پاورپوینت کامل اهل کتاب در دولت مهدوی (عج) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اهل کتاب در دولت مهدوی (عج) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اهل کتاب در دولت مهدوی (عج) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اهل کتاب در دولت مهدوی (عج) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۲۴۳

اشاره

بی گمان پس از تمهیدات فراوانی که از سوی امام مهدی(ع) برای گرایش اهل کتاب به
اسلام واقعی فراهم می شود، بسیاری از آنان به این آیین الهی روی خواهند آورد. اما
در مورد سرنوشت اقلیتی از آنان که از سر تعصب چشم از حقیقت می پوشانند و بر آیین
منسوخ خود باقی می مانند فرضیه های گوناگونی قابل طرح است از جمله:

۱. این دسته از اهل کت اب با پرداخت جزیه در سایه حکومت امام مهدی(ع) زندگی خواهند
کرد.

۲. گروه یاد شده به دلیل امتناع از پذیرش حق و تعصب بی دلیل بر آیین منحرف خود حق
حیات نخواهند داشت.

۳. از میان این دسته از اهل کتاب تنها کسانی کشته خواهند شد که بر عقاید شرک آمیز
خود باقی بمانند اما سایرین با پرداخت جزیه تحت الحمایه حکومت عدل مهدوی زندگی
خواهند کرد.

قدر متیقن که از روایات معتبر قابل استفاده است این است که در حکومت امام مهدی(ع)
جهان از وجود اهل کتابی که بر عقاید شرک آمیز خود اصرار بورزند پیراسته خواهد شد.

پیش از این گذشت که با توجه به شواهد و قراین فراوان، اکثر اهل کتاب در عصر حکومت
امام مهدی(ع) اسلام می آورند و هیچ گونه قرینه عقلی یا نقلی که بر کشته شدن اکثر
اهل کتاب در عصر حکومت امام مهدی(ع) دلالت کند وجود ندارد؛ بلکه شواهد و قراین،
خلاف این مسأله را ثابت می کنند. و طبیعتاً در جنگ و درگیری هایی که میان سپاه
امام(ع) و اهل کتاب در جریان فتح دنیا رخ خواهد داد، تعداد اندکی از اهل کتاب به
جهت مقاومت در برابر سپاه امام(ع) به قتل خواهند رسید. لیکن علاوه بر گروه کثیری که
اسلام می آورند و تعداد اندکی که در جریان فتح دنیا کشته می شوند، گروه کمی نیز
باقی خواهند ماند که از ادله و قراین و شواهدِ سابق، وضع آنان مشخص نمی شود؛ چرا که
بر اساس قراین سابق، تعداد اندکی از اهل کتاب در جریان فتح دنیا کشته خواهند شد و
شواهد و قراینی که برای اسلام آوردن اهل کتاب اقامه شد، توانایی اثبات اسلام آوردن
تمامی باقی ماندگان اهل کتاب را ندارد. نهایت چیزی که این شواهد و قراین اثبات
می کنند، اسلام آوردن اکثر باقی ماندگان اهل کتاب است. بنابراین هنوز گروه کمی وجود
دارند که وضع آنان از ادلّه پیشین فهمیده نشده است.

در مورد سرانجام این گروه کم، در این قسمت گفت وگو خواهیم کرد و از میان

فرضیه های مختلفی که در این باره وجود دارد، به بهترین فرضیه ها خواهیم پرداخت.

فرضیه اول: جزیه

اولین فرضیه ای که در مواجهه امام(ع) با باقی ماندگان اهل کتاب وجود دارد، فرضیه
وضع و مقرّر کردن جزیه برای اهل کتاب است.

دیدگاه اندیشمندان در مورد فرضیه اول

در مورد این مسأله که در عصر حکومت امام مهدی(ع) از اهل کتاب جزیه پذیرفته می شود
یا خیر، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد.

علامه مجلسی براین عقیده است که امام مهدی از اهل کتاب جزیه نخواهد پذیرفت.[۱] در
برابر دیدگاه یاد شده، برخی معتقدند امام مهدی(ع) از گروه اندک باقی ماندگان اهل
کتاب جزیه می گیرد. آیت الله سید محمد صدر[۲] و آیت الله مکارم شیرازی[۳] از این
دسته اند.

درباره مسأله جزیه در عصر حکومت امام مهدی(ع) دو دسته دلیل متعارض وجود دارند که
ابتدا آن ها را نقل می کنیم و پس از بررسی اسناد آن ها، به تحلیل دلالت آن ها
می پردازیم:

۱ـ ادله گرفتن جزیه

الف. آیه ۲۹ سوره توبه دلالت بر پذیرفتن جزیه از اهل کتاب دارد چنان که می فرماید:

قاتلوا الذین لایؤمنون بالله ولابالیوم الاخر ولایحرّمون ما حرّم الله و رسوله
ولایدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه عن یدٍ و هم
صاغرون[۴]؛

با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا و نه به روز جزا ایمان دارند و نه آنچه را خدا و
رسولش تحریم کرده حرام می شمرند، و نه آیین حق را می پذیرند، پیکار کنید تا زمانی
که با خضوع و تسلیم جزیه را به دست خود بپردازند.

