پاورپوینت کامل پای خاطرات حسن رحیم پور ازغدی ۵۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پای خاطرات حسن رحیم پور ازغدی ۵۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پای خاطرات حسن رحیم پور ازغدی ۵۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پای خاطرات حسن رحیم پور ازغدی ۵۲ اسلاید در PowerPoint :

۳۶

روزی حکیمی الهی با فرزندش از گورستانی عبور می کرد که در آن گورستان آدم های مهمی
دفن بودند. به فرزندش رو کرد و گفت: می دانی این قبرستان پر از آدم هایی است که
وقتی زنده بودند، گمان می کردند اگر پنج ثانیه در این دنیا نباشند، دنیا متوقف
می شود و اوضاع به هم می ریزد. در حالی که امروز سال ها و قرن هاست که رفته اند و
دنیا به قرار خود باقی است و به جریان خود ادامه می دهد!

*

در یکی از عملیات ها، در نقطه رهایی، و قبل از اینکه بچه ها حرکت کنند و به خط
بزنند، نیم ساعتی بچه ها قایم بودند و با هم پچ پچ صحبت می کردند. شهید محمودی،
جمله ای را به من گفت که ما و شما را تسکین می دهد و روحیه ها را برای در صحنه
ماندن، زنده نگه می دارد. می گفت: وقتی امام یا اولیای الهی، از تکلیف تعهد اجتماعی
با ما سخن می گوید، یا وقتی قرآن می فرماید: «خدا را یاری کنید تا خدا شما را یاری
کند.» نباید توهم کنیم که خداوند معطل ماست. فکر کنیم که اگر کنار بکشیم و نباشیم،
کل حقیقت، فضیلت و ارزش هایی که انبیا آوردند دود می شود و می رود هوا. ما آمدیم خط
و آماده درگیری هستیم، من این احساس را ندارم که ما مرکز عالم هستیم و همه پیغمبران
و اولیای دین و زحمات چند هزار ساله انسان های صالح و عدالتخواه در طول تاریخ معطل
ماست؛ بلکه من از آن طرف حساب می کنم که این فرصتی است که در هر دوره ای از تاریخ
نصیب معدود کسانی می شود و عده زیادی نصیبشان نمی شود.

می گفت: من هر چه تأمل می کنم، در خودم لیاقتی را نمی بینم که چرا من باید جزء
عده ای باشم که امروز در این صحنه حاضرند، در حالی که خیلی های دیگر می توانند در
این صحنه باشند و به هر دلیلی نیستند. او دقیقاً مسئله را معکوس می دید و می گفت:
حقیقت و فضیلت و عدالت، ارزش یا بقای تاریخی و انسانی خودشان را مدیون من و شما
نیستند؛ چون ما نبودیم و اسلام بود، اسلام خواهد بود و ما نخواهیم بود و در این
میان، ما فقط باید به وظیفه مان عمل کنیم. ایشان می گفت: ما جهاد می کنیم تا
خودمان رشد کنیم، ما فداکاری می کنیم تا خودمان به کمالات برسیم و حقی به گردن کسی
نداریم و کاره ای نیستیم. ما نه طلبی از خدا داریم، نه از مردم. می گفت: اگر من
همین امشب شهید شوم، باز خودم را مدیون می دانم؛ برای اینکه خدا فرصت فداکاری و
تکامل را به من داد؛ در حالی که می توانست این فرصت را به من ندهد. ایمان و روح
جهاد را به من عطا کرد؛ در حالی که نسل ها از پی نسل آمدند و از این نعمت محروم
بودند. امام که می فرمود: «جنگ برای ما نعمت است» مرادش همین بود؛ اما بعضی ها همان
موقع و به خصوص بعد از امام، این سخن را تحریف کردند و با تمسخر این جمله را گفتند
که اینها طرفدار جنگ و خشونت هستند و می گویند جنگ برای ما نعمت است. آنها چشمشان
فقط به جزئیات عالم ماده باز بود و متوجه جمله منظور امام نمی شدند؛ چون در این
صحنه ها نبودند و چشمشان به جمال امثال «محمودی »ها روشن نشده بود و نشده است. قرآن
خطاب به بعضی مسلمان ها که بر پیامبر منت می گذاشتند که ما مسلمانیم و در مسیر شما
فداکاری کردیم، می فرماید: «به آنها بگو که شما مسلمان ها منت نگذارید، به خدا
ایمان آورید. خدا بر شما منت می گذارد که جزء مؤمنین هستید.»

