پاورپوینت کامل چهار استراتژی انقلاب اسلامی در حرکت به سوی ظهور ۵۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل چهار استراتژی انقلاب اسلامی در حرکت به سوی ظهور ۵۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چهار استراتژی انقلاب اسلامی در حرکت به سوی ظهور ۵۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل چهار استراتژی انقلاب اسلامی در حرکت به سوی ظهور ۵۹ اسلاید در PowerPoint :
محمد رضا شایان
اشاره
باور عمومی مردم در طول انقلاب اسلامی و پس از آن، باور به وجود یک ارتباط ماهوی میان انقلاب اسلامی و مهدویت بود و همچنان هست؛ اما علی رغم تلاش های مستمر اندیشه ورزان متعهد، وجه نظری این باور نیازمند کنکاش بیشتری است. انقلاب اسلامی یک پدیده اجتماعی است که جوهره آن را اسلام و تشیع تشکیل می دهد. این که چگونه دکترین مهدوی در متن باورهای شیعی، یکی از ارکان انقلاب اسلامی را رقم زد، پرسشی است که نشریه امان با دکتر حسن عباسی رئیس مرکز بررسی های دکترینال در میان گذاشته است تا با همدیگر، پاسخ آن را از پنجره تفکر استراتژیک، نظاره گر باشیم.
هنگامی که از انقلاب اسلامی سخن می گوییم، از یک تحول اجتماعی با بن مایه دینی حرف می زنیم؛ چگونه اسلام، بن مایه و جوهره انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ شد؟
بسم الله الرحمن الرحیم. در سال ۱۳۵۷ سه گروه مدرنیست در صحنه حضور داشتند: مارکسیست ها که در ایران به جریان چپ مشهور بودند، لیبرالیست ها که جریان راست را شامل می شدند و ناسیونالیست ها که به ملی گرا معروف بودند و برخی از آن ها هر چند که گرایش های چپ هم داشتند، اما غلبه با وجه لیبرالی آن ها بود. حزب توده و چریک های فدایی در جناح چپ، نهضت آزادی در جناح راست و جبهه ملی در جناح ناسیونالیست ها، نماد این سه گروه بودند. علی رغم این حضور دیرپا و گسترده گروه های مدرنیست در صحنه، عموم مردم روی کرد دین مداری را در تحول اجتماعی ایران برگزیدند. این گزینش مردم ایران، بر خلاف عرف رایج آن عصر در میان کشورها بود. کشورهایی که در قرن بیستم میلادی به تحول عمیق اجتماعی و انقلاب سیاسی می پرداختند یا به ایدئولوژی مارکسیسم چنگ می زند، یا لیبرالیسم و ناسیونالیسم را مبنای عمل خود قرار می دادند. مردم ایران، هر چند از عصر مشروطه به این سو، ایدئولوژی های مدرن چپ و راست را از زبان شبه روشنفکران ایرانی شنیده بود، اما در نهایت، باور عمومی خود، یعنی اسلام را مبنا قرار داد و انقلاب را بر اساس اسلام رقم زد.
اسلام برای مردم ایران، دو منبع دارد: قرآن به عنوان الگوی نظری و عترت به عنوان الگوی عملی. قرآن کریم به عنوان منبع وحیانی نظری، دربردارنده دکترین های اساسی است که این دکترین ها، مبانی نظری انقلاب اسلامی قرآن بنیان را شکل داده اند. دکترین «إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛ خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند»(رعد/۱۱) نمونه این دکترین های قرآنی است. مبتنی بر این آیه تا قومی در نفس خود تغییر ایجاد نکنند، خدا در آن قوم تغییری ایجاد نمی کند.
این دکترین، موجب بطلان تلقی مارکس، بانی ایدئولوژی مارکسیسم است. شاید این سخن مارکس که «دین افیون توده هاست»، در مورد مسیحیت تحریف شده در اروپا صدق می کرد، زیرا مسیحیت، توان برانگیختگی اجتماعی و پویایی زمانی در اصلاح جامعه را ندارد؛ اما دکترین های قرآنی عمدتاً در بردارنده اصول «شدن» و «صیرورت» فردی و اجتماعی است. لذا وقتی یک دین، تحقق تغییر در هر قوم را منوط به تحقق تغییر در نفس تک تک مردم آن قوم می کند، این دین پویایی حیات و زندگی اجتماعی را رقم می زند و تریاک و خلسه آور توده ها نیست. از این رو، اسلام مبتنی بر دکترین های قرآن، توانست مبنای انقلاب اسلامی واقع شود.
منبع دوم که نام بردید یعنی عترت، به عنوان الگوی عملی انقلاب اسلامی، چگونه در سال ۱۳۵۷ مبنای این تحول عظیم و بی نظیر اجتماعی شد؟
نقش منبع دوم، یعنی عترت، در انقلاب اسلامی ایران، اگر از نقش منبع نخست، یعنی قرآن عظیم بیشتر نباشد، کمتر از آن نیست. قرآن و عترت قابل تفکیک نیستند و فهم قرآن بدون عترت و بالعکس، فهم کاملی از اسلام نیست. مطلوب آن است که یک مسلمان فهم کاملی از قرآن و فهم کاملی از اسلام داشته باشد. جمع این دو موجب فهم جامع از اسلام می گردد، از این رو مردم، اسلام را به قرآن های ناطق یعنی ۱۴ معصوم (علیه السلام) می شناسند.
