پاورپوینت کامل شکسته شدن غائله های کمرشکن ۳۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل شکسته شدن غائله های کمرشکن ۳۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شکسته شدن غائله های کمرشکن ۳۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل شکسته شدن غائله های کمرشکن ۳۳ اسلاید در PowerPoint :

۵۰

احتمالاً حوالی همان روزها بود که مردم به شوخی می گفتند: «شاه از چینی ها می پرسه شما تو کشورتون چه قدر مخالف دارید؟ می گن سی، سی وپنج میلیون نفر. شاهم میگه ای بابا، مشکل ما که یکیه!»

محمدرضا تا روزهای آخر هم نمی خواست این همه مخالف را باور کند، ولی «این تو بمیری» از «آن تو بمیری ها» نبود و یک روز زمستانی، آدم های خیابان، چشمشان به نوشته هایی روشن شد که فریاد می زدند: «شاه رفت.»

سال ۵۷، بیست ودوم بهمن که شد، در ایران انقلاب شده بود. کنترل اوضاع سخت بود. اصلاً انقلاب یعنی همین!

همان چند روز اول، عده ای ریختند داخل سفارت امریکا، از چپی ها بودند. البته بعدش دولت بازرگان رفت آن جا و بیرون شان کرد. مجاهدین هم که بعدها بهشان گفتند منافقان، «بنیاد پهلوی» را در خیابان ولیعصر اشغال کردند. گروهک ها شروع کردند به جمع آوری اسلحه هایی که آن وسط بی صاحب مانده بودند. سلاح هایی که بعدها خیلی به کار مجاهدین خلق، پیکار، چریک های فدایی و احزاب دموکرات و توده آمد.

مجاهدین گیر داده بودند به انحلال ارتش و هر چه امام می گفت که بدنه ارتش از فرزندان مسلمان ملت است و ملت هم فریاد می زد: «ارتش برادر ماست.»، باز هم قبول نمی کردند. کمی که گذشت، برای خود هوادارانی دست وپا کردند و دیگر دلیلی نداشت که مثل آن اوایل، امام خمینی را «امام مجاهد اعظم» خطاب کنند و مخالفت ها را علنی شروع کردند. کم کم از مبارزه با امپریالیسم رسیدند به مقابله با ارتجاع حاکم!

دهم اسفند سال ۵۷، امام به قم برگشت. به همان خانه در محله «یخچال قاضی» که یک شب، مأمورها آمدند و ریختند داخلش، امام را گرفتند و سوار ماشینش کردند و بردندش تهران. تبعدیش کردند به ترکیه، بغداد، نجف، مرز کویت، پاریس، نوفل لوشاتو و بعد بازگشت به تهران و دوباره قم؛ دوری که باطل نبود!

سال ۵۷، چهاردهم اسفند که شد، یک درگیری بین چریک های فدایی خلق ترکمن صحرا و انقلابیون، غائله ای را کلید زد که یک سال طول کشید. درگیری ها در شهر گنبد تا بهمن سال بعد ادامه داشت و سرانجام با حضور مردم و متعاقب آن، ارتش، ستاد خلق ترکمن تصرف شد و شهر نفسی کشید.

سال ۵۸، فروردین که شد، قرار شد همه پرسی تغییر نظام برگزار شود.

سال ۵۸، دهم فروردین که شد، مردم رأی دادند و یکی، دو روز بعد، رأی ها شمرده شد. نتیجه قاطعانه کافی بود تا ۱۲ فروردین «روز جمهوری اسلامی» شود.

نظام، جمهوری اسلامی که شد، هوادارانش دیگر در امان نبودند. نوک پیکان ترور، حلقه اول انقلابیون را نشانه رفته بود.

سال ۵۸، سوم اردیبهشت که شد، قرعه به نام سپهد «قرنی»، اولین رئیس ستاد مشترک ارتش ، افتاد و شهیدش کردند.

سال ۵۸، دوازدهم اردیبهشت که شد، آیت الله «مطهری» را از انقلاب گرفتند، کسی که «در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود.» و شهادتش هم تسلیت داشت و هم تبریک! اسم گروهشان را گذاشته بودند «فرقان». ترور می کردند به بهانه آخوندیسم! و بعد بیانه اش را بیرون می دادند.

پس از انقلاب، سال ۵۸، گروهی در خوزستان فعال شدند به نام خلق عرب. در خرداد ۵۸ و موعد خلع سلاح گروه ها، خلق عرب زیر بار نرفت و کارش به بمب گذاری و درگیری های خیابانی هم کشید. آن ها خودمختاری می خواستند.

سال ۵۸، بیست و چهارم تیر که شد، پس از چند مرحله درگیری، بالاخره طومار این سازمان در هم پیچیده شد.

سال ۵۸، پنجم مرداد که شد، آیت الله طالقانی به دانشگاه تهران رفت و اولین نماز جمعه را خواند.

سال ۵۸، بیست وهشتم مرداد که شد، خبرگان قانون اساسی، تشکیل جلسه دادند. مجاهدین خلق به هر دری زد، رأی نیاورد.

آقای «منتظری» رئیس مجلس خبرگان شد، ولی آقای «بهشتی» مجلس را می گرداند، هم زمان با ریاست دیوان عالی و دبیری حزب جمهوری اسلامی. بهشتی از مؤثرترین های تصویب اصل ولایت فقیه بود. این اصل که تصویب شد، دولت بازرگان استعفا داد. البته تقدیر بر این بود که فعلاً بمانند «الی یوم وقت المعلوم.»

سال ۵۸، ششم شهریور که شد، نوبت به «حاج مهدی عراقی» و پسرش رسیده بود تا در خون خود بغلتند.

سال ۵۸، دهم آبان که شد، ترورها به محراب کشیده شد. آیت الله «قاضی طباطبایی»، امام جمعه تبریز، با انفجار بمب در محراب نماز، شهید شد.

حول و حوش همین روزها، دولت «کارتر»، شاه آواره را به بهانه معالجه به امریکا راه داد. ایرانی ها؛ به خصوص انقلابیون؛ به خصوص جوانان و دانشجویان شان حسابی عصبانی شدند. قاعده بر این بود که دولت های خارجی، شاه را تحویل بدهند، نه این که تحویل بگیرند!

سیزدهم آبان سال ۵۸ اتفاقی افتاد که امام آن را «انقلاب دوم» نامید و سال هاست که به واسطه آن، حس تحقیر بر شانه امریکایی ها سنگینی می کند. دانشجویان پیرو خط امام، داخل سفارت امریکا ریختند و کارکنانش را گروگان گرفتند. مردم هم هر روز جمع می شدند آن جا و شعار می دادند: «دانشجو، افشا کن.»

دیگر وقتش رسیده بود که بازرگان بولدوزر انقلابیون را تحمل نکند و برود!

سال ۵۸، دوازدهم آذر که شد، قانون اساسی با محوریت ولایت فقیه تصویب شد.

سال ۵۸، بیست وهفتم آذر، شب که شد، دکتر «مفتح» دیگر شده بود شهید مفتح.

سال ۵۸، پنجم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.