پاورپوینت کامل سیری در کتاب کمال الدین و تمام النعمه (۱) ۱۱۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل سیری در کتاب کمال الدین و تمام النعمه (۱) ۱۱۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سیری در کتاب کمال الدین و تمام النعمه (۱) ۱۱۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل سیری در کتاب کمال الدین و تمام النعمه (۱) ۱۱۶ اسلاید در PowerPoint :

۴۰۵

مقدمه

از جمله منابع و مآخذ غنی و با قدمت زیاد و سابقه ی دیرین حدیثی در مباحث مهدویت، کتاب گران سنگ و ارزش مند کمال الدین
و تمام النعمه است بنا به استظهار مرحوم آقا بزرگ تهرانی، ظاهرا، نام اصلی آن، اکمال الدین و اتمام النعمه است . (۱) و محور آن –
که به تفصیل بیان خواهد شد – اثبات غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بحث هایی در این ارتباط است .

مرحوم صدوق، در این زمینه، سه رساله ی دیگر به شرح زیر دارند:

۱ – رساله فی الغیبه که ظاهرا، در پاسخ به پرسش های اهالی شهرری تدوین شده است;

۲ – رساله ثانیه فی الغیبه;

۳ – رساله ثالثه فی الغیبه; (۲)

پس از کتاب کمال الدین، ده ها کتاب دیگر در این زمینه به رشته تحریر در آمد . مرحوم آقا برزگ تهران، بیش از چهل مورد را نام
می برد . (۳) این کتاب که در نیمه ی دوم قرن چهارم هجری، و اواخر عمر شریف مرحوم صدوق به نگارش درآمده، در جامعه، لذا
اعتبار خاص برخوردار است و مورد توجه خاص دانشمندان شیعه قرار دارد . کتاب حاضر، از جمله منابع و ماخذ اولیه برای تدوین
و تالیف نویسندگان بعدی شد مرحوم مجلس، درصدد منابع بحارالانوار، کتاب های مرحوم صدوق و بالاخص اکمال را نام می برد (۴) .

درباره ی عظمت شان ایشان و پدر بزرگوارش، همین قدر بس که اکثر اصحاب و علما، سخنان این دو بزرگوار را همانند نصوص
روایات، مورد پذیرش قرار می دهند . مرحوم مجلس فرموده:

انما اوردناها لکونه من عظماء القدماء التابعین لآثار الائمه النجباء الذین لایتبعون الآراء والاهواء ولذا ینزل اکثر اصحابنا کلامه وکلام
ابیه (رضی الله عنهما) منزله النص المنقول والخبر الماثور (۵) ; ما، تمامی آن چه را که به عنوان عقائد مذهب، دیکته کرده بود،
آوردیم، به لحاظ این که ایشان از برزگان قدما . و از کسانی است که پیرو آثار ائمه ی طاهرند و هرگز پیرو هوای و آرای شخصی خود
نیستند . از این رو، بسیاری از علمای ما سخن ایشان و پدر بزرگوارشان را به منزله ی روایت تلقی می کنند .

آن چه در این مختصر، به دنیال آن هستیم، معرفی و شناسائی کتاب مذکور است که در، دو بخش تقدیم می شود: ۱ –
خصیت شیخ صدوق; ۲ – معرفی کتاب کمال الدین

بخش نخست (حدیث ولادت)

شیخ صدوق نقل می کند: حدثنا ابو جعفر محمد بن علی الاسود (رضی الله عنه) قال: «سالنی علی بن الحسین بن موسی بن بابویه
(رضی الله عنه) بعد موت محمد بن عثمان العمری (رضی الله عنه) ان اسال ابا القاسم الروحی، ان یسال مولانا صاحب الزمان (
علیه السلام) ان یدعو الله عزوجل ان یرزقه ولدا ذکرا» .

