پاورپوینت کامل انتظار پویا (۳) ۹۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل انتظار پویا (۳) ۹۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انتظار پویا (۳) ۹۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل انتظار پویا (۳) ۹۲ اسلاید در PowerPoint :

۱۶۹

نشانه های یاوران مهدی (عج)

پیش از آغاز بحث «نشانه ها واندیشه ها» ناچاریم به نکته ای اشاره کنیم،
وآن این که زبان رایج در زمان صدور این روایات، زبانی رمزی ونمادین
بوده است؛ از این رو «سیوف» را به سلاح؛ «خیول» را به ماشین ها،
نفربرها، تانک ها ووسایل نقلیه زرهی ورزمی باید معنا کرد. چنان که
وصف «رُهبانٌ باللیل، لیوثٌ بالنهار» نیز تعبیری نمادین ومجازی است که
از آن عبادت وتهجّد در شب، وشجاعت وجرأت وجسارت در روز
مقصود است.

زبان رمزی برای کسی که آشنا به شیوه های تعبیر در منابع وروایات
اسلامی باشد، زبانی شناخته شده است. پس از این مقدمه، بحث از
«نشانه ها واندیشه ها» را در این روایات آغاز می کنیم:

۱ـ گنج هایی که از جنس طلا ونقره نیست

یاران امام، گنجینه هایند. گنجینه، ثروتی است که مردم از محلّ اختفای آن
بی خبرند. ممکن است گنجی در خانه انسان، زیر گام های او، یا در زمین
مجاور منزلش، یا در شهر وی باشد، امّا او از آن بی خبر باشد. انصار امام
نیز گنج های پنهانند. ممکن است یکی از آنان در خانه فردی از ما یا در
همسایگی یا در شهر ما باشد، امّا ما وی را نشناسیم وحقیرش بشمریم
ودر چشم مردم که دیده بصیرتشان از نفوذ در اعماق وکشف گنج ها ناتوان
است، کوچک آیند.

بی گمان این بصیرت، یقین، توجّه به خدا، شجاعت وبی باکی وذوب
شدن در ذات خدای تعالی که انصار امام علیه السلام بدان ها توصیف شده اند، به
یکباره شکل نمی گیرد، بلکه در جان این جوانان وجود داشته است، جز
آن که از دیدگان مردم پنهان مانده است؛ چنان که گنجینه ها از چشم ها
پنهان می مانند.

۲ـ قدرت وآگاهی

خدای بلندمرتبه در وصف بندگان شایسته خود «ابراهیم»، «اسحاق»
و«یعقوب» علیهم السلام می فرماید:

«واذکر عبادنا ابراهیم واسحاق ویعقوب اولی الایدی والابصار
انّا اخلصناهم بخالصهٍ ذکری الدّار وانّهم عندنا لمن المصطفین
الاخیار»(۱)

برگزیدگان نیکانند.»

این، از شگفت آورترین توصیف هاست.

بصیرت، نیازمند قدرت است وبدون قدرت، از دست می رود وبه
خاموشی می گراید. بصیرت را جز مؤمن نیرومند بر نمی تابد، وهنگامی
که قوایش تحلیل رود فاقد بصیرت شود. بنابراین، قدرت نیاز به بصیرت
دارد؛ زیرا قدرت بی بصیرت به لجاجت ودشمنی واستکبار بدل می شود.

خدای تعالی ابراهیم واسحاق ویعقوب را چنین توصیف فرموده
است که آنان صاحبان «قدرت / الایدی» و «بصیرت / الابصار» هستند.
چنان که در برخی روایات نیز، یاران امام عصر علیه السلام به صاحبان «قدرت»
و«بصیرت» توصیف شده اند.

۳ـ هشیاری وبصیرت

تعبیر روایت از حالت آگاهی وبصیرت یاران امام عصر علیه السلام تعبیر عجیبی
است:

«کالمصابیح کَأَنَّ قلوبهم القنادیل»

«آنان چونان چراغ هایند؛ انگار که در دل هاشان قندیل هایی
روشن است».

