پاورپوینت کامل حالا نگاه کن! اگر آخرش شهید نشدم ۲۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل حالا نگاه کن! اگر آخرش شهید نشدم ۲۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حالا نگاه کن! اگر آخرش شهید نشدم ۲۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل حالا نگاه کن! اگر آخرش شهید نشدم ۲۳ اسلاید در PowerPoint :
۲۸
تنظیم و بازنویسی: سید حمید مشتاقی نی
قرار است نگذاریم «حسین غلام کبیری» بیش از این مظلوم بماند؛ شاید به خاطر این که تا بود، نمی گذاشت شهدا مظلوم بمانند، شاید برای آن که نگذاشت انقلاب، مظلوم بماند، شاید.
ما مدیون حسین و همه حسینیان شهید فتنه ۸۸ هستیم. باور داریم که تا خون شهید نباشد، هیچ کجا سعادت آباد نمی شود. آن چه پیش رو دارید، برشی کوتاه از زندگی جوان هجده ساله ای است که در بحبوحه فتنه رنگ و ننگ، ریشه سبز انقلاب را با خونش آبیاری کرد.
حسین غلام کبیری
تولد: ۹/۸/۱۳۷۰، شهر ری
شهادت: ۲۵/۳/۱۳۸۸، تهران، سعادت آباد
دکتر گفت: «دیگر دیر شده است. وقتی که بچه زردی می گیرد؛ آن هم به این شدت، زود باید جراحی شود.»
دلم شکست. ملحفه پیچیدم و بردمش خانه. گفتم: «یا صاحب الزمان(عج)! این پسر هم نام جد بزرگوار شماست، او را بیمه موسی بن جعفر(ع) کرده ام…»
خیلی گریه می کرد. آرام زدم به پهلویش. برای معاینه که بردیم، گفتند: «همان ضربه کوچک، کار خودش را کرد، دیگر به عمل نیازی نیست.»
رئیس بیمارستان می گفت: «عکسش را بدهید، می خواهم این معجزه را به همه نشان بدهم.»
پیاده می رفت مدرسه و می آمد. تعجب کردم، پی گیر که شدم، فهمیدم پول توجیبی هایش را می دهد به پیش نماز مسجد تا به نیازمندان برساند.
داشت مرد می شد! راه می رفت و درباره انقلاب می پرسید. تحقیقاتش که کامل شد، گفت: «من به این نظام اعتقاد دارم.»
چون با منطق پذیرفته بود، دیگر کوتاه نمی آمد.
درس که نداشت، می رفت سر کار. برایش کم نمی گذاشتیم، اما می خواست روی پای خودش بایستد.
با آن همه کار، دم افطار، دیگر رمق نداشتیم. حسین تازه می رفت صف نانوایی تا سنگک گرم بیاورد سر سفره. می گفتم: «عجب حالی داری تو!»
می گفت: «تو چرا بی حالی؟!»
خودش می نشست لباسش را اتو می کرد. نامرتب بیرون نمی آمد. می خواستیم با او جایی برویم، مجبور بودیم دستی به سر و وضعمان بکشیم.
خستگی اش را ندیدیم. به کار، نه نمی گفت. فرق نمی کرد، روضه هیئت باشد یا عروسی بچه بسیجی ها در فرهنگ سرا. پای کار محکم می ایستاد.
می گفتم: «بابا این از تو بزرگ تر است، نگاه به هیکلش بکن، هوس کتک داری؟»
این حرف ها برایش معنا نداشت. می گفت: «کسی که امنیت نوامیس جامعه را به خطر می اندازد، باید نهی از منکر شود.»
تازه به آن محل رفته بودیم. غریب بودم. بچه های هم سن و سال من یک گوشه نشسته بودند. داشتم رد می شدم. چشمش به من افتاد. آمد جلو. زود گرم گرفت و مرا کشید وسط دوستانش. شدم بچه هیئتی. دیگر احساس غریبی نمی کردم.
بابام می گفت: «آهان! رفیق یعنی این.»
خیلی های دیگر هم به مادرش می گفتند: «خوش به حالت، چه پسری داری!»
جانشین معاون عملیات پایگاه بود، پایگاه «حجتیه» شهر ری. با بسیجی هایی از محله «شهادت» که یکی از مذهبی ترین و پرافتخارترین نقاط این شهر است. کارت فعال نداشت، اما فعال بود. نخستین نفری بود که وارد پایگاه می شد و آخرین نفر بود که بیرون می رفت. کارش در بسیج، از روی تکلیف بود.
رفتیم فلافلی. قرار بود من مهمانش کنم. سیصد تومان بیش تر نداشت. همان را با اصرار گذاشت توی جیبم و گفت: «تو زن و بچه داری، لازمت می شود.»
زیارت «شاه عبدالعظیم» برایش تکراری نمی شد. دلش که می گرفت، یک راست می رفت همان جا. انگار نه انگار این همان حسین قبلی است. شوخی هایش کنار می رفت، روی صورتش فقط اشک بود و اشک.
عشق زیارت بود! هر برنامه ای بود، خودش را می رساند. این وسط، حال و هوایش در جمکران دیدنی تر می شد.
منتظر مجلس نمی ماند. برای خودش هر جا که بود، روضه می خواند و سینه می زد. همیشه زیر لب نجوا داشت. گفتم: «پسر! شاید مر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 