پاورپوینت کامل بخش سوم: اندیشه های سردار ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بخش سوم: اندیشه های سردار ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بخش سوم: اندیشه های سردار ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بخش سوم: اندیشه های سردار ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
اشاره
یکی از راه های رسیدن به مکتب سردار سیمانی، غور در اقیانوس اندیشه های این شهید والامقام است. آنچه در این بخش آمده گوشه ای از اندیشه ها و دیدگاه های ایشان درباره چند موضوع مهم در حوزه های سیاسی فرهنگی اعتقادی دینی و… است.
۱. ولایت و ولایت پذیری
الف) چقدر مدیون این مَردیم
درود می فرستم بر مردی که به احترام همه مجاهدین و شهدا، قریب سی سال چفیه یادگار آن روزها را به گردن آویخته تا عشق به این راه و مرام و فرهنگ را به همه یادآوری کند و بر هر نوشته شما بوسه زند و در بالاترین جایگاه فقاهت، حکمت و اندیشه، زیباترین کلمات را نثارتان کند. چقدر مدیون این مردیم و بدون او تاریکیم. خداوندا، وجودش را برای ایران و اسلام حفظ بفرما. (مهروان فر،۱۳۹۷، ص۲۱)
ب) مگر می شود این نظام بدون ولایت فقیه سرپا بماند؟
امام دو رکن و ثقلین ارزشمند را برای ما به یادگار گذاشت: یکی نظام جمهوری اسلامی و دیگری ولایت فقیه؛ اینها لازم و ملزوم هم اند. مثل خیمه و تیرک وسط خیمه است، خیمه بدون تیرک پابرجا نمی ماند. تعارف که نداریم، خب ولایت فقیه را برداریم، تاریخ این کشور کاملاً معلوم و مشخص است.
من از روحانیت معزز عذر می خواهم، اما مراجع از قبل هم بودند، در زمانی که مرحوم حائری؛ مرجع بزرگ و مؤسس حوزه علمیه در قید حیات بودند، رضاشاه در حضور مراجع در قم چه کرد؟ زن های بی حجاب را وادار کرد وارد حرم حضرت معصومه شدند. وقتی روحانی برجسته و شجاع؛ یعنی مرحوم شیخ بافقی به این وضعیت اعتراض کرد، رضاشاه قم آمد و با چکمه او را زد! مگر می شود این نظام و حکومت بدون ولایت فقیه سرپا بماند؟ با صرف مرجعیت نمی شود. مرجعیت اساس شیعه است اما حکومت با ولایت است. (همان، ص۲۲)
ج)اراده انسان تابع تعلق اوست
آرمان اگر خاکی بود، انسان را در خاک نگه می داشت، اما اگر آرزو متعالی بود، انسان را به اوج می برد و این خیلی در بعد تربیتی مهم است. اراده انسان تابع تعلق اوست و تعلق، نقش محوری در اراده دارد؛ شما اگر خواستید قدرت و ضعف انسان ها را بسنجید، تعلق شان را بسنجید و اگر دیدید در جایی کسی مثل امام خمینی رحمه الله این گونه برخلاف مسیر جریان حرکت کرد و یک کار محال و غیرممکنی را ممکن کرد، قطعاً به آرزوها و تعلقات و اراده امام رحمه الله برمی گردد.
نیت انسان هم برشی از تعلقات اوست. بنابراین تعلقات اثر اساسی در اراده دارد؛ اگر انسان تعلقش به شهادت بود، در وقت خطر و پیروزی همان حالی را دارد که در وقت شکست دارد. شما دیدید که خرمشهر سقوط کرد، ترسیدیم خبرش برای وجود امام رحمه الله ضرر داشته باشد، وقتی امام برای نماز ایستاد و آرام گفت: خرمشهر سقوط کرده، پس می گیریم، الله اکبر! بعد نماز را شروع کرد. این نشانه قدرت تعلق است. (همان)
د) مگر نمی گویی دعوتش کردیم؟
سال ها به دنبال یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان بودیم. این شرور هم در مسئله قاچاق مواد مخدر فعالیت زیادی داشت و هم تعداد زیادی از پاسداران را به شهادت رسانده بود. بالاخره توانستیم با روش های پیچیده اطلاعاتی او را به منطقه خاصی برای مذاکره دعوت کنیم. پس از ورود او و همراهانش به آنجا دستگیرشان کردیم و به زندان انداختیم. خیلی خوشحال بودیم. او کسی بود که می توانست حکم قضایی اش مثلاً پنجاه بار اعدام باشد.
