پاورپوینت کامل میزگرد مفهوم شناسی دکترین مهدویت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل میزگرد مفهوم شناسی دکترین مهدویت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل میزگرد مفهوم شناسی دکترین مهدویت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل میزگرد مفهوم شناسی دکترین مهدویت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۵

چکیده

میزگردی با نام مفهوم شناسی دکترین مهدویت با حضور چند تن از اساتید حوزه و
دانشگاه تشکیل گردید که در آن، موضوع مهم دکترین مهدویت بازخوانی شد. هر یک از
اساتید، به گوشهای از مسئله اشاره کردند و به تفسیر و تبیین بیشتر موضوع پرداختند.

در این هم اندیشی، به پرسش هایی مانند معنای لغوی و اصطلاحی دکترین مهدویت و نقش و
موقعیت آن در میان دیگر دکترین ها و نظریه های کلامی و سیاسی و شیوه راهبردی کردن
مسئله، پاسخ داده شد و نیز به تفاوت دکترین با برخی اصطلاحات دیگر هم چون
مکتب، گفتمان و… اشاره گردید، و در مجموع، آشنایی بیشتری درباره این موضوع به
دست آمد.

دکتر علی رضا صدرا دارای دکترای فلسفه سیاسی و استاد یار علوم سیاسی دانشگاه تهران،
محقق و پژوهش گر عرصه مهدویت که دارای مقالات و آثار متعددی در این زمینه است.

حجت الاسلام و المسلمین محمد صابر جعفری، دانش آموخته حوزه علمیه قم، نویسنده و
پژوهش گر در زمینه مهدویت، فارغ التحصیل رشته تخصصی کلام (موسسه امام صادق(ص))، که
معاون پژوهشی مرکز تخصصی مهدویت و عضو هیئت تحریریه فصل نامه علمی ـ تخصصی انتظار
است.

دکتر سید رضی موسوی گیلانی از دانش آموختگان حوزه علمیه قم و دانشگاه در زمینه
فلسفه غرب و فلسفه هنر و عضو هیئت علمی دانشگاه است که در زمینه مهدویت، دارای
مقالات و آثاری است و هم اکنون در زمینه مهدویت به تدریس و پژوهش اشتغال دارد.

پورسید آقایی: بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علی المهدی وعلی آبائه، السلام علی
سبیل الله الذی من سلک غیره هلک. با سلام و صلوات بر یگانه منجی عالم بشریت و
رهایی بخش همه انسان ها از ظلم ها و سیاهی ها. سلام بر تنها راه! از این که عزیزان
و سروران، دعوت ما را پذیرفتند و قبول زحمت کردند، بسیار متشکرم. امیدوارم که در
این فرصت محدود، بتوانیم گامی در جهت تبیین دکترین مهدویت و ارتقای بیشتر مباحث
مهدویت برداریم. همان طور که مستحضرید، مباحث مهدویت، متأسفانه، آن گونه که لازم
است، عمیق و کاربردی مطرح نمی شود، بلکه بیشتر در سخنرانی های عمومی، بی رمق و در
سطح چند خواب و تشرف برگزار می شود. از این رو، رسالت خود را در مجلهای که عهده دار
مباحث مهدویت و آموزه های بالنده آن است، در این دیدیم که مباحث و معارف مهدوی را
در جایگاه شایسته خود ، به عنوان یک دکترین جهانی و دکترین نظام جمهوری اسلامی،
مطرح کنیم. چون به هر حال، ما معتقدیم که مهدویت و معارف بلند و آموزه های بالنده
آن توان تأثیر گذاری و نظریه پردازی در عرصه های مختلف حیات بشری را دارد. به نظر
می رسد اگر بخواهیم از آموزه مهدویت در این سطح و گستره استفاده کنیم و آن را در
عرصه نظریه پردازی به کار بگیریم، اصطلاح دکترین اصطلاح مناسبی باشد. به خصوص
این که دکترین تنها یک نظریه انتزاعی نیست، بلکه نظریه ای است که جنبه راهبردی و
عملی هم در آن لحاظ شده است.