ب. سیره رسول اکرم(ص).[۵]

ج. بحار الانوار: روی فی کتاب مزار لبعض قدماء اصحابنا عن ابی بصیر قال:

…قلت: فما یکون من اهل الذّمه عنده؟ قال ابوعبدالله(ع): یسالمهم کما سالمهم

رسول الله(ص) و یؤتون الجزیه عن یدوهم صاغرون…[۶]؛

ابو بصیر گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: در عصر امام مهدی، اهل ذمه چه وضعیّتی
خواهند داشت؟ حضرت پاسخ داد: با آن ها مصالحه می کند چنان که پیامبر(ص) مصالحه نمود
و آن ها با خضوع و تسلیم جزیه را به دست خود می پردازند.

د. عقدالدرر عن علی(ع):

… فیبعث ملک الروم یطلب الهدنه من المهدی(ع) و یطلب المهدی(ع) منه الجزیه فیجیبه
الی ذلک …[۷]؛

…پس پادشاه روم، نماینده ای را می فرستد و درخواست صلح می کند. مهدی(ع) نیز از او
می خواهد که جزیه بپردازد. پادشاه روم هم می پذیرد… .

۲ـ روایاتی که بر عدم قبول جزیه دلالت می کنند

الف.قال علی(ع):

… و اما الثلاثه و الخمسون فانّ الله تبارک و تعالی لن یذهب بالدنیا حتی یقوم
منّا القائم یقتل مبغضینا و لا یقبل الجزیه و یکسر الصلیب و الاصنام[۸]؛

و اما پنجاه و سوم این که خدای تبارک و تعالی دنیا را به پایان نخواهد رساند تا
این که قائم ما قیام کند. او دشمنان ما را می کشد و جزیه نمی پذیرد و صلیب ها و
بت ها را می شکند.

ب. عیاشی عن عبد الاعلی الحلبی عن ابی جعفر(ع):

ولاتبقی ارض الاّ نودی فیها شهاده ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و انّ محمداً
رسول الله و هو قوله و له اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً و الیه
ترجعون و لا یقبل صاحب هذا الامر الجزیه کما قبلها رسول الله(ص) و هو قول الله: و
قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله.[۹]

سرزمینی نمی ماند مگر این که در آن به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر(ص) شهادت داده
شود. و این تحقق سخن خداوند است که می فرماید: (( تمام کسانی که در آسمان ها و زمین
هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار در برابر (فرمان) او تسلیمند، و همه به سوی
او باز گردانده می شوند.)) و صاحب این امر آن چنان که رسول خدا(ص) جزیه گرفت، جزیه
نمی پذیرد و این تحقق سخن خداوند است که می فرماید: و با آن ها پیکار کنید تا فتنه
[= شرک و سلب آزادی] برچیده شود و دین (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد.))

ج. کافی:

علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن عمربن اذینه عن محمدبن مسلم عن
الباقر(ع) فی تفسیر: و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله: لم یجی ء
تأویل هذه الایه بعد ان رسول الله(ص) رخص لهم لحاجته و حاجه اصحابه و لو قد جاء
تأویلها لم یقبل منهم لکنهم یقتلون حتی یوحّد الله عزوجل و حتی لا یکون شرک.[۱۰]

تأویل این آیه هنوز نیامده و محقق نشده است، همانا رسول خدا(ص) به جهت نیاز خود و
اصحابش به آنان رخصت داد، لیکن هنگامی که زمان تأویل و تحقق این آیه فرا رسد، از
آن ها پذیرفته نمی شود. آن ها کشته می شوند تا خداوند عزوجل به وحدانیّت شناخته شود
و دیگر شرکی نباشد.

علامه مجلسی; در توضیح این روایت می فرماید: (( منظور از جمله (( رخّص لهم))
(پیامبر به آن ها اجازه داد) این است که از اهل کتابْ جزیه را و از مشرکانْ فدیه را
و از منافقان ـ با این که به کفر آن ها دانا بود ـ اظهار اسلام را پذیرفت.))[۱۱]

د. مجموعه روایاتی که دلالت دارند که امام مهدی(ع) اهل کتاب را میان قتل و اسلام
مخیّر می کند، نیز می توانند مؤیّد روایات مورد بحث ما باشند. چرا که تخییر میان
اسلام و قتل به معنای عدم قبول جزیه خواهد بود. این روایات را در فرضیه دوم ذکر
خواهیم کرد.

هـ . ابن حماد به سند خود از پیامبر اکرم(ص) چنین نقل می کند:

… و یکون عیسی فی امتی حکماً عدلاً و اماماً مقسطاً یدقّ الصلیب و یقتل الخنزیر و
یضع الجزیه و یترک الصدقه… .

و عیسی در میان امت من، حاکم عادل و پیشوای دادگر خواهد بود. او صلیب را خرد می کند
و خوک را می کشد و جزیه را بر می دارد و صدقه را رها می کند … .