در جلسه ای که خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم، این مسئله را مطرح کردم و خبر دستگیری و شرح ماوقع را به ایشان گفتم و منتظر عکس العمل مثبت و خوشحالی ایشان بودم.
رهبر معظم انقلاب بلافاصله فرمود: «همین الان بگویید آزادش کنن».
من بدون چون وچرا زنگ زدم و بلافاصله با تعجب بسیار زیاد پرسیدم: آقا! چرا؟ من اصلاً متوجه نمی شوم که چرا باید این کار را می کردم؟ چرا دستور دادید آزادش کنیم؟
رهبری گفتند: «مگر نمی گویی دعوتش کردیم؟»
دستور اسلام است که اگر از کسی دعوت می کنی و مهمان توست، حتی اگر قاتل پدرت هم باشد حق نداری او را آزار دهی.
من بعد از این جمله خشکم زد و البته ایشان فرمودند: «حتماً دستگیرش کنید.» چندی بعد ما هم در یک عملیات سخت دیگر دستگیرش کردیم. (همان، ص۲۴)
ه-) این مرد، سرامد همه این روحانیت است
قوام ایران اسلامی و بقای آن به رهبریت آن است. مردم! از من قبول کنید، من عضو هیچ حزب و جناحی نیستم و به هیچ طرفی جز کسی که خدمت می کند به اسلام و انقلاب تمایل ندارم. اما این را بدانید؛ والله! علمای شیعه را تماماً و از نزدیک می شناسم. الان ۱۴ سال شغل من همین است. علمای لبنان را می شناسم، علمای پاکستان را می شناسم، علمای حوزه خلیج فارس را می شناسم. چه شیعه و چه سنی، والله! سرآمد همه این روحانیت، این علما از مراجع ایران و مراجع غیرایران، این مرد بزرگ تاریخ؛ یعنی «آیت الله خامنه ای» است.
من با خیلی از علمای شیعه مکاتبه و از نزدیک مراوده دارم و آنها را می شناسم، ارادت داریم. دنبال تبعیت مردم از آنها هستیم. امام اینجا کجا، آنجا کجا؟ بین ارض و سماء فاصله داریم. در حکمت این مرد، در اخلاق این مرد، در دین این مرد، در سیاست شناسی این مرد، در اداره حکومت این مرد، دقت کنیم و در بازی های سیاسی، مرزهای خودمان را تفکیک کنیم. آدم ها می آیند و می روند. آن چیزی که مهم است، اتصال ما به ولایت است. آنچه که مهم است، حمایت ما از این نظام است. (همان)
و) امام راحل با خدا معامله کرد
هرکسی با این مرد الهی و برجسته؛ یعنی امام راحل رحمه الله که با خدا معامله می کرد، درمی افتاد، ور می افتاد، چه اشخاص، چه حکومت ها و چه جمعیت های مختلف. صدام به روزی افتاد که بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل به خاطر ۱۵ ثانیه تأخیر در بازکردن در کاخ، او را مفتضح کردند. این وضع خفت آوری برای صدام بود و این نتیجه خون های مقدس ریخته شده و درگیرشدن با یک انسان الهی است. (همان،ص۲۵)
ز) اعتقاد به ولایت فقیه؛ یعنی توجه به تشخیص رهبری
رهبری و خصوصیات رهبری در طول دوره انقلاب ما؛ یعنی امام راحل رحمه الله و مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، که در دنیا یافت نمی شود؛ عامل دوم پیروزی ماست. اولین خصوصیت رهبری در جامعه ما خصوصیت تقواست؛ یقیناً هر منصفی امروز قضاوت می کند که در جامعه ما، باخلوص ترین، مخلص ترین و خالص ترین و باتقواترین، اخلاقی محورترین شخصیت که از همه خصوصیات انسانی و اخلاقی مراقبت می کند، رهبر عزیز ماست.
فقدان رهبری در یک جامعه آثار بسیار مخرب و ویران کننده ای دارد و یک جامعه بدون رهبر متقی و حکیم باعث مرارت ها و فضاحت بسیاری برای کشور و آن ملت است. در حالی وجود یک رهبر اخلاق محور و حکیم در کشور ما بر عدالت در جامعه و مقابله با فسادهای مختلف در جامعه، در مراقبت از انقلاب و ملت و منافع ملت اثرگذار است و ترویج معنویت می کند.