برای شروع بحث و استفاده از نظرات اساتید و دانش وران محترم، سؤال اول در مورد
تعریف دکترین و چیستی آن است، و این که اصولاً با این اصطلاح موافق هستند یا نه؟
قبل از پاسخ عزیزان این نکته را اضافه کنم که با توجه به محدودیت وقت و آشنایی برخی
دوستان با نظرات من در مورد این موضوع، تلاش می کنم که در بحث کمتر شرکت کنم و فقط
سمت وسوی آن را حفظ کنم. امیدوارم در این فرصت محدود بتوانیم به جمع بندی مطلوبی
برسیم.

دکتر صدرا: عنوان دکترین مهدویت به عنوان طرحی الهی و توسط خداوند متعال و از
ناحیه او، اشکالی ندارد. ولی من با به کارگیری دکترین مهدویت از طرف خودمان،
موافق نیستم، زیرا ما موضوع مهدویت و حاکمیت جهانی او را به وجود نیاورده ایم و
ترسیم نکرده ایم. خداوند، از آغاز آفرینش، یک طرح عملیاتی داشته است و مهدویت را هم
او مطرح کرده است.

دکترین، در حقیقت، ترسیم یک طرح در ذهن است. مسئله مهدویت، زاییده ذهن ما نیست،
بلکه ما آن را ترویج می دهیم.

از طرف دیگر، دکترین چیزی است که امکان تحقق و عدم امکان تحقق آن، محتمل است، ولی
حکومت مهدوی، حتماً روزی محقق خواهد شد. دکترین مهدویت در عین حال به عنوان
استراتژی، طرح جامع و سازکار و نیز سیاست راهبردی و برنامه عملیاتی انتظار و آمادگی
ظهور و تحقق مهدویت و نظریه و نظام سیاسی و جهان نهایی مهدوی، از ناحیه منتظران و
توسط آنها، مانعی ندارد.

دکتر موسوی: به نظر می رسد، می توان فضای مهدویت را از دو منظر بررسی کرد: یکی از
منظر زمینه سازی برای جامعه مهدویت که شامل زمان ظهور و قبل از ظهور می شود و دیگری
از منظر ارائه راهبردهای عملی در اجتماع. شاید بتوان گفت که در نگرش کلان به
مهدویت، ما ایجاد کننده، نیستیم، بلکه آن، یک برنامه الهی است، اما در موضوعات خُرد
مهدویت، ناچار باید اموری را تنظیم کنیم و تئوری ارائه دهیم که اسمش را عملاً
دکترین می گذارند. بنابراین، ما برای زمینه سازی فکری و فرهنگیِ ظهور، عملاً ناچار
به ارائه دکترین می شویم، مثل دکترین های خردی که در کنار دکترین های کلان وجود
دارد.

بحث دیگری که در این جا مطرح می شود، نگاه ما به جامعه مهدوی است، یعنی برای اصلاح
جامعه ای که الان در آن حضور داریم و معلوم نیست تا کی تبدیل به جامعه ظهور می شود،
نگاهمان باید به جامعه مهدوی باشد و طبق آن، خودمان را اصلاح کنیم. مثلاً باید
بپرسیم: فضای فرهنگی مان را باید چگونه براساس دیدگاه مهدویت تنظیم کنیم؟
بنابراین، اگر ما این طور نگاهی داشته باشیم، عملاً وارد موضوع دکترین سازی
می شویم.

من درباره گفته های دکتر صدرا باید به نکته ای اشاره کنم. نخست باید واژه دکترین
را از لحاظ لغوی بررسی کنیم و سپس درباره کاربرد این اصطلاح قضاوت و داوری کنیم. با
مراجعه به بیشتر فرهنگ های لغت، حتی فرهنگ هایی مثل و بستر، آکسفورد و
دائرهالمعارف ادیان، معانی مختلفی را برای دکترین می یابیم؛ از جمله آن که به
آموزه، اعتقاد به یک حقیقت نظری، فلسفه و مکتب فکری اشاره شده است، هم چنیندکترین
را به معنای فلسفه هم به کار بردهاند؛ و وقتی میگوییم:

دکترین مهدویت، یعنی فلسفه مهدویت. معنای دیگر آن، مکتب فکری(School of Thouht) است و دکترین مهدویت به معنای مکتب فکری مهدویت است.