*

شهید محمودی می گفت: من هیچ نگران این نیستم که امشب شهید شوم؛ جز اینکه یک سؤال در
ذهنم باقی است و آن اینکه من ممکن بود سی ـ چهل سال دیگر هم در این دنیا بمانم و
خود را بیشتر اصلاح کنم و به تکامل بیشتری برسم. سی ـ چهل سال تکاملی که از آن
محروم می شوم، چه می شود؟ من فقط نگران این هستم. وقتی این حرف ها را از او شنیدم،
روایتی به ذهنم رسید و گفتم: شهید وقتی از این عالم می رود، عملش قطع نمی شود. عمل
او نمو پیدا می کند و معنای معنوی و ملکوتی دارد و من و امثال من، نمی فهمیم. یک
معنای روشن و مسلّم و معلوم دارد که چرا شهید از این عالم که می رود، از برکات عملش
تا ابد استفاده می کند. علتش آن است که اگر او در آن لحظات خاص به صحنه نیامده بود
و کشته نشده بود، ارزش ها باقی نمی ماند و چون او فداکاری کرده و ارزش ها مانده، از
آن به بعد تا ابد، هر انسانی، هر جامعه ای و هر نسلی که با این ارزش ها سر و کار
داشته باشد و زیر سایه این اصول تربیت شده و رشد کند، شهید در تمام این
رستگاری هایش شریک است؛ یعنی تمام رشد و رستگاری ها که نصیب هر کسی می شود، نتیجه
عمل شهید است و تمام حسنات او را برای آن شهید هم می نویسند. چون اگر او نبود، چنین
زمینه ای نبود. جامعه طور دیگری شکل می گرفت. حدیث را که برایش خواندم، احساس آرامش
کرد و بعد هم در عملیات شهید شد. اگر کسی با این نگاه آمد، نه خستگی، نه یأس، نه
ترس، هیچ کدام در کار نخواهد بود. دیگر تعداد مخالفانمان برای ما مهم نیست. تعداد
کسانی که در گروه باطل اند و تکرار حرف های بی اساس آنها دیگر هیچ اهمیتی ندارد. با
این ایدئولوژی و دیدگاه، آدم مأیوس نمی شود. هر چند صد بار شکست بخورد.

*

در عملیات بدر ضربه خوردیم. آنهایی که بودند، یادشان است که بعضی جاها خیلی ناجور
شد. این جور وقت ها می گفتیم «عدم الفتح» که من عقیده ام است که آن عدم الفتح ها
نیز فتح بود؛ چون هدف اصلی فتوحات معنوی بود. امام به ما یاد داده بود که چه شکست،
چه پیروزی، برای ما مهم نیست و هیچ مفهومی برایمان ندارد؛ ما برای خاک نمی جنگیم؛
بنابراین خرمشهر یا فاو که آزاد می شد، امام می گفت: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» تا
بچه ها مغرور نشوند. وقتی هم که شکست می خوردیم، در عملیات ها باز امام روحیه
می داد. در عملیات بدر، خط که شکست و بچه ها مستقر شدند، ۴۸ ساعت نیروی پشتیبانی
نیامد. بچه ها با دست خالی جنگیدند و بچه های غواص هم با همان لباس ها جنگیدند. هر
کس در آنجا شهید یا مجروح می شد، می ماند؛ چون چهل کیلومتر باتلاق پشت سر بود و
بچه ها با بلم آمده بودند. سی ساعت پارو زده بودند و بعد هم بلافاصله به خط زده
بودند. خیلی از شهدا و مجروحان آنجا ماندند و خاکریز ما را عراق گرفت و بعد از دو ـ
سه روز هم شیمیایی زد. پیامی از طرف امام آمد که در قرارگاه خوانده شد. امام گفته
بود: شکست خوردیم اما معصیت نکردیم، ما مأمور به پیروزی بودیم، وظیفه مان را باید
عمل می کردیم که کردیم. اگر تکلیف شرعی حتماً پیروز شدن بود، پس بیشتر انبیا و ائمه
معصیت کار بودند؛ چون در بیشتر حوزه های مبارزه انبیا و ائمه به همه اهدافشان
نرسیدند و شکست خوردند.

قرآن، فرهنگی ایجاد کرد که مسلمان های صدر اسلام در عرض پنجاه سال، قدرت اول منطقه
و بعد دنیا شدند. چون قرآن به مسلمان ها می گفت که در جنگ و مبارزه، به «احدی
الحسنیین» می رسید: یا پیروز می شوید یا کشته. این دو از نظر ارزشی هیچ فرقی با هم
ندارند. چون ما هدفمان کشتن نیست. این فرهنگ، فرهنگی است که امروز در جوامع اسلامی
با آن مبارزه می کنند. اما این روح مقدس، امروز در جهان اسلام گسترش یافته و اوضاع
دنیا را به هم ریخته است. عده ای داخل کشورمان پشیمان شدند و از راه رفته دارند
برمی گردند. آن وقت خودشان می گویند در ۲۸ کشور، مقدمات انقلاب دینی فراهم آمده
است. عده ای در جامعه ما، بحث می کنند که دوره ایدئولوژی حکومت دینی و انقلاب گذشته
است! جهاد و شهادت خشونت و تروریسم است! دنیا دنبال ما راه افتاده و آن وقت اینها
از راه رفته باز می گردند!

اگر به قرآن نگاه کنیم، می بینیم تمام انبیا مشکلاتشان بیشتر از ما بوده است.
خداوند به پیامبر می فرماید: «لقد کذبت رسل من قبلک»؛ فقط تو نیستی که تکذیب می شوی
و دروغگو خطابت می کنند. پیش از تو هم انبیای پیشین تکذیب شدند، اما مقاومت کردند.
شکنجه های روانی و تبلیغاتی و جسمی دیدند، اما ایستادند و ادامه دادند تا یاری ما
رسید. اینها قوانین الهی است که مقاومت کنندگان، پیروز می شوند. این قانون مبارزه
است. «کلمات الله» در قرآن، همیشه اشاره به چنین مفا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.