وجود رهبری مثل ناخدای کشتی و خلبان هواپیما در عبور این سفینه از طوفان ها و رعدوبرق ها و موج ها است و تشخیص گِرای دقیق عبور از این بحران، حکمت می خواهد و این حکمت، وقتی اثرگذار است که اصل تقوا با آن مرتبط شود.
در هر اختلاف سیاسی اگر کسی به اصول اساسی انقلاب پایبند بود، اختلافی نداریم؛ چون اختلاف جوهری نخواهد بود و اساس انقلاب، حفظ و توجه به اصول انقلاب، توجه به رهبری و قبول اصل ولایت فقیه است.
اصول اساسی انقلاب در قانون اساسی آمده و چیز مجهولی نیست و واضح و روشن است؛ قبول اصل ولایت ف۲قیه به این نیست که بگوییم معتقد به ولایت فقیه هستیم، باید حکمت و تشخیص و ترسیم رهبری را توجه کنیم؛ اگر به تشخیص و حکمت او توجه نکردیم، این توجه به ولایت فقیه نیست؛ دشمنان راه به جایی نمی برند و تسلیم ملت ایران و دولت ایران شدند، آینده هم همین خواهد بود؛ به اصول خود پایبند و توجه کنیم. (سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایثارگران و رزمندگان استان کرمان)
ح)کسی نمی تواند رهبری را مذمت کند
همان طور که دیروز دشمنان امام رحمه الله نتوانستند در موضوعی امام رحمه الله را مذمت کنند، امروز هم در همین حوادثی که اتفاق می افتد، حتی آدم های مریض هم نمی توانند مقام معظم رهبری را در موضوعی مذمت کنند.
مقام معظم رهبری تأثیر بزرگی در ایجاد اقتدار برای کشور داشتند. وقتی رهبران کشورها به ملاقات رهبر ما می آیند، بیان، بینش و دوراندیشی مقام معظم رهبری بر آنها تأثیر می گذارد و برداشت آنها از رهبر ما به اقتدار در همه سطوح می افزاید.
این در حالی است که امروز رئیس جمهور آمریکا که به لحاظ ذخیره ارزی بزرگ ترین و قدرتمندترین کشور است، یک کاباره دار است. زمانی یکی از مقامات کشورها نزد «ملک عبدالله» پادشاه سعودی رفته بود و پس از آن با «ملک سلمان» دیدار کرده بود. این فرد بعد از آن دیدارها گفت که یک ساعت نشستم و نفهمیدم آنها چه می گویند. (همان، ص۲۶)
۲. انقلاب اسلامی
الف) معرفت دشمن به انقلاب از معرفت ما بیشتر است
تصورم این است که من گوینده و شمای شنونده معرفتمان نسبت به انقلاب از دشمنان مان کمتر است. ما شناخت حقیقی از انقلاب را در تلاش دشمن حس می کنیم. ببینید سی و چند سال این حجم تلاش از جنگ تا تحریم تا موضوعات مختلف دیگر نشان از عظمت انقلاب دارد و نشان می دهد انقلاب یک شیء بسیار باارزشی است که دشمن این همه تلاش می کند تا آن را از خاصیت بیندازد. (سخنرانی در جمع یادگاران دفاع مقدس لشکر ۴۱ ثارالله، به نقل از همان، ص۳۱)
ب) حرکت شدید نزولی جهان اسلام، یکباره صعودی شد
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و ورود امام، سیر صعودی جهان اسلام شروع و جلوی آن حرکت قهقرایی و انحطاط و حرکت شدید نزولی جهان اسلام گرفته شد و به سیر صعودی تبدیل گشت. امام بود که با اقدام و کار شجاعانه خودش و با عمل کم نظیر خودش جهان اسلام را از سیر نزولی نجات و به سمت حرکت صعودی سوق داد. شما به هر حال در این صعود هستید. همه حوادثی که اتفاق افتاد، حوادث یک صعود است. حوادث جنگ ۳۳ روزه و حادثه جنگ ۲۲ روزه و موضوعات مختلف دیگر همین است. (همان)
ج) جمال عبدالناصر جرئت نکرد تل آویو را بزند
مهم ترین رهبر عرب که پرطرفدارترین رهبر عرب هم بود، جمال عبدالناصر در اوج جنگ اعراب با رژیم صهیونیستی، فرماندهی جبهه اعراب را به عهده داشت. آن جریان ناصر به عنوان ناصریسم که در عالم عربی وجود دارد، یک جریان گسترده است، فقط مصر هم نیست و این ناصر موشکی داشت به نام «ظافر» که قادر بود تل آویو را بزند.