و. عبد الرزاق به سند خود از ابو هریره و او از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که:

و الذی نفسی بیده لیوشکن ان ینزل فیکم ابن مریم حکماً عدلاً و اماماً مقسطاً یکسر
الصلیب و یقتل الخنزیر و یضع الجزیه و یفیض المال حتی لا قبله احد.[۱۲]

سوگند به آن که جانم در دست او است که به زودی عیسی بن مریم(ع) به عنوان حاکم عادل
و پیشوای دادگر در میان شما فرود آید. او صلیب را می شکند و خوک را می کشد و جزیه
را برمی دارد و آن قدر مال می بخشد تا این که احدی (به جهت بی نیازی) آن را نپذیرد.

در لسان العرب آمده است:

وضع عنه الدین و الدم و جمیع انواع الجنایه: اسقطه عنه و فی الحدیث: ینزل عیسی بن
مریم فیضع الجزیه ای یحمل الناس علی دین الاسلام فلا یبقی ذمی تجری علیه
الجزیه…[۱۳].

از او بدهی، خون یا انواع جنایات را وضع کرد، یعنی از عهده اش ساقط کرد و در حدیث
آمده است که: عیسی بن مریم از آسمان فرود می آید و جزیه را وضع می کند، یعنی مردم
را وادار به پذیرش اسلام می کند، پس اهل ذمه ای نخواهد ماند تا مشمول حکم جزیه
گردد… .

بررسی اسناد روایات

۱ـ دسته اول ( قبول جزیه از اهل کتاب )

در دسته اولْ دو روایت وجود داشت که هر دو به جهت ارسال، قابل اخذ نیستند، علاوه بر
این که مدلول روایت دوم، اخذ جزیه در جنگ خاص و از اشخاص خاصی است. لیکن آیه شریفه
سوره توبه دلالت بر اخذ جزیه از اهل کتاب می کند و این آیه بر حجیت خود باقی است
مگر این که به دلیل متقنی نسخ شدن آن ثابت شود. چنان که حکم مأخوذ از سیره
پیامبر(ص) نیز لازم الاجرا است مگر این که دلیلی متقن انتهاءِ امد آن را ثابت کند.

۲ـ دسته دوم (عدم پذیرش جزیه از اهل کتاب)

روایت الف: بسیاری از راویان این حدیثْ مجهول هستند از جمله: احمدبن الحسن
القطان[۱۴]، محمدبن احمد السنانی[۱۵] و… . بنابراین، این روایت حجیت نداشته و
قابل اعتماد نیست.

روایت ب: این روایت نیز به لحاظ ارسال، آن قابل اعتماد نیست.

روایت ج: به وثاقت تمامی افراد واقع در سلسله سند این حدیث تصریح شده است.[۱۶]
بنابراین، روایت صحیح و قابل اعتماد است.

روایت (( د)) و (( ه)): این دو روایت به لحاظ این که راویان آن عامی المذهب هستند
از نظر سند ضعیفند.

بررسی دلالت روایات

از مجموعه روایاتی که در این بخش ذکر شد، تنها یک روایت صحیح بود که ما اندکی
درباره دلالت آن توضیح خواهیم داد. البته پیش از آن، به جهت شباهت مضمون این روایت
با روایت مرسل عبدالاعلی الحلبی و به منظور هر چه بیش تر آشکار شدن مضمون روایت
صحیح، اندکی پیرامون خبر مرسل عبد الاعلی توضیح خواهیم داد، گرچه در مقام استدلال
تنها از حدیث صحیح بهره خواهیم گرفت.

۱ـ روایت (( ب)) (مرسل عبدالاعلی الحلبی)

در معنای این روایت سه احتمال وجود دارد:

۱ـ عدم پذیرش جزیه از آن دسته از اهل کتاب که اهل فتنه گری و اخلال در حکومت جهانی
امام مهدی(ع) هستند و کشتن آن ها. قتل این دسته از اهل کتاب، منطبق با موازین عقلی
خواهد بود؛ چرا که این گروه پس از هدایت ها و راهنمایی های حضرت، نه تنها در اعتقاد
به دین منسوخ خودْ اصرار می ورزند بلکه در برابر حکومت عدل جهانی امام(ع)، به
مخالفت برمی خیزند و قصد اخلال در آن و سست کردن پایه های آن را دارند. بدون تردید،
اخلال در امر حکومت امام(ع) اخلال در تحقق معنویت، رشد، عدالت، فضایل اخلاقی، رفاه
و … خواهد بود و باز گذاشتن دست چنین کسانی که دنیا و آخرت انسان ها را تباه
می کنند جفا به انسان ها است. علاوه بر آن، برخورد با اخلال گرانِ در امر حکومتْ
شیوه مرسومی است که در همه جای دنیا همیشه متداول بوده و هست.

اقدام یاد شده (قتل فتنه گران اهل کتاب) با موازین و اصول اسلامی نیز منطبق و هم
خوان است. شبیه این اقدام را در سیره پیامبر اکرم(ص) نیز می توان مشاهده کرد. به
عنوان نمونه می توان به جهاد حضرت با یهودیان بنی قریظه و قتل مردان آن ها اشاره
کرد که این اقدام به جهت پیمان شکنی و همراهی آنان با مشرکانی بود که جنگ احزاب را
علیه مسلمانان به راه انداخته بودند.[۱۷]

آنچه این احتمال را تقویت می کندْ استشهاد امام باقر(ع) به آیه شریفه: و قاتلوهم
حتّی لا تکون فتنه است. زیرا (( حتّی)) به معنای غایت (اِلی اَنْ؛ تا این که) است.
بنابراین آیه بدین معنی خواهد بود که با آن ها جهاد کنید تا هنگامی که فتنه ای
نباشد؛ یعنی غایت جهاد رفع فتنه است و جنگیدن به خاطر رفع فتنه است بنابراین جهاد
تنها با کسانی است که اهل فتنه گری و اخلال در امر حکومت امام باشند اما نسبت به
اهل کتابی که بر دین خود باقی مانده اند اما اهل فتنه گری و اخلال در امر حکومت
جهانی امام(ع) نیستند تعرّضی صورت نخواهد گرفت و آنها به قتل نخواهند رسید.