سومین معنایی که برای دکترین شده است، ایسم به معنای گرایش است که بر طبق آن
منظور از دکترین مهدویت، مهدویت گرایی است.

ما می توانیم لفظ دکترین را در هر سه این معانی استفاده کنیم. علاوه بر این که به
نظر می رسد، آن چه بیشتر به معنای آموزه به کار می رود، معنای لغوی دکترین است
منتها این واژه، در اصطلاح شناسی یا در معانی ضمنی، معانی دیگری به خودش گرفته است.
مثلاً دکترین در ادبیات سیاسی که در فرهنگ ژورنالیستی، متعارف ترین معنای استعمال
شده دکترین است به معنای تئوری سیاسی است، و یا در کاربرد ما از اصطلاح
دکترین مهدویت منظور نظریهای است که مبتنی بر مؤلفه مهدویت باشد.

دکتر صدرا: این که مبنای عمل در سیاست باشد، یعنی اتصال آن به سیاست، درست نیست.
مقصود، این است که راهنمای عمل در گزینه سیاست باشد.

دکتر موسوی: اشکال ندارد!

جعفری: ناخودآگاه، درگیر این واژه می شوید، و لو اسمش را به زبان نیاورید؛ چون، در
جامعه پیش از ظهور یا بعد از ظهور، با آن سر و کار دارید.

دکتر موسوی: دو نکته در این جا ست: یا مثل ترومن، این دکترین را فقط در فضای سیاست
به کار ببریم، یا این که دکترین را به عنوان یک آموزه دینی به کار ببریم که سیاست
هم جزئی از آن است. تعریف نخست، مورد توجه نیست و تنها معنای دوم مد نظر ما ست.

به نظر می رسد که حداقل، دغدغه دوستان، این نیست که ما تنها این دو معنا را به کار
ببریم، بلکه معنای دیگری از دکترین شده است و در ادیان و مذاهب دیگر هم وجود دارد
که بیشتر مورد توجه ما ست و با آموزه های دینی ما بیشتر سازگار است. مثلاً دکترین
در مسیحیت، به معنای دوم است و در دائر المعارف کاتولیک آمده است. در مسیحیت، وقتی
توماس آکوئیناس کلمه دکترینِ را به کار می برد، به همین معنا به کار می برد.
این که دکترین را آموزه ای می داند که رستگاری را برای پیروانش می تواند به
ارمغان بیاورد، آن را به معنای شرع مقدس به کار می برد.

در مسیحیت، دکترین را به معنای تعالیم مذهبی شفاهی و تبشیرهای انجیل به کار
می برند یا یهودیان دکترین را به معنای تعلیمات تورات به کار می برند.

از دیگر مواردی که لفظ دکترین در آن استفاده شده، آموزه مای است که خیلی به
مفهوم فن نزدیک است و از آن به دکترین مای تعبیر شده است.

بنابراین، از آن جا که ما برای اوّلین بار دکترین را برای مهدویت به کار
می بریم و جعل اصطلاح می کنیم، این سؤال پیش می آید که: آیا این استفاده، از جهت
ادبی و اصطلاح شناسی، درست است یا نه؟

در جواب باید گفت، با توجه به این که لفظ دکترین به معنای فلسفه و گرایش است،
هیچ اشکال ندارد که این اصطلاح را در ادبیات و فرهنگ خودمان، برای مهدویت استفاده
کنیم.

پرسش دومی که مطرح می شود، این است که: پس از جعل اصطلاح، چه معنا و مفهومی از
دکترین مهدویت قصد می شود؟ چه چیزی را می خواهیم ادا بکنیم؟ آیا مهدویت به مثابه
دکترین ترومن (سیاسی) است، یا به معنای آموزه کلامی؟

به نظر می رسد که با توجه به این که مهدویت یک باور کلامی است، بنابراین می توانیم
آن را به عنوان یک مبنای کلامی و نه صرفاً سیاسی، استفاده کنیم.

