پاورپوینت کامل ارکان سلوک بخش اول ۵۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ارکان سلوک بخش اول ۵۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ارکان سلوک بخش اول ۵۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ارکان سلوک بخش اول ۵۲ اسلاید در PowerPoint :
۳۵
عزم:
نخستین رکن سیر و سلوک
نقش و اهمیت عزم
خداوند، نیرویی به انسان عطا کرده است که آدمی به کمک آن می تواند در خود اراده و
عزم بیافریند؛ یعنی گونه ای استواری و استحکام وجودی در خود پدید آورد. اهمیت ونقش
عزم را در چند زمینه می توان دریافت.
یک ـ پیشگیری از سقوط
عواملی که انسان ر در این دنیا به سقوط و افول می کشاند و از راه اصلی باز
می دارد،فراوان است.اجتماع،خانواده،دوستان،شیاطین درونی و بیرونی،وسوسه ها، هواهای
نفسانی،غضب و… هر کدام بر وجود انسان فشار می آورند تا او را از مسیر هدایت باز
دارند و به سقوط بکشانند.
اگر کسی عزم و اراده نداشته باشد،نمی تو اند خود ر از چنگال این عوامل برهاند.
بنابراین، در دام این عناصر گرفتار می اید و نا خودآگاه به جایی می رسد که هیچ گاه
به آن نیاندیشیده است. در مقابل، انسانی که از عزم و اراده ای نیرومند برخوردار
است، در برابر عوامل بازدارندهی تکامل،رشد و ترقی، ایستادگی می کند و خود را از
سقوط، نجات می دهد.
دوـ پیش بردن آدمی در مسیر رشد و کمال
آفرینش انسان، هدف های تعالی بخشی دارد که آدمی باید به سوی آن ها و در راه رسیدن
به آن ها حرکت کند. تنها عامل پیش برندهی انسان در این مسیر، عزم و اراده است. اگر
انسانی عزم و اراده داشته باشد، از جای خود برمی خیزد و با قدم نهادن در راه کمال،
به رشد و تکامل خواهد رسید. در غیر این صورت، مراحل تکامل معنوی و رشد را از دست
داده است.
در حقیقت، انسان بی عزم و اراده، موجودی بی روح و همانند سیبی است که از درون
پوسیده باشد. آن چه انسان را از درون، استوار و زنده نگه می دارد،انسانیت انسان را
شکل می دهد و او را از پوچی و نیستی می رهاند، اراده است.
سه رکن بنیادی سیر و سلوک
از سوی دیگر، عزم و اراده در سیر و سلوک و تقرب به پروردگار، نقش بنیادین دارد،به
گونه ای که عزم و اراده را می توان زیربنای مقامات معنوی و مراحل سیر و سلوک و در
حقیقت، رکن این حوزه دانست. بدون عزم، همه چیز به هم می خورد و بی نظمی حاکم
می شود.
با توجه به سه نقش اساسی عزم؛یعنی بازدارندگی از سقوط، راهبری به رشد و کمال و
زیربنا بودن در سیر و سلوک، به اهمیت آن در زندگی پی می بریم.
قدرت عزم یکی از برترین ویژگی های آدمی است که توجه به چگونگی پیدایش، تقویت و
کارکرد آن می تواند انسان را به بالاترین مراحل خلقت و کمال برساند. در قرآن کریم
و گفتار امامان معصوم (ع)، آموزه های بسیاری دربارهی عوامل پیدایش عزم و اراده و
آداب تقویت آن آمده است، به گونه ای که موضوع عزم را می توان یکی از معارف محوری
قرآن کریم دانست. آن چه در این گفتار می اید، برخی از آموزه های روشنگر و انسان ساز
قرآن دربارهی عزم و اراده است.
معنا و مفهوم عزم
گفتیم که عزم، نخستین و بنیادی ترین رکن سیر و سلوک است.اینک باید دانست عزم چیست؟
ایا همان اراده است یا چیزی برتر از آن؟
گاهی انسان، برای انجام کاری اراده دارد، ولی با پیش آمدن شرایطی، ممکن است آن کار
را رها کند.برای نمونه، کسی که اراده دارد امروز به دانشگاه برود، ممکن است با آمدن
یک مهمان، به دانشگاه نرود. گاهی نیز عزم و ارادهی فرد، قاطع و بدون برگشت است و
هیچ شرطی برای هدف نگذاشته است. برای نمونه، چه میهمان بیاید چه نیاید، آن کار را
انجام می دهد.به این حالت عزم می گویند.