همان گونه که قرآن به عنوان یک منبع نظری در تحول اجتماعی، از طریق دکترین های خود مؤثر است، عترت نیز از حیث دکترین های خود که ترجمان قرآن کریم است، به عنوان الگوی عملی، الهام بخش تحولات اجتماعی هستند. این دکترین ها توسط شیعیان سرلوحه رفتار فردی و اجتماعی واقع می شوند. برای نمونه، می توان به دکترین های امام حسین (علیه السلام) پرداخت که در وقوع انقلاب و سپس در دفاع مقدس، مبنای عمل انقلابیون و رزمندگان اسلام بود.
لذا در یک جمله پاسخ پرسش شما این است که اسلام از طریق دکترین های متقن دو منبع کامل یعنی قرآن و عترت، مبنای وقوع انقلاب ۱۳۵۷ گردید و مردم ایران دکترین های اسلام را به دکترین های مارکسیسم، لیبرالیسم و ناسیونالیسم در تحول سیاسی- اجتماعی خود ترجیح دادند.
یکی از چهارده معصوم(علیه السلام) وجود مقدس حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که منشأ باور مهدویت در شیعیان هستند. نسبت انقلاب اسلامی با مهدویت چیست؟
باور مهدویت، باور انتظار است؛ باور این نکته که انسان کاملی ظهور می کند و بشریت را نجات می دهد. زمان این ظهور مشخص نیست، اما وقوع آن قطعی است. نسبت به این وقوع قطعی ظهور، دو تلقی در میان شیعیان وجود دارد. تلقی نخست از آن شیعیانی است که می گویند باید منتظر ماند تا حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور بفرمایند و بشر را نجات دهند، از دیدگاه این گروه، حتی نباید در عصر غیبت حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، تلاش سیاسی نمود و حکومت مبتنی بر دین تشکیل داد. این انتظار ظهور، انتظار منفعل است.
در مقابل این گروه، تلقی گروه دوم قرار دارد. گروه دوم شیعیان معتقدند که برای ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید زمینه سازی نمود. این زمینه سازی، فعالیت های متعددی از جمله تشکیل حکومت به نیابت از حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نیز در بر می گیرد. تلقی این گروه دوم شیعیان، نسبت به مهدویت، موجب پیدایش مفهوم «انتظار فعال» شده است.
در تلقی گروه نخست، همه باید بمانند تا حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سمت آنان بیایند و آنان را نجات دهند، اما در تلقی گروه دوم، همه باید در نظر و عمل، به سمت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بروند تا لایق «فرج» بشوند. در این تلقی، «انتظار فرج و انتظار ظهور»، از «انتظار آمدن» جدا می شود. در واقع فرج و ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در صورتی تسهیل می شود که شیعیان بخواهند و خود را برای آن لایق کنند. این خواستن، عامل تحرک شیعیان و پویایی جامعه شیعی شده و آن ها را به سمت الگوها و انگاره های فردی و اجتماعی مورد نظر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سوق می دهد. وقتی شیعیان به آن الگوها و انگاره ها نزدیک شدند و از حیث فردی و اجتماعی، «ادب» مهدوی یافتند، حتی می توانند حکومت دینی تشکیل داده و در نظر، زمینه را برای ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراهم سازند. این انتظار، به انتظار فعال معروف است که در برابر انتظار منفعل قرار دارد.
مؤلفه اصلی تمایز انتظار فعال از انتظار منفعل در مهدویت شیعی در چیست؟
تمایز انتظار فعال از انتظار منفعل در تأدیب و تربیت فردی و اجتماعی، برای تغییر و تحول است. در انتظار منفعل، فرد منتظر هیچ کاری انجام نمی دهد و صرفاً با دعاکردن، منتظر ظهور است. این بی عملی، موجب رخوت و سستی شده و هیچ تحرک فردی و اجتماعی را در پی ندارد؛ اما انتظار فعال موجب تربیت فرد و جامعه منتظر می شود و آن ها را به حرکت در می آورد.
شیعه منتظر منفعل، هم چون قطعه آهن خامی است که در گوشه انبار، در تاریکی قرار دارد. پس از چند قرن، در نهایت می پوسد. او لایق هیچ خدمت و کاری نشده است. اما شیعه منتظر فعال، هم چون قطعه آهن خامی است که تربیت مهدوی می شود، یعنی تحرک و پویایی اجتماعی دارد: گرمی روزگار را می چشد و می سوزد، سردی روزگار را لمس می کند و پتک حوادث روزگار بر سر و روی او فرود می آید و او را آبدیده می کند. او به فولاد تبدیل می شود و لیاقت عملی و کارکردگرایانه می یابد. قطعاً شیعه منتظر منفعل به درد ماقبل و مابعد ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمی خورد، زیرا رفتار او مغایر قرآن مجید است.
این تفسیر از انتظار فعال، چگونه در انقلاب اسلامی قابل ردیابی است؟
در فضای ایدئولوژیک دهه های ۵۰-۱۳۴۰ که سیطره فلسفه تاریخ هگل بر محافل روشن فکری مشهود بود، حکمت تاریخ شیعه، هژمونی فلسفه تاریخ هگل را به چالش کشید. در حکمت تاریخ در تلقی شیعی، تاریخ یک ابتدا و یک انتها دارد. تاریخ با نخستین نبی، یعنی آدم (علیه السلام) آغاز می شود و با ختم نبوت توسط خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی (صلی الله و علیه و آله) بخش نخست تاریخ ختم می شود به این بخش با عنوان کلی «بخش نبوت».
بخش دوم تاریخ در تلقی شیعه، دوره امامت است که بلافاصله پس از نبوت آغاز می شود. هرچند که برخی از انبیا، سوای از مقام نبوت، مقام امامت نیز داشتند، اما عصر امامت معصومینی که نبی نیستند، پس از ختم نبوت آغاز شد. این دوره، با اعلام ولایت و امامت علی(علیه السلام) د
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 