پاورپوینت کامل زیارت به هوای کدام شفاعت؟ ۹۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل زیارت به هوای کدام شفاعت؟ ۹۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زیارت به هوای کدام شفاعت؟ ۹۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل زیارت به هوای کدام شفاعت؟ ۹۸ اسلاید در PowerPoint :
بی گمان یکی از انگیزه های زیارت برای بسیاری از زائران، دست یابی به فیض بزرگ «شفاعت» از سوی امام معصوم(ع) است. زائر آرزو دارد که مورد شفاعت امام قرار گیرد و در روز رستاخیز بر اثر این شفاعت، همه کاستی های اخلاقی و رفتاری او جبران شود و به بهشت ابدی راه یابد، ولی آیا شفاعت اهل بیت(ع) بدون ضابطه و به دور از قانون و تنها بر آمده از التماس و گریه زائر است یا اینکه موضوع مهم شفاعت، بر اساس ضابطه ای درست و قانون عقلانی صحیح، استوار است؟
استاد شهید مرتضی مطهری پاسخ این پرسش را این گونه داده است: «تأثیر پول و پارتی و زور در یک اجتماعی، نشانه ناتوانی و ضعف قانون در آن اجتماع است. وقتی قانون ضعیف باشد، بر قدرتمندان و پول داران نمی تواند چیره گردد و سطوت خود را فقط به ضعفا نشان می دهد. قانون ضعیف، مجرمین ضعیف را به تله می اندازد و به پای میز مجازات می کشاند، ولی از تله انداختن زورمندان مجرم عاجز می ماند. قرآن کریم، مقررات الهی را قوانین نیرومند و قوی معرفی می کند و تأثیر «پول» و «پارتی» و «زور» را در محکمه عدل الهی، منتفی می داند و به صراحت می فرماید:
وَ اتّقُوا یوْمًا لا تَجْزی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیئًا وَ لا یقْبَلُ مِنْها شَفاعَهٌ وَ لا یؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ ینْصَرُونَ. (بقره: ۴۸)
پروا داشته باشید از روزی که هیچ کس چیزی [از عذاب خدا] را از کسی دفع نمی کند، و نه از او شفاعتی پذیرفته، و نه به جای وی [پولی به عنوان] بدل گرفته می شود و نه یاری خواهد شد.
یعنی نظام جهان آخرت مانند نظام اجتماعی بشر نیست که گاهی انسان برای فرار از قانون به پارتی یا پول متوسل شود و گاهی قوم و عشیره خود را به کمک بطلبد و آنان در برابر مجریان قانون، اِعمال قدرت کنند… در نظام آخرت، شفاعت از قانونی خاص برخوردار بوده و نظام مند است و با گریه و التماس و اعتقاد بدون عمل، به دست نخواهد آمد. حقیقت این است که شفاعت اقسامی دارد که برخی از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهی وجود ندارد، و با هیچ زیارت و توسلی نمی توان آن را به دست آورد، ولی برخی نیز صحیح و عادلانه است و وجود دارد. شفاعت غلط، بر هم زننده قانون و ضد آن است، ولی شفاعت صحیح، نگهبان و تأییدکننده قانون است. شفاعت غلط آن است که کسی بخواهد از راه پارتی بازی جلوی اجرای قانون را بگیرد.
بر حسب چنین تصوری از شفاعت، مجرم برخلاف خواست قانون گذار و برخلاف هدف قوانین اقدام می کند، و از راه توسل به پارتی بر اراده قانون گذار و هدف قانون چیره می شود. این گونه شفاعت در دنیا ظلم است و در آخرت، غیر ممکن. شفاعت صحیح، نوعی دیگر از شفاعت است که در آن نه استثنا و تبعیض وجود دارد و نه نقض قوانین، و نه مستلزم غلبه بر اراده قانون گذار است. به هر حال نوع نادرست شفاعت که به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده است، این است که گناه کار، بتواند وسیله ای برانگیزد و به واسطه آن از نفوذ حکم الهی جلوگیری کند، درست همان گونه که در پارتی بازی های اجتماعات منحط بشری، تحقق دارد.