البته لازم است در این جا این پرسش را مطرح کنم که: آیا دکترین مهدویت به جهت این
که برآمده از علوم دینی ماست، نمی تواند جنبه راهبردی داشته باشد؟ آیا فقط باید
مفسرانه به آن نگاه کنیم یا این که می توانیم آن را به عنوان یک نظریه ای که
می تواند حتّی جنبه های استراتژیک و راهبردی هم داشته باشد، مورد توجه قراردهیم؟
باید گفت که دکترین، در مسائل مذهبی، صرفاً یک تئوری نظری و انتزاعی نیست، بلکه
جنبه های راهبردی و عملی هم در آن لحاظ شده است.

دکتر صدرا: البته تفاوتش با تئوری، در همین است.

دکتر موسوی: دقیقاً، فرق آن دو، در جنبه راهبردی و عملی اش است. به علاوه این که ما
می خواهیم فعلاً از مهدویت در عصر غیبت استفاده کنیم، نه در عصر ظهور. خیلی از
مشکلاتی که الان داریم، نیازمند مدل هایی است که در حوزه های متفاوت بتواند
پرسش های ما را پاسخ دهد. الان بحثی در نسبت میان سنت و مدرنیته وجود دارد و فردی
مثل هابرماس، مشکلات مدرنیته را میبیند و میگوید وقتی پروژه مدرنیته به کمال رسید،
مشکل حل می شود، یا پست مدرن ها، در حال حاضر، تئوری دیگری بر اساس وحدت گریزی،
کثرت اندیشی، فرار از روایت های کلان، تنوع اندیشی و امثال آن مطرح می کنند یا
سنت گرایانی مانند شوان و رنه گنُون و …، در نقد مدرنیته به سمت حکمت خالده
رفته اند. حال، آیا ما نمی توانیم مهدویت را به مثابه یک نظریه در عصر قبل از ظهور
به عنوان دکترین مطرح کنیم؟ چه اشکالی دارد که ما از پتانسیل و توانایی که در
مهدویت هست، قبل از ظهور، دکترین بسازیم؟

یا به عنوان مثال دیگر، روشن فکران داخلی ما، در حوزه دین شناختی، یک مدلی به نام
معنویت را مطرح کرده اند و گفتهاند، مدلی را در دین گرایی عصر مدرن، تحت عنوان
معنویت، حتی جای گزین فهم سنتی از دین، مطرح کنیم.

در واقع، این مسئله، خیلی دامنه وسیعی دارد. مثلاً چند سال پیش، یکی از روشن فکران
ما این بحث را مطرح کرد که با توجّه به تحقق مدیریت علمی و وجود نظم و قانون در
اجتماع، آیا می توان برای دین هنوز کارکرد اجتماعی قائل شد؟ مثلاً وقتی ژاپن که در
نظم اجتماعی و اخلاق اجتماعی توانست به یک حد ایده آل برسد، بعضی گفتند: آیا دین،
کارکرد خودش را در حوزه اجتماع از دست نداده است؟ آیا با وجود مدیریت علمی، هنوز
نیازی به دین داریم؟ این حرف ها، مثل همان حرفی است که ماکس وبر زد و گفت با رشد
عقلانیت، ما از دین، اسطوره زدایی می کنیم. حالا در این موضع، آیا ما واقعاً
نمی توانیم از مهدویت، در حوزه سیاست، حکومت و دیگر عرصهها نظریه پردازی کنیم، به
طوری که کارایی داشته باشد؟ به نظر می رسد این توانایی در بحث مهدویت وجود دارد.

دکتر صدرا: بحث ما، بسیار دقیق است و من، واقعاً، روی مسئله دکترین کار نکرده ام،
ولی قبلاً مسئله تئوری را بررسی کرده ام. قبلاً، تئوری ها را به عنوان فرضیه و
مساوی با آن می گرفتند و وقتی قانون، مساوی تئوری شد، آن را قانون می دانستند،
اما الان تئوری را بیشتر به شکل یک طرح نظری می دانند و به آن آموزه و
آموزش و دانش و مانند آن می گویند، چون متوجه شدند که آن، یک بُعد عملیاتی
دارد. دکترین را به حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم کردند و آن را بیشتر به جنبه
اندیشه عملیاتی اختصاص دادند.

البته، اینها را به نوعی می توان جمع بندی کرد یعنی آخرین نظریاتی که وارد این
فرضیه میشود، بحث مهدویت است. بشر، الان، به بحرانِ تا حد بن بست رسیده است و ما
نباید بشر را مأیوس کنیم، بلکه باید دروازه ای را فرا روی بشر باز کنیم تا به آینده
خود امیدوار شود.

