پاورپوینت کامل مهدویت و عدل الهی ; آیت الله جوادی آملی ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل مهدویت و عدل الهی ; آیت الله جوادی آملی ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مهدویت و عدل الهی ; آیت الله جوادی آملی ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل مهدویت و عدل الهی ; آیت الله جوادی آملی ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint :
۴۱
اشاره :
وقتی قرآن کریم از امامت سخن به میان می آورد آن عنصر محوری امامت را تذکر می دهد.
می فرماید: لاینال عهدی الظالمین؛ یعنی امامت عهد خداست و این عهد باید به افراد شایسته
برسد، به ظالم نمی رسد و اما آنچه که عنصر محوری امامت و رهبری است جریان عدل است و
چون وجود مبارک حضرت ولی عصر، امام و خلیفه خدا است به او هم اگر سمتی بدهد لاینال
عهده الظالمین.
چون ممکن نیست عهد خدا به عادل برسد، ولی عهد عادل به ظالم برسد، وجود مبارک حضرت
ولی عصر(عج) مثل اعلای عدل و احسان است و یقیناً مشمول فیض خاص خدا است.
آیه دارد که وجود مبارک ابراهیم(ع) درخواست کرد که امامت را به ذریه من هم عطا کنی
و حضرت مطلبی فرمودند که شرحش این است:
ذریه تو عادل و فاسق هستند و آنها که ظالم هستند، امامت به آنها نمی رسد و وجود
مبارک حضرت ولی عصر هم از ذریه ابراهیم خلیل است و هم اهل عدل و احسان است. پس مشمول
آیه و اطلاق آیه است و از نظر آیه هم آن حضرت به امامت الهی بار یافته است.
مهم ترین کاری که امام انجام می دهد عدل است و این عدل یک مثلث میمونی دارد
۱. قانون عدل ۲. حاکم عادل ۳. جامعه عدالت خواه. وظیفه ما ارتباط با حضرت است و
ترویج فرهنگ انتظار و آن آماده کردن مردم برای عدالت خواهی و ترویج آن.
من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتهً جاهلیهً. مرگ محصول زندگی است و اگر موت،
موت جاهلی است، چون حیات حیات جاهلی است و کسی که با امام زمان رابطه ندارد و او را
نمی شناسد مرده است و کسی که رابطه دارد زنده است.
الحمدلله ربّ العالمین والصلاه والسلام علی جمیع الأنبیاء و المرسلین، سیّما خاتمهم
و أفضلهم محمّد و أهل بیته الاطیبین الأنجبین، سیّما بقیّهالله فی العالمین. بهم تولّی
و من أعدائهم نتبرّءُ إلی الله.
مقدم شما فضلا و محقّقان رشته شریف«تخصصی مهدویّت»، علیه آلاف التحیّه والثناء،
را گرامی می دارم. دوستان دیگری هم که در این محفل حضور دارند، جزو مشتاقان و دل باختگان
آن حضرت اند. نام مبارک آن حضرت، برای همه ما برکت است.
گزارش کوتاهی که ارائه فرمودند، امید بخش بود.
خدماتی که تا کنون مؤسّسه شریف شما ارائه کرده است، مقبول ذات اَقدس اله باشد.
توفیق ارائه خدمات برتر و بهتر را برای همه شما بزرگواران، از ذات اقدس اله، مسئلت
می کنیم.
پیشنهاد داده شد که جریان مهدویّت و عدل الهی مطرح بشود. برنامه رسمی آن ذات مقدّس،
اجرای عدل الهی است. اگر جهان، تشنه ظهور و حضور آن حضرت است، برای آن است که تشنه
ظهور و حضور آن حضرت است، برای آن است که تشنه عدل آن حضرت است و اگر انقلاب اسلامی،
برکتی دارد، محصول عدل خواهی آن ذات مقدّس است.
نخستین مطلب، آن است که وقتی قرآن کریم از امامت سخن به میان می آورد، عنصرِ محوریِ
امامت را تذکّر می دهد. می فرماید: لاینال عهدی الظالمین؛ یعنی, «امامت»، عهد خدا است
و این عهد باید به افراد شایسته برسد و به ظالم نمی رسد. خوب، به جاهل هم نمی رسد،
به فاسق هم نمی رسد، امّا آنچه که عنصر محوری امامت و رهبری است، جریان عدل است. فرمود:
لاینال عهدی الظالمین
ظلم اعتقادی و اخلاقی هم مشمول همین عنوان است، لکن بارزترین مصداق ظلم، همان ظلم
حقوقی است.