آیا امکان پذیر است که ظلمت، قندیل را بشکند؟ هر چند که ظلمت
قندیل را احاطه می کند، لیکن قدرت درهم شکستن آن را نخواهد داشت.

یاران امام، اگرچه تیرگی شک وتردیدها متراکم گردد وفتنه ها پی در
پی درآیند، در روح وجان وهشیاری آنان نفوذ نتوانند کرد. از این رو آنان
هنگام که رهسپار شوند، دچار شک نگردند وتردید نکنند و به قهقرا
نروند وبه پشت سر ننگرند. تعبیر روایت در این زمینه چنین است:

«لا یشوبه شکٌّ فی ذات اللّه»

«دل هایی که به شک در ذات خدا آلوده نشوند.»

از این تعبیر فهمیده می شود که منظور امری غیرشک است؛
مخلوطی از شک ویقین یا لحظاتی است از شک که حالت یقین را
می شکافد وبه نحوی به درون یقین نفوذ می کند. ولی طولی نمی کشد که
در مقابل یقین شکست می خورد و جا خالی می کند. چنین چیزی برای
بسیاری از مؤمنان اتفاق می افتد. غیر از آن که یقین یاران امام را شکّی بر
نمی آشوبد. یقین آنان ناب وخالص وبه دور از شایبه شک وتردید است.

۴ـ عزم نافذ

این بصیرت، چنان عزم نافذی به آنان می بخشد که هیچ تردید ودودلی در
آن نیست. تعبیر از این عزم به «الجمر = اخگر، پاره آتش»، تعبیری باشکوه
وحکایتگر است. «اخگر» مادام که ملتهب وفروزان است نفوذ می کند
ومی درد وتعبیر به «اشدّ من الجمر = نافذتر از پاره آتش»، دلپسندترین
تعبیری است که در باب نفوذ عزم می شناسیم. ما نمی دانیم که خدای
تعالی در روح وجان جوانان طالقان چه گنجینه هایی از هشیاری، یقین،
عزم ونیرو قرار داده است. تعابیر وارد در این روایت، تعابیر غیرمأنوسی
است. انگار که سخن از آنان، سخن از روی وَجْد وشیفتگی است:

«زُبر الحدید کالمصابیح، کأنَّ فی قلوبهم القنادیل، اشدُّ من
الْجَمْر، رُهبانٌ باللیل، لیوثٌ بالنهار»

«پاره های آهنند، چون چراغند، انگار در دل هاشان قندیل هایی
روشن است، نافذتر از پاره آتش، زاهدان شب وشیران روز.»

گویی که روایت از تمام توانایی های لغت سود جسته تا امکان تعبیر
از آگاهی، بصیرت، نیرومندی وعزم نافذ این جوانان را به دست آورد.

۵ـ نیرومندی

روایت، جوانان طالقان را به [صاحبان] قدرت شگرف که تاکنون هیچ
جوانی را بدان نیرومندی مشاهده نکرده ایم، توصیف کرده است. در این
عبارت تأمل کنید: «کأنّ قلوبهم زُبر الحدید = گویی که دل هاشان پاره های
آهن است.»

آیا تاکنون کسی را دیده اید که بتواند تکه های آهن را در کف دست
ذوب کند، یا بشکند یا نرم سازد؟

«لَوْ حملوا علی الجبال لاَزالوها، لا یقصدون برایاتهم بلده اِلاّ
خرّبوها کأَنَّ علی خیولهم اَلْعُقبانُ»

«اگر به کوه ها حمله ور شوند، آن ها را متلاشی سازند، با
پرچم هاشان آهنگ هیچ دیاری را نکنند جز آن که ویرانش
سازند، گویی که عقابانند بر اسب ها.»

این تعابیر عجیب از قدرت سهمگینی حکایت می کند. این قدرت،
از نوع قدرتی که طاغوت ها از آن بهره مندند نیست، بلکه فقط برخاسته از
نیروی عزم واراده ویقین است.

۶ـ مرگ جویی وشهادت طلبی

«یدعون بالشهاده ویتمنّون اَنْ یُقتلوا فی سبیل الله»

«برای شهادت دعا می کنند وآرزوی کشته شدن در راه خدا را در
سر می پرورانند.»