بسیاری از مردم که به زیارت می روند و چشم داشت شفاعت از امام دارند، می پندارند که امامان معصوم(ع) متنفذهایی هستند که در دستگاه خداوند اِعمال نفوذ می کنند، اراده خدا را تغییر می دهند و قانون را نقض می کنند، در حالی که آنان تنها بر اساس ضوابط حاکم بر دستگاه اراده الهی، اقدام به شفاعت می کنند، شفاعتی که معیار اصلی آن، همراه بودن عمل با باورها و مجاهده شخصی است، نه فقط زیارت و توسل به امام معصوم(ع)».۱
امام خمینی رحمه الله نیز در این باره می فرماید:
مغرور گول شیطان مباش و فریب نفس اماره را مخور که مکر آنها بسیار دقیق است… گاهی انسان را به وعده شفاعت شافعین(ع) از ساحت قدس آنها دور و از شفاعت آنها مهجور می نمایند؛ زیرا فرو رفتن در گناهان، کم کم قلب را سیاه و تاریک می کند و انسان را به سوء عاقبت دچار می نماید. اگر انسان طمع شفاعت دارد باید در این جهان با سعی و کوشش، رابطه میان خود و شفعای خود را حفظ کند و اندکی در حال شافعان محشر، تفکر کند که حال آنها در عبادت و ریاضت به کجا رسیده بود. بر فرض که شما با ایمان از دنیا بروید، اما اگر بار گناهان و مظالم، سنگین باشد ممکن است در عذاب های گوناگون برزخ و قبر از شما شفاعت نشود، چنانچه از حضرت صادق(ع) منقول است که «برزخ با خود شماست».
و عذاب های برزخ، طرف قیاس با عذاب های این جهان نیست، و طول مدت برزخ را جز خدا کسی نداند، شاید میلیون ها سال طول بکشد و ممکن است در قیامت نیز پس از مدت های طولانی و عذاب های گوناگون طاقت فرسا، شفاعت نصیب ما شود. پس باید مراتب بود که غرور شیطان، انسان را از عمل صالح باز ندارد و موجب نشود که انسان یا بی ایمان یا با بارهای سنگین از دنیا برود و به شقاوت و بدبختی گرفتار گردد.۲
۱. نک: مرتضی مطهری، عدل الهی، صص ۲۲۱، ۲۲۳ و ۲۲۴.
۲. روح الله موسوی خمینی، آداب الصلوه، ص۳۶.
نشانه های زیارت مقبول
این گونه نیست که هر زیارتی به درجه قبول برسد. گاهی برخی زیارت ها نامقبول افتاده و برای زائر، جز رنج جسمی، بهره ای دیگر نصیب نمی شود؛ اما از کجا می توان پی برد که چه زیارتی به درجه قبول رسیده و کدام زیارت پذیرفته نشده است. عالمان و بزرگان، نشانه های زیارت مقبول را چنین بازگو کرده اند: «اگر زائر، تغییری در حال خود احساس کرد، بفهمد که آن ذوات نورانی با او سخن گفته اند. در غیر این صورت، بدان که زیارت او بی روح بوده، و چنین زیارتی، گرچه بی ثواب نیست، لیکن از لحاظ باطن، مانند ترک زیارت است و برای محروم نماندن از چنین فیض عظیمی باید، تضرع کرد و با گریه و زاری، دست یافت».۱
صاحب جواهر به نقل از شهید اول در کتاب دروس نقل می کند که ایشان فرمود: «سزاوار است که زائر، بعد از زیارت، بهتر از قبل شده باشد؛ چرا که زیارت، آن گاه که مورد قبول واقع شود، سبب ریختن گناهان می شود».۲
۱. آیت الله جوادی آملی، صهبای حج، صص ۵۱۷ و ۵۱۸.
۲. جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۰، صص ۱۰۲و ۱۰۳.
