پاورپوینت کامل آخرین ایستگاه زمین، اولین ایستگاه آسمان(دوکوهه) ۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آخرین ایستگاه زمین، اولین ایستگاه آسمان(دوکوهه) ۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آخرین ایستگاه زمین، اولین ایستگاه آسمان(دوکوهه) ۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آخرین ایستگاه زمین، اولین ایستگاه آسمان(دوکوهه) ۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۸

آخرین ایستگاه قطار همین جا بود؛ «دوکوهه.» بچه ها از همین جا به مناطق مختلف اعزام
می شدند. دوکوهه نام آشنای همه رزمنده هاست. ردپای همه شهیدان را می توانی توی
دوکوهه پیدا کنی. پادگانی نزدیک اندیمشک متعلق به ارتش که زمان جنگ، بخش جنوبی آن
سهم سپاه شد.

*

این ساختمانهای خالی حکایتی هستند برای خودشان. گوش ات را روی دیار هر کدام بگذاری،
چیزی تازه می شنوی. یکی روضه قاسم می خواند، آن یکی روضه علی اکبر…، اینجا
دیوارها هم زخمی اند هنوز. نگاه کن شاید پوکه فشنگی گیرت بیاید به یادگار. گاهی
وقتها، عراقی ها بمبهایشان را یکراست سر همین پادگان خالی می کردند.

*

همه بودند. اصفهانی، اراکی، همدانی، خراسانی … صبحها ورزش صبحگاهی داشتند؛ یک،
دو، سه… شهید! اگر خوب گوش کنی صدای دلنشین شهید گلستانی را هم می شنوی. صدایش از
بلندگوهای سرتاسر پادگان می آید: اللهم اجعل صباحنا، صباح الابرار…

*

تابلوی تیپها و گردانها را هنوز برنداشته اند، خوش سلیقگی کرده اند تا تو بروی و
بخوانی: حمزه، کمیل، میثم، سلمان، مالک، عمار، ابوذر… اینجا همه شیطنت می کنند،
سر به سر هم می گذراند، شور و حال دارند. به خوبی می دانند که بعد از عملیات،
خیلی هایشان پرنده می شوند، بچه ها می گردند تا برای سفر آسمانی شان، همسفر پیدا
کنند.

*

گاهی که برنامه چند عملیات ریخته شده، دوکوهه پر از نیرو می شود. آنقدر که فضای
اطراف ساختمانها هم چادرهای بزرگ و کوچک برپا می کنند. آن وقت تو فکر کن دم اذان
است. دوکوهه است و یک حوض کوچک و یک حسینیه کوچک. بسیجی ها می ریزند دور حوض، اصلا
صف می گیرند دور حوض. «قربان دستت، داری می روی حسینیه به امام جماعت هم بگو قامت
نبندد ما هم برسیم!»

*

نمازهای حسینیه حال و هوای دیگری داشت. سرسری نبود. همه اش تضرع و گریه و خوف… تن
آدم می لرزید. این همه یار مهدی؟!

*

دوکوهه، سردار زیاد داشت. حاج احمد متوسلیان، حاج همت و… . همت می گفت فرمانده ای
که عقب بنشیند و بخواهد هدایت کند، نداریم. خودش می رفت خط مقدم. آخرش هم شد سردار
بی سر خیبر. اسم حسینیه هم شد «حاج همت».

*

وقت عملیات، سکوت پر معنا و حزن انگیزی فضای پادگان دوکوهه را فرا می گیرد. کسی هم
اگر می ماند، همه اش به این فکر می کرد که حالا سینه چند نفر، سپر گلوله های دشمن
شده است. نه فقط ایمان و خلوص بلکه، حس میهن پرستی را هم باید در چشم های
رزمنده های اینجا پیدا می کردی. خانه و زندگی و سرمایه جانشان را می دادند برای این
یک وجب خاک، «ایران!»

*

اگر شلمچه را با غروبش می شناسند، دوکوهه را هم با شبهایش می شناسند. دلت می خواهد
توی تاریکی شب، لابه لای این ساختمانها پیچ و تاب بخوری، بروی، بیایی و در این رفتن
و آمدن ها، بعضی حقایق ، دستگیرت شود.

این وسط، چاشنی دیوانگی های تو، جملاتی است از شهید سبز، سید مرتضی آوینی که تو را
همراهی می کند قدم به قدم.

«دوکوهه مغموم است و دلتنگ یاران عاشورایی خویش است…» و می توانی بفهمی «شرف
المکان بالمکین» یعنی چه؟

*

یکی از بسیجی ها روی یکی از دیوارها نوشته: «ای کسانی که بعداً به این ساختمان ها
می آیید، تو را به خدا با

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.