امروزه، یک نوع تفکری به نام تفکر فعال و پوی وجود دارد که من نیز روی همین
مسئله تأکید می کنم. همه ما قبول داریم که اصل مهدویت، یک جریان فرا تاریخی و الهی
است. خداوند، در نظام خلقتش، حکمتش را هم تداعی کرده و تحقق نهایی هم با اوست. وقتی
از معصوم هم در این باره می پرسیدند، می فرمود: ما هم زمانش را نمی دانیم و این،
جزء علم الهی است، اما وظیفه ما، در حال حاضر، تبیین درست این مسئله است. از وقتی
که حضرت آدم می خواست وصیت بکند، می گفت: منتظر باشید که او سرانجام خواهد آمد..
پس از آن، پیامبران و اولیا نیز یک به یک آمدند و چنین امیدی را به جامعه تزریق
کردند، لکن باید به شکل کامل تر و روشنتری تبیین شود.

به طوری که دوستان اشاره فرمودند، حتی نظام اقتصادی آن را هم می توان ترسیم کرد، یا
این که حکومتش چه طوری اداره می شود؛ سیره معصومان(، هم تبیین این قضیه بوده است.
در این جا، باید به این نکته هم اشاره کنیم که باید آینده پژوه باشیم و آینده خود
را مورد بررسی و پژوهش قرار دهیم، یعنی این که جریان ها را بدانیم و بعد حرکت کنیم.
البته ما نمی توانیم پیشگویی کنیم و باید از پیشوا کمک بگیریم و اولیا نیز می آمدند
و از طریق علم الهی خبر می دادند.

به هر حال، آینده پژوهی، ما را به سمت خود میکشاند. غایت پژوهی غیر از آینده پژوهی
است؛ به عنوان تکمله آن مفید است. آینده پژوهی یا تحلیل آینده به معنای پیش بینی
آینده به ویژه در چهار چوب یک فلسفه تاریخ است. حال این که غایت پژوهی، برای تحلیل
ظرفیتها و شرایط، صورت پذیرفته و به معنای پیش گویی نهایت آینده یا آینده نهایی،
به ویژه در چهار چوب یک مکتب است. معصومان هم آمدند تا آینده را تبیین کنند. این
گونه مسائل، نیازمند تبیین عقلی و علمی است. البته کار اصلی ما، تفسیر است و نه
تبیین؛ چون غیرمعصوم، قدرت تبیین آینده را ندارد و ما نمی توانیم الان تشخیص بدهیم
که در زمان ظهور حضرت، چه می شود، اما می توانیم با توجه به مجموعه اطلاعات خودمان،
گزارشی به جهانیان ارائه بدهیم.

جعفری: به نکته خوبی اشاره فرمودید! ما می توانیم با توجه به اطلاعاتمان این مسئله
را در حد خودمان تحلیل و تجزیه کنیم. مثلاً ما فهمیده ایم که دو نوع نظام وجود
دارد: نظام سوسیالیستی و نظام لیبرالیستی. حالا سؤالات ما در مورد همین است، و سؤال
سوم نداریم. قطعاً، صد سال پیش، این سؤالات مورد مبتلا نبود. ما از این دریای
بی کران می خواهیم برداشت کنیم، اما این، برداشت ماست، نه برداشت معصوم؛ چون،
معصوم، نسبت به این مسائل، آگاهی کامل دارد، ولی ما علم و آگاهی نداریم، بلکه
برداشتی است که می توان به عنوان فرضیه از قدر متقین دین برداشت نمود. ما در حقیقت،
ترویج تئوری و دکترین نمی کنیم، بلکه این فرایند، ویژگی هایی دارد که بدان ها اشاره
می کنیم. ما می دانیم که مهدی می آید و آمدنش، حتمی است، اما جبری نیست؛ چون بین
ضرورت و جبر، تفاوت وجود دارد. اگر چیزی ضرورت پیدا کند علاوه بر آن، انسان ها نیز
باید بخواهند و وقتی خواستند، دقیقاً آن را جذب می کنند. مثلاً، وقتی درخت سبز شد،
باران را به خودش جذب می کند. حال که باید این مسئله انجام بگیرد، بحث انتظار مطرح
می شود، یعنی آمادگی فعال، پویا، سازنده، مثبت، مؤثر، انقلابی که زمینه سازی کند،
نه مهدی گری و مهدی گریزی. لازمه آن هم ترویج است. ترویج هم دو کار می کند: یکی
بستر سازی و دیگری تعجیل در ظهور حجت.