این، اصل اول بوده:
چون وجود مبارک حضرت ولی عصر، ارواحنافداه، امام و خلیفه خدا است، او هم اگر بخواهد
سمتی بدهد، کسی را نصب کند، ابلاغی بدهد، شأنی به کسی واگذار بکند،لاینال عهدی الظالمین؛
چون ممکن نیست عهد خدا به عادل برسد، ولی عهد عادل به ظالم برسد. بنابراین، کسی نیابت
عام یا خاص از وجود مبارک ولی عصر، أرواحنا فداه، را بر عهده خواهد داشت که عهد آن
حضرت به او رسیده باشد: ولاینال عهدهُ الظالمین.
جریان نصرت، سربازی، تخصّص هم همین حکم را دارد. اگر کسی خواست شاگرد آن حضرت باشد،
پژوهشگر و محقّق درباره آن حضرت باشد، درباره او سخنی گفته باشد، گفتاری ارایه کرده
باشد، مقال یا مقالتی را نشان داده باشد، همه اینها فیوضات خاصّ آن حضرت است. باز هم
لاینال فیضه الظالمین. قهراً , وضع ما هم باید روشن بشود. این هم اصل دوم.
ما که در این رشته تلاش و کوشش می کنیم، به این امید که عهد او به ما برسد، که او
هم به ما عنایتی بکند، این را می دانیم که آن حضرت به ظالم عنایتی ندارد؛ چون با همان
دستی که عهد خدا را گرفته است، باید با همان دست، فیض الهی را به جامعه منتقل کند،
به شاگردان منتقل کند، به عالمان منتقل کند؛ چه نیابت عام و چه نیابت خاص؛ چه رشته
تخصصّی، چه رشته عمومی.
بالاخره اگر کسی بخواهد به وجود مبارک ولیّ عصر متصل بشود، باید بداند که لاینال
عهده الظالمین. به دلیل این که لاینال عهدی الظالمین.
اصل سوم، آن است که وجود مبارک حضرت، گذشته از اینکه طبق روایات متواتر، از فرزندان
ابراهیم خلیل است و خدای سبحان، به امامت فرزندان عادل آن حضرت بشارت داده است و فرمود:
لاینال عهدی الظالمین وجود مبارک ولی عصر، ارواحنافداه، مَثَل اعلای عدل و احسان در
جوامع انسانی نیز هست. لذا یقیناً مشمول فیض خاص خدا است و آیه لاینال عهدی الظالمین
در حقّ او ثابت است. چون آیه اشاره دارد به وجود مبارک ابراهیم، سلام الله علیه،
درخواست کرد که امامت را به ذریّه من هم عطا کن، حضرت حق فرمود، ذریّه تو، گروهی عادل
هستند و برخی فاسق و آنان که ظالم هستند، عهد امامت به ایشان نمی رسد و آنان که اهل
احسان و عدل هستند، امامت به ایشان می رسد.
وجود مبارک ولی عصر، أرواحنافداه، نیز ذریّه ابراهیم خلیل است و از سوی دیگر اهل
عدل و احسان است، پس مشمول آیه و اطلاق آیه است و از نظر آیه هم آن حضرت به امامت الهی
بار یافته است.
مطلب بعدی آن است که مهم ترین کاری که امام انجام می دهد، عدل است. این عدل، یک
مثلث مبارکی را می طلبد که دو بخش اساسی آن، بر عهده آنان است و یک بخش اساسی آن هم
بر عهده ماست. جامعه ای عادل می شود، حکومتی عادل می شود که قانون عدل باشد، رهبرش
عادل باشد، امتش عدل خواه باشد. اگر قانون مشکل داشت یا مجری قانون مشکل داشت یا جامعه
مشکلی داشت، حکومت عدل مستقر نمی شود. درحکومت اسلامی خاندان عصمت و طهارت، آن دو اصل
محقّق بود؛ یعنی قانون الهی بر اساس عدل بود. ابداً در حرمِ امنِ این قانون، ظلمی راه
پیدا نمی کرد؛ زیرا، ظلم باطل است و در حریم قرآن راه ندارد: لایأتیه الباطل من بین
یدیه و لامن خلفه و لایظلم ربّک أحد و… .