فصل دوم: بایسته ها و آداب زیارت
۱. زیارت عارفانه
ارزش معنوی هر کاری به اندازه معرفت درباره آن کار است. بر این اساس، هر اندازه معرفت در کاری بیشتر باشد، ارزش و اهمیت آن فزون تر خواهد بود. عمل بدون معرفت، عملی طوطی وار و کورکورانه است و ارزش چندانی نخواهد داشت. از این رهگذر معرفت مزور و آگاهی از منزلت او مورد سفارش و تأکید بسیاری از روایات است. از امام کاظم(ع) روایت شده است که: «هر کس امام رضا(ع) را [که در شهر غربت از دنیا می رود] زیارت کند، در حالی که تسلیم امر او و عارف به حقش باشد، در پیشگاه الهی از منزلت شهدای بدر برخوردار است».۱
«راز اینکه اهل بیت(ع) سفارش کرده اند که زیارت زائر با معرفت باشد آن است که آنچه مایه کمال زیارت می شود، معرفت و شناخت مقام و موقعیت مزور است، نه اعمالی بی روح و همراه با غفلت، همانند بوسیدن صِرف و ناآگاهانه ضریح یا در و دیوار و گردش کورکورانه در اطراف ضریح، تماشای آثار هنری، شمارش ستون ها، چراغ ها، شمعدان ها، درها، پنجره ها و…. این کارها به سیاحت شباهت بیشتری دارد تا زیارت. ثواب های اخروی و آثار دنیوی که در روایات آمده، بر زیارت واقعی، مترتب است؛ یعنی جایی که ارتباط قلبی با مزور برقرار و منشأ تحول در زائر شود، نه بر سیاحت و زیارت جسمی و صوری».۲
مرحوم فیض کاشانی می فرماید:
منشأ اختلاف اخبار وارده در مقدار فضل و ثواب زیارت که برخی از روایات، معادل یک حج و عمره و برخی معادل بیست حج و بیست عمره یا صد حج و عمره یا هزار حج و عمره دانسته، یا ثواب های مختلف دیگری را ذکر کرده اند، بعضاً به جهت اختلاف در معرفت نسبت به امام و زیارت یا معرفت نسبت به حق و حرکت ائمّه(ع) است، و بعضاً ناشی از درجات اخلاص در نیت است.۳
بَزنطی می گوید:
در نامه حضرت ثامن الحجج امام رضا(ع) خواندم که فرمود: «این پیام را به شیعیان ما برسانید که زیارت من در پیشگاه الهی با هزار حج برابری می کند.» [تعجب کردم، ازاین رو] به امام جواد(ع) گفتم: «واقعاً با هزار حج برابری می کند؟ فرمود: «آری به خدا سوگند با هزارهزار [یک میلیون] حج برابری می کند، [لیکن] برای کسی که همراه با معرفت زیارتش کند».۴
روزی امام صادق(ع) از فضیلت زیارت عارفانه امام رضا(ع) سخن گفت: حمزه بن حمران پرسید: قربانت گردم، منظور از معرفت حق او چیست؟ فرمود: «اینکه بدانی او واجب الاطاعه، غریب و شهید است [و برای تبلیغ دین، هدایت مردم و پایداری و استقامت در راه حق، غریبانه به شهادت رسیده است».۵
