پاورپوینت کامل فلسفه ی غیبت از منظر روایات (۱) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل فلسفه ی غیبت از منظر روایات (۱) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل فلسفه ی غیبت از منظر روایات (۱) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل فلسفه ی غیبت از منظر روایات (۱) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۱۶۵
نجاشی در رجال فرموده است: شیخ کلینی (ره) در مدت زمان بیست سال، کتاب بزرگ و ارزشمند «کافی » را تدوین و در سال ۳۲۹
در بغداد دارفانی را وداع نموده است . البته نجاشی بیان نکرده است آن بیست سالی که کلینی (ره) صرف تدوین «کافی » نموده (۱)
است، از چه زمانی شروع و در چه زمانی پایان یافته است . چنین برمی آید که زمان تدوین «کافی » بین ۳۰۰ تا ۳۲۰ ; یعنی، در حدود
چهل سال بعد از آغاز غیبت صغری بوده است .
کلینی (ره) در کتاب خود، هشت باب در بیست صفحه را به حضرت حجت (عج) اختصاص داده است که دو باب از آن، درباره بحث
غیبت حضرت – البته بدون عنوان علت غیبت است .
باب اول، بابی نادر درباره «غیبت » و شامل سه خبر است که هیچ کدام بیانگر علت غیبت نیست .
باب دوم، شامل سی حدیث است .
حکمت یکم . امتحان و آزمایش
امام کاظم فرمود: (۲) «و همانا برای صاحب امر، غیبتی است تا اینکه کسانی که قائل به آن بوده اند از این امر برمی گردند . همانا آن
محنتی از جانب خدااست که خداوند به سبب آن، بندگان و خلق خود را می آزماید .»
امام صادق، علیه السلام، فرمود: «به خدا قسم; امامتان سال ها از روزگار شما، غیبت می کند و بدین جهت آزمایش خواهید شد ; تا
اینکه گفته می شود: او مرده است و یا خدامی داند به کدام بیابان سر نهاده است .»
به نقل از امام صادق (ع) در خبر پنجم امده است که فرمود: (۳) «همانا برای قائم (عج) قبل از آنکه قیام کند، غیبتی است . . . همانا
خداوند تعالی، دوست دارد که شیعیان را بیازماید . پس در آن زمان کسانی که باطل گرا هستند، شک می کنند» .
سپس مرحوم کلینی (ره) برای این معنا، باب مستقلی به عنوان «المتحیص و الامتحان » باز نموده و شش خبر از ائمه اطهار (ع)
آورده است، منصور صیقل نقل می کند: من و حارث بن مغیره و تعدادی از شیعیان، نشسته بودیم و با هم سخن می گفتیم و امام
(ع) کلام ما را می شنید که به ما فرمود: «شما کجایید؟ هیهات! هیهات! نه به خدا قسم! آنچه که چشم به راه آن هستید، واقع
نمی شود; مگر آنکه غربال شوید .
نه به خدا قسم! آنچه چشم به راه آن هستید واقع نمی شود; مگر آنکه بررسی شوید . نه به خدا قسم! آنچه چشم به راه آن هستید
واقع نمی شود، مگر آنکه جدا شوید . نه به خدا قسم! آنچه چشم به راه آن هستید، واقع نمی شود; مگر پس از ناامیدی . نه به خدا
قسم! آنچه را که چشم به راه آن هستید، واقع نمی شود، مگر آن گاه که هرکس بدبخت شود و هرکس خوشبخت است،
وشبخت شود» . (۴)
این خبر با موضوع ارتباط دارد و دیگر اخبار در مطلق امتحان است . و بیش از این گذشت شیخ کلینی (ره) هیچ یک از این روایات
را عنوان «علت غیبت » نداده است . و باز این معنا خواهد آمد که شیخ طوصی می گوید: امکان ندارد ازمایش الهی علت غیبت باشد .
حکمت دوم . ترس بر جان
حدیث های شماره ۵، ۹، ۱۸، ۲۹ را شراره از امام صادق (ع) نقل کرده است و همگی بر این حکمت اذعان دارند . البته به نظر
می رسد آنها یک «خبر واحداند» که سه طریق دارند . کوتاه ترین آنها، حدیث شماره ۹و ۱۸ و طولانی ترین آنها حدیث شماره ۲۹ است .