جمال عبدالناصر جرئت نکرد موشک را به تل آویو شلیک کند. درحالی که در جنگ بودند و صحرای سینا به اشغال درآمده بود، ولی جسارت نداشت که این کار را انجام دهد.
ولی وقتی امام آمد، سنگ را به موشک تبدیل کرد. امام آمد و این جسارت را به مبارزان علیه صهیونیست ها داد. این موشکی که به تل آویو خورد، اولین باری بود که به تل آویو موشک می خورد، برخلاف همه جنگ هایی که بین اعراب و اسرائیل بود، این موشک عربی نبود، این موشک مصری نبود، این موشک ترکی مدعی دوره عثمانی نبود. امام آن را ارتقا داد. در بُعد مکتب همه عالم اسلامی مدیون امام است.
خدا می داند اگر امام نبود و اگر این انقلاب و نظام را بر پا نکرده بود، این حرکت به وقوع نمی پیوست، وضع جهان اسلام چه وضعی داشت. همان طور که هنوز پاره ای از آن دارای چنین وضعی است. (همان، ص۳۲)
د) در جنگ هم بعضی ها ترسو بودند، اینطور نبود؟
امروز مرزهای سیاسی، امنیتی و فرهنگی ایران، هزاران کیلومتر از مرزهای جغرافیایی کشورمان فاصله گرفته است. طبیعی است که دشمنی ها زیاد بشود. وقتی دشمن می بیند نمی تواند بر ایران فائق بشود و راهکار نظامی ندارد و تحریم ها هم جواب ندادند، می خواهد از این دروازه ای (فتنه ۸۸) که باز شده است، وارد بشود. ما باید مراقبت کنیم.
هم از خودمان مراقبت کنیم و هم از اطرافیان مان. باید همدیگر را حفظ کنیم. در جنگ هشت ساله، بعضی ها شجاع تر از بقیه بودند، بعضی ها ترسو بودند، اینطور نبود؟ بعضی ها قوی و بعضی ها هم ضعیف بودند، ولی افراد شجاع و قوی، دست ضعیف ها و ترسوها را می گرفتند، نمی گذاشتند به چنگ دشمن بیفتند. در موضوعات سیاسی هم این گونه هست.
باید افرادی که بصیرت قوی دارند، افراد فاقد بصیرت را راهنمایی کنند که مبادا در جبهه دشمن گرفتار شوند. (حاج قاسم سلیمانی درباره بصیرت و فتنه در یادواره شهیدان محمدی پور، ۱۳۸۸)
ه-)آیا ما نباید در تاریکی فتنه داد بزنیم
فتنه مثل تاریکی است؛ اگر با حکمت و دقت عمل نشود، خودزنی می شود یا خودی زنی می شود. باید خیلی دقت کنیم. ما در تاریکی شب چه می کنیم؟ وقتی که می خواهیم خودی را از دشمن تشخیص بدهیم چه می کنیم، صدا می زنیم، معرفی می کنیم: من قاسم ام، اسم رمز من این هست، من حسین ام، اسم رمز من این هست.
در تاریکی من را نزن، من را با دشمن اشتباه نگیر. این کار را نمی کنیم؟ در روستا و ده که شب ها برای آبیاری زمین می رویم، این کار را نمی کنیم؟ سیاهی تو کیستی؟ می گوید من فلانی هستم. چرا می گوید تو چه کسی هستی؟ خب باید تشخیص بدهد. آیا ما نباید در تاریکی فتنه داد بزنیم ما چه کسی هستیم؟ وظیفه ما در فتنه چیست؟
از چه باید کردهای دوران فتنه یکی این هست. همه ما نسبت به فتنه انگشت اشاره مان را بالا ببریم. رودربایستی نکنیم. ممکن است تا دیروز کسی بنابر ملاحظه ای، به کسی رأی و نگاه دیگری داشتیم اما امروز داد می زنیم فلانی بدان من اگر به فلان کس رأی دادم، موضع و خط قرمز من در مسئله ولایت فقیه و جمهوری اسلامی این هست.