قال: فسالته، فانهی ذالک، ثم اخبرنی بعد ذالک بثلاثه ایام «انه قد دعا لعلی بن الحسین، و انه سیولد له ولد مبارک ینفع [الله] به،
بعده اولاد .» . (۶)

ابوجعفر، محمد بن علی اسود گوید: علی بن حسین بن موسی بن بابویه (والد صدوق) پس از درگذشت محمد بن عثمان عمری
(نایب دوم امام زمان) (رضی الله عنه) از من تقاضا کرد تا از خداوند عزوجل بخواهند پسری به ایشان روزی فرماید» .

گوید: از او درخواست کردم و او نیز آن درخواست را به حضرت رساند . بعد از سه روز، به من خبر داد که «حضرت، برای علی بن
حسین دعا فرموده است و به زودی فرزندی مبارک برای ایشان متولد خواهد شد که خداوند به سبب او، نفع وفایی می رساند . و
بعد از او نیز اولاد دیگری برای او متولد خواهد شد .» .

شیخ طوس نیز مانند این حدیث را از جماعتی که از صدوق و برادرش نقل کرده اند، روایت کند و در ادامه گوید:

ابوجعفر محمد بن علی اسود گوید: «. . . در همان سال، محمد بن علی (صدوق) برای علی بن حسین بابویه متولد شد . ایشان، بعد
از او، صاحب اولاد دیگری نیز شده . . .» (۷)

شیخ صدوق، در ادامه ی کلام اش گوید:

ابوجعفر محمد بن علی اسود، بسیاری از اوقات، مرا می دید که به درس شیخ مان محمد به حسن بن احمد بن ولید (رضی الله عنه)
می رفتم و اشتیاق فراوانی به کتاب های علمی و حفظ آن داشتم . به من می گفت: «این رغبت و اشتیاق وافر در تحصیل علم، از تو
عجیب نیست، به جهت این که تو به دعای امام متولد شده ای! (۸)

شیخ طوسی، در حدیث دیگری، از ابن نوح و ایشان نیز از ابو عبدالله حین بن محمد بن سوره قمی (ره) نقل می کند:

زمائیکه حجاج و زائران بیت الله الحرام (از سفر حج) برگشتند به علی بن حسین بن یوسف صائع قمی و محمد بن احمد بن
محمد صیرفی (معروف به دلال) و شخصی دیگری به غیر از اینان از مشایخ اهل قم گویند:

علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی (پدر صدوق) همسری داشت که دختر عمویش (محمد بن موسی بن بابویه قمی) بود .
خداوند از این همسر، به ایشان فرزندی نداد . لذا نامه ای به شیخ ابوالقاسم، حسین بن روح (رضی الله عنه) نوشت که از حضرت
تقاضا کند تا دعایی بکنند و از خداوند بخواهند فرزندانی فقیه به او عطا کند .

بعد از مدتی، جواب حضرت رسید: «انک لاترزق من هذه وستملک جاریه دیلمیه وترزق منها ولدین فقیهین; همانا، از این
(همسرت) بچه دار نخواهی شد . به زودی، تو صاحب کنیزی ی دیلمی می شوی و از وی صاحب دو فرزند فقیه خواهی شد .» .

ابن سوره گوید: «برای ابوالحسن علی بن حسین بابوبه (پدر صدوق) سه پسر متولد شد «محمد و حسین » هر دو فقیهان ماهری
در حفظ و ضبط علوم شدند و مطالبی را حفظ می کردند که به غیر از ایشان، احدی از اهالی قم آن ها را حفظ نمی کردند . پسر سوم،
حسن نام داشت که در عبادت و زهد و پارسائی، معتدل و متوسط بود . . .

نیز ابن سوره گوید: هر وقت ابوجعفر (صدوق) و برادرش ابوعبدالله (حسین) حدیثی نقل می کردند، مردم از حافظه ی آن دو در
نقل حدیث متعجب می شدند و به این دو بزرگوار می گفتند: «این، شان و خصوصیتی است که در اثر دعای امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر شما داده شده است .» .

شیخ طوسی گوید: «هذا امر مستفیض فی اهل قم; یعنی نزد قمیان، این قضیه، معروف و مشهور بوده است . (۹) » .

