پاورپوینت کامل در محضر آیه الله فلسفی ۵۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل در محضر آیه الله فلسفی ۵۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل در محضر آیه الله فلسفی ۵۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل در محضر آیه الله فلسفی ۵۵ اسلاید در PowerPoint :

۱

اشاره:

حضرت آیه الله حاج میرزا علی آقای فلسفی، دامت برکاته، یکی از استوانه های عالم علم و فقاهت و اخلاق، و رکن رکین حوزه ی
علمیه ی مشهد مقدس و مصداق بارز «العلماء حصون الاسلام » اند .

اوایل شهریور ماه امسال، جمعی از اساتید و دانش پژوهان مرکز تخصصی مهدویت، در سفری زیارتی – آموزشی به مشهد مقدس
مشرف شدند . در ضمن این سفر پربار و معنوی، علاوه بر استمداد از روح مطهر امام علیه السلام و شناختن و شناساندن ائمه
اطهار علیهم السلام، مخصوصا، چهارمین فرزند آن حضرت، و قلب عالم امکان، حضرت بقیه الله الاعظم، ارواحنا له الفداء، به دیدار
فرزانه ی وارسته، حضرت آیه الله فلسفی، دامت برکاته، موفق شدند . معظم له، بامهربانی و صفا و صمیمیت خاص خود، دوستان را
به حضور پذیرفتند و ضمن تفقد از آقایان، با مواعظ و نصایح پدرانه ی خود، جمع برادران را به فیض رساندند .

آن چه در این سطور آمده، سخنان پربار معظم له در این جمع صمیمانه است .

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله اجمعین .

بنده، خیلی، اهل صحبت نیستم و آن چه را هم که می دانم، معلوم نیست مطلوب آقایان باشد، اما حالا که برادران تشریف آورده اند،
چند کلمه ای عرض می کنم .

معیار خوب و بد

روایتی را در وسائل الشیعه دیدم که هر چند صاحب وسائل، تمام آن را نقل نفرموده است، ولی برای من جالب بود . صاحب وسائل،
نوعا، روایت را تقطیع می کند و آن جمله ی مورد نظر خود را می آورد . آن جمله ی مطلوب صاحب وسائل برای بنده هم جالب بود
این حدیث را اهل سنت هم در کتاب هایشان نقل کرده اند . حدیث، چنین است:

عبدالله بن جعفر، فی قرب الاسناد، عن الحسن بن ظریف، عن معمر، عن الرضا، عن ابیه موسی بن جعفر علیه السلام فی حدیث
طویل، فی معجزات النبی صلی الله علیه و آله – قال: و من ذلک . ان وابصه بن معبد الاسدی اتاه، فقال: «لاادع من البر والاثم شیئا
الا سالته عنه .» . فلما اتاه قال له النبی صلی الله علیه و آله: اتسال عما جئت له او اخبرک؟» . قال: «اخبرنی .» . قال: «جئت تسالنی
عن البر والاثم .» . قال: «نعم » . فضرب بیده الی صدره، ثم قال: «یا وابصه: البر ما اطمانت الیه النفس، والبر ما اطمان به الصدر،
والاثم ما تردد فی الصدر و جال فی القلب، و ان افتاک الناس و افتوک .» . (۱)

یکی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله که وابصه بن معبد اسدی نام داشت، روزی از خانه ی خود بیرون آمد و با خود گفت:
«می روم محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و از تمام نیکی ها و بدی ها از ایشان می پرسم .» .

به مسجد آمد . جمعی از اصحاب خدمت حضرت بودند . وابصه می خواست برود پهلوی حضرت بنشیند، اما یکی از اصحاب گفت:
«ای وابصه! بنشین همین جا .» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دعوا وابصه، ادن «بگذارید بیاید .» . وابصه آمد،
دمت حضرت نشست .

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «وابصه! می خواهی بگویم برای چه آمدی یا خودت می گویی؟» . وابصه عرض کرد: «یا رسول الله
صلی الله علیه و آله! شما بفرمایید .» . حضرت فرمود: «برای این آمدی که از من از هر نیک و بدی و از هر خیر و شری بپرسی .» .
عرض کرد: «بله; یا رسول الله .» .

حضرت، دست خود را روی سینه او زدند و فرمودند: «نیکی، آن است که دل انسان را خشنود می کند و موجب اطمینان و سکون
خاطر برای انسان می شود، و بدی، آن چیزی است که اضطراب آور است و در دل، جولان و اضطراب ایجاد می کند .» .

این جمله ی «البر ما اطمانت الیه النفس . . .» ، برای من، خیلی جالب بود . بنده، گاهی پیش خودم فکر می کنم که «اگر این را از
عالمی می پرسیدند، چه جوابی می داد؟» . فکر می کنم، شاید، ده یا بیست خوبی و تعدادی بدی را می شمرد . مثلا می گفت، صدق
خوب است اما کذب ناپسند است، امانت پسندیده است و خیانت کار بدی است، و . . .

