پاورپوینت کامل پای صحبت تیم دختران ۳۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پای صحبت تیم دختران ۳۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پای صحبت تیم دختران ۳۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پای صحبت تیم دختران ۳۷ اسلاید در PowerPoint :

دخترها نه. کارها را درست انجام نمی دهند. خدا نکند این جمله را تاحالا شنیده باشید. البته این فکر ممکن است گاهی از ذهن بعضی ها عبور کند. البته فقط عبور می کند. سال های سال است که دخترها توانسته اند با نشان دادن توانایی هایشان خط بطلان بر روی این فکر بکشند. حالا دیگر دخترها پایه ی اصلی کارهای بزرگ تر شده اند. به بهانه ی روز دختر خواستیم با یک گزارش گوشه ای از این توانایی ها را به شما نشان بدهیم. سر از شیراز درآوردیم. یک گروه دختر که توی مؤسسه ی موعود فارس فعالیت می کنند. یک گروه بسیار فعال که برای هدف و تصمیمی که گرفته اند ارزش زیادی قائلند. البته هدف بزرگی هم دارند. کار کردن برای حضرت مهدی، کار ساده ای نیست. مهم این است که این دخترها تمام تلاش، ابتکار، خلاقیت و توانشان را برای آشنا کردن مردم با دنیای زیبای انتظار به کار گرفته اند.

خیلی وقت نیست که از آن روزها می گذرد. روزهای خوب و شیرینی که خاطره اش تا ابد در ذهن ما خواهد ماند. هیچ وقت فکرش را هم نمی کردیم که روزی بخواهیم در یک نشریه ی مهدوی از خودمان حرف بزنیم، آن هم به مناسبت روز دختر؛ اما خب بهانه ی خوبی شد تا کمی خاطراتمان را زیرورو کنیم و کمی هم آینده مان را. ما دخترانی بودیم که هرکداممان از راهی جدا به یک راه رسیدیم. امروز برایمان هیچ فرقی نمی کند، کداممان زودتر آمده ایم و کدام دیرتر.

سال ۱۳۸۴ بود. آقای «کفیل» روحانی فعالی که کم تر کسی را مثل ایشان می توان پیدا کرد، «بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)» را در شیراز تأسیس کرد. اولش اتاق کوچکی بود در «مؤسسه ی آموزش عالی آزاد غدیر». طولی نکشید که به حوزه ی علمیه نقل مکان کردیم. یک نفر، دو نفر، انگشت شمار بودیم اما آرمان هایمان به اندازه ی تک تک انسان ها بود. واحد پژوهش، آموزش، کودک و نوجوان بخش های مختلف این بنیاد بودند که اعضایشان هم مبتکر بودند، هم پرهیجان و هم تمام وقتشان را می گذاشتند تا در کارشان بهترین باشند. راستی یادم رفت بگویم که تمام اعضای بنیاد، دختران بودند. سال ها گذشت و بنیاد کم کم پیشرفت کرد.

حالا دیگر بیش تر مردم و مؤسسه های شیراز، بنیاد را می شناسند. واحد خواهران بنیاد که حالا نیروهایش بیش تر شده، هم چنان پایه ی اصلی بنیاد است؛ دانشجو، طلبه و حتی دانش آموزان دختری که هم وغمشان انجام کاری هرچند کوچک برای امامشان است. آن ها از هیچ کاری دریغ نمی کنند. نیمه های شعبان که از راه می رسد، همه بسیج می شوند تا برنامه ها اجرا شوند. دوره های آموزشی مهدویت می گذارند، نشریه چاپ می کنند، مقاله می نویسند و هر کاری که بتواند یک لحظه ظهور را نزدیک تر کند انجام می دهند.

به پستوی خاطره های هیئت امنای قدیمی و جدید بنیاد سرکی کشیدیم تا خاطراتشان را کمی قلقلک بدهیم.

