، کار اقتصادی، حرکت اقتصادی، تلاش اقتصادی، رونق اقتصادی و سازندگی اقتصادی ـ از هر نوعش ـ امکان پذیر باشد و کسانی که اراده این کار را دارند، با امنیت بتوانند این کار را انجام دهند. (۱۰/۶/۱۳۷۸)

اگر امنیت نباشد، اقتصاد هم نیست؛ تلاش برای سازندگی و برای افتخارآفرینی هم نیست. (۱/۱/۱۳۷۹)

مبادا کسی خیال کند که ایجاد امنیت اقتصادی، یعنی بازگذاشتن راه برای مفت خورهای اقتصادی، سوء استفاده چی های اقتصادی و زالوهای اقتصادی. امنیت اقتصادی به معنای این نیست که قوانین و مقررات سالم کشور نادیده گرفته شود. امنیت اقتصادی یعنی اینکه انسان ها و آحاد مردم این کشور، از هر قشری، بخواهند کار اقتصادی بکنند ـ چه کار صنعتی، چه کار کشاورزی، چه سرمایه گذاری، چه تجارت ـ بدانند که کسی مزاحم آنها نخواهد شد، اما این معنایش آن نیست که آن کسانی که چه در دوران جنگ و چه در دوران سازندگی، توانستند از پیچ و خم های اقتصادی، استفاده های نامشروع بکنند و ثروت های نامشروع به وجود آورند، این امکان را داشته باشند که بتوانند چنین حرکت نامشروعی را به عنوان امنیت اقتصادی انجام دهند. (۱۰/۶/۱۳۷۸)

هر نوع سرمایه گذاری که قانون آن را اجازه دهد، بایستی امنیت داشته باشد.. .. ناامنی اقتصادی، بیشتر از قِبَل آدم های سوء استفاده چی بوده است. هر جا که یک سوء استفاده چی هست، یک نوع اختلال در کارها هست و یک طور ناامنی هم وجود دارد. امنیت اقتصادی، مسئله مهمی است و ما هم به آن اعتقاد داریم. (همان)

۹-. پرهیز از مصرف زدگی و اسراف

برای رسیدن به اقتدار، عزت مندی و ثروت، تنها کار و کوشش کافی نیست، بلکه در کنار آن از مصرف زدگی و اسراف نیز باید دور بود. اگر به یک نهال، آب و اکسیژن کافی برسد، ولی بر ساقه و شاخه آن پیچک روییده باشد، این نهال نه تنها رشد نمی کند و به درختی تناور تبدیل نمی شود، بلکه روز به روز زردتر و پژمرده تر می گردد.

نهال اقتصاد شخص و جامعه نیز همین گونه است؛ اگر شخص از همت مضاعف و کار مضاعف برخوردار باشد، ولی به پیچک اسراف و مصرف زدگی دچار باشد، درآمدهای حاصل از کار و کوشش، نه تنها کفاف رشد اقتصادی او را نخواهد داد، بلکه چه بسا آفت مصرف زدگی و اسراف، وی را در معرض تهی دستی و فقر نیز قرار می دهد. با وجود مصرف گرایی و اسراف، راه بر استقلال اقتصادی هموار نخواهد شد. البته مصرف، به خودی خود، نه تنها پدیده ای ناپسند نیست، که امری بایسته و لازم است. مصرف، از شیوه های جایگزین ناپذیر برای پاسخ گویی به نیازهای طبیعی و غریزی انسان است که بدون آن، حیات مادی و معنوی انسان ها دست خوش آشفتگی و نابسامانی خواهد شد و معیشت انسان، لطف و لذت خود را از دست خواهد داد. اما گاهی مصرف، شکل طبیعی خود را از دست می دهد و به جای آنکه به عنوان پدیده ای حیاتی در خدمت انسان باشد، انسان به خدمت او درمی آید. به این ترتیب، وسیله به هدف تبدیل می شود و همه قوای مادی و معنوی انسان که باید با مصرف درست به اوج تکامل و تعالی برسد، بر اثر مصرف زدگی در سراشیبی سقوط قرار می گیرد. امام باقر علیه السلام می فرماید: «خوشبختی از جامعه ای که همّ و غمّ آنها زیاده روی در استفاده از نعمت های خداست، دور می شود». (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ج ۳۳: ۱۹۲)

مقام معظم رهبری در این باره می فرماید:

برای جامعه، بلای بزرگی است که میل به مصرف، روز به روز در آن زیاد شود و همه به بیشتر مصرف کردن، بیشتر خوردن، متنوع خوردن، متنوع پوشیدن و دنبال نشانه های مُد و هر چیز تازه برای وسایل زندگی و تجملات آن رفتن تشویق شوند. (۱۵/۹/۱۳۸۱)

