پاورپوینت کامل آزادی در دکترین مهدویت ۵۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آزادی در دکترین مهدویت ۵۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آزادی در دکترین مهدویت ۵۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آزادی در دکترین مهدویت ۵۶ اسلاید در PowerPoint :
۲۲۵
چکیده
آزادی، از مفاهیم کلیدی و از خواستههای اصلی بشر در حوزه سیاست و جامعه شناسی تلقی
میگردد و در عصر جدید، انتظار میرود این مفهوم در پیدایش هر حکومتی تضمین شود. از
این رو این مقاله می کوشد تا به ارتباط میان حکومت مهدوی و مقوله آزادی بپردازد و
بیان نماید که در جامعه مهدوی آزادی انسان تا چه مقدار تحقق مییابد.
ناگزیر پیش از ورود به این بحث چند مقدمه مطرح میشود:
۱. بررسی جایگاه آزادی در گفتمان مهدویت، دقت در این باره را میطلبد که مهدویت در
حال حاضر برای ما در جایگاه و منزلت غیب است. لذا بررسی و مطالعه و به خصوص
تئوریزه کردن آن، میبایست بعد از تحقق عینی آن صورت پذیرد، چرا که تئوریزه ساختن هر
جریان اجتماعی ـ سیاسی آن گاه امکان پذیر است که از بوته آزمایش و از چالشهای درگیر
با آن بگذرد و به طور شفاف و بیپیرایه خود را بنماید.
پس بررسی و مطالعه دکترین مهدویت، ناگزیر مراجعه به متون دینی مربوبط با موضوع را
میطلبد.
الف) از آنجا که حضرت امام زمان( از قرآن، سنت نبوی و سیره علوی تخطی
نمیکند، در این مطالعه به همین سه منبع و مرجع بسنده شده است.
ب) از آنجا که بین عالم تکوین (جهان خلقت) و عالم تشریع (مکتب) ارتباطی تنگاتنگ
برقرار است و فهم هر کدام، فهم دیگری را میطلبد، رسیدن به چشماندازی از دکترین
مهدویت، تنها با مراجعه به متن مکتوب به حروف، منقوش به عناصر مادی در عالم خلقت
ممکن خواهد شد؛ چرا که جهان خلقت، ظهور علم، اراده، صفات و اسمای الهی است.
۲. آزادی از بنیادیترین و اساسیترین حقوق انسان به شمار میرود و به گونهای اساسی
بین انسان و دیگر پدیدههای مادون فرق میگذارد. آزادی حقی است که از سرشت آدمی
برمی خیزد و محدود و محصور به قراردادهای اجتماعی نمیشود. به عبارتی روشن، این حق
نه از قراردادهای اجتماعی برگرفته شده است و نه با قراردادهای اجتماعی میتوان در
مقام نفی و ناپنداشتن آن بر آمد.
آزادی ظهور اراده و مشیت الهی در جانشینی انسان در زمین است. از آنجا که اراده و
مشیت الهی، نه قراردادی و اعتباری که تکوینی، عینی و واقعی است، هرگز کسی نمیتواند
آن را به شمار نیاورد. از آنجا که آزادی بروز و ظهور اراده، مشیت، علم و حکمت
خداست، در حین ظهور و تجلی در عرصه فرد و جامعه، به طور هم زاد با علم، حکمت،
اراده، خودآگاهی، هشیاری و اختیار، خویش را به ظهور می رساند. به عبارتی دیگر،
آزادی، وجود علم، حکمت، اراده، خودآگاهی و آگاهی فرد و جامعه را میطلبد.
۱. اصل آزادی در اغلب مکتبهای مغرب زمین یک موضوع قرار دادی است که جامعه بین اعضای
خویش برقرار میسازد؛ یعنی جامعه بشری بر حسب تجربه اجتماعی خویش، به کار برد مثبت
آن و آثار مترتب بر آن در طی عمل پی برده و به ضرورت آن دست یافته است. حال آنکه در
مکتب توحیدی اسلامی اصل آزادی حقیقتی است که در جوهره هستی و از جمله سرشت آدمی
عجین شده و به هیچ وجه زاییده ضرورت کاری و یا قرار داد اجتماعی نیست.
۲. خصایص مورد اشاره در عنصر آزادی، از جمله علم، روشنبینی، اراده مستقل، خودآگاهی،
خودشناسی، هوشیاری و اختیار، ویژگی خاصی به مفهوم آزادی از منظر مکتب توحیدی اسلام
میبخشد که به طور ماهوی با مفهوم آزادی از دیدگاه مکتبهای غرب متفاوت است.
از دیدگاه مکتب توحیدی اسلام ، آزادی مقامی بس والا دارد که انسان و جامعه پس از طی
طریق پرپیچ و خم ابتلاهای سخت و مشکل میتوانند بدان دست یابد. این ابتلاها از نوعی
هستند که جامعه و فرد را به روشنبینی، هوشیاری وخودآگاهی ویژهای مسلّح میسازند:
(اِنّا خلقناالانسان مننطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاًبصیراً(۱
(و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فأتمّهن قال إنی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی
قال لاینال عهدی الظالمین(۲
از جمع بندی این دو آیه، به وضوح میتوان فهمید که اصل ابتلا، عامل تکوین شخصیتی فرد
بینا و شنوا، در مرتبهای والاتر و بالاتر مقام رهبریت و الگو بودن برای انسانهای
دیگر است.
بنابر آنچه گذشت، آزادی در این مکتب، مستلزم گونهای خاص از خودساختگی و رهایی است؛
یعنی انسانی آزاد است که از حاکمیت محرکهای درونی و برونی رها یافته و در قبال آنها
به گونهای منفعل واکنش نشان ندهد و رویدادها و جریان های محیط را بتواند مهار کند.
