پاورپوینت کامل بشرطها و شروطها ۴۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بشرطها و شروطها ۴۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بشرطها و شروطها ۴۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بشرطها و شروطها ۴۳ اسلاید در PowerPoint :

ولایت در سیره رضوی

همه شما حدیث معروف «سلسله الذهب» را شنیده اید که وقتی امام رضا علیه السلام به نیشابور رسیدند، عده زیادی از علما و کسانی که می توانستند بخوانند و بنویسند، سر راه حضرت را گرفتند و عرض کردند که ما آماده ایم تا برای ما حدیثی از قول پیامبر گرامی اسلام بخوانید و ما یادداشت کنیم. آقا فرمودند که من از پدرم و پدرم از پدرش و همین طور اسامی تک تک اجدادش را فرمود، تا به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید که پیامبر از قول خداوند متعال فرمودند: «کلمه لااله الا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی؛ کلمه لااله الاالله دژ و قلعه محکم من است و هر که وارد این قلعه شود، از عذاب من در امان خواهد بود.» حاضرین با مضمون حدیث آشنا بودند و برایشان حرف تازه ای نبود، انتظار داشتند از زبان آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام سخن تازه ای بشنوند. هر چند شیفتگان معارف الهی، آن کلام نورانی را بر اوراق نگاشتند، ولی توقع داشتند نکته ای را بشنوند که از کسی نشنیده باشند؛ از این رو، هاج و واج ماندند! حضرت حرکت کردند و کمی که جلو رفتند، پرده را کنار زدند و فرمودند: «پاورپوینت کامل بشرطها و شروطها ۴۳ اسلاید در PowerPoint و أنا من شروطها؛ اینکه خداوند لا اله الا الله را از شما بپذیرد، شرط و شروطی دارد؛ شرطش ولایت است و من یکی از این شروط هستم.» تازه برای حاضران جا افتاد که امام رضا علیه السلام چه فرموده است. امام رضا علیه السلام به وضوح مردم را به ولایت دعوت کرده و امر امامت را به مردم معرفی کردند. این جریان نشان دهنده آن است که مهم ترین موضوع برای امام رضا علیه السلام موضوع ولایت بوده است.

وقتی امام رضا علیه السلام اشعار «دعبل خزاعی» را گوش می دهند، وقتی به آن بیت معروف که درباره ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است می رسد و آن بیت این است: «خروج امام لامحاله خارج یقوم علی اسم الله و البرکات؛ امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بی تردید ظهور خواهد کرد در پرتو نام بلند خدا و برکات او.» وقتی دعبل با خواندن این شعر، اشاره به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کرد، امام رضا علیه السلام شدیداً به گریه افتاد. جایی که امام رضا علیه السلام در شنیدن اشعار دعبل خیلی گریه کردند، جایی است که امر امامت و ولایت با ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در جامعه محقق می شود؛ پس موضوع ولایت برای امام رضا علیه السلام خیلی اهمیت داشت، وقتی تقاضای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یا دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را می کنیم، در واقع تقاضا می کنیم که این ولایت، در جامعه بشری تحقق پیدا کند. به روش های مختلف می توان به موانع تحقق امر ولایت و زمینه های تحقق آن اشاره کرد.