همچنین آنان عدل ممثّل هستند. پس هم قانون، قانون عدل است و هم رهبر، رهبر عادل.
مشکل تنها از جامعه است.
وظیفه ما در ارتباط با آن حضرت، از همین نکته مشخص می شود و هم ترویج مکتب حضور
و فرهنگ انتظار مشخص می شود. وظیفه ما به عنوان منتظران آن حضرت مشخص است. جامعه اگر
عادل نباشد، عدل خواه نباشد، آن عدل علوی و مهدوی اجرا نخواهد شد.
وجود مبارک حضرت امیر، سلام الله علیه، قانونی داشت که عدل ممثّل الهی بود و خودش
هم عدل ممثّل بود، لکن امّت او عدل خواه نبودند. آن طوری که در نهج البلاغه آمده است،
حضرت در یکی از خطبه ها فرمود: لقد أصبحت الأمم تخاف ظلم رُعاتها و أصبحت أخاف ظُلمَ
رعیّتی؛ یعنی فرق حکومت من با حکومت دیگران این است که دیگران وقتی شب را صبح می کردند،
از ظلم زمامداران خود هراس ناک بودند، از ظلم راعیان در هراس بودند و من، از ظلم در
هراس هستم.
اگر حاکم، در حدّ علی ابن ابی طالب هم باشد، ولی مردم همراهی نکنند، حکومت عدل محقّق
نخواهد شد؛ برای اینکه یک مثلثی که دو ضلع دارد و یک ظلع ندارد، این دیگر مثلث نیست؛
عدل اسلامی، جامعه عادل و حکومت عادل؛ القانون العدل، الامام العدل، الامت العادله.
خوب، اگر وجود مبارک حضرت امیر(ع) این طور بود که قانون عدلی داشت و حاکم عادلی
بود، ولی جامعه ظلم زده بود، همان جنگ جمل و نهروان و صفّین است و شهادت و ترور و خونریزی.
شما از حضرت امیر(ع)، غیر از وجود مبارک پیامبر، بالاتر کسی را ندارید. خدای سبحان،
همانند او را هم در غیر اهل بیت، نه قبلاً آفرید و نه بعداً می آفریند. این حرفی است
که هم دشمنان به آن اعتراف کرده اند و هم دوستان.
بالأخره این پنج سال تقریبی، با سه تا جنگ تحمیلی و ترور ختم شد و حضرت هم فرمود:
مشکل من قانون نیست، مشکل من شخص من نیست؛ مشکل من مردم من هستند. فرق من با همه مردم
دنیا، در گذشته و حال و آینده، این است که آنان از حاکمان خود می ترسیدند و من از مردم
می ترسم!
خوف، اینجا در قبال شجاعت نیست؛ بلکه خوف در قبال ظلم آنان است: أصبحت الاُمم تخاف
ظلم رعاتها و أصبحت أخاف ظلم رعیّتی!
این است که به ما گفته اند، منتظر آن حضرت باشید و اگر بخواهید حضرت ظهور بکنند
و عدل را گسترش بدهد و از عدل آن حضرت استفاده کنید، باید عدل طلب باشید و مطلوب تان،
عدالت باشد و تشنه عدل باشید.
مطلب بعدی، این است که «چه امّتی تشنه عدل است؟».
خوب عنایت کنید تا بتوانید این مسئله را برهانی کنید.
ما، برای رهبرانمان، چون رهبر هستند، احترام می گذاریم؛ ولی یک دلیل و راه فلسفی
و عقلی هم داریم که حیاتمان را مدیون آنان می دانیم. ما از مردن می ترسیم. مرگ چیز
بسیار بدی است. چون کسی نیست که از مردن خوشش بیاید. کسانی که دست به انتحار می زنند،
خیال می کنند با مردن نابود می شوند؛ در حالی که این جسم است که نابود می شود. بعد
از خودکشی، تازه عذاب الهی شروع می شود. ما از مردن خیلی بدمان می آید. حکما می فرمودند
اینکه شما از مردن بدتان می آید، چیز خوبی است؛ امّا بدان که اکنون مرده ای! خودت را
زنده کن! مگر تو زنده ای؟ از این زندگی بترس که اکنون در آنی!