دکتر موسوی: یکی از سؤال هایی که بعضی از مواقع ذهنم را متوجه خود می کند، این است
که آیا واقعاً بحث مهدویت، به عنوان یک پیش گویی دینی، مبتنی بر جبر تاریخ است؟
آیا اعتقاد به مهدویت ـ که مبتنی بر این پیش فرض است ـ اختیار را از ما سلب می کند
یا این که اختیار انسان ها در جوامع انسانی اثر دارد؟.

به نظر می رسد که اصل مهدویت، یک امر حتمی و قطعی الوقوع است و اگر تنها یک روز از
عالم مانده باشد، خداوند، آن روز را طولانی می کند تا حضرت ظهور کند، ولی تسریع در
مهدویت، امر اختیاری و مبتنی بر اراده انسان هاست. انسان ها می توانند در حکومت
مهدوی سهم داشته باشند، کما این که قرار بود حضرت موسی سال ها از قوم خودش غایب
باشد، اما دعا و نیایش مردم این را کاهش داد. اراده انسان ها می تواند تسریع بخش
مهدویت باشد و اگر اصل مهدویت، یک مفروض کلامی هم باشد، تسریع در مهدویت، یک امر
اختیاری است.

اجازه بدهید به مسئله مهدویت، صرفاً نگاه کلامی نداشته باشیم و نگوییم که قرآن و
روایات مهدویت را پیش بینی و ثابت کرده اند، بلکه آن را از جنبه عقلانی و خرد ورزی
هم بررسی کنیم. اگر حتی نگاه برون دینی هم داشته باشیم و مفروض بگیریم که ادیان بحث
منجی را مطرح نکرده باشند، باز هم خردورزی، ما را به این نکته می رساند که حقیقت از
باطل بهتر است و وحدت بهتر از کثرت است. بنابراین، اگر از این زاویه هم نگاه کنیم،
به نظر می رسد باز هم حوزه اختیار و اراده انسانها اعتبار دارد. مالرو در قرن پیش
گفت، در قرن بیست و یکم، جهان به جهت این نَفْسِ ابلیس زده، یا از بین می رود و یا
جهان دینی خواهد شد. البته، ما چون داریم بر اساس یک پیش فرض دینی سخن می گوییم،
شاید خیلی راحتتر بتوانیم سخن بگوییم، چون قبلاً، در دین، پیش گویی شده است، در
حالی که اگر این پیش فرض را هم برداریم و از دیدگاه عقلانی بررسی کنیم، باز هم به
این نقطه می رسیم که به تعبیر بعضی از اندیش مندان تنها یک انسانی فرا زمینی
می تواند ما را به این وحدت جهانی برساند.

به هر حال، اگر مهدویت را چه به عنوان یک تئوری کلامی و چه به عنوان یک تئوری غیر
کلامی، طرح کنیم، در هر دو حوزه، قابلیت دکترین شدن را دارد.

جعفری: اگر بخواهیم دکترین را از یک منظر کلامی، یا منطق فراتر از کلامی و یا غیر
کلامی نگاه کنیم، شاید فایده چندانی در تعریف آن برای ما نداشته باشد، چون دامنه اش
خیلی محدود است، اما اگر ما فراتر از این نگاه کنیم، گستره کار فراتر از این می شود
و با مردم غیر دینی هم یک زبان مشترکی پیدا می کنیم. اگر تنها بخواهیم از منظر
کلامی، مهدویت را بررسی کنیم، زبان گفت وگویمان محدود می شود.

دکتر صدرا: اگر زبان کلامی با استدلال عقلی همراه باشد، به یک زبان خاصی محدود
نمی شود.

