پاورپوینت کامل بخش اول: روایت هایی از زندگی سردار سلیمانی ۸۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بخش اول: روایت هایی از زندگی سردار سلیمانی ۸۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بخش اول: روایت هایی از زندگی سردار سلیمانی ۸۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بخش اول: روایت هایی از زندگی سردار سلیمانی ۸۹ اسلاید در PowerPoint :

« حاج قاسم» به روایت حاج قاسم

من قاسم سلیمانی فرمانده «سپاه هفتم صاحب الزمان(ع)» کرمان هستم. در سال در روستای «قنات ملک» از توابع کرمان به دنیا آمدم.

قبل از انقلاب در «سازمان آب» کرمان به استخدام درآمدم و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در اول خرداد سال به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمدم.

با شروع جنگ و حمله عراق به فرودگاه های کشور، مدتی از هواپیماهای مستقر در فرودگاه کرمان محافظت می کردم. دو یا سه ماه پس از شروع جنگ در قالب اولین نیروهای اعزامی از کرمان که حدود نفر بودند، عازم جبهه های سوسنگرد شدیم و به عنوان فرمانده دسته مشغول به کار شدم.

در روزهای اول ورود به جبهه، دشمن را قادر به انجام هرکاری می دانستم، اما در اولین حمله ای که انجام دادیم، موفق شدیم نیروهای دشمن را از کنار جاده سوسنگرد تا حمیدیه به عقب برانیم و تلفاتی نیز بر آنها وارد کنیم که این امر باعث شد تصور غلطی که از دشمن در ذهن داشتم از بین برود.

یادم می آید که پس از این حمله، شب ها وارد مواضع عراقی ها می شدیم. دوستی داشتم به نام «حمید چریک» که بعداً به شهادت رسید. او حتی برخی مواقع با موتور سیکلت خود را به خاکریزهای عراقی ها می رساند.

در آن موقع هیچ کس انتظار نداشت جنگ در همان سال به پایان برسد. اگر کسی هم می گفت جنگ ممکن است مثلاً شش سال طول بکشد، باور نمی کردیم. ولی در طول جنگ انتظار هشت سال را برای ادامه جنگ داشتیم.

من شوق و علاقه زیادی به طرح ها و مسائل نظامی داشتم و علاقه مند به حضور در جبهه بودم و درست به دلیل همین علاقه بود که با یک مأموریت روزه وارد جبهه شدم و دیگر تا آخر جنگ بازنگشتم.

بهترین عملیاتی که در آن شرکت کردم «فتح المبین» بود که آن زمان برای اولین بار به ما مأموریت داده شد که تیپ تشکیل بدهیم و من که مجروح هم بودم، معاونت فرماندهی محور در جبهه «شوش» و «دشت عباس» را برعهده گرفتم.

این عملیات از نظر بازدهی برای من بسیار شیرین و خاطره انگیز است؛ زیرا با اینکه از نظر سلاح بسیار در مضیقه بودیم، اما به همت رزمندگان اسلام توانستیم حدود عراقی را به اسارت درآوریم.

عملیات «والفجر » نیز گذشته از پیروزی که به دنبال داشت، از لحاظ آماده سازی و سختی هایی که بچه ها متحمل شدند، بسیار لذت بخش بود. در این عملیات، نقش اساسی به لشکر ثارالله کرمان داده شده بود.

سخت ترین لحظه ها برای کسانی که مسئولیتی در جنگ داشتند، لحظه ای بود که همرزمان یا دوستان آنان به شهادت می رسیدند و این امر وقتی شدت بیشتری می یافت که آن شهید سعید به عنوان پایه و ستونی برای جنگ مطرح بود. هنگامی که «حسن باقری» و «مجید بقایی» به شهادت رسیدند، احساس کردیم که نقصی در جنگ به وجود آمده است. شهید باقری، «بهشتی» جبهه بود و کسانی امثال او، اهرم هایی در دست فرماندهان جنگ برای حل مشکلات و رفع فشارهای دشمن بودند.(برگرفته از: مصاحبه حاج قاسم سلیمانی با دوهفته نامه «پیام انقلاب» در سال )

حاج قاسم سلیمانی در کرمان

حاج قاسم فرزند وسط حاج حسن است و یک خواهر و برادر بزرگ تر دارد. حاجی قبل از انقلاب، ساکن کرمان بود. بچه بود که از روستا رفت.