شهید بهشتی می نویسد:

تنوع و تفنن از نیازهای طبیعی انسان است و تغییر رنگ و شکل لباس، ماشین، مسکن، لوازم خانه و غذا از خواسته های طبیعی بشر در مراحل رشد مادی است. ولی این تنوع طلبی، زمینه اسراف و زیاده روی در مصرف نیز هست؛ مخصوصاً در پوشاک و لوازم خانه که بسیاری از لباس ها و لوازم خانه که دور انداخته می شود، هنوز فرسوده نشده و قابل استفاده است و صرفاً به خاطر استفاده از انواع تازه تر از رده مصرف خارج می شود. در تولید این کالاها، از نظر تنوع در شکل و رنگ باید چنان عمل شود که از این نوع مصرف که در حقیقت اسراف است تا آخرین حدّ ممکن بکاهد. از این بدتر کالاهایی است که غالباً مصرف تخریبی دارد و بهداشت تن یا محیط زیست را به خطر می افکند که از تولید آنها باید قاطعانه جلوگیری شود». (بهشتی، ۱۳۸۸: ۴۶۹)

۱۰. ریاضت و خویشتن داری اقتصادی

حماسه اقتصادی بدون ریاضت و خویشتن داری اقتصادی تحقق نخواهد پذیرفت. ریاضت و خویشتن داری، گونه ای از پرورش درست روح است که در پی آن، اقتصاد کشور از رکود و آسیب مصون می ماند و در اثر برخوردار شدن از سلامت، به سوی رُشد و بالندگی حرکت خواهد کرد. ریاضت اقتصادی، کاستن عاقلانه و حکیمانه از مصرف است تا به دنبال آن، مصرف درست استمرار یابد و همواره نعمت های خداوند بر سر سفره شخص و جامعه حاضر باشد.

ریاضت اقتصادی، دوراندیشی منطقی است که در آینده اقتصادی شخص را تأمین می کند و مانع از درافتادن افراد به ورطه تهی دستی و فقر می شود. «بی تردید، دست یابی به انواع امکانات، سعادت مندی و رسیدن به کمال مطلوب، در فرهنگ دین، ریاضت و تحمّل سختی های و مشکلات را می طلبد. یکی از دستورهای مهم دینی برای پیروزی بر مشکلات، صبر در برابر آن است؛ صبری که نمود استقامت و پایداری باشد و کاستی ها، هدفمندانه تحمل شود. خویشتن داری در برابر نارسایی ها و کاستی های توجیه پذیر تولیدات داخلی، از هدر رفتن سرمایه ها و منابع باارزش ملی جلوگیری می کند، و سپری است در مقابل وابستگی، و مرکبی است برای دست یابی به کمال مطلوب، و راهی است برای دست یابی به آرزوهای والا و بزرگ، و اهرمی است برای ظفرمندی و رونق اقتصادی و جبران عقب ماندگی.

ریاضت و خویشتن داری اقتصادی، یعنی انسان در برابر کالاهای لوکس و تجملی، خود را نبازد و شیفته نشود و به شغل های نامشروع دست نیازد و سرمایه ها و امکانات مازاد بر نیاز فردی را در اختیار دیگران بنهد و در راستای سعادت جامعه به کار بندد و هنگام کمبود امکانات، به مصرف حداقل بسنده کند. در این راستاست که صبر و خویشتن داری، حیات فرد و جامعه را تضمین می کند، دسیسه های جهان خواران را خنثی می سازد و شیوه پیامبران الهی است. بدون خویشتن داری نمی توان به کمال رسید و اگر جامعه به آن آراسته نشود، به رشد و توسعه دست نمی یابد. باید باور داشت که تحمّل ریاضت اقتصادی، دورانی زودگذر است، لیکن ثمربخش و پربار. چه بسا ملت ها که با تکیه بر آن، از یوغ سلطه گران رهایی یافته، به استقلال سیاسی ـ اقتصادی رسیده اند و از قدرت و شوکت برخوردار گردیده اند.» (همان، ج ۱: ۲۷۰ و ۲۷۱)

امام علی علیه السلام می فرماید:

ای مردم، در سرگذشت جوامع گذشته، نیک بیندیشید. آنان که کوهی از مشکلات بر دوش شان سنگینی می کرد و در امتحانی سخت گرفتار آمده بودند. فقر و تهی دستی آزارشان می داد. نظام های مستبد فرعونی، یوغ بردگی را بر آنها افکنده بود و انواع شکنجه ها را متوجه آنان می ساخت و تلخ کامی ها و زندگی فلاکت بار بر آنان سیطره افکنده بود. در ظاهر، همه راه ها بر آنان بسته می نمود و وسیله ای برای رهایی خود سراغ نداشتند. تا آن گاه که خداوند، نهایت صبر و بردباری را در راه تعالی ارزش ها در آنها مشاهده کرد و این گونه بود که خداوند، آنها را از تنگناها رهایی داد و عزیز و قدرتمندشان ساخت، و به آنان امنیت بخشید، و آنها را حاکم و زمامدار و پیشوای انسان ها قرار داد و آن قدر کرامت و بزرگی از طرف خدا به آنها رسید که خیالِ آن را نیز در سر نمی پروراندند، و بدین گونه آنان با خویشتن داری اقتصادی توانستند استقلال سیاسی بیابند و فرمان روایی به نام گردند. (دشتی، ۱۳۷۹: ۳۹۳ و ۳۹۴)

۱۱. رضایت مندی از کار و کار از سر شوق

گاهی کار و فعالیت اقتصادی و تولیدی، تنها برای ادای تکلیف و از روی تکلّف یا فقط به دلیل کسب درآمد و سود انجام می گیرد. گاهی نیز در عشق ریشه دارد و از سر شوق و همراه با رضایت خاطر انجام می پذیرد. بدیهی است که کار صرفاً به انگیزه ادای وظیفه و تکلیف، گرچه ارزشمند است، به پای کاری که از روی شوق و عاشقانه است، نمی رسد؛ چراکه در کار عاشقانه و همراه با رضایت خاطر است که انسان، نوآور و خلاق می شود و فعالیت اقتصادی اش را به نیکوترین صورت انجام می دهد.

در کار عاشقانه، جسم توانی دوچندان می یابد. استقامت در حدّ اعلی است و انگیزه منفعت خواهی، از گستره شخص فراتر می رود و جامعه و مردم را نیز دربرمی گیرد. البته کار عاشقانه، با کار به انگیزه دست یابی به سود و کسب درآمد منافات ندارد و می توان هم کار عاشقانه انجام داد و هم به سود مادی رسید. کار چون عاشقانه انجام شود، نام و نان و شهرت و آسایش به پایش قربانی می شود، و شخص، کار را انجام می دهد گرچه به هیچ یک از موارد یاد شده نرسد. چنین کاری چون عاشقانه است، کاری است زلال، خالص و تعالی یافته. بی گمان، بدون رضایت مندی از کار و انجام آن از روی شوق، نمی توان به حماسه اقتصادی دل بست.

این همه شاهکار علم و هنر

نیست جز عشق کار، چیز دگر

شاهراه ترقیات، عشق است

سرّ پیروزی حیات عشق است

(شهریار، ۱۳۸۵: ج ۲: ۶۶۷)

جبران خلیل جبران می نویسد:

اگر گاهِ کار کردن و رنج بردن، زادن و زندگی را بلیه ای بدانید که بر پیشانی شما نوشته اند، در پاسخ تان خواهم گفت: پیشانی نوشت تان را هیچ چیز جُز عرق پیشانی نخواهد شست. نیز در گوش تان خوانده اند که: زندگی، تاریک است، و شما نیز از فرط درماندگی، گفته های درماندگان را بازمی گویید. من نیز می گویم: آری، زندگی تاریک است، مگر آنکه چراغ اشتیاقی آن را روشن کند؛ و اشتیاق، کور است، مگر آنکه نور دانشی ببیند؛ و دانش عبث و بی فرجام است، مگر آنکه دست در دستان گرم و روشن کار بگذارد؛ و کار، همواره تهی است، مگر آنکه عشق را در سینه داشته باشد، و هنگامی که عاشقانه کار می کنید، با خویشتن خویش، یگانه می شوید، با دیگران یگانه می شوید، با خدا یگانه می شوید. (جبران خلیل جبران، ۱۳۸۲: ج ۱: ۳۰۷ و ۳۰۸)

یکی از صاحب نظران در باره رضایت مندی از کار می نویسد:

کارکنانی که در فعالیت های بسیار تخصصی کار می کنند، به دلایلی از قبیل یک نواختی، ناآگاهی کافی از ماهیت و سرانجامِ کار و فقدان برنامه هایی از قبیل گردش کار یا انتقال از یک خط تولید به خط تولید دیگر، پس از گذشت زمانی نه چندان طولانی، احساس دل زدگی و بیزاری از کار به آنان دست خواهد داد. کارگر یا کارمند مشاغل تخصصی احساس می کند تا پایان عمر شغلی خود، راه همین است که هست. هر روز، همان ساعت، همان جا و همان کار تکراری. روشن است که کم کاری، غیبت، سلب مسئولیت، نداشتن انگیزه، بی تفاوتی و گاه مقاومت، از عوارض حتمی چنین حالتی خواهد بود. (توسلی، ۱۳۹۰: ۱۴۳)

«واحدهای صنعتی در صورتی موفق می شوند افراد را به خوبی به خود جذب و نیازهای آنان را ارضا کنند که بتوانند اولاً کاری به آنها عرضه کنند که رضایت آنها را جلب کند. ثانیاً کار را با توجه به ظرفیت روحی و فکری کارگر و شناخت استعدادهای وی به او واگذار کند. بدین گونه، سازمان باعث ایجاد علاقه و کار و احساس رضایت مندی به کار، در کسی که کار را به او واگذار می کند، خواهد شد». (همان: ۱۴۵)

۱۲. مطلوبیت و جهت دار بودن کارها

اسلام، هر کاری را نمی ستاید. از نگاه اسلام، کاری که صرفاً به انگیزه دست یابی به مالی برای مصرف صورت پذیرد، با کاری که آمیزه ای از نفع عمومی، هنرمندی و صنعت گری است، برابر نیست. در واقع، کاری منشأ رشد جامعه و موجب بالندگی و تعالی و نشاط اجتماع می گردد، که از نوع دوم باشد و نشان نفع عمومی و هنرمندی و اندیشه ورزی با خود داشته، در پَسِ آن، دانش و بینشی نهفته باشد. به تعبیر مرحوم آیت الله طالقانی:

آن کاری منشأ مطلوبیت و ارزش می شود که صورت ذهنی صنعت گر و هنرمند را تصویر نماید. اگر کار، نقشه و هنر و فن مهندس و هنرمند و صنعت گر را در ماده تصویر ننماید، نه تنها ارزش ندارد، بلکه زیان بخش است؛ زیرا اگر کارگر، ساعت ها بدون هدایت افکار و اذهان، مصالح ساختمانی را به کار برد یا فلزات را بگذارد و به هم بپیوندد، فقط نیروی کار و مصالح و موارد را ضایع کرده است.

بنابراین، ارزش دهنده و صاحب کار اصلی، کاردان است نه کارگر. سرمایه و کار و ماده هر چه ارزنده باشد، وسیله تجسم و تمثل صنعت و هنر می باشد. همین است که کار، آن چیز تمثّل یافته و مواد خام را مطلوب و مرغوب می گرداند و در معرض مبادله درمی آورد، و هر چه ارزش درک و شعور و ذوق، بالاتر رود، ارزش مادی کار هم بیشتر می شود. این محیط و شکل اجتماعی و حکومت است که باید ارزش مواهب و استعدادهای انسانی را به موازات احتیاجات عمومی بالا برد و به افکار و نظرها و ذوق ها احترام گذارد تا راهِ بروزِ مواهب نفسانی باز گردد. اگر به جای تشویق و برانگیختن استعدادهای نفسانی، توجه یکسره به ارزش کار و در راه افزودن تولید صرف گردد، نتیجه این می شود که انسان ها به صورت ابزار و آلات و پیچ و مهره ماشین درمی آیند و کار انسان که باید از مبدأ شعور و درک و آزادی سرچشمه گیرد و دارای ارزش انسانی یا واقعی باشد، به مقدار زمان ارزیابی شود، آن گاه تا آخرین رمق فکر و هوش انسانی و نیروی بدنی در راه تولید مصرف گردد، که این خود، از میان بردن ارزش کار است. (طالقانی، بی تا: ۱۰۵ و ۱۰۶)

۱۳. پرهیز از سوء استفاده از مالکیت ها

از نگاه اسلام، صِرف اینکه انسان، مالک مال یا پولی شد، مجوز نمی شود که وی آن را در هر راهی که دلش خواست خرج کند، یا آنها را هدر دهد یا اسراف و تبذیر نماید، بلکه انسان حتی آن گاه که مالک چیزی است، باید آن را در راه درست و مشروع مصرف کند و از معطل گذاشتن اموال اجتناب ورزد. به تعبیر شهید مطهری:

درباره آن چیزهایی که طبیعت به علاوه کار، آنها را به وجود آورده است، باید گفت: بدون شک، مواد طبیعی، قبل از انجام کار روی آن نیز وجو

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.