این را باید همه بدون تعارف بگویند. تا عمق روستاها هم باید این را فریاد زد. این گفتن ها دقیقاً رمز شب گفتن در جبهه هاست. فتنه در تاریکی است. دشمن در تاریکی هجوم می کند، چرا در تاریکی هجوم می کند؟ برای اینکه نتوان خودی را از دشمن تشخیص داد. برای اینکه خودی زدن ها و خودزنی ها بیشتر بشود، برای اینکه شیرازه جبهه داخلی بهم بریزد.
اول – دلسوزان نظام، عقلا، متدینین در حوادث فتنه باید بیشتر بار زحمت را به دوش بکشند. ممکن است لازم بشود که برویم پیش کسی و از او خواهش کنیم، یا دست کسی را ببوسیم. یا به کسی توضیح داد، با او چایی بخوریم و حرف بزنیم. او را از این مسیر لجاجتی که در آن قرار گرفته، خارج کنیم.
دوم – وظیفه ما این است که صف ضدانقلاب را تفکیک کنیم. امروز ضدانقلاب وارد این خیمه شده است. ما باید ضدانقلاب را بشناسیم. با تفکیک خودی از غیرخودی. تفکیک خودی از غیرخودی با همین صداها و حرکات است. به حرف ها و دغدغه های رهبری عزیز توجه کنیم.
اینکه می فرمایند جذب حداکثری و دفع حداقلی، توجه کنیم. یقیناً این را مطمئن باشید این فتنه مثل همه فتنه ها دردناک و سخت است. اول انقلاب یادتان هست؟ حادثه بنی صدر، حادثه منافقین، حادثه ملی- مذهبی ها، حادثه دولت موقت و… همه اینها فتنه بودند، اما در همه این فتنه ها خداوند یک خیر و رحمت برای این انقلاب قرار دارد. مطمئناً در این فتنه هم، برنده اصلی نظام جمهوری اسلامی و رهبری است.
برنده، نظام است اما ما امتحان می شویم. باید از خودمان مراقبت و به تکلیف خودمان عمل بکنیم، منتظر چیزی و کسی نباشیم. هرکسی بر روی هرکسی به هر میزان تأثیر دارد، باید از تأثیرش با روش خودش استفاده کند. (همان، ص۳۳)
و) انقلاب یک فکر است
اینکه گفته می شود صدور انقلاب، خود انقلاب یک چهارچوب مجازی دارد و غیرقابل لمس است. انقلاب یک فکر است، انقلاب یک جسم نیست. این صدور انقلاب در دو بُعد تبلور پیدا کرد. یکی در بُعد ساختار و شاکله این نظام است.
بُعد دوم در چهارچوب مدل ها و الگوها بود که خیلی مهم بود. مثل حکمی است، آیه ای است که نازل شده است؛ مردم قرائت می کنند، اما وقتی جلی آن را در سنت نبی معظم اسلام می بینند، آن وقت ملموس می شود، قابل اندازه گیری می شود، قابلیت الگو و مدل پیدا می کند.
خود جمهوری اسلامی یک مدل است، اما در درون این مدلی که جمهوری اسلامی ارائه کرد، الگوهایی از خودش بروز داد که آن الگوها تأثیر اولیه و اساسی در صدور انقلاب و تحول در عالم اسلامی داشتند و این مربوط به شخصیت ها و شخص ها و افراد بود. (سخنرانی حاج قاسم سلیمانی در سالگرد شهادت شهید شاطری، به نقل از: همان، ص۳۵)
ز) یاری کردن خدا به چه معناست؟
مقام معظم رهبری یک جمله مهمی دارد و آن این است که آیه «اِن تنصُرُوا الله ینصُرکم به این معناست که اگر فهم شما در یاری کردن دین خدا یک درصد است، شما به آن یک درصد باید ۱۰۰درصد عمل کنید. اگر شما آن یک درصد را ۱۰۰درصد عمل کردید، خدا هم در ۹۹درصد بقیه به شما پیروزی خواهد داد.