کامل ترین این خبرها، حدیث شماره ۵ است که زراره در ضمن آن می گوید: «شنیدم اباعبدالله فرمود: همانا برای قائم (عج) قبل از
آنکه قیام کند، غیبتی است گفتم: چرا؟ فرمود: می ترسد و بادستش به شکمش اشاره کرد» . (۵)
حکمت سوم . برای آنکه بر او بیعتی نباشد .
در خبر ۲۷ از اخبار «باب غیبت، هشام بن سالم روایت می کند که حضرت صادق (ع) فرمود: «قائم (عج) قیام می کند، درحالی که
در گردن او عهد و بیعتی نیست » . (۶)
نعمانی و اولین کتاب در غیبت
در اوائل دوران غیبت صغری در شهر نعمانیه، ابراهیم بن جعفر صاحب فرزندی متولد شد که او را محمد نامید .
محمد علوم اولیه را در نزد پدرش آموخت، سپس در طلب علم به بغداد کوچ کرد و در آنج سکونت گزید .
در اوایل قرن چهارم شیخ کلینی (ره) از ری به بغداد مهاجرت کرد و در آنجا در طول بیست سال، کتاب «کافی » را تدوین نمود .
شیخ ابوعبدالله محمد بن ابراهیم نعمانی برای طلب علم به محضر ایشان می رفت و کتاب کافی را برای ایشان می نوشت (۷) تااینکه
کلینی در سال ۳۲۹ وفات یافت .
در آن روزها شهر حلب و شام، تابع مصر بود و کافورا خشیدی بر آنها حکومت می کرد . در حلب سیف الدوله علی بن عبدالله بن
حمدان در سال ۳۳۳ حاکم شده بود . وی بر شام و الجزیره، دست یافت . و شاعران و عالمان بزرگ، از جمله نعمانی، بر او وارد
می شدند .
بعد از حدود ده سال در اواخر سال ۳۴۲ نعمانی کتاب «غیبه » را بر کاتبش درباره محمد بن ابی الحسن الشجاعی املا کرد (۸) و در
مقدمه آن درباره سبب تالیف این کتاب آورده است:
«گوده هایی را دیدم که به مذهب تشیع منسوب و به پیامبر اکرم (ص) وابسته بوده و قائل به امامت می باشند . اما آنان دچار تفرقه
و چند دستگی شده و واجبات الهی را سست می گرفتند و محرمات الهی را سبک می شمردند . برخی در حق اهل بیت غلو کرده و
برخی دیگر هم کوتاه می آمدند .
همگی جز تعداد کمی از آنها در مورد امام زمان و ولی امرشان به شک افتاده اند; در حالی که خداوند او را به علم خود به علت
گرفتاری های که به واسطه غیبت ایجاد شده، برگزیده است . پیوسته این دو دلی و شک در دل های آنها اثر گذاشته است .
همانطور که امام علی (ع) به کمیل بن زیاد در وصف طالبان علم و حاملان آن فرمود: «کسی که تسلیم اهل حق است، اما بینشی
ندارد، در اولین برخورد با شبهه، شک در دل او راه می یابد» ; تا آنجا که آنها را به وادی گمراهی، سرگردانی، کوردلی و انحراف
می کشاند و از آنها، جز اندکی که بر دین خدا ثابت قدم اند – باقی نماند . اینان به ایمان خداوند چنگ زده و از راه راست منحرف
نگشته اند و تنها برایشان است که وصف «فرقه ثابت بر حق » محقق گشته و راست آمده است . بادهای مخالف، آنان را نلرزاند، فتنه و
آشوب ها به آنها آسیبی نرساند .
پرتو در وغین سراب، آنان را نفریبد; زیرا این گروه به حرف مردم و تقلید این و آن دیندار نشده اند تا با حرف آنها، از دین و مسلک
خود خارج شوند .