دیدگاه علمای امامیه

۱ – نظر مرحوم آقای خویی

مرحوم آقای خویی، بعد از نقل قضیه ی ولادت، می فرماید:

از ورایت اخیر، چنین بر می آید که محمد بن علی (صدوق) با دعای امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متولد شده است و این امر،
مستفیض و معروف و مسلم، بر جلالت شان و عظمت مقام ایاشن کافی است .

سپس می افزاید:

چه طور می تواند این چنین نباشد، در حالی که امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) والد صدوق را با خبر ساخت که دارای دو فرزند
ذکور خیر خواهد شد .»

نجاشی نیز در ترجمه ی والد صدوق، این مطلب را متذکر شده است .

و نیز امام ( علیه السلام) در روایت اولی (در توقیع شریف) می فرماید: «والد صدوق) دارای فرند مبارکی می شود ( علیه السلام) که
خداوند به واسطه ی وی . نفع و سود رساند .

اشتهار محمد بن علی بن حسین، به لقب «صدوق » به سبب همین فضیلتی است که ایشان داشته و وی را .

شیوه ی تفسیر نجاشیی و طوسی در مدح و تعریف صدوق، را از تصریح به توقیق ایشان بی نیاز می کند، زیرا، آن چه را که تعبیر
کرده اند، به مراتب، از تصریح به توفیق بالاتر است .

از سایران ممتاز کرده است .

خلاصه، مقام و منزلت شیخ صدوق، آن قدر معروف و مشهور است، که هیچ جای شکی در آن نیست .» (۱۰)

۲ – نجاشی

احمدبن علی بن عباس نجاشی (م ۴۵۰ ه . ق) بعد از ذکر نام ایشان، در تجلیل از مقام وی، تعبیراتی را مانند شیخننا; فقیهنا; وجه
الطائفه بخراسان » بیان می کند و می گوید:

ایشان، در سال سی و پنجاه و پنج دارد بغداد شد و تدریس را شروع کرد . در مجلس درس اش، شیوخ و بزرگان طائفه ی شیعه،
حاضر می شدند و از وی حدیث تلقی می کردند، در حالی که ایشان، حدث السن بود (۱۱) » و سن کمی داشت .

جناب نجاشی، قریب به دویست کتاب را بجای ایشان و در ادامه می فرماید: نام می برد .

شیخ صدوق، نقل و روایت تمامی کتاب هایش را برای، اجازه داد . من نیز برخی از آن ها را بر والد خود علی بن احمد خواندم . پدرم
گفت: «شیخ اجازه ی نقل همه ی کتاب هایش را که در بغداد از وی شنیده بودم، به من داد .» (۱۲)

۳ – شیخ طوسی

شیخ الطائفه ابوجعفر محمدبن حسن طوسی (۳۸۵ – ۴۶۰ ه . ق) با عبارات و توصیفات والایی، از ایشان تجلیل می کند و می گوید:

ابوجعفر (صدوق) جلیل القدر، حافظ احادیث، آگاه به رجال، ناقد اخبار بود . و در میان قمیان، همانندی در حفظ و کثرت علم
نداشت و یکه تاز در فن حدیث و رجال بود . تقریبا سیصد عنوان کتاب تالیف و تصنیف کرده است . نام کتاب هایش معروف و
مشهور است . من، آن مقداری را که به ذهن ام خطور می کند، نام می برم .

شیخ طوسی، اسم چهل و هفت کتاب اش را ذکر می کند، و طریق اش را این چنین بیان می دارد:

تمامی کتاب ها و روایات اش را جمعی از اصحاب ما که از جمله ی آنان شیخ مفید، حسین بن عبیدالله، ابوالحسین جعفر بن حسن
بن حسنکه قمی، ابوزکریا محمدبن سلیمان حمرانی است، برای ما روایت کرده اند . (۱۳)

شیخ طوسی، در کتاب رجال اش گوید:

ایشان، کتاب های بیش تری دارد و ما، آن ها را در کتاب فهرست ذکر کردیم و تلعکبری از آن ها روایت کرده است . (۱۴)

۴ – ابن ادریس

محمد بن ادریس حلی عجلی (م ۵۹۸ ه . ق) در باب نکاح، در ذیل بحث «تحریم مملوکه » گوید:

پدر، کنیزی دارد که پسر با این کنیز زنا می کند . آیا این کنیز بر پدر حرام می شود؟

ایشان، بعد از نقل قول و فتوای شیخ صدوق مبنی بر عدم حرمت مملوکه ی پدر، گوید:

این، پاسخ نهایی ابن بابویه است و چه نیکو فرموده است به جهت این که ایشان، ثقه، جلیل القدر، بصیر به اخبار، ناقد آثار، عالم به
رجال، حافظ (و به خاطر سپارنده ی علوم و احادیث) . . . بوده است . ایشان، استاد شیخان مفید است . (۱۵)

در اصطلاح اهل حدیث، حافظ، معانی گوناگونی دارد، از جمله: «کسی که صد هزار حدیث را با سند حفظ کند .» . بعضی گفته اند:
«مراد، کسی است که حافظ قرآن و سنت باشد .» . (۱۶)

۵ – ابن طاووس

رضی الدین، ابوالقاسم، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس حسنی حسینی (م ۶۶۴ ه . ق) در کتاب فلاح السائل و
نجاح المسائل گوید:

روایت می کنم از جمعی از اهل صدق و اعتبار در نقل حدیث . این عده، با سند خود از شیخ صدوقی – که عدالت او مورد اجماع و
اتفاق است – روایت می کنند . . .

نیز در فصل نوزدهم همان کتاب، در نقل حدیثی می فرماید:

این حدیث را به طرق خودم، از ابن بابویه نقل می کنم . . . راویان حدیث، همگی و بدون استثنا، ثقه هستند . (۱۷)

۶ – تستری

مرحوم شیخ محمد تقی شوشتری، صاحب کتاب قاموس الرجال، از محققان نامی و از نقادهای معاصر است . ایشان، پس از نقل
و نیز تالیف کتاب کمال الدین با اشاره ی آن حضرت، (۱۹)
این دو قضیه را می پذیرد و هر دو خبر را تلقی به قبول می کند و به عنوان تجلیل از مقام شامخ مرحوم صدوق می گوید:

. . . کاولد بدعاء الحجه، اشار الحجه علیه فی النوم تالیف کتاب فی غیبته . . . (۲۰)

سپس می افزاید: «ایشان، در فقه، فتاوای شاذ و نادری دارد .» ، و چند تا از آن ها را متذکر می شود .

ایشان، در ادامه، رویداد و ماجرایی را درباره ی جسد شریف وی از مرحوم مامقانی نقل، و گویا آن را تلقی به قبول می کند .

ماجرای بدن شریف

مرحوم مامقانی، از لواسانی نقل کند که در اواخر سال هزاروسیصد، سیل، قبر شریف شیخ صدوق را ویران کرد و پیکر وی آشکار
گشت . آقای لواسانی، از جمله کسانی بود که وارد قبر وی شد و جسد شریف را صحیح و سالم و تر و تازه دید . ایشان، هیچ گونه
تغییری را در آن مشاهده نمی کند، گویا روح آن بزرگوار، همین الآن از بدن وی خارج شده است . رنگ حنا در محاسن وی موجود
بود، ولی کفن اش پوسیده شده بود . (۲۱)

در ضمن، تستری، از مرحوم وحید بهبهانی و از مشایخ و اساتید وی و از شیخ بهایی در مورد شخصیت و فضیلت شیخ صدوق
مطالبی را بیان می کند که به جهت پرهیز از اطاله ی کلام، از ذکر آن ها صرف نظر می کنیم .