وقتی در شهرکرمان ساکن بود هم ورزش رزمی کار می کرد هم بنایی. کاراته کار بود و مربی پرورش اندام. همه می دانند که آدم جسور و نترسی بود. برادر کوچک ترش هم پیش او بود. حاج قاسم و سهراب با دو پسرخاله شان در یک اتاق زندگی می کردند. حاجی همان موقع هم هوای بقیه را داشت.

قنات ملک

«بلوار سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی»؛ این را روی تابلویی آبی رنگ وسط میدانی در شهر رابُر و در ۱۸۰ کیلومتری کرمان نوشته اند. چند کیلومتر آن طرف تر، روستای «قنات ملک» است؛ زادگاه فردی که حالا در دنیا از او به عنوان «ژنرال وحشت»، «فرمانده بی سایه»، «مهندس امنیت خاورمیانه» و چندین و چند عنوان دیگر یاد می شود و در کنار محبوبیت بی حد و حصر در ایران و کشورهای منطقه، دشمنان هم برای نابودی او لحظه شماری می کنند.

شهید زنده

«قنات ملک»، روستای پدری قاسم سلیمانی، فرمانده شاخه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، از توابع رابر کرمان است. مردم رابر و روستاهای اطراف، منطقه خود را دیار سلیمانی می دانند و بسیاری از آنها در کنار اصطلاحات ستایش آمیز در وصف این فرمانده، خاطراتی هم از او دارند. همین چندی پیش، دوماهنامه آمریکایی فارین پالیسی این سردار ایرانی را یکی از ده فرد قدرتمند دنیا در بخش «دفاع و امنیت» دانست؛ این خبر را هم ولایتی های سلیمانی هم شنیده اند و آن را با جزئیات تعریف کرده اند.

هم روستایی های به تعبیر مقام معظم رهبری، «شهید زنده»، بیش از هر چیز او را سربازی همیشه در خط مقدم می دانند و می گویند برای هر دفاعی از او آماده اند، هرچند که او را فرمانده ای بی نیاز می خوانند.

حواستان باشد!

حاجی می گفت: امکانات باید به همه برسد… راننده تاکسی بحث را به مشکلات اقتصادی این روزهای مردم ایران می کشاند و همین طور که مسیر کوهستانی رابر به قنات ملک را با سرعت طی می کند، می گوید: «پس کی از این وضع رها می شیم، شما پایتخت نشین ها چرا کاری نمی کنید؟»

راننده بافتی منتظر پاسخ نمی ماند و در ادامه به حالت هشدار از علاقه مردم رابر و روستاهای اطراف به سلیمانی می گوید: «جان مردم اینجا به جان فرمانده شان وابسته است، خلاصه حواستان باشد».

اصرار حاجی

شب پرستاره و سرد روستا با آفتاب کم رمق پشتِ ابر به پایان می رسد. سه روستا در کنار هم، ساکنانی از طایفه سلیمانی را از ده ها سال پیش در خود جای داده است. «قنات ملک امکاناتی از قبیل: گاز، آب، سالن ورزشی، مسجد و هر امکانات دیگری دارد، بقیه هم دارند.» این را جوانی از روستای نصرت آباد در چندکیلومتری قنات ملک می گوید.

«البته از حق نگذریم، هرچه به قنات ملک می دهند خیلی سریع به بقیه روستاها می رسد. حاج حسن خیلی روی این موضوع حساس بود و می گفت: اگر امکاناتی هست باید برای همه این روستاها باشد». حاج حسن، پدر قاسم سلیمانی است که در سال ۱۳۹۶ ساکن دیار باقی شد.

روز تشییع و مراسم ترحیم او را همه مردم روستا به خاطر دارند و از خاطره حضور چهره های شناخته شده سیاسی ایران در قنات ملک می گویند. «رضا» اهل روستای نصرت آباد می گوید: «به روستای ما یک سال بعد از قنات ملک آب و گاز دادند، ولی اگر اصرار حاجی نبود شاید هنوز هم آب نداشتیم. حضور حاج حسن و همسرش خیلی به این منطقه کمک می کرد. می توانستند راحت بروند و ساکن تهران شوند، ولی اینجا ماندند و همیشه هم از این مردم احترام و عزت دیدند».