به جان خویش سوگند! هیچ کس به وادی گمراهی، سرگردانی و فتنه حوادث وارد نشده و دچار خروج از راه راست و افتادن به
دامان مذاهب بیهوده و باطل نگردیده است; مگر به جهت کم بهره بودن او از روایات و علم و بی نصیب بودن از بینش و شعور . این
بدبختی ها هرگز در جست و جوی علم، کوششی نمی کنند و برای به دست آوردن و بازگو کردن روایت، از سرچشمه پاک و به دور از
آلودگی به خود زحمت نمی دهند . هر چند اگر بر ایشان روایت هم می شد، بدون اینکه معنای آن را بفهمند، همانند کسانی اند که
برایشان روایتی نقل نشده است .
بیشتر کسانی که به این مذاهب گام نهاده اند، دارای یک از این چند حالت بوده اند: عده ای از آنان، کسانی اند که بدون اندیشیدن و
دقت و از روی ناآگاهی، وارد آن شده اند . به مجرد برخورد با اندک شبهه ای گمراه و سرگردان می شوند . عده ای دیگر، کسانی اند
که به دنبال طلب دنیا هستند و همین که گمراهان و دنیاپرستان نظر آنها را به سوی دنیا جلب کنند، منحرف گشته، دنیا را بر
دین مقدم می دارند و دین را فدای دنیا می کنند .
این در صورتی است که آنان با سخنان عوام فریب و بیهوده فریب شیاطین را خورده اند .
گروهی نیز به جهت ریاکاری و برخورداری از حسن ظاهر، خود را با لباس مذهب می آرایند و هدف شان ریاست است که تمام
علاقه آنها در آن خلاصه شده; بدون اینکه کوچک ترین اخلاص و اعتقادی به حقانیت آن داشته باشند . پس خداوند هم نعمت نکو
را از آنان سلب کرده، روزگارشان را دگرگون می سازد و آتش خشم و عذاب خود را برای آنان آماده می کند .
عده ای دیگر، به دلیل بودن ایمان شان به آن گرویده اند; اما خودشان هم به درستی و حقانیت آنچه می گوید، اعتقاد محکمی
ندارند .
پس خواستم که به خداوند عزوجل تقرب جسته باشم، به وسیله ذکر آنچه از جانب امامان معصوم و صادق آمده است; از
امیرالمؤمنین گرفته تا آخرین امامی که از روایتی درباره غیبت منقول است . این غیبتی است که خداوند هرکس را که از درک آن و
هدایت به سوی آنچه از معصومین صادق روایت شده، محروم نموده باشد ; چشم دل او را کور ساخته است . این روایات برای اهل
حق، درستی آنچه روایت شده مسلم می دارد و بدان اعتقاد دارند و دلیل شان بر وقوع آن، موکد خواهد شد و آنچه را که هشدار
داده بودند، تصدیق خواهد نمود» . (۹)
گویا به نظر شیخ نعمانی (ره) آن شصت خبری که کلینی روایت کرده، برای برطرف کردن شهادت فراوان درباره این جماعت، در
باره غیبت، کافی نبوده است . بنابراین نعمانی اولین کتاب مستقلی در باب غیبت (در ۲۶ باب)، بر اساس احادیثی که بزرگان از
ائمه (ع) نقل کرده بودند و در نزد او موجود بود، تدوین کرده است .
حکمت آزمایش
نعمانی در این ۲۶ باب، بخشی را به علت یاحکمت غیبت اختصاص نداده است . البته عنوان باب یازدهم با چنین قرار داده است:
«آنچه درباره تحمل مشقات و غربال کردن و چند دستگی ها در زمان غیبت رسیده است » .