اما رسول خدا صلی الله علیه و آله با این جمله ی کوتاه، ضابطه و قاعده ی نیکی و بدی را بیان فرموده . و این، ضابطه ی مهمی است!
ظاهرا، این بیان رسول خدا صلی الله علیه و آله را از این آیه ی شریف نیز می توان استفاده کرد:

«ونفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها» (۲)

انسان، خودش، می یابد که نیکی چیست و بدی چیست; زیرا، ایزد تعالی، به او الهام کرده است و در نهاد هر انسانی قرار داده است
که بدی ها و نیکی ها چیستند .

با این بیان، شاید گوشه ای از این آیه ی شریف که می فرماید: «و اقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل
لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس لایعلمون » (۳) معلوم شود .

یک وقتی، در تفسیری دیدم که گاهی بعضی از بیرون مدینه می آمدند خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و به او می گفتند:
«تو آمدی چه بگویی؟» . این کار، مکرر، اتفاق می افتاد . حضرت، در پاسخ آنان، آیه ای از قرآن را قرائت می فرمود و آنان مسلمان
می شدند . در آن تفسیر آمده بود که یکی از افرادی که آمد و سؤال کرد و مسلمان شد، صحابی جلیل پیامبر صلی الله علیه و آله،
عثمان بن مظعون بود .

آن آیه ای را که معمولا پیامبر صلی الله علیه و آله برای آنان تلاوت می فرمود، آیه ی «ان الله یامر بالعدل والاحسان وایتاء ذی القربی
و ینهی عن الفحشاء والمنکر والبغی یعظکم لعلکم تذکرون » (۴) بود .

فرد سؤال کننده، وقتی این آیه را می شنید، مسلمان می شد . چرا او، با این آیه مسلمان می شد؟ چون، می دید همین است که
دل اش می خواهد . فطرت او، این مطلب را می خواست و به آن کشش داشت .

در خطبه ی یکم نهج البلاغه حضرت امیر علیه السلام هدف از بعثت پیامبران را برانگیختن و بیدار کردن این وجدان های خفته و
دفینه های درونی ما دانسته است:

فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاءه، لیستادوهم میثاق فطرته، و یذکروهم منسی نعمته، و یحتجوا علیهم بالتبلیغ، و یثیروا لهم
دفائن العقول و یروهم آیات المقدره; (۵)

خداوند، پیامبران را پشت سر هم فرستاد، تا میثاق فطرت را و آن چیزهایی که خداوند از ما عهد و پیمان گرفته و آن هایی که در
نهاد انسان ها گذاشته، شکوفا کند و آنانی را که خواب شان برده، بیدار کند و آنانی که زیر هواها و هوس ها و خواسته ها و شهوت ها
پوشیده شده اند، بیرون آورد و گنج ها و دفینه های درونی ما را ظاهر کند .

این، همان دین است و شاید بشود گفت – و شاید آیه ی شریفه هم همین را می فرماید – که اگر کسی از ما بپرسد: «دین یعنی چه؟»
جواب بدهیم، همین که فطرت اقتضا می کند . هر چه فطرت اقتضا دارد، آن را هم خدا از ما می خواهد .

در این جلمه ی حضرت امیر علیه السلام خطاب به فرزندش امام مجتبی علیه السلام مطلب زیادی نهفته است:

یا بنی! فتفهم وصیتی واجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک، واحب لغیرک ما تحب لنفسک، واکره له ما تکره لها، لاتظلم
کما لاتحب ان تظلم، و احسن کما تحب ان یحسن الیک، واستقبح لنفسک ما تستقبحه من غیرک، و ارض من الناس ما ترضی لهم
منک . (۶)

حضرت علیه السلام می فرماید: خودت را ترازو قرار بده! این که فرموده: «خودت را میزان و ترازو قرار بده » ، یعنی میزان خوبی و
بدی، خودت هستی و خودت می توانی بفهمی که این کار خوب است یا بد است . آنچه را که دوست داری در حق تو انجام دهند در
حق دیگران انجام بده و آنچه را که دوست نداری دیگران در حق تو انجام دهند در حق دیگران انجام نده این همان فطرت است که
دارد بیدارش می کند و امروزه از آن تعبیر می شود به محکمه ی وجدان و ملامت نفس که خداوند تعالی هم در قرآن به آن قسم
خورده است «ولااقسم بالنفس اللوامه » این، عین همان مطلب پیامبر صلی الله علیه و آله است که فرمود، نیکی، آن است که موجب
آرامش و سکون و اطمینان خاطر انسان می شود .

خدا آقای فلسفی را رحمت کند! من، از ایشان شنیدم که می فرمود: آن کسی که بمب اتم روی هیروشیما انداخت، با اینکه او را
خیلی تشویق کردند . گل بر سرش ریختند . برای او کف زدند، جایزه دادند، او را به عنوان قهرمان معرفی کردند اما وقتی در
روزنامه خواند که آن بمب، مثلا پنجاه هزار نفر را کشته و سوزانده، مدام با خود می گفت: «وای بر من! آیا من پنجاه هزار انسان
کشته ام؟ عجب جانی ای هستم! عجب جنایتکاری هستم! در این عالم، کسی به اندازه ی من جنایت نکرده است!» . آن قدر، این
جملات را گفت و گفت تا دیوانه شد! این، همان فطرت او است که دارد او را می کشد! این محکمه ی وجدان او است که او را به
محاکمه کشیده و زمین و زمان را برای او تنگ کرده و با اینکه او را تشویق می کن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.