امام برای جامعه همچون مادر برای طفل شیرخوار

مَثَل اندیشمندان در زمان ما و زمان قبل از ما، مثل دانشمندانی است که یک طفل شیرخوار را نشان شان بدهند و به آنها بگویند: «این نوزاد و طفل شیر خوار را ببینید که چقدر نحیف و ضعیف و حساس است. ما می خواهیم این بچه را پرورش بدهیم. شما که اندیشمند هستید بگویید این بچه چه چیزهایی نیاز دارد؟» این دانشمندان می روند و صد سال تحقیق می کنند و در طول این صدسال، صدها بچه را به عنوان نمونه، مورد مطالعه قرار داده و نتایجی از تحقیقاتشان را ارائه می دهند. می گویند: «ما تحقیق کردیم و فهمیدیم غذای این بچه، غذای حساسی است. یک نفر به عنوان مسئول تغذیه می خواهد که بتواند غذای مناسب این بچه را درست کند، چون این بچه همه چیز را نمی تواند بخورد. این نوزاد، کسی را می خواهد که به غیر از غذای خوب، او را در آغوش محبت و لطف خویش قرار بدهد. یک نفر می خواهد که مربی زبان بچه بشود و کلمه کلمه در دهان آن بچه بگذارد و به او یاد بدهد که چه جوری حرف بزند. یک نفر دیگر می خواهد که مسئول تدارکات باشد. یک نفر مدیر می خواهد که این فعالیت ها را کنترل کند. یک نفر به عنوان مسئول خدمات می خواهد، چون بچه، موقعی که خودش را کثیف کند، نمی تواند خودش را جمع و جور کند؛ از این رو یکی باید تمیزش کند.» این دانشمندان آداب تمیز کردن را هم مفصل توضیح می دهند. ما هم کلی به شوق می آییم که واقعاً علم به کجا رسیده، ششصد تا کتاب هم ردیف می کنند که آنها را برای پرورش بهتر بچه مطالعه کنیم. هر چه هم نگاه می کنیم، می بینیم حرف هایشان درست است.

وقتی کمی عقلمان را به کار می اندازیم و نتایج علمی این دانشمندان را که نگاه می کنیم، به آنها می گوییم: «سال ها رفتید خودتان را کشتید، حالا می آیید می گویید این بچه مسئول امور تغذیه و خدمات و مربی زبان و. .. می خواهد. خوب بگویید «مادر» می خواهد. برآورده شدن همه این نیازمندی ها را خدا در وجود کسی به نام «مادر» قرار داده است.» یکی از دلایلی که در دین ما مادر این همه عظمت پیدا کرده، همین است.

داستان غم انگیز نیازمندی های فردی و اجتماعی ما انسان ها، داستان همین پژوهش های بی خودی هست که می گوید این انسان برای زندگیش یک گردان نیازمندی می خواهد. آزادی می خواهد، عدالت می خواهد، امنیت می خواهد، رفا ه می خواهد، فرهنگ خوب می خواهد و… برای هر کدام دنیا هم توضیح و تفسیر بیان می کند. آخر آدم عاقل باشعور، یک کلمه بگو که این انسان و این جامعه «امام» می خواهد.

سرّ طواف خانه خدا

امام باقر علیه السلام دست یکی از یارانش را گرفت و خانه کعبه را به او نشان داد و فرمود: «این مردم را می بینی که دارند این سنگ ها را طواف می کنند؟ طواف کردن سنگ در دوران جاهلیت هم بود. می دانید سرّ این مسأله که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: این طواف را ادامه بدهید، چیست؟ سرّش این است که مردم هر سال، بلند بشوند و بیایند این سنگ را طواف کنند و بعد از آن بیایند پیش ما و بگویند: ما شما را به عنوان ولایت قبول داریم و به ما اعلام وفاداری کنند و الاّ این سنگ با سنگ های دیگر فرقی نمی کند. این طواف و دور زدن با دور زدن های دیگر چه فرقی می کند؟ با طواف دوران جاهلیت چه فرقی می کند؟!» بعد وی می گوید: امام باقر علیه السلام دست من را گرفت و کنار خانه خدا برد و فرمود: «می خواهی کسانی را که راه خدا را می بندند، به تو نشان دهم؟» پس چند نفر از عالمان زمان خودش که از مکتب ائمه علیهم السلام دور بودند را به او نشان داد. چند نفری بودند که داشتند از دین و دیانت، البته نه براساس قرآن و اهل بیت، برای مردم حرف می زدند. فرمود: «این آدم های خبیث، راه خدا را بسته اند.» تعبیر امام این است: «اگر این آدم ها در خانه هایشان نشسته بودند، مردم که می خواستند از دین سراغی بگیرند، سراغ ما اهل بیت می آمدند، ما به آنها می گفتیم که چطور خودشان را نجات بدهند.»

در زمان امام رضا علیه السلام مأمون

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.