در مقدمه نیز دو حدیث از احادیث وارد در این باب را ذکر کرده است . (۱۰)
آری نعمانی در باب هفتم، تصریح دارد بر اینکه «تمحیض » علت غیبت است: «و غیبت خداوند آن را فرموده، به جهت تدبیری که
بای بشر مقرر کرده، به وسیله واقع شده در آزمایش و امتحان و زیر و رو غربال شدن برای تصفیه کسانی که ادعای این امر را (تشیع)
می کنند . (۱۱)
و آزمایش بندگان و امتحان و تمییز ایشان با غیبت او برای پدید آمدن افراد خالص و صافی از شیعیان است . این امر از رهگذر
پایداری بر امور او و اقرار بر امامتش و دینداری خدا حاصل می شود; با ایمان به اینکه او (حجت) حق است و وجود دارد و زمین از او
خالی نمی ماند; اگر چه شخص او غایب باشد، به خاطر تصدیق و باور و یقین داشتن بیتمامی آنچه رسول خدا و امیر المؤمنین و
ائمه (ع) فرموده اند و بعد از غیبتش به هنگام ناامیدی مردم از او قیامتش را با شمشیر بشارت داده اند» . (۱۲)
این باب را با این جمله به پایان می رساند: «غیبت امام، علیه السلام، در این عصر برای پاک ساختن کسی است که خالص شدنی
است و برای نابودی کسی که هلاک شدنی است و نجات هرکس که باپایداری بر حق، اهل نجات است و بر طرف ساختن شک و
تردید و یقین آوردن به آنچه از امامان وارد شده است .
ناگزیر این اندوه باید پیش اید، سپس زمان خواست خدا مرا برسد; نه آن زمان که مردم بخواهند . خداوند ما و شما را – ای
ماعت با ایمان شیعه که پیوسته دست به ریسمان خدا دارید به دستورات او گردن می نهیند – از آن ها قرار دهد که از گرفتاری غیبت
نجات می یابند که در آن هرکس خواست خود را گزیند و به اختیار پروردگارش راضی نشود و خواستار شتاب در تدبیر خدای
سبحان گردد و آن چنان که مامور باشد صبر نکند» . (۱۳)
از جمله روایات نعمانی در این باب، روایتی است که امام صادق (ع) از امام علی (ع) نقل کرده است که فرمود: «خداوند در
آخرالزمان مردی از فرزندان مرا برمی انگیزد، خونخواهی می کند و از میان آنها غایب می شود، برای آنکه اهل گمراهی از دیگران
جدا شوند» . (۱۴)
سپس ایشان روایتی را بیان می کند که کلینی از امام کاظم نقل کرده است; از امام صادق روایت نموده است: «همانا خداوند قلوب
شیعیان را امتحان می کند» . (۱۵)
و در ادامه روایاتی را که کلینی از امام باقر (ع) و امام رضا (ع) نقل کرده است، ذکر می کند . (۱۶)
سپس نعمانی روایتی را ذکر می کند که کلینی از هشام بن سالم به نقل از امام صادق روایت کرده است: «قائم قیام می کند در حالی
که عقد و عهد و بیعت کسی در گردن او نیست » . (۱۷)
نعمانی و علت ترس بر جان
کلینی خبر داده از امام صادق (ع) یا امام باقر (ع) را با چهار سند نقل می کند که نعمانی دارالغیبه، همین خبر را ذکر کرده و دو
طریق دیگر به آن افزوده است . (۱۸)
وی برای خبر مفضل بن عمر از امام باقر یا امام صادق، علیه السلام، سه طریق ذکر کرده است: «زمانی که حضرت قائم قیام کند
این آیه را می خواند «پس از شما فرار کردم آن زمانی که از شما ترسیدم » . سپس مرحوم نعمانی نویسد: در این احادیث مصداق
قومش است: «در او سنتی از حضرت موسی است و آن اینکه او ترسیده است و در کمین است » . (۱۹)
کراهت تعیین وقت ظهور
چنان که گفته شد، کلینی در کافی، هشت باب را به صاحب الزمان (عج) اختصاص داده است . عنوان باب ششم «اکراهیه التوقیت »
می باشد و در آن دو خبر از امام باقر، علیه السلام، و پنج خبر از امام صادق (ع)، در نفی تعیین وقت ظهور ذکر کرده است، اما این
سخن باقی می ماند که چرا کلینی (ره) از این باب به «کراهت » تعبیر کرده است نه «حرمت » .
شاید علت آن اخباری است که از ائمه، علیهم السلام، نقل شده است; خصوصا آنکه نعمانی دو حدیث از امام صادق (ع) در همین
باب نقل می کند وی حدیث اول از کلینی بنویسند علی بن ابی حمزه البطائی از امام صادق روایت می کند که آن حضرت فرمود:
«صاحب این امر از غیبتی ناگزیر است . . . و با وجود سی تن (یابه همراهی ۳۰نفر) در آنجا وحشت و ترسی نیست » .