۷ – مرحوم طبسی

ایشان می فرماید: «هوالشیخ الجلیل والفقیه النبیه . . . الشهیر بالصدوق جلاله قدره و عظم شانه اوضع من ان یخفی .» (۲۲)

۸ – مرحوم نمازی

مرحوم نمازی می فرمایدک «شیخ مشایخ الشیعه ورکن من ارکان الشریفه . جلالته و عظم شانه و منزلته اوضح من الشمس; او،
پیشوا و بزرگ بزرگان شیعه و پایه ای از پایه های شریعت است . عظمت و بزرگی منزلت او از خورشید روشن تر است .» .

دیدگاه علمای عامه

با این که علما و مورخان عامه، سعی می کنند تا آن جایی که بتوانند، در مورد شخصیت های امامیه، سخنی به میان نیاورند، اما
شخصیت و قدر و منزلت و عظمت و درخشندگی وجاهت شیخ صدوق، آن قدر زیاد بود . که نتوانستند او را مخفی کنند . با، در این
مجال، به عنوان نمونه، دیدگاه سر تن از آنان را مطرح می کنیم .

۱ – ابوبکر احمد بن علی خطیب بغدادی (م ۴۶۳ ه . ق) صاحب کتاب تاریخ بغداد;

۲ – عبدالکریم محمد بن سمعانی (م ۵۶۲ ه . ق) صاحب کتاب انساب;

۳ – شمس الدین ذهبی (۶۷۳ – ۷۴۸) صاحب کتاب سیر اعلام النبلاء و کتاب تاریخ اسلام .

۱ – خطیب بغدادی; ایشان گوید: «ابوجعفر . . . بن بابویه قمی (شیخ صدوق) وارد بغداد شد و در آن جا به سند پدرش، احادیث را
نقل می کرد . ایشان از شیوخ و بزرگان شیعه و از شاهیو روایی رافضه (شیعه) بود . و محمد بن طلحه تعالی از وی حدیث نقل کرده
است .» .

آن گاه حدیثی را نقل می کند و گوید: اخبرنا محمد بن طلحه، حدثنا ابوجعفر ابن بابویه . . . عن جعفر بن محمد; عن ابیه، عن آبائه،
قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) : «من عد غدا من اجله فقد اساء صحبه الموت; کسی که فردا را پایان عمرش بداند،
صبحت و همراهی مرگ، او را ناراحت و غمگین کند .» . (۲۳)

ایشان، همین یک روایت را نقل و سلسله سندش را تضعیف می کند و می گوید: «همه ی آنان مجمهول هستند .» ! در حالی که خود
اعتراف به شیخوخیت و بزرگ شیعه بودن و از مشاهیر روایت بودن شیخ صدوق می کند . وی، پدر صدوق و (علی بن بابویه) را که
همه به بزرگی و فقاهت و عظمت شان ایشان اعتراف داشتند و شخصیت مشهوری بوده است، مجهول معرفی می کند! از امثال
خطیب بغدادی، غیر از این انتظار نمی رود .

۲ – سمعانی; ایشان نیز (صاحب کتاب انساب) (۲۴) «شیخ صدوق را با همان سخنان خطیب بغدادی معرفی، فقط و یکی از
شاگردان شیخ، به نام محمد بن طلحه نعالی، را اسم می برد و می گوید: «وی، از ابوجعفر بابویه قمی روایت نقل کرده است .» (۲۵)

شیخ صدوق به شاگران زیادی داشته که بیست نفر از آنان در مقدمه ی کتاب من لایحضره الفقیه ذکر شده است: این که فقط نام
محمد بن طلحه را به عنوان شاگرد شیخ یاد می کند، برای کوچک کردن وی است دارد . (۲۶)

۳ – ذهبی; ایشان با این، که فرد متعصبی است، در کتاب سیر اعلام النبلاء درباره ی شیخ صدوق گوید: «ابن بابویه، راس الامامیه،
ابوجعفر محمد بن العلامه، علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی صاحب التصانیف السائره بین الراقصه، یضرب بحفظه
المثل . . .» .