راز یک قبر در کنار پدر و مادر

وارد قنات ملک که می شوی، آرامگاه دوازده شهید در حصار دیواری آجری قرار دارد که فامیلی تمام آنها سلیمانی است و دهیاری روستا هم، نام آنها را بر پیشانی کوچه های شیبدار و پر از درخت گردوی قنات ملک گذاشته است. در فاصله بین بخش شهدا و دیگر بخش قبرستان، دو قبر با یک جای خالی است؛ کنار آرامگاه فاطمه و حسن، پدر و مادر حاج قاسم. رضا می گوید بعضی از مردم روستا معتقدند سلیمانی می خواهد کنار پدر و مادرش باشد: «من شنیده ام بعضی می گویند سردار اینجا را برای خود در نظر گرفته، ولی هیچ وقت وصیتنامه یا چیز موثقی ندیده ایم.

مردم می گویند شاید درست باشد و شاید هم نه». صبح دوشنبه است و قبرستان خلوت، اما چند زن و مرد از کنار قبر پدر و مادر سلیمانی برمی خیزند و به سمت خودروشان می روند. رضا می گوید اینها را نمی شناسد و احتمالاً از روستاهای اطراف باشند: «حاجی رابطه ای خیلی صمیمی با خانواده شهدا دارد. حتماً دیده اید که بارها در مراسم خاکسپاری همرزمانش گریه کرده و احساسی شده است. شاید اینها از خانواده شهدا باشند که حالا آمده اند برای پدر و مادر سردار فاتحه بخوانند».

کودکی در خانواده ای فقیر

در طایفه سلیمانی، حاج حسن هیچ گاه فرد ثروتمندی نبود، اما دارایی اش کفاف زندگی فرزندانش را می داد. آن طور که مردم روستا می گویند، زندگی خانواده سلیمانی و پنج فرزندش از راه کشاورزی می گذشت. بزرگ ترین فرزند این خانواده دختری حدوداً ۶۴ ساله است که حالا در روستایی چسبیده به قنات ملک؛ یعنی باغشا، زندگی می کند.

خانه اش تفاوتی با دیگر خانه های روستا ندارد. او اگرچه بی میل به توضیح درباره فرمانده این روزهای شاخه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیست، اما می گوید اجازه این کار را ندارد. این موضوع را البته بسیاری از نزدیکان و همر زمان قاسم سلیمانی هم می گویند و آن را موضوعی امنیتی می دانند.

جسور و نترس

«حسین» نام مستعار یکی از همرزمان این فرمانده در دوران جنگ هشت ساله است که همیشه ساکن روستای قنات ملک بوده است. او نخستین بار در دوازده سالگی عازم خط مقدم شد و در گردانی با فرماندهی سلیمانی، نخستین تجربه حضور در جنگ را پشت سر گذاشت.

حسین از «کم لطفی ها به رزمندگان و بی عدالتی ها» دلگیر است، اما به دلایل شخصی و علاقه نداشتن به «حرف های نچسب مردم روستا» نمی خواهد چیزی از زبان او نقل شود. رضا همین چند روز پیش سلیمانی را در کرمان و در مراسم ختم مادر همسر این فرمانده دیده است: «اگر اطلاع می دادید، می شد با سردار هماهنگ کرد، ولی می دانم که هیچ علاقه ای به این کارها ندارد. خودش این قدر بی ریا و زلال است که اصلاً علاقه ای به اینکه اسمش جایی بیاید، ندارد. تا الان دیده اید جای غیر ضرور صحبت کند؟»

خدا خیرتان دهد!

آسمان دودل است و ابر زمستانی فضای روستا را پوشانده. عقربه های ساعت به ۱۰ قبل از ظهر رسیده است، اما هوا همچنان گرگ ومیش و کوچه های پر از درخت گردوی لخت و بی برگ قنات ملک خلوت است. زنی حدوداً ۶۰ساله، ماسک سفیدش را تا زیر چانه پایین می برد و با لهجه نزدیک به کرمانی و با صدای بلند به گودال جلوی خانه اش اشاره می کند. می خواهد این کانال پر شود: «پسرم دو روز دیگر برمی گردد، ولی اینجا را کنده اند و نمی شود ماشینش را داخل بیاورد. خدا خیرتان دهد، همین جلوی در را پر کنید. پنج روز پیش آمدند اینجا را کندند و رفتند». درون کانال نوار پلاستیکی و زردرنگ شرکت گاز خودنمایی می کند و پیرزن هم مدام بحث را تغییر می دهد.

جانش سلامت!