حدیث دوم – (ح ۹۰) را هم با سند فوق از امام صادق (ع) نقل کرده است که: «قائم فرزندان من برابر عمر حضرت ابراهیم که ۱۲۰
سال عمر می کند و به صورت جوان رشیدی ۳۲ ساله آشکار می گردد» .
سپس اضافه می کند: این گفته تنها برای آرامش بخشیدن به شیعیان و نزدیک نشان دادن آن است ; زیرا ایشان خود فرموده اند: «ما
زمانی را تعیین نمی کنیم و هرکس تعیین وقتی را از ما برای شما روایت کرد، او را تصدیق نکنید و از اینکه او را دروغ زن بخوانید،
هراس نداشته باشید و بدان گفته عمل نکنید (۲۰)
سپس نعمانی، بابی ار تحت عنوان «روایاتی که در نهی از تعیین وقت ظهور و بردن نام حضرت وارد شد،» مطرح می کند و رد آن
پانزده خبر می آورد که کلینی (ره) روایت آخر آن را در کافی در باب «کراهت تعیین وقت » وارد کرده است .
کلینی حدیث ششم آن را در کافی به سند حسن بن علی بن یقطین از برادرش حسین به نقل از پدرشان از امام کاظم (ع) ذکر
کرده است که آن حضرت فرمود «ای علی: تاکنون دویست سال است که شیعه با امیدها و آرزوها پرورش داده شده است » . یقطین
پدر علی از موالی بنی عباس بود . ایشان به پسرش گفت: چرا آنچه به ما گفته شد (خلافت بنی العباس) واقع شد ولی آنچه به شما
گفته شد، صورت نگرفت؟ علی به او پاسخ داد «آنچه به ما و شما گفته شد هر دو از یک جا بیرودن آمده است، جز اینکه زمان کار
شما فرارسید . بنابراین فورا به شما داده شدو همان طور که گفته شده بود انجام پذیرفت، ولی زمان کار ما فرانرسیده است .
بنابراین به امید و آرزو ما را سرگرم نموده اند، زیرا اگر به ما گفته می شد، این امر نخواهد شد، مگر پس از گذشت دویست سال یا
سیصد سال، حتما دل ها سخت می شد و بیشت مردم مسلما از ایمان به اسلام برمی گشتند و می گفتند: چقدر سریع و نزدیک
ست برای آنکه دل های مردم به ایمان نزدیک شود و فرج را نزدیک بنمایاند» . (۲۱)
صدوق و دومین کتاب در غیبت
ظاهرا علی بن بابویه قمی، حدود سال ۲۶۰ (سال وفات امام حسن عسکری) به دنیا آمده است . شیخ طوسی در «الغیبه » به سند
خود از مشایخ اهل قم، روایت کرده است که ایشان گفته اند: ابن بابویه با دختر عمودی خود، ازدواج کرد و صاحب فرزندی یشد .
سپس به شیخ ابی القاسم الحسینی بن روح نامه ای نوشت که از محضر حضرت حجت بخواهد که دعا کند تا خداوند فرزندان
فقیهی به او روزی دهد .
جواب آمد: «تو از این (خانم) صاحب فرزندی نخواهی شد، ولی مالک کنیزی دیلمی خواهی شد که از او صاحب دوفرزند فقیه
می شوی » .
این قضیه در اوایل سفارت حسین بن روح، بعد از سال ۳۰۵ اتفاق افتاد . بنابراین واهدت صدوق حدود سال ۳۰۷ ; یعنی، قبل از
پنجاه سالگی پدر بزرگوارش بوده است . ایشان وقتی به سن چهل سالگی رسید آوازه فضلش به همه جا از جمله شهر ری – رسید و
اهل ری از او خواستند که به آنجا هجرت کند .