مرحوم مجلسی اول رضوان الله تعالی علیه با عظمت زیادی از حکیم سنایی نام می برد.
علّت آن هم این است که این حکیم بزرگوار، سخنان نغزی دارد.
او می گوید: مگر شما الان زنده هستی؟ خوب، آدم مرده باید خودش را زنده کند و بعد،
از مردن بترسد! از این زندگی بترس که اکنون در آنی!
خوب، چه کسی مرده است؟ کسی که امام زمان خودش را نشناسد! چه کسی امام زمان خودش
را نمی شناسد؟ آن کسی که همین که دستش رسید، باند بازی می کند، دستش نرسید، دعای فرج
می خواند. فرمود: «از این زندگی بترس که اکنون در آنی.» تو خیال کرده ای زنده ای! بله،
نفس می کشی، امّا خیال می کنی زنده ای!
حالا ما این را تحلیل قرآنی بکنیم تا معلوم شود کدام ملّت زنده است و کدام ملّت
زنده نیست. به این شرط که بدمان نیاید.
فرمود اگر کسی امام زمان خودش را نشناسد، مرده است: من مات و لم یعرف امام زمانه
مات میتهً جاهلیّه. چنین شخصی مرده است؛ آن هم به مرگ جاهلیّت و نه مرگ عادی!
در توزیع بیت المال چه اسراف و تبذیرها که نمی شود؛ خوب با اینکه شما طلبه هستید،
شما هم دستتان برسد همین وضع را پیدا می کنید. شما در جمع بیت المال، توزیع بیت المال،
به عنوان نیابت وجود مبارک حضرت ولی عصر، عدل را می بینید یا نمی بینید؟ این، معنای
من لم یعرف امام زمانه است! این دیگر تعارف ندارد!
بیان نورانی حضرت امیر(ع) این است که اینان وقتی به مال حرام رسیدند، «کطلح منضود
و ظلّ ممدوداند». اینان وقتی دستشان به بیت المال می رسد، «طلح منضود و ظل ممدود و
ماء مسکوب» می شوند! هر کس دستش به هر چه رسید، می گوید: «مال من است.»
از این زندگی بترس که اکنون در آنی!
حضرت فرمود: «کسی که امامش را نشناسد، مرده است؛ آن هم مرگ جاهلیت.» مرگ محصول زندگی
است؛ یعنی کسی که هشتاد سال زندگی کرده، مثل یک درخت هشتاد ساله است. او عصاره درخت
زندگی را در یک کاسه و در یک لیوان می ریزد و موقع مردن سر می کشد.
او می خواهد مرگ را بمیراند، نه مرگ او را بمیراند؛ چون ما مردن را می میرانیم
نه اینکه مردن ما را بمیراند! نفرمود: کل نفس یذوقه الموت؛ فرمود: کل نفس ذائقه الموت.
اگر آیه این بود که «هر کسی را مرگ می چشد»، خوب، مرگ می شد ذائق و او می شد مذوق،
او هضم می شد و رفع می شد؛ امّا فرمود: کل نفس ذائقه الموت ما می رویم که برای ابد
زنده باشیم! ما که نمی میریم: إنّما تنتقلون من دارٍ إلی دار!
خوب، این کاسه ای که باید سربکشیم، محصول عمر ما است. این است که فشارِ جان دادن
از اینجا شروع می شود و برای ما تلخ است!
اگر مرگ، مرگ جاهلیّت است، معلوم می شود این کاسه، عصاره جاهلیّت ماست. اگر موت،
موت جاهلی است، برای این است که حیات، حیات جاهلی است؛ من مات و لم یعرف امام زمانه
مات میته جاهلیه؛ لانّه کانت حیاته حیاهً جاهلیه. این حیات جاهلی، یک جا، در یک لیوان
در آمده و او دارد داروی تلخ را می چشد و لذا مرگ برای او تلخ است.
