پاورپوینت کامل در سرزمین ابرها ۱۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل در سرزمین ابرها ۱۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل در سرزمین ابرها ۱۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل در سرزمین ابرها ۱۷ اسلاید در PowerPoint :

۱۱

صدای بلندگو، داخل سالن انتظار پیچید:

با عرض پوزش از تأخیر یک ساعته مسافران پرواز «ایران اِیر»، تهران- شیراز ، اعلام
می کنیم برای سوار شدن به هواپیما به ورودی شماره هفت مراجعه کنید.

زنی که بچه توی بغلش را تکان می­داد، گفت: چه عجب! … با این بچه ها پدرمون در
آمد. مردی که کنار زنش ایستاده بود، با صدای بلندگفت: ما که داشتیم بر می گشتیم.
نسرین دو صندلی جلوتر آمد و به خانمی که جلوتر نشسته بود، گفت: خانوم شما هم کارت
پرواز شیراز گرفتین؟ خانم کمی جا به جا شد و در حالی که بلند می شد، با سر، سخن
نسرین را تأیید کرد.

کیف دستی اش را بالای سرش (جای وسایل و ساک­ها) گذاشت. خواست بنشیند؛ اما پشیمان
شد. خودش را به مهمانداری که چند ردیف جلوتر بود، رساند و به آرامی گفت: خانوم می
شه من جامو عوض کنم؟

– مگه کنارتون آقا نشسته؟

– نه اتفاقا خانومه، (یواشکی اشاره کرد به خانوم چادری که تسبیح به دست نشسته بود)
و ادامه داد: اما همسفر شدن با اینجور آدما حوصله آدمو سر می بره.

مهماندار، نگاهی به شماره کارت کرد و چشمش به اطراف چرخید و گفت: می بینید که همه
صندلی­ها پُرند… فعلا سرجاتون تشریف داشته باشید تا ببینم چکار می تونم بکنم.

خانم که فهمید، نسرین به تسبیحش نگاه می کند؛ با گشاده رویی نگاهی به او انداخت و
گفت: این تسبیح … (حرفش رو قطع کرد و گفت:) آدم وقت تنهایی، با دوستی چون خدا
بیشتر ارتباط برقرار می کنه.

– شما هم مثل من مجبورین تنهایی سفر کنین؟

نگاهی به ساعتش کرد و گفت: من استاد زبان دانشگاه شیرازم و هفته ای یک بار سفر
هوایی دارم.

نسرین تا دهان باز کرد که بگه من …

– کیف و کلاسورت داد می زنن که دانشجویی و ظاهراً بار اوّله که این مسیر رو می ری؟!

مهماندار خم شد و گفت: خانوم! دو ردیف عقب تر خانمی حاضر شده جاشو با شما عوض کنه.

نسرین با مِن و مِن گفت: .. نه … دیگه .. لازم نیس. مهماندار با کمی­تندی گفت:
خانوم از اون موقع، دارم با این و اون حرف می زنم تا کسی راضی بشه، اونوقت شما… .

نسرین گونه هایش سرخ شد.

زن تسبیح به دست، از زیبایی کوه­ها و دریاها و شهرهایی که از آن بالا به اندازه یک
بند انگشت می شدند، می­گفت و نسرین دو دستی کمربند ایمنی را گرفته بود و جرأت نگاه
کردن به بیرون را نداشت. استاد یکدفعه گفت: خوب رسیدیم.

نسرین با تعجب گفت: چه زود؟

خانوم خندید و گفت: شیراز که نه، بلکه میون ابرها رسیدیم، من بهش می گم سرزمین
ابرها .

در همین لحظه، هواپیما تکان شدیدی خورد. صدای جیغ بعضی بلند شد. رنگ نسرین مثل خیلی
ها پرید. خانم دست نسرین را گرفت و کمی فشرد و گفت: این قدر نترس. نگرا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.