مرگی که پیرمردان نود ساله وصد ساله را دچار وحشت می سازد،
در حالی که تمام لذت های زندگی ومیل بدان ها را از کف داده اند … آری،
همان مرگی که پیران را به وحشت می نشاند، این جوانان که در عنفوان
جوانی به سر می برند، بدان عشق می ورزند. عشق به شهادت از دو چیز
سرچشمه می گیرد ودو نتیجه را در زندگی مردم به جای می گذارد.

امّا آن دو چیز که منشأ عشق به شهادت در وجود انسان است،
رویگردانی از دنیا وتوجّه به خدای تعالی است. اگر انسان با دوستی دنیا
در دلش مقابله کند وخود را از بند آن رها سازد وفریبش را نخورد،
بی گمان گام نخست را در این راه ـ که دشوارترین گام است ـ برداشته، وگام
دیگر آن است که دل به محبّت خدا دهد وشیفته یاد وعشق او باشد
وصاحب چنین دلی با تمام وجود به سوی خدا بازگردد.

نزد این گروه، امور دنیوی را اهمیّتی نیست. با دیگران در بازارها
واجتماعات حاضر می شوند، جز آن که به دل، از این امور غایبند ودرباره
اینان ترکیبِ «حاضرِ غایب»(۲) کاملاً مصداق پیدا می کند.

آن است.

کم هستند کسانی که آنان را درک کنند. انسان های غربی راهی برای
درک آنان ندارند. غربیان گاه آنان را به «خودکشی کنندگان»(۳) توصیف
می کنند، حال آن که «خودکشی کننده» کسی است که از دنیا خسته
می شود ودر زندگی به بن بست می رسد. ولی این جوانان درهای دنیا را به
روی خود گشوده می یابند. دنیا به رویشان لبخند می زند وبا تمام طراوت
وزیب وزیورهایش به سرشان سایه می افکند. بنابراین، آنان از دنیا خسته
نشده اند ودر آن به بن بست نرسیده اند، بلکه از آن رویگردان شده اند؛
زیرا مشتاق لقای الهی اند.

غربیان، این جوانان را به «تروریسم» متهم می کنند، حال آن که این ها
تروریست نیستند، واگر می گفتند که اینان از ترور نمی هراسند، سخنی
نزدیک تر به واقعیت بود.

رویگردانی از دنیا وعشق به لقای الهی، سرمنشأ عشق به شهادت
وکشته شدن در راه خداست. امّا آنچه که از عشق به شهادت حاصل
می شود، عزم ونیرومندی است، جنگجوی بی باکی که توان آن را داشته
باشد که خود را از [بند] دنیا آزاد کند، چنان عزم واراده ونیرویی در خود
می یابد که دیگران از آن بی نصیبند.

این عزم [قاطع] وتوان [بالا] هیچ ارتباطی به اسباب قدرت مادّی که
در جبهه مخالف موجود است، ندارد؛ هر چند که ما ضرورت وجود این
اسباب وقدرت های مادّی واهمیّت آن ها را در ظهور امام علیه السلام ونزدیک تر
شدن فرج آن حضرت انکار نمی کنیم.

۷ـ تعادل شخصیّت

از بارزترین نشانه های این گروه، تعادل در شخصیت، تعادل بین دنیا
وآخرت وتعادل بین قدرت وبصیرت است وهمین راز نیرومندی ونفوذ
آنان می باشد.

خدای تعالی این موازنه وتعادل را دوست دارد وافراط وتفریط
وگرایش به چپ وراست را ناپسند می دارد. خدای بزرگ فرموده است:

«وَابْتَغِ فیما ءاتَیکَ اللّهُ الدّار الآخره ولا تَنْسَ نصیبکَ مِنَ
الدّنیا»(۴)

دنیا فراموش مکن.»

خدای تعالی در مقام آموزش دعا به ما فرموده است:

«ربّنا آتنا فی الدنیا حسنهً وفِی الآخره حسنهً»(۵)

«پروردگارا! در این دنیا به ما نیکی ودر آخرت نیز نیکی عطا کن.»

