پاورپوینت کامل این چند ردیف قبر ۱۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل این چند ردیف قبر ۱۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل این چند ردیف قبر ۱۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل این چند ردیف قبر ۱۹ اسلاید در PowerPoint :

۲۲

وقتی نام خرمشهر را می شنوی (حتی اگر موضوع سخن دفاع مقدس نباشد) بی اختیار در ذهنت
می نشیند دفاع مردانه، کوچه به کوچه دویدن ها، خانه به خانه جنگیدن ها و چهره معصوم
جهان آراست. وقتی نام آبادان را می بری آنچه به ذهنت می رسد پیرمردی است که سوار بر
دوچرخه رکاب می زند تا خود را به مقر سپاه آبادان برساند و خبر نفوذ دشمن از سوی
نخل ها را به بچه های سپاه بدهد. نبرد در میان نخل ها، فرار و به آب زدن دشمن و داغ
حسرت اشغال شهر بر دل های سیاه تصاویر دیگری است که کلمه آبادان با خود به ذهن
می آورد. وقتی می گویی دزفول یاد موشک و آوار و کودکان بی جان و مادران زار نشسته
بر آوار می افتی و دهلاویه چمران را به یاد تو می آورد، نبرد در دشت های همواره و
عقب نشینی تانک ها. هویزه با شهید علم الهدی عجین است. با خاطرات نبرد نابرابر
عده ای محدود در مقابل لشکر تانک ها و به خون غلتیدن های جوانان مؤمن و…

کسی که به مناطق جنگی مشرف شده باشد هویزه و مقبره شهدای آن را می شناسد. همان جا
آرامگاه علم الهدی و دانشجویان همرزمش است. آرامگاهی که گر چه بسیار کمتر از منزلت
و عظمت و نام سردار علم الهدی و یارانش است اما شناخته شده و میعادگاه عشاق به ویژه
در ایام خاص بازدید می باشد.

به آنجا که می روی زیارتی و راز و نیازی و غبطه ای است و… بیرون که می آیی روبرو
سایبانی می بینی. جلوتر که می روی تعدادی قبر می بینی در چند ردیف زیر سایبان، روی
قبرها را می خوانی اسم ها همه بومی و سن ها از نوجوان چهارده پانزده ساله تا پیرمرد
شصت هفتاد ساله. پرس وجو که می کنی می گویند اجسادشان را بعد از آزادی منطقه در یک
گور دسته جمعی با دست بسته پیدا کرده اند. به جرم جاسوسی برای ایران و عدم همکاری
با دشمن!

یخ می کنی، بدنت مورمور می شود، همان جا می نشینی مقابل قبر چهارده ساله ای و سعی
می کنی آنچه بر سر صاحب این قبر وقبرهای دیگر افتاد مجسم کنی؛ اگر بتوانی.

شاید یک روز آفتابی بوده و تو مثل هر روز با وجود صداهای نخراشیده توپ و تیر،
شترهایی را (که آمدنی تعدادی از آن را در آن اطراف دیدیم) برای چرا به بیابان
می بردی. خودرویی را دیدی که از دور به سوی تو می آید. می دانستی که دشمن در این
نزدیکی هاست و می دانستی خبری از نیروهای خودی نیست. اوایل جنگ بود و اوضاع
نابسامان کشور و سردرگمی نیروهای خودی و خالی بودن معرکه و اگر غیر از این بود که
خصم جرأت چنین جسارتی را نداشت. به تو رسید. جیپی خاکی رنگ. چند نظامی عراقی سوار
بر آن یکی از آنها پیاده شد. شاید از تو سؤال کرد: فرد مسلحی را این طرف ها ندیدی
یا پاسدارهای خمینی را این اطراف ندیدی. و تو در چشم هایش نگاه کردی و پاسخ دادی:
نه.

و او که از نگاه تو خوشش نیامده بود (چون تو را ترسیده از ابهت پوشالی خود و
سرافکنده می خواست) و از جواب تو قانع نشده بود چون به هر چیز و هر کس شک داشت و
می ترسید ناگهان سیلی ای در گوش تو ز

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.