شیخ صدوق این پیشنهاد را پذیرفت و به آنجا مهاجرت کرد . ایشان در آنجا مشهور شد و آوازه شهرتش، پناه رکن الدین اباعلی
الحسن بن بویه الدیلمی رسید و از ایشان خواست که نزد او حاضر شود و شیخ هم به مدت ده سال پیش او (۲۲) ماند، تازمانی که
برای زیارت امام رضا، علیه السلام، قصد سفر به خراسان را داشت . (۲۳)
به نیشابور بازگشت و در آنجا اقامت گزید و متوجه شد بیشتر شیعیانی که نزد او رفت و آمد می کنند، در موضوع غیبت حیران و
سرگردان اند و در امر قائم (عج) شبهاتی دارند . در این زمان شیخ بزرگواری از دانشمندان اهل قم (شیخ نجم الدین ابوسعید
محمدبن الحسن بن الصلت القمی) شخصیتی اهل فضل و عمل بود، از بخارا آمده و بر ایشان وارد شد .
یک روز که آن شیخ بزرگوار با صدوق (ره) سخن می گفت، یادآور شد که با یکی از بزرگان فلسفه و منطق دیدار کرده و درباره ی
حضرت قائم (عج) سخنی از او شنیده است که شیخ نجم الدین قمی را سرگردان و حیران کرده و در امر طول غیبت و انقطاع
اخبار، او را به شک و تردید انداخته است و وی از صدوق (ره) خواست که در موضوع غیبت کتابی تالیف کند . شیخ نیز به او وعده
داد که هنگام بازگشت به وطن خود (شهر ری) خواهش او را اجابت کند . (۲۴)
وی هنگام بازگشت به شهر ری، تالیف کتاب «کمال ایدین و تمام النعمه در اثبات غیبت و برداشتن حیرت » را آغاز کرد .
صدوق (ره) نوشته است: به وسیله اخبار وارده از پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) در امر غیبت، نهایت کوشش و تلاش خود را در
ارشاد مردم به حق و برگردانده آنان به راه راست نمودم . اما آنان به جای تسلیم و پذیرش (اخبار و روایات) به ارا و قیاس های عقلی
روی آورده بودند (۲۵) به همین دلیل ایشان قبل از آنکه با روایات پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله وسلم، و اهل بیت، علیهم السلام،
فصل های کتاب را تنظیم کند، در شبهاتی می کند که با آرا و قیاس های عقلی و با اخبار ائمه اطهار آمیخته است .
او می نویسد: مخالفان ما گفته اند: بنابر قول شما بعد از وفات پیامبر اکرم ، صلی الله علیه و آله وسلم، یازده امام آمده اند که همگی با
اسم و شخص خاص بین شیعه و اهل سنت معروف بوده اند . حال چنانچه صاحب زمان هم مانند آن امامان آشکار و معروف نباشد،
امر امامت آن یازده امام هم بیهوده و فاسد می گردد .
با همان گونه که موضوع صاحب الزمان شما، به واسطه نبودن و عدم امکان وجود او در طول این مدت، فاسد و بیهوده است!
صدوق و علت ترس بر جان
صدوق (ره) در پاسخ به نوشته: می گوییم: ظهور حجت های الهی در مقامات خود، در زمان تسلط حکومت های باطل، روی حساب
امکاناتی است که برای ارشاد و تدبیر مردم زمان خود داشته اند .
اگر وضعیت به گونه ای باشد که برای امام تاحدودی تدبیر و رهبری نسبت به دوستانش ممکن باشد، ظهور «حجت » لازم است و
اگر هیچ گونه امکانی مناسب برای تدبیر و رهبری وجود نداشته باشد و حکمت الهی و تدبیر معنوی موجب پنهانی بودن او گردد،
خداوند او را در پشت پرده غیبت پنهان می کند تا اینکه مدت غیبت بگذرد ; همان گونه که پس از مطالعه تاریخ همه حجت های
خدا از پیامبران را وصیای سپس از وفات حضرت آدم تا این زمان، این گونه بوده است ; بعضی از آنها آشکار و برخی پنهان بوده اند .
البته قرآن کریم هم به این سخن اشاره دارد که: «رسولانی را که داستان شان را از پیش برای تو گفتیم و رسولانی که قصد آنان را
نگفته ایم » . (۲۶)
همچنین عبدالحمید بن ابی الدیلم می گوید: امام صادق ، علیه السلام، فرمود: «ای عبدالحمید ; برای خدا رسولانی آشکار و
رسولانی پنهان است ; زمانی که از خدا به حق رسولان آشکار خواست، از او به حق رسولان پنهان نیز ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 