پاورپوینت کامل این صدای پر طنین … ۱۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل این صدای پر طنین … ۱۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل این صدای پر طنین … ۱۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل این صدای پر طنین … ۱۶ اسلاید در PowerPoint :

۹

امام حسین(ع) به غلامشان نظر کردند، وگرنه چه کسی فکرش را می کرد که بچه یک کیلو و
هشتصد گرمی یک روزی که هفت ماهه به دنیا آمده بود زنده بماند. آن قدر بی رمق و ضعیف
بود که لای پنبه گذاشتندش و تا بیست روز با قاشق چای خوری قطره قطره به او شیر
می دادند.

کسی که به خاطر فعالیت های سیاسی علیه رژیم شاه از دانشگاه اخراج شود، اگر به
سربازی هم برود، طولی نمی-کشد که پادگان را به هم می ریزد و آخر سر هم به فرمان
امام(ره) از سربازی فرار می کند.

بالای دیوار کلانتری چهارده تهران و بعد از سقوط کلانتری نوبت به پادگان عشرت آباد
رسید. حتماً عشرت زده ها یک روز جثه غلامحسین ها را دست کم گرفته بودند که امروز
این چنین به خفت و دریوزگی افتادند.

حالا که خیال همه از بابت انقلاب و امام(ره) راحت شد، باید رفت به دنبال تحصیل برای
خدمت به این انقلاب. غلامحسین دوباره در سال ۵۸ در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران
قبول و هم زمان به خبرنگاری در روزنامه جمهوری اسلامی مشغول شد.

در جنگ تنها بولدوزرها نبودند که خاک برداری می کردند، خاکریز می زدند و خط به خط
جلو می رفتند. فرماندهانی هم بودند که بولدوزرهای اطلاعات و عملیات جنگ بودند،
سختی ها را خط به خط از سر راه برمی داشتند و جلو می رفتند و راه را به بقیه نشان
می دادند. حسن باقری این کار را کرد، با اینکه از خیلی ها جوان تر بود.

خرمشهر داشت سقوط می کرد. بعد از ظهر جلسه فرماند هان با بنی صدر بود. بچه های سپاه
باید گزارش می دادند. حسن هم باید خود را به جلسه می رساند او مسئول اطلاعات کل
سپاه بود. هرچند شب گذشته تا نزدیکی های صبح، شناسایی خطوط اول و دوم عراق را به
طور کامل انجام داده بودند، اما اهمیت شناسایی خط سوم به قدری بود که بر خلاف
همیشه، خطر شناسایی در روز را به جان خرید و همان روز راهی خط سوم شد. پس از اتمام
گزارش مسئول اطلاعات ارتش، نوبت مسئول اطلاعات سپاه بود. رئیس جمهور از تعجب و
تمسخر، مثل کسی که بی صدا قهقهه بزند، دهانش باز ماند. جوانی کم سن و سال با
ریش های تازه درآمده و اورکت بلندی که آستین هایش بلندتر از دستش بود، کاغذ لوله
شده ای را باز کرد و شروع کرد به صحبت. پس از اتمام گزارش، حتی بنی صدر هم گفت:
‍«آفرین!» گزارشش جای حرف نداشت.

هر چه به او گفتند: «تو هم بیا بریم دیدن امام» گفت: «نه بیام برم به امام بگم؟ جنگ
چی؟ چی کارکردیم؟ شما برید من خودم تنها می رم شناسایی.»

دکتر ابتدا باید علت نوسان فشار خون سرتیپ را پیدا می کرد و بعد هرچه زودتر به
مدا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.