دکتر موسوی: حرف آقای جعفری، بر یک استدلال فلسفی و برون دینی ناظر است و هیچ
اشکالی ندارد. ما در بحث کلامی و سنّتی خود، بحث نیاز به وحی و رسولان را به عنوان
مبحث نبوت عامه با استدلال ثابت کرده ایم، نه این که چون متون مقدس گفته اند، ما هم
می گوییم. بلکه در هر دو صورت، می توانیم این مسئله را مطرح کنیم. از مدینه فاضله
افلاطون تا آگوستین و فارابی، همه، در مورد یک جامعه ایده آل بحث کرده اند، اما هیچ
کدام با توجه به مدل های دینی، این بحث را مطرح نکرده اند. ما می توانیم بحث مهدویت
را در حوزه کلام با عنوان مهدویت و در حوزه غیرکلام با عنوان مصلح جهانی یا
منجی مطرح کنیم و در دین پژوهی تحت عنوان مهدی گرایی و منجی گرایی و یا مفهوم
نجات سخن بگوییم. اصلاً، اگر شما به یک دین خاصی هم وفادار نباشید، به این باور
می رسید که ناگزیر اصلاحات عمومی عالََم، نیازمند به یک انسان آسمانی است.

پورسیدآقایی: علی رغم صحبت های زیادی که شد، هنوز یک تعریف جامعی از دکترین مهدویت
نشده است.

دکتر صدرا: دکترین مهدویت، یک نظریه ای است که با تکیه بر آیات و روایات تنظیم شده
است، یعنی ما در فرهنگ دینی، مهدویت داریم، نه دکترین مهدویت. اگر یکی از من بپرسد:
مهدویت را تو ساختی؟ می گویم: نه! در منابع اسلامی آینده مهدویت آمده و حتی شرایط
آن هم ذکر شده است، مهدویت در سنت دینی ما هست و در جریان است، چه من به آن معتقد
باشم و چه نباشم، منتها وقتی می گویم: دکترین مهدویت، یعنی می خواهم از مهدویت یک
لباسی به قامت عصر غیبت بسازم و این را پاسخ بدهم که در عصر غیبت، از مهدویت شناخت
انسان و امید به آینده چه استفاده ای می توان کرد؟ پس دکترین مهدویت، یک تئوری
راهبردی است که تئوریزه می شود.

پورسیدآقایی: البته درباره مهدویت هم به ما دستور داده شده که نگاهی کاربردی داشته
باشیم. مثلاً وقتی در روایت گفته می شود: یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی
سلطانه یعنی باید نگاه کاربردی به مهدویت داشته باشیم.

به نظر میرسد، میتوان بر اساس همین روایت و برخی روایات دیگر نظیر آن، تنوری
ام القری بودن ایران را برای زمینه سازی ظهور در عصر غیبت مطرح کرد.

ام القری بودن ایران لوازم خاصی میطلبد که فعلاً در مقام آن نیستم و خود فرصت
دیگری می طلبد.

دکتر صدرا: یعنی اگر ما فعالیتی کردیم، تحقق پیدا می کند، ولی اگر فعالیتی نکنیم،
آن کار انجام نمی شود؟

دکتر موسوی: به قول شما، اصل مهدویت، دستور متون دینی است، ولی فرض بگیرید که ما
الان به این نتیجه می رسیم که یک دانشگاه مهدویت یا دانشگاه مجازی بسازیم. در این
صورت اراده ما، در طرح مسئله مهدویت دخالت دارد. و در واقع این ما هستیم که
میتوانیم از آموزه مهدویت، نظریهسازی کنیم و دکترین بسازیم.

دکتر صدرا: اگر از ما نمی خواستند، این کار را نمی کردیم.

دکتر موسوی: این دانشگاه مجازی را که از ما نخواستند.

دکتر صدرا: در زمان های مختلف، شیوه های ابراز مهدویت، فرق می کند.

دکتر موسوی: من هم می خواهم همین را عرض کنم.

دکتر صدرا: در این که این رسالت بر عهده ماست، شکی نیست منتها باید با زبان های
مختلف و مناسب با زمان، بیان کنیم و از تمام ابزارهای ممکن هم استفاده کنیم. اصلاً،
آموزه بودن، یعنی کاربردی بودن و قابلیت داشتن در عرصه های مختلف اقتصاد و

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.