سؤال اول: چه شد که آمدی؟

خانم «امینه صدیقی»، پژوهشگر و مبلّغ مهدویت در مدرسه ها، از قدیمی های بنیاد است.

ـ در مجتمع غدیر آقای کفیل کلاس داشتند. همان ساعت اول روز اول کلاس ایشان درباره ی مظلومیت حضرت مهدی (ع) و این که باید برای ایشان چه کار کرد، صحبت کردند و گفتند که می خواهند کانون مهدویت را راه اندازی کنند. هرکس مایل است بیاید. بعد هم من در ساعت تفریح اسمم را نوشتم و بعد از کانون آمدیم بنیاد.

خانم حوریه امینی از بچه های قدیمی بنیاد، مبلغ، پژوهشگر و… تقریباً آچار فرانسه بنیاد.

ـ شنیدم دوره ای برگزار می شود درباره امام زمان (عج). روز اول همین جوری رفتم، خوشم آمد ادامه دادم. بعد هم مجبور شدم برای شرکت در دوره مهدویت به مربی کلی التماس کنم که اگر لطف خود امام نبود هیچ وقت این راه را نمی آمدم.

خانم سمیرا ولی بیگی از دوستان تازه بنیاد هستند.

ـ هیچی، اتفاقی وارد شدم. از طریق خانم صالحی گول خوردم و آمدم.

خانم سمیه تربتی مبلغ و طراح

ـ یک اتفاق ساده و کوچک. در مجلسی درباره امام زمان (عج) صحبت کردند. خیلی ناقص بود گفتم باید بروم دنبالش یاد بگیرم. دنبال آن جا بودم که بنیاد را شناختم. می خواستم حقیقت حرف های درست و یا غلطی را که شنیده بودم پیدا کنم. یک نفر شماره آقای کفیل را به من داد. ایشان هم یک راست مرا به کلاس فرستاد. هنگام مصاحبه هر چه پرسیدند عکس آن را جواب دادم. و بعد اولین قدم من در بدو ورود به بنیاد شرکت در همایش دکترین مهدویت بود.

خانم سمانه ابراهیمی، پژوهشگر

ـ فکر می کنم یک ذره خودم خواستم ولی بقیه را آقا خواستند دری باز شد که آقا خواستند زیر سایه شان باشیم وگرنه اگر دست خودم بود از این طرف ها رد نمی شدم.

سؤال دوم: فکر می کنی انتخاب شده ای؟

خانم صدیقی: احساس می کنم لیاقت نداشتم. اما از این که امام دوست داشتند من بمانم به خودم افتخار می کنم.

خانم امینی: نه خیلی سخت بود. سخت سخت. چه وارد شدن به این مجموعه و چه کار کردن در آن. اما ارزش تمام این سختی ها را دارد چون حضور امام را با تمام وجود احساس می کنی.

خانم ولی بیگی: بله، آسان. وقتی خود امام زمان کمک می کنند راه آسان می شود.

خانم تربتی: همه چیز تصادفی بود و دست خودم نبود.

خانم ابراهیمی: شاید دو ماه طول کشید تا این جا را پیدا کردم. یه ذره سخت بود اما بعد از پیدا کردن شیرین ترین مزه ای بود که چشیده بودم.

سؤال سوم: یک لحظه ی خوب

خانم صدیقی: اردوی قم در اردوگاه مهدی یاوران و این که وقتی شب می شد، در راه رفت و آمد درب کلاس ها را باز می گذاشتیم تا مسجد جمکران را ببینم.

خانم امینی: در همان دوره ای که شرکت کردم بین ۱۰۰ نفر، من نفر اول شدم. خیلی تلاش می کردم. آخر اصلاً انتظار نداشتم. من هیچ مطالعه اسلامی نداشتم و اتفاقی در دوره شرکت کرده بودم. اما بعدها فهمیدم که وقتی بخواهی راه را برایت باز می کنند و آن وقت احساس وظیفه خیلی سنگین به سراغت می آید.

خانم ولی بیگی: روزهای اول اصلاً فک

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.