عوامل محیطی، خواه ناخواه به نحوی انسان را به مثابه موجودی حساس به واکنش
وامی دارند، حال این واکنشها برحسب ظرفیت وجودی فرد واکنشکننده، یا انفعالی و
غیرعقلایی است و یا واکنشی فعال و عقلایی است طبیعتاً واکنش عقلایی مراتبی دارد و
در افراد مختلف، با درجاتی متفاوت از خلوص، بروز و ظهور میکند.
بنابراین، در این مکتب به فردی آزاد، مختار و صاحب اراده میگویند که خلوص
واکنشهای عقلانیاش از ضریب بالایی برخوردار باشد. در نتیجه، اصول راهنمای عمل در
این مکتب، سعی بر این دارد که ضریب خلوص واکنشهای عقلایی را افزایش دهد و تقویت
نماید و در عوض عوامل افزایش دهنده ناخالصی واکنشها را به چالش طلبد و بر تقلیل و
تضعیف آنها برآید.
شاخص برجسته در آزادی این است که آزادی فرد در گزینشها و موضعگیریها و رفتارها و
گفتارهایش به منصه ظهور میرسد؛ عواملی که عنصر آزادی را مشوب به تمایلات نفسانی و
یا غریزی و نژادی و طبقاتی و یا گروهی و صنفی، و منافع تنگ فردی میکنند، به مثابه
عوامل ضد آزادی تلقی میشوند و مرزبندی آزادی از ضد آزادی را بر هم میزنند.
بنابراین، چه بسا فرد در عین اسارت، بندگی، بردگی و وابستگی، به این مغلطه فرو رود
که از نعمت آزادی برخوردار است و بر حسب آزادی و اختیار به گزینش و یا اقدام مشخص
دست یازیده، با وجود آن که در حقیقت او تنها به آن رفتارها و کردارها دست یازیده و
به آن سخن زبان باز کرده است.
پس در این مکتب، بر عکس اغلب مکتبهای مغربزمین که رفع موانع بیرونی برای افراد را
ضامن و تحقق بخش آزادی میدانند، برداشتن موانع درونی و بیرونی را شرط تام و تمام
آزادی و آزاد بودن بر میشمرند.
بنابرآنچه گفته شد، آزادی در این مکتب به دارا بودن ملاکهایی مشروط است که بدون
آنها نه تنها آزادی محقق نمیگردد که مخدوش میشود و بیسود.
آزادی برخاسته از بستری غریزی و به عبارتی روشنتر، نشأت یافته از جبر غریزی، قومی،
نژادی، صنفی، طبقاتی و منفعتی و سودجویی اسارتی است در لباس آزادی؛ چرا که آزادی
هم چنان که اشارت رفت، در حقیقت برآیند تکامل و تعالی بشریت است و جبرهای نامبرده
همه به گونهای روی به سمت گذشته دارند و در چنبرههای ضد تکاملی اسیرند.
پذیرش بلا قید و شرط محرکهای درونی و خارجی و تن دادن به کنشهای آنها ضد آزادی به
شمار میرود، و بنابراین، مبارزه با جبرهای طبیعت، جامعه، تاریخ و حاکمیتهای ضد
مردمی، عین آزادی است.
۳. آزادی، برایند علم، آگاهی، تشخص و تعین در افراد به شمار میرود، و به عبارتی
دیگر، اقتضای علم و آگاهی، ظهور کثرت و تنوع در عرصه بشری و ظهور مشابه آن در عرصه
طبیعت و جهان آفرینش است.
این کثرت، تنوع و تکثر، در پدیدهها و انسانها ظهور مییابد. تعین و تشخّص نیز اقتضای
تفاوتها و اختلافها در عملکردها و آثار مترتب بر آن است. پذیرش و قبول این تنوع و
تفاوت، در حقیقت به آزادی و رهایی میانجامد؛ چرا که قانونمندی طبیعت و جامعه، جز
تکثر و تنوع در این باره نخواهد بود.
لذا نظامهای حکومتی تمامیتخواه و توتالیتر، به عکس این حقیقت جهانشمول، خواهان
جامعهای یک شکل و یک رنگ هستند. این نظامها تصور میکنند که کارگاه جامعه به
کارخانهای میماند که افراد تولید شده در آن به منزله قالبهای صابون یا هر کالای
دیگری هستند که تفاوت و اختلافی در آنها وجود ندارد، در صورتی که جامعه بشری با
داشتن تنوع و تکثر ذاتی با ظهور علم و رشد آن بیشتر به سمت تنوع و تکثر میرود؛
چرا که علم به تنوع و تکثر معقول راه میبرد.
در حقیقت، جامعه تودهوار به دلیل عدم حضور و ظهور علم و دانش از تعین و تشخّص محروم
است و به همان قالبهای صابونی میماند که هیچگونه تنوعی ندارد.
افراد جامعه تودهوار که حضرت امیر( آنها را همج الرعاء میداند، به دلیل نداشتن
علم و آگاهی همچون مگسانی هستند که به هر بادی به حرکت در میآیند و سمت و سوی حرکت
باد را به ناچار در پیش میگیرند و هر فراخوانی را لبیک میگویند.
امام علی( با تقسیم جامعه به سه طبقه اصلی علما و اندیشمندان، دانش آموختگان و بخش
تودهوار جامعه، نقش خویش را در تقلیل بخش سوم جامعه و افزودن آنان به طبقه دوم
تبیین میکند؛ چرا که این بخش از جامعه خطرناکترین بخش جامعه هستند و اگر بسیاری از
افراد جامعه آنان باشند، از حرکت باز خواهد ایستاد. چنین مسئلهای به خوبی در عصر
خلافت حضرت امیر( همزمان با درگیری ایش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 