معرفت درباره امام رضا(ع) برآمده از مؤلفه هایی است که از جمله آنها، آگاهی از علم امام است. به عبارت دیگر، از اصلی ترین شرط رسیدن به معرفت امام هشتم آن است که بدانیم حضرت دریای بی پایان علم است و هیچ گاه از چیزی بی خبر نیست. اباصلت هروی از یاران نزدیک امام رضا(ع) می گوید: «من از علی بن موسی الرضا(ع) عالِم تر ندیدم و هیچ عالمی نیز او را ندید، مگر اینکه همانند من به اعلم بودن او شهادت داد. مأمون در مجلس های متعدد، جماعتی از علمای ادیان و فقها و متکلمین را جمع کرد تا با آن حضرت، مباحثه علمی کنند، ولی امام رضا(ع) بر همه آنها غلبه کرد، و همگی بر فضیلت او و برتری او و کوچکی خویش، اقرار نمودند».۶
اباصلت همچنین می گوید: «از موسی بن جعفر(ع) شنیدم که فرمود: پدرم موسی بن جعفر(ع) به پسران خود می فرمود: که ای فرزندان من، برادر شما علی بن موسی الرضا(ع) عالِم آل محمد است. معالم دین خود را از او سؤال کنید و فرمایش های او را حفظ کنید، که من از پدرم جعفر بن محمد، بارها شنیدم که می فرمود: عالِم آل محمد در صُلب توست و همانا که او هم نام امیرالمؤمنین علی(ع) است».۷
محدث بحرانی به نقل از شیخ صدوق روایت می کند که شنیدم ابراهیم بن عباس گفت: «هرگز ندیدم از امام رضا(ع) درباره چیزی پرسیده شود، مگر آنکه پاسخ آن را می دانست. و من عالِم تر از او ندیدم و بارها مأمون به قصد امتحان، از آن حضرت از هر چیزی می پرسید ایشان به همه آنها پاسخ می داد و [شگفت آنکه] آن حضرت همه جواب هایش را از قرآن استفاده می نمود».۸
اباصلت هروی می گوید: «از امام رضا(ع) شنیدم که فرمود: من در روضه منوّره نبوی می نشستم و علما و دانشمندان در مدینه، بسیار بودند و هرگاه از پاسخ به مسئله ای ناتوان می شدند، به من رجوع می دادند و مسائل مشکل خود را برای من می فرستادند و من پاسخ می گفتم».۹
«روزی مأمون آن حضرت را به حضور طلبید و همه فقها و اهل کلام را نیز جمع کرده بود. آن گاه از آن حضرت پرسید: ادعای امامت، چگونه ثابت می شود؟ فرمود: با دلیل. پرسید: دلیل امامت چیست؟ فرمود: علم امام و مستجاب الدعوه بودن او».۱۰
۱. بحارالانوار، ج۹۸، ص۲.
۲. ادب فنای مقربان، ج۱، صص ۴۲ و ۴۳.
۳. مرتضی جوادی، فلسفه زیارت، ص۱۴۸، به نقل از: الوافی، ج۱۴، ص۱۴۸۳.
۴. بحارالانوار، ج۹۹، ص۳۳.
۵. همان، ص۳۵.
۶. منتهی الآمال، ص۱۰۲۲.
۷. همان، صص ۱۰۲۲ و ۱۰۲۳.
۸. سید هاشم بحرانی، حلیه الابرار، ج۲، ص۲۹۸.
۹. همان، ص۳۰۰.
۱۰. همان، ص۲۹۹.