اگر شما به آن یک درصد سهم خود عمل نکردید، چه توقعی دارید که خدا حمایت کند.» شما حرکت کن، خدا برکت می دهد. شما باید به آن چیزی که در مورد جهاد بر دوشت است، عمل کنی و همه راه ها را بروی و در حد توان خود، ظرفیت ها را ایجاد کنی و بقیه را به عهده خدا بگذاری. جاهدوا فی الله حق جهاده یک معنایش این است. (سخنان حاج قاسم سلیمانی در جمع مدافعان حرم در سوریه، به نقل از: همان، ص۳۵)
ح) تربیت مدافع فرهنگی به دست مساجد است نه دولت
حیات دینی، سیاسی و اجتماعی عالم اسلام منوط به مسجد است. تربیت مدافع فرهنگی، ایثارگر و فداکار در دولت ها و ساختارهای دولتی محقق نمی شود، بلکه در مسجد محقق می شود. ما پیروزی مان را در جنگ هشت ساله، مدیون مسجد هستیم. البته منظور پیکره مسجد نیست، بلکه منظور امام جماعت است که امروز مقام معظم رهبری در رأس امامان جماعات مساجد حضور دارند. (سخنان حاج قاسم سلیمانی در اجلاس روز جهانی مسجد، به نقل از: همان، ص۳۶)
ط) مدیریت انقلابی یعنی این…
یک عمل انقلابی موفق چیست؟ برخی مفهوم مدیریت انقلابی و انقلابی بودن را با بی برنامگی، هرج ومرج و بی انضباطی تفسیر می کنند که تعبیری ناجوانمردانه است. مهم ترین مشخصه مدیریت انقلابی، معنویت است و امام راحل رحمه الله مصداق حقیقی عمل و مدیریت انقلابی است.
امروز انقلاب، خود را مدیون مدیریت انقلابی حضرت امام خمینی رحمه الله می داند، مدیریت انقلابی، مدیریت شهید میثمی است که از جنس خود شماست؛ شخصی که نماینده امام رحمه الله در قرارگاه خاتم الانبیاء بود، اما هیچ وقت سوار خودروی بیت المال نشده و عبا را بر روی دست انداخته و در جاده ها از غرب به جنوب و از جنوب به جبهه های گوناگون، سوار خودروی بین راهی شده و خود را به مقصد می رساند.
انقلابی کسی است که مرگ را بر زندگی ذلت بار ترجیح داد، عمل انقلابی، عمل طلبه شهیدی همچون شهید ردانی[۱] است که فرمانده لشکر جنگ ما بود؛ عارف بود و وقتی قصد ازدواج داشت، برای حضرت زهرا(س) دعوت نامه فرستاد.
عمل انقلابی، عملی است که منافع ملت و اسلام را بر شخص خود ترجیح داده و در سختی ها و شدت ها، گوش به فرمان ترین بوده و عذر نتراشیده و سینه خود را سپر می کند؛ همانند عمل شهدای مدافع حرم که خانه و نوامیس آنان در خطر نیست؛ اما در سوریه حاضر شده از اسلام دفاع می کنند. (سخنرانی حاج قاسم در همایش «حوزه انقلابی، بیم ها و امیدها» در سالن اجتماعات مدرسه علمیه دارالشفا قم، به نقل از: همان، صص۳۶-۳۸)
۳. دفاع مقدس
الف) جنگ تفسیر شخصیت امام خمینی رحمه الله بود
جنگ، تجلی حقیقی شخصیت امام خمینی رحمه الله در بعد اخلاق، دین، نماز و دعا بود و در واقع تمام سلوک امام در جنگ کپی شده بود و در یک جمله می توان ادعا کرد که جنگ تفسیر شخصیت امام خمینی رحمه الله بود همان گونه که می فرمایند: «النّاس عَلی دِینِ مُلوکهم». (حاج قاسم سلیمانی در کنگره شهدای تبلیغات لشکر ثارالله، به نقل از: همان، ص۵۱)
ب) شبیه نبودن فضای فرهنگی جبهه به جنگ
قدسیت و تقدس دفاع مقدس از جمله ویژگی های دفاع مقدس بود. فضای فرهنگی حاکم بر جبهه های ما هیچ شباهتی به جنگ نداشت. درحالی که جنگ ها، مجموعه ای از خشونت است، در جبهه های ما عشق، عرفان و محبت موج می زد.