خدای تعالی فرماید:

«وَلا تجعل یدَکَ مغلوله الی عنقک ولا تبسطها کُلَّ البسطِ فتقعد
ملوماً محسوراً»(۶)

گشاده دستی منما که ملامت شده وحسرت زده بر جای مانی.»

تعادل بین خشوع وعبودیت برای خدا وفروتنی در مقابل مؤمنان
وشدّت وقاطعیت در مقابل کافران نیز از همین موازنه محسوب می شود.

«اَذِّلهٍ علی المومنین اعزّهٍ علی الکافرین»(۷)

«با مؤمنان، فروتن وبر کافران سرفرازند.»

تعادل بین توکّل بر خدا وتلاش وکار وبرنامه ریزی نیز داخل در همین
موازنه است. حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام برای «همّام» جوانب این
موازنه وتعادل در شخصیّت «متّقین» را چنین توصیف کرده است:

«فمن علامه احدهم انّک تری له قوّه فی دینٍ وحزماً فی لینٍ
وایماناً فی یقین وحرصاً فی علمٍ وعلماً فی حلمٍ وقصداً فی غنی
وخشوعاً فی عبادهٍ وتجمّلاً فی فاقه وصبراً فی شدّه وطلباً فی
حلالٍ ونشاطاً فی هُدیً وتَحَرُجّاً عن طمعٍ یعمل الاعمال
الصالحه وهو علی وجلٍ، یُمْسی وَهمُّهُ الشکر ویُصبحُ وهَمُّهُ
الذکر یَبیت حذراً ویُصبح فرحاً، … یمزج الحلم بالعلم والقول
بالعمل … فی الزلازل وقور وفی المکاره صبورٌ وفی الرَّخاءِ
شکورٌ … نفسه منه فی عَناءٍ والنّاس منه فی راحهٍ.»(۸)

وی در راحت.»

این موازنه از ویژگی های بارز درشخصیت یاران امام عصر علیه السلام است.

۸ـ زاهدان شب، شیران روز

روایت، با جمله «رهبانٌ باللیل، لیوث بالنهار» به چنین موازنه ای اشاره
کرده است. در ساختار شخصیت انسان، شب وروز، نقش های مختلفی را
ایفا می کنند. گردش شب وروز، یک گردش تکاملی است. آن ها هر کدام
دیگری را کامل می کند وبه ناچار با مشارکت یکدیگر در بنای شخصیت
انسان مؤمن دعوتگر ومجاهد نقش دارند.

اگر تهجّد وعبادت در شب نباشد، انسان در رویارویی با گردنه های
دشوار، استواری لازم را نمی یابد واز ادامه حرکت در راه پرخاری که در
طیّ روز باید بپیماید، باز می ماند. همچنین اگر حرکت در «روز» نباشد،
«شب» یار وهمراه خود را از عمل به وظیفه دعوتگری به سوی خدا در
اجتماع باز می دارد وانسان دومین نقش خود را در زندگی دنیا ـ پس از
عبادت خدا ـ که دعوت به سوی عبودیت اوست، از کف می دهد.

قرآن کریم بر تأثیر شب در ایجاد آمادگی در انسان ها به منظور
دعوت به سوی خدا وکوشش در این راه تأکید ورزیده است. در آغازین
روزهای رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم سوره مبارک مزمّل بر آن حضرت نازل
شد. در این سوره شریف خدای تعالی از پیامبرش خواسته است تا
شبانگاهان، خود را برای تحمّل «قول ثقیل»(۹) در روز، آماده سازد.

خدای تعالی در این سوره خطاب به پیامبرش فرموده است:

«یا ایّها المزمّل قُم اللّیل اِلاّ قلیلاً نصفه او انقص منه قلیلاً اَوْزِدْ
علیه وَرتّل القرآنَ ترتیلاً اِنّا سَنُلْقی عَلَیْکَ قَولاً ثقیلاً اِنَّ ناشئَه اللّیل
هِیَ اشَدُّ وَطْأً وَ اَقْوَمُ قیلاً اِنَّ لَکَ فی النهار سَبْحاً طویلاً»(۱۰)

است وبه گفتار استوارتر که تو را در روز، آمد وشدی دراز است.»

