پاورپوینت کامل کسی پیش من نماند; برشی از رمان رقص در دل آتش ۲۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل کسی پیش من نماند; برشی از رمان رقص در دل آتش ۲۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل کسی پیش من نماند; برشی از رمان رقص در دل آتش ۲۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل کسی پیش من نماند; برشی از رمان رقص در دل آتش ۲۴ اسلاید در PowerPoint :

۳۲

این داستان بر اساس واقعیتی است از زندگی شهید محمدحسن نظرنژاد، معروف به مرد آهنین
خراسان. مردی که با بیش از صد ترکشِ یادگار از جبهه های غرب و جنوب، در سال ۱۳۷۵ در
ارتفاعات کَفّارستان کردستان به شهادت رسید.

شهید نظرنژاد را در جبهه ها «بابا نظر» صدا می کردند. ماجرای زیر را شهید دستغیب در
یکی از سخنرانی هایش تعریف کرده بود.

نور ماه می ریخت توی منطقه، نور ستاره ها هم. سیّد، صورتش خیس شده بود، خیس اشک.

آتش دشمن شروع شد: از زمین و آسمان رو سرمان می بارید. گفتم: «زنجیرهای دشمن پاره
شده، حسابی زده به سرش!»

سیّد اشک می ریخت: مثل باران از ابر بهاری. گفت، بلند گفت، با شوق گفت: «من امشب،
به لطف امام زمان(عج)، زنجیرهامو پاره می کنم.»

دست انداخت گردن شفیع. گردن همه مان دست انداخت. شفیع سرش را به سینه فشار داد.
آهسته و لرزدار گفت: «پیش جدّت رسول الله و پیش ائمه (علیهم السلام)، هوای ما رو
داشته باش.»…

سیّد گفت، با گریه گفت، به همه بچّه ها گفت: «وقتی رسیدیم نزدیک خاکریز دشمن، هر کی
دور و بر من باشه، شهید می شه.»

گفتم: «این سیّد چرا این طوری شده؟»

گفتم: «شاید از آتیش دشمنه!»

گفتم: «ما از همین جا سالم در بریم خیلی کار کردیم، گرفتن خاکریز دشمن، پیشکش!»

یکی گفت، از بین بچّه ها گفت، با ناله گفت، «سیّد تو رو به مادرت فاطمه زهرا(س)،
انگشت کوچیکه ما رو هم بگیر!»…

سیّد گفت: «من امشب، به لطف امام زمان(عج)، زنجیرهامو پاره می کنم، دم خاکریز دشمن،
هر کی دور و بر من باشه، شهید می شه.»

از قیافه اش می شد معنی شوق را فهمید. نورانی شده بود. با حال شده بود. از صداش صفا
می بارید. گفتم: «به خدا اگر به تو میدون بدن سیّد، تو همین آتیش سنگین می رقصی!»

گفت، با گریه گفت، با ذوق گفت: «به خدا راست گفتی هاشم، با حالی که من دارم، باید
هم برقصم.»

رقصید هم. زیر آتش دشمن: وقتی زیگزاگ می رفت.

پشت سر شفیع می رفت. مثل شفیع گریه می کرد و می رفت! جلوی تیرهای مستقیم می رفتند.
اگر نمی دیدم باور نمی کردم، هیچ وقت باور نمی کردم!

رسیدیم نزدیک خاکریز دشمن. منوّرها یکی بعد از دیگری می آمدند. تو هوا می چرخیدند.
می رقصیدند. منطقه را مثل روز می کردند. زمینگیر شدیم. نباید می شدیم. اگر
می ماندیم کلکمان کنده بود. باید بلند می شدیم. شفیع شد، و پشت بندش سیّد. صدای
گریه شان، گوش فلک را کر می کرد! بچّه ها همه بلند شدند، دنبال آنها.

تعجّب بود؛ سنگینی آتش متوجّه شفیع و سیّد بود. طرف بچّه ها کمتر می آمد، یا اصلاً
نمی آمد! من شاید آخرین نفر بودم که بلند شدم. قبلش سیّد را دیدم. گریه اش را دیدم.
خنده اش را دیدم. رقصیدنش را دیدم؛ رقص تو موج خمپاره ها، تو دل آتش.

من غیب شدن سیّد را هم دیدم. گفته بود، با گریه گفته بود، به همه بچّه ها گفته بود:
«نزدیک خاکریز دشمن، هر کی دور و بر من باشه شهید می شه.»

من غیب شدن سیّد را هم دیدم. گفته بود، با گریه گفته بود، به همه بچّه ها گفته بود:
«نزدیک خاکریز دشمن، هر کی دور و بر من باشه شهید می شه.»

فقط یکی توانست برود دور و برش. یکی که سنّ و سالی هم نداشت: چهارده، شاید هم
پانزده سال. قبلِ حمله، از بین بچّه ها، با ناله گفته بود: «سیّد تو رو به مادرت
فاطمه زهرا(س)، انگشت کوچیکه ما رو هم بگیر!»

سیّد گفته بود: «تو اراده ات قویّه، اگر خدا طلبیده باشدِت، حتماً می آی.»

و رفت. ولی مثل سیّد غیب نشد. امّا رفت: یک ترکش بزرگ، قلبش را برد. نمی دانم گلوله
خمپاره بود، چی بود که خورد جلوی پای سیّد. هر چه بود، سیّد را غیب کرد. تکّه های
تنش را هم بعداً پیدا نکردیم. بعدها داستانش را به آقا محسن گفتیم. تعجّب نکرد،
حتّی یک ذرّه. چشم هاش امّا خیس اشک شد.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.