شناخت وجود مبارک حضرت ولیّ عصر برای ما دارای اهمیّت حیاتی است. اهمیت حیاتی؛ یعنی
واقعاً حیاتی است و تعارف هم ندارد. کسی که با امام زمان رابطه ندارد و او را نمی شناسد،
مرده است و کسی که با او رابطه دارد، زنده است! منتهی قرآن کریم آن اصل علمی را جدا
می کند، بعد می گوید به استناد آن اصل، این فروع بر آن مترتب است.
من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتهً جاهلیّه یعنی چه؟ یعنی این شخص به حسب ظاهر
زنده است. او اسم بی مسمّی است. چون عصاره انسانیّت هر کسی معرفت او است! معرفت او
را وقتی از او بردارند، دیگر انسان حقیقی نیست.
اگر قرآن درباره یک عده ای بیان می دارد: إن هم إلاّ کالانعام بل هم أضل سبیل نخواسته
است آنان را تحقیر کند. قرآن که کتاب سبّ و لعن و فحش نیست؛ قرآن یک کتاب تحقیق است
و نه تحقیر. می گوید اینها حیوان هستند یا حرف من را قبول کن؛ برای اینکه و من اصدق
من الله قیل یا حرف خدا را قبول کنید که فرمود: من اصدق من الله قیل و ان هم الاّ کالانعام
بل هم اضل سبیل یا شاگردی امام باقر و امام سجاد(ع) را بکنید و مثل صحنه سرزمین عرفات
که پرده از جلوی چشمشان برداشت و گفت: ببین، یا صبر کنید، ببینیم چه کسی به صورت انسان
در می آید و چه کسی به صورت غیرانسان. این را هم مرحوم امین الاسلام طبرسی در مجمع
نقل می کند و هم جناب زمخشری در کشّاف، ذیل آیه فتحت السماء و تأتون افواج، همچنین
رسول گرامی علیه وعلی آله آلاف التحیّه والثناء فرمود: «عده ای به صورت حیوان
در می آیند». قرآن می خواهد بگوید اگر چشم باز کنید، می بینید که حیوان هستند.
قرآن یک عدّه را مرده می داند. در سوره مبارک یس فرمود: «انسان یا زنده است یا کافر.
قرآن این را از صنعت اهتباک گفته است. صنعت اهتباک این است که انسان مثلاً چهار عنصر
داشته باشد و یا طوری عالمانه حرف بزند که یکی را بگوید و مقابل آن را نگوید؛ چون طرف
آن را می فهمد.
انسان یا زنده است یا مرده و زنده، یا مؤمن است یا کافر. این چهار گونه می شود.
در سوره مبارک یس، این چهار گروه را ذکر نکره است، بلکه فرمود: لینذر من کان حیاً و
یحق القول علی الکافرین. آدم، یا زنده است یا کافر؛ یعنی «مؤمن» زنده است و کافر،
مرده است. مقابل حیّ، مرده است و مقابل کافر، مؤمن است. در فرهنگ قرآن، کسی که کافر
است، مرده است.
از اینجا که یک مقدار جلوتر برویم، می بینیم اینان تخلیه هویّتی شده اند، شست وشوی
مغزی شده اند: به صورت فاستخف قومه فأطاعه. آنان، انسانیّت شان را از دست داده اند.
به تعبیر قرآن کریم، دلشان تهی است؛ خالی است؛ چیزی در قلب شان نیست؛ چیزی در مغزشان
نیست: أفئدتهم هواء.
وقتی دلشان خالی شد، طبق سرشماری قرآنی، اسم بی مسمّا می شوند. این آقا انسان است،
امّا مسمّی ندارد.
انسانی که اسم بی مسمّا دارد، عقاید او این چنین است؛ اخلاقش این چنین است؛ حقوقش
چنین است؛ قانونش چنین است.
می گوید اینها به دنبال اسم بی مسمّی راه افتاده اند. (ان هی الاّ اسماءهم سمّیتموها
أنتم و آباؤکم ما انزل الله…)
با این مقدمات، لزوم شناخت وجود مبارک حضرت ولیّ عصر، مشخص شد. اگر جامعه ای که
امام زمانش را نشناسد و با او رابطه نداشته باشد، ان هی الا اسماءهم سمیتموه! من مات
و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه. مرگ وقتی مرگ جاهلیت است که حیات، حیات جاهلیت
باشد. ما برای اینکه زندگی مان زندگی جاهلی نباشد، باید امام زمانمان را بشن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 