تعبیر از شب به «ناشئه» دقیق وگویا است، شب، انسان را می سازد
واو را آماده انجام کارهای بزرگ می نماید وشخصیت وی را صیقل
می دهد. واژه «قیلاً» یعنی سخن ویاد خدا «ان ناشئه اللیل هی اشد وطئاً
واقوم قیلاً».

در خطبه «متّقین» حضرت امام امیرمؤمنان علی علیه السلام برای
«همّام»( قدس سره ) دو بخش از زندگی پرهیزگاران را که عبارت از شب وروز
باشد، چنین توصیف کرده است. بنگرید:

«اَمّا اللّیلُ فصافّونَ اَقدامهم تالینَ لاَِجزاء القرآنِ یُرَتّلونه ترتیلاً.
یُحزِّنونَ بِهِ اَنْفُسَهُمْ وَ یَسْتَیثرون به دَواءَ دائِهم. فَاِذا مَرُّوا بآیهٍ فیها
تشویقٌ رَکَنُوا الیها طمعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ اِلَیْها شوقاً وَظَنُّوا اَنَّها
نَصْبُ اَعْیُنِهِمْ، وَ اِذا مَرُّوا بِآیهٍ فیها تخویفٌ اَصْغَوْا اِلَیْها مَسامِعَ
قُلُوبِهِمْ وَظَنُّوا اَنَّ زَفیرَ جهنَّمَ وَشَهیقَها فی اُصُولِ آذانِهِمْ، فَهُمْ
حانونَ عَلی اَوْساطِهِمْ، مُفْتَرِشُونَ لِجِباهِهِمْ وَ اَکُفِّهِمْ وَ رُکَبِهِمْ وَ
اَطْرافِ اَقْدامِهِمْ، یَطَّلِبُونَ اِلَی اللّهِ تَعالی فی فَکاکِ رِقابِهِمْ. وَ اَمَّا
النَّهارُ فَحُلَماءُ عُلَماءُ، اَبْرارٌ اَتْقِیاءٌ، قَدْ بَراهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِداحِ،
یَنْظُرُ اِلَیْهِمْ النّاظِرُ فَیَحْسَبَهُمْ مَرْضی وَما بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ وَیَقُولُ:
قَدْ خُولِطُوا وَلَقَدْ خالَطَهُمْ اَمْرٌ عَظیمٌ.»(۱۱)

«چون شب شود برپا ایستاده آیات قرآن را با تأمّل واندیشه
می خوانند وبا خواندن وتدبّر در آن خود را اندوهگین می سازند
وبه وسیله آن به درمان درد خویش کوشش دارند. پس هرگاه به
آیه ای برخورند که به شوق آورده وامیدواری در آن است، به آن
طمع نمایند وبا شوق به آن نظر می کنند، آن سان که گویی
پاداشی که آیه از آن خبر می دهد در برابر چشم ایشان است وآن
را می بینند. هرگاه به آیه ای برخورند که در آن بیم دادنی است،
گوش دل های خویش بدان نهند چنان که گویا شیون (اهل) دوزخ
در بیخ گوش های ایشان است. (در پیشگاه الهی برای رکوع) قد
خود را خم می کنند و(برای سجود) پیشانی ها وکف ها وزانوها
واطراف قدم هاشان را بر روی زمین می گسترانند. از خدای تعالی
آزادی خویش را (از عذاب رستخیز) درخواست می کنند. امّا در
روز، دانشمندانند خویشتن دار، نیکوکارانند پرهیزگار. ترس (از
خدا) آنان را چون تیر پیراسته لاغر کرده است ونزار. چون کسی
بدان ها نگرد پندارد بیمارند، امّا آن ها را بیماری نیست، وگوید
خردهاشان آشفته است، (امّا) موجب آشفتگی ایشان کاری است
بزرگ.»

[آری] شب وروز دو نیمه زندگی انسانند که یکدیگر را تکمیل
می کنند. شب را دولتی ودولتمردانی است ور

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.