پاورپوینت کامل نسیبه، دختر کنعان ۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نسیبه، دختر کنعان ۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نسیبه، دختر کنعان ۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نسیبه، دختر کنعان ۲۰ اسلاید در PowerPoint :
نسیبه فکر نمی کرد در صحنه احد با شوهر و دو فرزندش، دوش به دوش یک دیگر بجنگند و از رسول خدا (ص) دفاع کنند. او فقط مشک آبی را به دوش کشیده بود و برای آن که در میدان جنگ به مجروحین آب برساند، مقداری نوار از پارچه تهیه کرده و همراه آورده بود تا زخم های مجروحین را ببندد.
اگر تیراندازانی که در میان شکاف تل عنین نگهبانی می دادند، آن جا را به هوس به دست آوردن غنائم ترک نمی کردند، مسلمانان چند قدمی بیش تا پیروزی فاصله نداشتند. آن ها گمان می کردند هر کس هر چه را به غنیمت بگیرد، مال خودش خواهد بود.
هرچه فرمانده از حساسیت تل عینین گفت اثر نکرد.
ـ دیگر جنگ تمام شده.
ـ باید در فکر جمع آوری غنائم بود.
ابوسفیان از این غفلت استفاده و گروهی را به فرماندهی خالد بن ولید به آن سو فرستاد. آن ها از آن شکاف میان دو کوه گذشتند و در چشم بهم زدنی وضع دگرگون شد.
نسیبه دختر کعب مازنیه وارد خانه شد. باندهایی سفید با لکه هایی از خون روی شانه اش خودنمایی می کردند. روی جای جای لباسش، شکاف هایی دیده می شد و در گوشه چادرش، سوراخی معلوم بود که جای تیر بود. دیگر رمقی برایش نمانده بود. خستگی در صورتش موج می زد. قطرات عرق صورتش را پوشانده بود. وارد خانه شد و در گوشه ای تن خسته اش را رها کرد.
چشم باز کرد و طبیب را بالای سرش دید. خواست بنشیند. درد در تمام بدنش پیچید. لب هایش را بهم فشرد. طبیب آرام پرسید: چه شد نسیبه که این گونه زخمی شدی؟ کدام نامردی به زن مشک بر دوش حمله می کند؟
نسیبه به گوشه اتاق خیره شد. صحنه ها بار دیگر پیش چشمانش جان گرفتند. متحیر در میان میدان ایستاده بود، مشک بر دوش و بدون سلاح. یک نگاهش به سمت کوه بود و مردانی که با عجله سلاح هایشان را بر زمین می انداختند و از کوه بالا می رفتند و یک نگاهش به پیامبر که با تعداد اندکی، در میانه میدان، هم چنان استقامت می کردند. ناگهان مردی را دید که به سمت پیامبر حمله کرد. خم شد. شمشیری از روی زمین برداشت و به طرف مرد یورش برد. شمشیر را بر زره مرد فرود آورد و زره اش را شکافت. شمشیر لحظه ای در میان زره دوم که بر تن مرد بود، گیر کرد و مرد فرصت را غنیمت شمرد و ضربه ای محکم به کتفش زد. نسیبه فریادی کشید و به زمین غلتید. پیامبر به پسر نسیبه که در سمت دیگر ایشان به جنگ مشغول بود، فرمودند: زخم مادرت را ببند.
طبیب هم چنین منتظر پاسخ بود. نسیبه نگاهی به طبیب کرد و گفت: دشمن از پشت حمله کرد. خیلی ها فرار کردند. من هم مشک را رها و با شمشیر و کمان از پیامبر دفاع کردم.
این بار یکی از پسرانش زخم برداشت. به سرعت زخم پسرش را بست. رسول اکرم(ص) از مشاهده شهامت این زن لبخندی در چهره داشت. همین که نسیبه زخم فرزند را بست، به او گفت: «فرزندم زود حرکت کن و مهیای جنگیدن باش». هنوز این سخن به دهان نسیبه بود که رسول اکرم(ص)، شخصی را به نسیبه نشان داد و فرمود: «ضارب پسرت همین بود.»
نسیبه چون شیر به آن مرد حمله برد و شمشیری به ساق پای او نواخت و او را بر زمین افکند. رسول خدا(ص) فرمود: «خوب انتقام خویش را گرفتی، خدا را شکر که به تو ظفر بخشید و چشم تو را روشن ساخت.»
طبیب از شمردن زخم های
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 