به تعبیر دیگر، گرچه صدر روایت (( و لا یقبل صاحب هذا الامر الجزیه)) مطلق است و
شامل تمامی اهل کتاب می شود، لیکن از استشهادی که در ذیل روایت آمده و آیه ای که به
عنوان دلیل این حکم بیان شده، فهمیده می شود علّت عدم اخذ جزیه و قتل اهل کتاب،
فتنه گری آن هاست. بنابراین، تنها از آن دسته از اهل کتاب جزیه گرفته نمی شود که
دلیل حکم در آن ها وجود داشته باشد، یعنی اهل فتنه گری باشند.

بر اساس این احتمال، عبارت (( ولا یقبل صاحب هذا الامر الجزیه)) تنها حکم اهل کتاب
فتنه گر را ذکر کرده است و نسبت به اهل کتابی که فتنه گر نباشند سکوت کرده است. از
این گروه بر اساس آیه ۲۹ سوره توبه و نیز سیره رسول اکرم(ص) جزیه گرفته می شود.

موافقت این احتمال با آیه ۲۹ سوره توبه و سیره پیامبر اکرم(ص) باعث تقویت این
احتمال می شود.

۲ـ احتمال دوم در معنای این روایتْ این است که امام مهدی(ع) از هیچ کدام از اهل
کتاب جزیه نمی پذیرد و همه اهل کتاب که پس از هدایت ها و راهنمایی های حضرت بر دین
سابق خود باقی مانده اند، به دست سپاه ایشان به قتل می رسند. البته به دلیل قراین
یازده گانه ای که برای اسلام آوردن اکثر اهل کتاب ذکر کردیم، این دسته از اهل کتاب
بسیار اندک خواهند بود.

آنچه این احتمال را تقویت می کند این جمله از روایت است: لا یقبل صاحب هذا الامر
الجزیه کما قبلها رسول الله؛ صاحب این امر جزیه نمی پذیرد آنچنان که پیامبر خدا(ص)
قبول می کرد.

همانطور که می دانیم بر اساس آیه ۲۹ سوره توبه، رسول خدا(ص) مأمور بود که از اهل
کتابی که اسلام نیاورده اند جزیه بگیرد، لیکن این حکم مخصوص آن دسته از اهل کتاب
بود که بر اساس موازین اسلامی به شرایط ذمّه پایبند بودند و از فتنه گری و ایجاد
اخلال در امر نظام اسلامی پرهیز می کردند. اما کسانی که شرایط ذمّه را زیر پا
می گذاشتند و به جای
هم زیستی مسالمت آمیز، در صدد تضعیف نظام اسلامی برمی آمدندْ با عکس العمل شدید
رسول گرامی اسلام مواجه می شدند چنان که این حکم در کتب فقهی تبیین شده است.

بر اساس توضیحات یاد شده، اگر بگوییم امام مهدی(ع) تنها از فتنه گران جزیه
نمی پذیرد، سیره ایشان با سیره رسول اکرم تفاوتی نخواهد داشت و حال آن که بر اساس
این روایت مرسل، سیره امام مهدی(ع) با سیره رسول اکرم(ص) تفاوت خواهد داشت.
بنابراینْ امام مهدی از تمام اهل کتاب جزیه نمی گیرد بر خلاف رسول گرامی اسلام(ص)
که تنها از فتنه گران جزیه نمی گرفت.

از میان این دو احتمال، احتمال اول بر اساس استشهاد امام به آیه: و قاتلوهم حتی لا
تکون فتنه بود که ما از ظاهر آنْ این گونه برداشت کردیم که قتل به جهت فتنه گری و
مخصوص فتنه گران است. احتمال دوم بر اساس این جمله از روایت: (( ولا یقبل صاحب هذا
الامر الجزیه کما قبلها رسول الله(ص))) است که به متفاوت بودن شیوه امام مهدی(ع) و
شیوه رسول اکرم(ص) تصریح دارد. بدون تردید در تعارض نصّ و ظاهر، نصّ بر ظاهر مقدّم
است. چرا که نصّ، صراحت در مدلول خود دارد و جایی برای احتمال خلاف آن نمی گذارد،
ولی ظاهر با احتمال خلاف مدلول برداشت شده، سازگار است.

البته این اشکال هنوز وجود دارد که اگر امام مهدی(ع) از تمامی اهل کتاب جزیه
نمی گیرند چرا امام باقر(ع) برای حکمِ عدمِ پذیرش جزیه از مطلق اهل کتاب به آیه ـ و
قاتلوهم حتی لا تکون فتنه ـ استشهاد می کنند که تنها می تواند عدم پذیرش جزیه از
فتنه گران را اثبات کند نه بیشتر.