هشت سال دفاع مقدس ملت ایران شبیه به طواف کعبه بود که تمام توجهات در آن به سوی معنویت، ذکر و دعا و خدا بود. اگر شهدای خود را به شهدای کربلا شبیه کنیم، می توانیم بگوییم که تعداد زیادی از شهدای ما در پاکی به درجه شهدای کربلا رسیده بودند. (سخنرانی حاج قاسم سلیمانی در کنگره بزرگداشت شهیدان باکری، به نقل از: همان، صص۵۱-۵۲)
ج) شاکله جنگ ما به چنین آموزش هایی نمی خورد
فرماندهان عزیزی چون باکری، همت، زنگی آبادی، کازرونی، میرحسینی و دیگران در دانشکده ها درس نخواندند، بلکه در میدان عملی جنگ پرورش یافتند.
لذا کسی که فرمانده گردان بود و مسئولیت یک محور را بر عهده داشت، انتخاب او کاملاً دقیق بود. بعضی از برادران در اواخر جنگ به کلاس های آموشی دانشگاه سپاه رفته یا دوره های دافوس را گذرانده بودند، وقتی به جبهه می آمدند، دچار مشکل می شدند، چون آن چیزی که خوانده بودند با آن چیزی که در عمل می دیدند، قابل مقایسه نبود. شاید اعتراف خوبی نباشد، ولی ما اواخر جنگ مانع می شدیم که فرمانده گردان هایمان به چنین کلاس هایی بروند؛ چون شاکله جنگ ما به چنین آموزش هایی نمی خورد.
ما درگیر یک جنگ نابرابر بودیم و جنگ نابرابر، ابزار و تفکر خودش را می طلبد. لذا تمام دفاع ما در طول جنگ نامتقارن بود. (سخنرانی حاج قاسم سلیمانی در دهمین کنگره بزرگداشت شهدای استان کرمان، به نقل از: همان، ص۵۲)
د) در جبهه کسی به خاطر تمرد از جنگ اعدام نشد
حضرت امام رحمه الله در اداره جنگ هیچ وقت اجازه ندادند ذره ای موضوعات مربوط به مادیات، وارد جنگ شود. در طول هشت سال دفاع مقدس نه به یک نفر مدال داده شد و نه یک نفر ترفیع درجه گرفت. درحالیکه در جبهه مقابل ما، گروه گروه افراد را به خاطر تمرد از جنگ اعدام می کردند، در جبهه های ایران، کسی به خاطر تمرد از جنگ اعدام نشد.
اگر این مدیریت در جنگ نبود، نمی توان گفت جنگ ما نیز مانند دیگر جنگ ها به مرور زمان دچار فرسایش نمی شد و شکست نمی خوردیم. مدیریت حضرت امام رحمه الله در جنگ، دفاع مقدس ملت ایران را در جهت خدایی سوق داد. (سخنرانی حاج قاسم سلیمانی در کنگره بزرگداشت شهیدان باکری، به نقل از: همان، ص۵۲)
۴. شهید و شهادت
الف) لزوم هدایت راهیان نور به سمت نور
ما باید اخلاق، سیره و رفتار شهدا را بفهمیم و جوانان را با رشاد ت های این بزرگواران بیشتر آشنا کنیم. درست است که مناطق جنگی و جبهه های جنگ تحمیلی برای ما ارزشمند است، اما خالقان این جبهه ها در کنار ما و در گلزار شهدا قرار دارند.
باید راهیان نور را به سمت نور که وجود ملموسی دارند، هدایت کرد و اساس اردوهای راهیان نور و این جلسه ها و یادواره ها، تربیت یافتن است و برای شکل گیری تربیت واقعی، بخشی جنبه تقدیر دارد که شهدا به آن نیاز ندارند و بخش اساسی آن، تربیت است که ما به آن نیاز داریم.
توصیه می کنم کاروان های راهیان نور را به سمت نورهایی جهت بدهیم که وجودشان ملموس است. در این شهر کسانی وجود دارند که خود امام زاده اند، مثل شهدای آن. جیرفت خیلی عزیز است و ما چشم هایمان پر است از چهره های زیبای شهدای آن، دارای شهدای بزرگی است همین که نگاه می کنم، شهید طیاری را بالای کانال ماهی می بینم.
شهید بینا را که همه صورتش را گَرد باروت سیاه کرده بود و دست می کشیدی سیاهی باروت به دستت می نشست. شهید سیدجواد حسینی را، شهید ناصری را، شهید تراب شیرازی را، شهی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 