۲. زیارت توحیدمحورانه
اعجاز، کرامت فراوان، گره گشایی و رفع مشکلات زائر از سوی امام موجب می شود بسیاری از زائران، امام را در انجام این امور، مستقل پنداشته، از مشیت و خواست خداوند، و اینکه بی اراده پروردگار، حتی از دست امام نیز کاری ساخته نیست، غافل شده و در نتیجه، زیارت آنها آمیخته با شرک شود. این در حالی است که امام رضا(ع) تأکید فراوانی بر توحید داشته و از آن به نام «اصل و ریشه معرفت خدا» یاد کرده است، چنان که از آن حضرت در این باره آمده است که: «اَصلُ مَعْرِفَه الله توحید؛ ریشه معرفت، توحید پروردگار است».۱
علامه مصطفوی در شرح این سخن امام می نویسد:
حقیقت بندگی که تذلّل و اطاعت است، بدون حصول معرفت، صورت نمی پذیرد؛ چراکه تا انسان به مقام عظمت و بزرگواری و جلال کسی، شناسایی پیدا نکند، تذلل و اطاعت نیز صورت نخواهد پذیرفت و اما معرفت نیز ریشه و پایه اش توحید پروردگار است و تا این اصل، ثابت و پا بر جا نشود، نمی توان بر روی آن، بنایی درست کرد و کسی که در مقام توحید، استوار نبوده و آشکارا یا پنهانی به غیر خداوند، توجه می کند، و غیر او را حتی اگر امام معصوم(ع) باشد، مستقل در گره گشایی و اجابت دعاها بداند و در زیارت او از خدا غافل شود، هنوز پایه معرفت او محکم و پا بر جا نشده و در نتیجه ـ در حقیقت ـ معرفتی برای او حاصل نگشته است.۲
در حقیقت، پیام اصلی حدیث «سلسله الذهب» که از امام رضا(ع) درباره اهمیت فوق العاده «لااله الاالله» و اینکه دژ پروردگار است، وارد شده است، توحیدمحوری و تنها، خداوند را همه کاره هستی دانستن است. آن حضرت، در حقیقت با این حدیث، همگان را به اصل مهم «توحید» فرا خوانده و از اینکه بنده او را در عرض پروردگار قرار دهد، بازداشته است. شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) می گوید: «حسین بن احمد نقل می کند که از جدّم شنیدم که می گفت از پدرم شنیدم که می گفت: در زمان سلطنت مأمون، آن گاه که حضرت علی بن موسی الرضا وارد نیشابور شد، من در حوائج و خدمات او کمر بستم، و تا زمانی که در آنجا بود، به خدمت گزاری او مشغول بودم. و چون از آنجا به قصد مرو بیرون رفت تا سرخس او را مشایعت کردم و می خواستم تا مرو او را مشایعت کنم که سر مبارک خود را از کجاوه بیرون کرد و به من فرمود: «ای عبدالله! تو به راه حق و صواب رسیده ای و با پایداری، آنچه از حق من که بر تو واجب بود به جا آوردی، پس برگرد، که مشایعت را اندازه و نهایتی نیست.» عرض کردم: به حق مصطفی و مرتضی و زهرا حدیثی برای من بفرما که سبب شفای قلبم شود تا برگردم. فرمود: «حدیث کرد مرا پدرم از جدّم از پدرش که از پدر بزرگوارش شنیده بود و می فرمود که از پدر بزرگوارش شنیده بود که می فرمود از پدر بزرگوارم علی بن ابی طالب شنیدم که فرمود از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: لااله الاالله، اسم من است. هر کس این کلمه را از روی اخلاص قلبی بگوید، در قلعه من داخل شود، و هر که در قلعه من داخل شود، از عذاب من ایمن است».۳
۱. شیخ صدوق، التوحید، ص۳۶.
۲. علامه حسن مصطفوی، رساله معرفت الله در ترجمه و شرح خطبه ای از خلیفه الله امام علی بن موسی الرضا۷، صص ۲۳ و ۲۴.
۳. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا۷، ص۷۵۹.
۳. زیارت خاشعانه
نشانه برقرار شدن ارتباط روحی با مزور، خشوع قلبی است. زائر در صورتی می تواند، به بازدهی زیارت خویش و دریافت فیض معنوی از روح مزور امیدوار باشد که قلبش خاشع باشد و در برابر مزور، احساس فروتنی کند. ملا مهدی نراقی می نویسد: «ادب های باطنی زیارت را مراعات کن! و بدان که شایسته است به هنگام حضور یافت نزد امام، جلالت شأن و عظمت مقام او را دریابی، سپس در قلبت، آنچه را که مناسب آن است از خشوع و تعظیم و اجلال و خوف و حزن و همانند آنها، به وجود آوری».۱
«بی گمان از جمله آداب زیارت، داشتن خضوع و خشوع به هنگام زیارت است.» «خشوع»، حالتی قلبی و روانی است که از معرفت و محبت نسبت به یک مقام و شخصیت در دل ایجاد می شود. تأثیر عظمت او در قلب، حالتی را پدید می آورد که رعا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 