۳ـ در معنای این روایت، احتمال سومی نیز وجود دارد و آنْ این که میان فتنه از یک سو
و پیمان شکنی و نقض شرایط ذمّه از سوی دیگر، تفاوت وجود دارد توضیح اینکه:

ما می دانیم سیره رسول اکرم(ص) در برابر اهل کتابی که پیمان شکنی کرده و شرایط ذمّه
را زیر پا می گذاشتند، مدارا و مداهنه نبود و حضرت با این دسته از اهل کتاب برخورد
می کردند که به عنوان نمونه، می توان به عکس العمل شدید پیامبر با یهودیان بنی
قریظه اشاره کرد.[۱۸] لیکن در میان اهل کتابی که با پیامبر(ص) هم پیمان بودند یا در
ذمّه حکومت اسلامی زندگی می کردند، افراد فتنه گر فراوانی وجود داشتند که پیوسته در
صدد ضربه زدن به نظام نوپای اسلامی، تضعیف پایه های آن، ایجاد اختلاف در میان طبقات
مردم، دل سرد کردن مسلمانان از دین اسلام و شخص پیامبر و … بودند لیکن پیامبر
اکرم(ص) به جهت رعایت مصالحی از مقابله جدّی با این گونه افراد پرهیز می نمود
چنانکه در میان جامعه مسلمین نیز افراد منافقِ فتنه گر فراوانی بودند که پیامبر
اکرم(ص) به جهت مصالحی از معرفی آنان به مسلمانان و برخورد جدّی با آن ها چشم
می پوشید.

بر اساس توضیحات یاد شده می توان گفت روایت مورد بحث بدین معناست که پیامبر(ص) از
فتنه گران اهل کتاب ـ و نه پیمان شکنان و نقض کنندگان شرایط ذمّه ـ هم جزیه
می گرفت، لیکن چون امام مهدی(ع) قیام نمایدْ از فتنه گران جزیه نخواهد گرفت و آن ها
را به قتل خواهد رساند. بنابراین، شیوه امام(ع) با شیوه پیامبر(ص) تفاوت خواهد
داشت؛ چرا که امام(ع) فتنه گران را می کشد و تنها از غیر فتنه گران جزیه می گیرد در
حالی که پیامبر(ص) فتنه گران را نمی کشت و از آن ها جزیه می گرفت. بر اساس این معنی
(معنای سوم) اشکالی که در معنای دوّم گذشت (استشهاد به آیه: قاتلوهم حتی لا تکون
فتنه) نیز حلّ خواهد شد؛ چرا که حکم مذکور در روایت با آیه یاد شده هماهنگ خواهد
بود.

۲ـ روایت (( ج)) (صحیح محمدبن مسلم)

در معنای این روایت نیز سه احتمال وجود دارد و مانند روایت پیشین، احتمال دوم نسبت
به احتمال اول از قوّت بیشتری برخوردار است: زیرا تعبیر (( لم یجی ء تأویل هذه
الایه؛ تأویل این آیه هنوز نیامده است)) تصریح به این مطلب دارد که حکم مذکور در
این روایت، بی سابقه بوده و در زمان های پیشین وجود نداشته است. و چنان که پیش از
این توضیح دادیم حکمی که قبل از عصر ظهور وجود نداشته استْ قتل مطلق اهل کتاب است؛
اما حکم قتل فتنه گرانِ اهل کتاب و قبول جزیه از اهل کتابی که فتنه گر نیستندْ در
زمان رسول خدا(ص) نیز وجود داشته است.

البته بر اساس معنای دوم در این روایت نیز مانند روایت سابقْ این سؤال وجود دارد که
اگر منظور قتل مطلق اهل کتاب است، چگونه این حکم در تفسیر آیه: و قاتلوهم حتّی لا
تکون فتنه آمده است که بر قتل فتنه گران اهل کتاب دلالت می کند. مگر این که در این
روایت نیز مانند روایت سابقْ احتمال سوم را مطرح کنیم و بگوییم در عصر پیامبر(ص) از
فتنه گران نیز جزیه قبول می شد، ولی در عصر امام مهدی(ع) فتنه گران کشته خواهند شد.
بنابراین حکم مذکور در روایت با آیه یاد شده هماهنگ خواهد بود.

البته با توجه به اشکالی که در احتمال دوم وجود داشت و بدون اشکال بودن احتمال سوم،
احتمال سوم صحیح تر به نظر می رسد. ما به زودی در فرضیه سوم احتمال چهارمی را در
معنای این روایت طرح و آن را بررسی خواهیم نمود.

شاید کسی بگوید که در این روایت از گرایش به توحید و از میان رفتن شرک سخن به میان
آمده است: (( فلو قد جاء تأویلها لم یقبل منهم لکنّهم یقتلون حتّی یوحّد الله عزوجل
وحتّی لایکون شرک)) و حال آن که اهل کتاب به ظاهر موحّدند و در قرآن، در مقابل
مشرکان از آن ها یاد می شود چنان که می فرماید: لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب
و المشرکین منفکّین…[۱۹] پس این روایت در مقام تبیین برخورد حضرت مهدی(ع) با
مشرکان است، نه اهل کتاب.