اسم قاسم سلیمانی را که می شنود، انگار گوشش تیز می شود: «بله، همیشه اینجا می آید. وقتی هم که می آید معمولاً به همه سر می زند یا در همین مسجد سخنرانی می کند. خدا پشت و پناهش باشد». وسط حرف هایش به نگرانی اصلی اش برمی گردد، به اینکه آخر هفته پسر معلمش برمی گردد و وقتی ماشینش کنار درِ خانه نباشد، ممکن است آسیب ببیند. اینها را می گوید و در پاسخ به این پرسش که آیا سلیمانی به شما کمک می کند، می گوید: «بله، به همه کمک می کند.

عید برنج، گوشت، قند و از این چیزها می آورد و بین همه مردم تقسیم می کند. به ما که بی سرپرستیم هم یک بن بیشتر می دهد. خدا را شکر حاجی ما را تنها نمی گذارد. جانش سلامت باشد.» پیرزن قنات ملک وقتی می شنود که باید خود مسئولان شرکت گاز این کانال را پر کنند، کمی لحنش سرد می شود: «مگر شما مال اداره گاز نیستید؟ فکر کردم از آنجا آمده اید. ای کاش حداقل همین جلوی در را درست می کردید».

چند درخت زیتون

«یدالله» هم مانند بسیاری از ساکنان قنات ملک، روزهای جنگ در خط مقدم و در کنار فرمانده قاسم بوده است. ظاهرش تصویر درستی از پابه سن گذاشتن این رزمنده دوران جنگ هشت ساله نمی دهد، اما واقعیت این است که او آن قدر که چهره اش نشان می دهد، جوان نیست. کاپشنی نظامی پوشیده و کنار درِ ورودی خانه ایستاده است.

دورتادور باغی که ساختمان هم در گوشه ای از آن، جا خوش کرده، دیوار است. درختان خانه باغ پدری قاسم سلیمانی هم رخت زمستانی پوشیده اند؛ بی برگ، ولی ایستاده در مقابل سرمای استخوان سوز منطقه کوهستانی قنات ملک. یدالله بعد از مرگ مادرِ سردار در سال ۹۲، همدم حاج حسن بوده و حالا یک سال است که تنها به امور باغ و خانه می رسد. سلیمانی بعد از مرگ پدر و مادرش همچنان به این روستا سر می زند و محل سکونتش همین خانه پدری است.

سیب لبنانی

یدالله در تمام این سال ها زندگی سردار را از نزدیک دیده و با میهمانان زندگی کرده است، اما برای حرف زدن معذوریت دارد: «شما میهمان ما هستید و زحمت کشیده اید که این همه راه را آمده اید، ولی من اجازه هیچ صحبتی ندارم. به من تأکید شده که با هیچ کس هیچ حرفی نزنم».

یدالله کنار در خانه می ایستد و انتهای کوچه را نگاه می کند. به نظر می آید این خانه و باغ، بزرگ ترین خانه روستاست، هرچند که تفاوت چندانی هم با بقیه بافت های روستا ندارد. در این بین بعضی اهالی روستا از شایعاتی می گویند که «قبلاً در این خانه آهو هم وجود داشته یا بعضی درخت های این باغ از لبنان آورده شده اند» و بلافاصله چنین ادعاهایی را در حد شایعه می دانند. «بابک محمدی سلیمانی» یکی از جوانان کارآفرین روستای نصرت آباد در چندکیلومتری قنات ملک، همه این موارد را شایعاتی غیر مستند می داند: «درباره سردار شایعاتی همیشه اینجا نقل می شود که درست نیست. مثلاً درباره همین درخت لبنانی بگویم که سیب درختی این منطقه به اسم سیب لبنانی معروف است و به این معنی نیست که حاجی از لبنان درخت آورده باشد. تنها تفاوت این باغ با بقیه باغ ها، همین چند درخت زیتون معمولی است».

سالن ورزشی روستا، هدیه فرمانده به جوانان قنات ملک

«کمال» دانش آموزی است که یک بار سردار را در همین سالن ورزشی دیده است. او می گوید سلیمانی علاقه فراوانی به ورزشکار بارآمدن جوانان هم روستایی اش دارد: «اینجا معمولاً مسابقات برگزار می شود، از بقیه روستاها هم می آیند، ولی جام رمضان از همه پرشورتر است».

او با لهجه کرمانی و با صدایی آرام و بدون هیچ هیجانی در

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.