ایشان، صدوق را رییس امامیه، صاحب تصانیف رواج یافته و جا افتاده در میان شیعه دانسته و نیز پدر وی را علامه و بزرگ شیعه و
مصنف معرفی کرده است و گفته: «شیخ صدوق، در فقه، ضرب المثل بوده و گفته می شود، سیصد کتاب تالیف کرده است که از
جمله ی آن ها، کتاب دعائم الاسلام، کتاب الخواتیم، کتاب الملاهی، کتاب غریب حدیث الائمه، کتاب دین الامامیه است .

از ابوجعفر، عده ی زیادی حدیث نقل کرده اند کلمه از جمله ی آنان ابن النعمان المفید، الحسین بن عبدالله بن الفحام، جعفر بن
حسنکیه القمی است .» . (۲۷)

چند شبهه درباره ی شیخ صدوق

با وجود این همه تعریف و تمجید از سوی شیعه و سنی و ویژگی های ممتاز، شخصیت وی، اظهر من الشمس است و مقام شامخ
ایشان، ولاتر از تصریح به الفاظی مانند «ثقه بودن » . لذا مرحوم خویی از برخی محدثان که در باره ی وی توقف و تامل کرده اند،
ناراحت شده و آن ها را مورد عتاب و ملامت قرار می دهد . و آن را کج سلیقگی می داند .

عتاب آقای خویی

ایشان گوید:

فمن الغریب جدا، ما عن بعض مشایخ البحرآنی من انه توقف فی وثاقه الصدوق . . . ; (۲۸) واقعا و از برخی مشایخ بحرانی بعید است
که در وثاقت وی، توقف کرده اند . من، این توقف را از کج سلیقگی می دانم . اگر در امثال صدوق تشکیک شود . سپس باید با فقه
خداحافظی کرد و فاتحه ی آن را خواند; زیرا، به واسطه ی امثال صدوق، فقه به ما رسیده است .

پاسخ مناسب هر کدام را می دهد:

مرحوم آقای خویی، سه اشکال را نقل می کند:

۱ – نخستین اشکال، از همه مهم تر است . خلاصه آن به این قرار امت که صدوق، در نقل احادیث حذف و تقطیع دادر;

۲ – حدیث السن بودن وی در زمان ورود به تغداد، نمی تواند صحیح باشد، بلکه مورد تشکیک است;

۳ – در نام واسطه ی رساندن نامه ی صدوق به حسین بن روح (نائب سوم امام زمان) تناقص است .

اشکال نخست

محدث نوری، صاحب مستدرک الوسائل گوید: «شیخ صدوق، در بعضی از جاها، خبر طولانی را کوتاه کرده و عباراتی را که با
معتقدات اش نمی سازد، آن ها را انداخته و حذف کرده است .» . وی، برای مدعای خود، چهار مورد ذکر می کند .

شاهد نخست

۱ – شاهد نخست; رساله ی حقوق امام زین العابدین است . او می گوید: «این رساله را حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول و
نیز سید علی بن طاووس، در فلاح السائل به سند خودش از کتاب رسائل محمد بن یعقوب کلینی – که را به امام زین العابدین (
علیه السلام) منتهی می سازد – نقل کرده اند (دو طریق بر این رساله داریم) .» .

سپس می افزاید: «روایت فلاح السائل، همان روایت تحف العقول است، لکن به صدوق، حدیث و رساله حقوق را به نحو اختصار نقل
می کند . و جملاتی که در آن دو کتاب هست، ذکر نکرده است .» . از این شاهد، آقای خویی، چنین پاسخ می دهد که آقای نوری
ایشان . این روایت را از تحف العقول و از رسائل کلینی نقل نکرده است – و فلاح السائل، هم سال ها بعد از او بوده است – بلکه به
ابوحمزه ثمالی طریق خودش را دادر . در باب پنجاه از کتاب خصال، به سند خودش از محمد بن فضیل از ابوحمزه ثمالی نقل کرده،
و «کتاب من لا یحضره الفقیه، باب حج باز همین حدیث را به طریق خودش از اسماعیل بن فضل از ثابت بن دینار (ابوحمزه ثمال

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.