باید گفت از آن جا که ضمیر فعل (( قاتلوهم)) که روایت مورد بحث ما در مقام بیان
تأویل آن است، به (( الذین کفروا)) در آیه قبل بر می گردد.[۲۰] و (( الذین کفروا))
هم شامل اهل کتاب است و هم مشرکان، بنابراین روایت در مقام بیان کیفیّت مواجهه امام
مهدی(ع) با اهل کتاب و مشرکان است، نه فقط مشرکان.

علّت این که به اهل کتاب، نسبت شرک داده شده و هدف از قتال، توحید و از میان رفتن
شرک بیان شده است، این است که گرچه اهل کتاب به ظاهر موحّدند، به واقع معتقدات آنان
خالی از شرک نیست و این حقیقتی است که در آیات متعددی از قرآن به آن اشاره شده است
مانند:

اتخذوا احبارهم ورهبانهم ارباباً من دون الله والمسیح بن مریم وما امروا الاّ
لیعبدوا الهاً واحداً لا اله الا هو سبحانه عمّا یشرکون[۲۱]؛

آن ها دانشمندان و راهبان خود و مسیح فرزند مریم را معبودهایی در برابر خدا قرار
دادند، در حالی که دستور نداشتند جز این که خداوند یکتایی را بپرستند که معبودی جز
او نیست. او پاک و منزّه است از آنچه همتایش قرار می دهند.

به تصریح این آیه، یهود و نصارا، دانشمندان خود را ربّ می پنداشتند که این خود نوعی
شرک است و لذا در آخر آیه آمده است: سبحانه عمّا یشرکون البته منظور از شرک در

این جا، شرک در خالقیت نیست، بلکه شرک در اطاعت است.

قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم ألاّ نعبد الا الله و لا
نشرک به شیئا و لا یتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله…؛[۲۲]

بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است که: جز خداوند
یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را ـ غیر
از خدای یگانه ـ به خدایی نپذیرد.

دعوت اهل کتاب در این آیه به عدم شرک به خدا و نپذیرفتن ربوبیّت دیگران نیز، بهترین
دلیل بر وجود عقاید شرک آمیز در بین معتقدات اهل کتاب است.

جمع بندی

به مقتضای آیه ۲۹ سوره توبه و نیز سیره پیامبر اکرم(ص) از اهل کتاب جزیه پذیرفته
می شود، لیکن در میان روایاتی که بر عدم پذیرش جزیه دلالت می کردند یک روایت صحیح
وجود داشت که بر اساس ظاهر آن، امام مهدی(ع) در مواجهه با اهل کتاب شیوه ای نوین
خواهد داشت و از مطلق اهل کتاب ـ بر اساس احتمال دوم ـ و یا از فتنه گران اهل کتاب
ـ بر اساس احتمال سومی که در معنای روایت وجود داشت ـ جزیه نمی گیرد و آن ها را به
قتل می رساند. ما اگر احتمال سوم را ـ که به نظر صحیح تر می رسد ـ پذیرفتیم جمع
میان دو دسته از ادلّه (ادله ای که بر پذیرش جزیه دلالت می کردند و ادلّه مخالف آن)
به راحتی امکان پذیر خواهد بود. چرا که آیه ۲۹ سوره توبه، مطلق است و بر پذیرش جزیه
از مطلق اهل کتاب، چه فتنه گران و چه غیرفتنه گران، دلالت می کند؛ ولی بر اساس صحیح
محمدبن مسلم این آیه در عصر امام مهدی(ع) تخصیص خورده، تنها شامل اهل کتاب غیر
فتنه گر خواهد شد. و تخصیص قرآن به وسیله خبر واحد معتبر، امری متداول و شایع است.
بنابراین از التزام به آن هیچ گونه محذوری لازم نمی آید.

به نظر می رسد میان این دو دسته از ادله از جهت زمانی نیز می توان جمع کرد که البته
این جمع با جمع سابق تعارضی ندارد و هر دو می توانند مقرون به صحّت باشند. توضیح آن
از این قرار است: این احتمال وجود دارد که قبول جزیه از اهل کتاب پیش از گسترش دین
اسلام، برقراری حکومت امام مهدی(عج) و تثبیت نظام فراگیر اسلامی باشد، و عدم پذیرش
جزیه پس از استقرار و تثبیت حکومت جهانی امام(عج)، چنان که علامه مجلسی نیز چنین
احتمالی را طرح کرده بود.[۲۳] آنچه می تواند شاهد جمع این دو دسته از ادلّه متفاوت
باشد، روایت مرسل عبدالاعلی است که از امام باقر(ع) چنین نقل می کند:

ولا تبقی ارض الاّ نودی فیها شهاده ان لااله الاّ الله وحده لاشریک له و ان محمداً
رسول الله و هو قوله: له اسلم من فی السموات والارض طوعاً و کرها و الیه ترجعون.
و لایقبل صاحب هذا الامر الجزیه کما قبلها رسول الله(ص) و هو قول الله: و قاتلوهم
حتی لاتکون فتنه و یکون الدین کلّه لله[۲۴].

در ابتدای این روایت آمده است که در زمان ظهور جایی نمی ماند مگر این که در آن به
توحید و رسالت پیامبر(ص) شهادت داده می شود و سپس، از مسأله عدم قبول جزیه از ناحیه
امام(ع) سخن به میان آمده است. بدون تردید گسترش اسلام و طنین انداز شدن ندای توحید
در جای جای دنیا، مسأله ای است که بدون تشکیل و استقرار حکومت و اجرای برنامه های
کلان تبلیغی و ارشادی امکان پذیر نیست. بنابراین عدم قبول جزیه از فتنه گران اهل
کتاب و کشته شدن آن ها، پس از استقرار و تثبیت پایه های حکومت امام(ع) و اجرای
برنامه های تبلیغی و فرهنگی خواهد بود.

حدیث صحیح محمدبن مسلم نیز خالی از اشاره به این مطلب نیست، زیرا در آن آمده است که
امام مهدی(ع) از فتنه گرانِ اهل کتاب جزیه نمی پذیرد و آنان را به قتل می رساند.
بدون تردید، قتل اهل کتاب زمانی مجاز خواهد بود که اسلام با عمق و ژرفا و ابعادش به
آن ها عرضه شده باشد، از شبهه افکنی و تبلیغات منفیِ مغرضان علیه دین اسلام جلوگیری
شده باشد، به سؤالات و شبهات اهل کتاب پاسخ مناسب داده شده باشد و… و مسلّماً
تحقّق این مهم بدون تشکیل و استقرار حکومت جهانی امام(ع) و مهیّا شدن زمینه های
گسترش و بسط فرهنگ اسلامی امکان پذیر نیست. چرا که ایجاد چنین زمینه هایی، آن هم در
سطح کل جهان، نیازمند برنامه ریزی های کلان و دراز مدّت و دستگاه های فرهنگی عریض و
طویل و سایر لوازم متناسب با آن است. و طبیعهً این همه، تنها پس از استوار شدن
پایه های نظام اسلامی امکان شکل گیری خواهند داشت.

بنابراین حتّی ما اگر بخواهیم تنها بر اساس همین حدیث صحیح حکم کنیم، باید قتل و
عدم پذیرش جزیه را مخصوص زمان شکل گیری و تثبیت نظام جهانی اسلامی و گسترش فرهنگ
اسلامی بدانیم. پس هم به مقتضای روایاتی که بر پذیرش جزیه دلالت می کردند و هم به
مقتضای آیه ۲۹ سوره توبه و نیز سیره پیامبر اکرم(ص) پیش از تحقق این امور از اهل
کتاب جزیه پذیرفته می شود.

البته مراد ما از پذیرش جزیه این است که حکم اخذ جزیه در این مقطع وجود خواهد داشت،
لیکن امکان دارد امام مهدی(ع) بر اساس حکم حکومتی و با توجه به شرایط و ویژگی های
اهل کتاب در مناطق مختلف جهان از برخی جزیه بگیرند و برخی را به سبب فقر یا ایجاد
زمینه گرایش به اسلام و… از پرداخت جزیه معاف نمایند و حتّی به برخی به عنوان
تألیف قلب، کمک های مالی نیز بکنند.

فرضیه دوم: کشته شدن باقی ماندگان اهل کتاب

همانطور که به زودی خواهد آمد بر اساس روایاتی که موضوع قتل اهل کتاب را مطرح
کرده اند امام مهدی(ع) آن ها را میان قتل و اسلام مخیّر خواهند کرد. به نظر می رسد
این روایات ـ بر فرض صحّت اسناد آن ها ـ کیفیت رفتار امام با اهل کتاب را در آغاز
ظهور و هنگام فتح دنیا بیان نمی کنند، بلکه این روایاتْ بیانگر آخرین اقدام امام در
مواجهه با اهل کتاب و آخرین تصمیمی است که در رابطه با آن ها گرفته می شود.

البته نمی توان زمان دقیق و معیّنی را برای این آخرین اقدام بیان کرد. آیا این
رفتار بلافاصله پس از استقرار حکومت جهانی امام(ع) است یا سال ها پس از آن یا در
اواخر حکومت امام(ع)؟ لیکن یک امر مسلّم است و آن این که این اقدام، اوّلین برخورد
امام(ع) با اهل کتاب نخواهد بود. چرا که:

اولاً: بر اساس حکم عقل و تعالیم اسلام، قتل اهل کتاب پس از عرضه اسلام و تمام شدن
حجّت بر آن ها است و تا زمانی که اسلام بر آن ها عرضه نشده و حقّانیّت اسلام و
امام(ع) برای ایشان آشکار نشده است، کشتن آن ها بر خلاف عقل و اصول دین اسلام خواهد
بود. اصولاً اصل اوّلیه اسلام در مواجهه با دیگران، تلاش برای هدایت آن هاست و جنگ
و درگیری نیز به جهت اصلاح آدمیان است. بنابراین در ابتدا، تمام همّت امام(ع) صرف
اصلاح و هدایت انسان ها خواهد شد و قتل و جنگْ منحصر به مواردی است که امیدی به
اصلاح نیست. امام علی(ع) در این باره می فرماید:

پیامبر(ص) مرا به سوی یمن فرستاد و به من فرمود: ای علی، با هیچ کس جنگ مکن مگر پس
از آن که او را به اسلام دعوت کنی. به خدا سوگند که اگر خداوندْ یک نفر را به دست
تو هدایت کندْ برای تو بهتر است از آنچه خورشید بر آن می تابد و شب آن را فرا
می گیرد.[۲۵]

این حدیث و امثال آن، نشانگر اهتمام فراوانی است که اسلام به هدایت انسان ها دارد.
اما به راستی، چگونه و در چه شرایط و موقعیّتی می توان در آن عصر، اسلام را بر اهل
کتاب و غیرمسلمانان عرضه کرد و حجّت را بر آنان تمام نمود؟ اصولاً عرضه اسلام به
شکل واقعی آن نمی تواند از همان آغاز ظهور و حمله سپاه امام(ع) برای فتح دنیا تحقق
یابد. مگر می توان انتظار داشت مردم کشورهایی که در حال جنگ و درگیری با سپاه امام
هستند و هنوز کشورشان به دست سپاه امام فتح نشده است، حقیقت اسلام را بفهمند و به
آن ایمان بیاورند؟ مگر می توان از مردمی که لحظه به لحظه از سوی رسانه ها و وسایل
ارتباط جمعی به شدّت بمباران تبلیغاتی می شوند و تحت تأثیر تبلیغات منفی علیه اسلام
و شخص امام(ع) قرار دارند، انتظار داشت اسلام را بشناسند و به آن ایمان بیاورند؟
آیا منطقی است که از انسان هایی که تحت تربیت نظام های فاسد قرار دارند و همه روزه
صدها سؤال و شبهه به اذهانشان القا می شود، توقّع داشت که با شنیدن ندای امام(ع)
بدون تبیین و تحلیل و فهم ابعاد و عمق آن به او ایمان بیاورند؟ مگر می توان از بشری
که صدها مکتب و نحله را دیده که همگی به او وعده سعادت و خوشبختی را می داده اند،
اما در عمل هیچ کدام از شعارهای زیبایشان تحقق نیافته است، انتظار داشت با شنیدن
پیام امام(ع) و شعارهای زیبایش و پیش از دیدن موفقیت او در مقام عمل و احساس صداقت
و بر حق بودن او، بلافاصله به او ایمان بیاورند؟! خصوصاً انسان های متمدّن آن عصر
که از نظر علمی پیشرفت فوق العاده ای کرده اند و به سادگی در برابر مکتب و ایده ای
تسلیم نمی شوند مگر هنگامی که تمامی سؤالات و شبهاتشان را پاسخ گوید و در همه ابعاد
به اقناعشان بپردازد.

بر این اساس، به نظر می رسد عرضه اسلام با تمام ابعاد گسترده و عمق و استدلال هایش
و نیز پاسخ به شبهات و سؤالات بی شمار انسان های آن دوران، امری نیست که بتوان آن
را با یک اتمام حجّت در زمان جنگ عملی کرد و عرضه اسلام به شکل واقعی آن تنها پس از
فتح کشورها، تثبیت نظام اسلامی و مخالطت و معاشرت با آن ها معنی خواهد یافت.

ثانیاً: همانطور که در بخش نخست مقاله گذشت امام مهدی(ع) با کشف مواریث انبیا،
استخراج کتب آسمانی، ارائه معجزات، اِعمال تربیت الهی و… در صدد هدایت انسان ها
بر خواهد آمد که این ها و موارد مشابه آن، در واقع اَشکال عرضه اسلام و شیوه های
تبیین حقّانیت امام(ع) هستند، و به نظر می رسد طبیعی ترین شکل تحقق موارد یاد شده
این است که امام در میان اهل کتاب و همراه با آنان باشد. خود یا یاران ویژه اش با
جمعی از اهل کتاب به سمت کوه ها بروند و در برابر دیدگانشان، کتب آسمانی و مواریث
انبیا را استخراج کنند، در برابر دیدگان اهل کتاب برای اثبات حقّانیت خود معجزه
بیاورد، با معاشرت با اهل کتاب آنان را تحت تربیت خود قرار دهد و طعم شیرین همراهی
با ولیّ خدا را به آن ها بچشاند. با آن ها و در میانشان باشد تا اخلاق نیکو و سیرت
الهی اش را ببینند و باورش کنند و در عمل ببینند که مانند دیگران، مردم را برای خود
نمی خواهد و اهل زراندوزی و دنیا خواهی نیست و… . و حال آن که اگر بگوییم امام(ع)
از همان آغاز، اهل کتاب را میان اسلام و قتل مخیّر می کند جایی برای انجام این امور
به شکل طبیعی آن نخواهد بود.

ثالثاً: شاهد دیگری که این دیدگاه را تأیید می کند روایاتی است که دلالت دارد که
امام مهدی(ع) در میان یهودیان به تورات حکم می کند و در میان نصارا به انجیل[۲۶]
و… که این روایات نشان از وجود اهل کتاب، در برهه هایی از حکومت امام(ع) و حضور
امام مهدی(ع) در میان آنان دارد.

بر اساس توضیحات یاد شده، اگر در روایات آمده است که امام(ع) سپا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.