انسان موجودی است که می تواند در برابر عوامل گوناگون اثر ناپذیر گردد؛یعنی اگر عزم
داشته باشد، می تواند بر همهی مؤثره و عوامل چیره شود و به سوی هدف پیش رود. پس
تصمیم بی برو برگرد را عزم می گویند.ما در همین زندگی روزانه به بعضی چیزها عزم
داریم. برای نمونه بر نماز یومیه عزم داریم، برخلاف نماز شب یا دعای کمیل و نماز
جعفر طیار که ممکن است تصمیم به انجام آن بگیریم، ولی به دلیل خستگی یا عامل دیگر،
از خواندن آن چشم بپوشیم. این عزم نیست.
عزم در مسایل سیر و سلوکی، رکن اساسی است. رسیدن به پروردگار هدف اصلی سیر و سلوک
است و اساساً انسان برای آن آفریده شده است، ولی ایا ما عزم رسیدن به این هدف را
داریم؟
نفس عزم داشتن بر کار، فضیلت است، هر چند در کار خللی هم پیش اید. عزم،به انسان
حالت می دهد و او را بی قرار می کند.برای نمونه، کسی که قصد مسافرت دارد، همیشه شب
پیش از سفر، از خواب می پرد. کسی نیز که عزم دارد معصیت نکند، نفس این کار او
پسندیده است.اگر عزم نداریم، نخستین رکن سیر و سلوک را نداریم. در این صورت،
سراپردهی سیر و سلوک بر زمین می افتد؛ زیرا هیچ خیمه ای بدون ستون بر پا نمی ماند.
تقویت دیگر ارکان سیر و سلوک مانند: ایمان،راست گویی، خویشتن داری و شایسته کرداری
نیز به تقویت عزم بستگی دارد. این ارکان بدون عزم، دوام نمی آورند.پس عزم هم مهم
ترین رکن سیر و سلوک است و هم رکن ارکان سیر و سلوک؛ یعنی دیگر ارکان سیر و سلوک
بدون عزم، قوام نمی یابند.
عزم و یقظه (بیداری)
برخی بزرگان در کتاب های سیر و سلوک، یقظه (بیداری) را نخستین مرحلهی سیر و سلوک
می دانند. به گفتهی آنان، فرد سالک، اول باید بیدار شود؛ یعنی در حقیقت، حتی برای
عزم، ابتدا بیداری لازم است. با این حال، ممکن است انسان بیدار شود، ولی عزم نکند
و به حرکت در نیاید و وارد سیر وسلوک نشود.پس بیداری با رفتن ملازمه ندارد،ولی عزم
بدون رفتن و حرکت، امکان دارد.
عازم (عزم کننده) در مبدأ نیست، بلکه همیشه در مسیر بوده و رو به مقصد در حرکت
است. کسی که بیدار می شود، هنوز در مبدأ است و اگر بخواهد حرکت کند، باید عزم کند.
در مقابل،انسان عازم هیچ گاه در مبدأ نخواهد ماند، بلکه همواره در تلاش و تکاپوست.
عزم و آرزو
مسألهی مهم تری که از همین جا ریشه می گیرد، تفاوت عزم و آرزوست.ممکن است کسی
مقامات معنوی و کمال روحی را بشناسد و آرزوی رسیدن به آن ها ر نیز داشته باشد و
گاه از فراق آن ها گریه کند و غصه بخورد، ولی برای رسیدن به آن ها هیچ حرکتی انجام
ندهد. جریان عادی زندگی چنین کسی رو به کمال نیست.چنین کسی به مسجد می رود و در
دعای کمیل شرکت می کند، ولی هنگام بازگشت، همان مسیر پیشین را می پیماید. این فرد،
آرزوی رسیدن به کمال را دارد، ولی عازم رسیدن به آن نیست. چنین انسانی مانند کسی
است که پای کوه نشسته است و به او می گویند آن طرف کوه، چشم انداز جالبی وجود دارد.
او نیز آرزوی رسیدن به آن جا رادر سر می پروراند، ولی برای بالا رفتن از کوه هیچ
حرکتی نمی کند.
به طور طبیعی کسی که در حال حرکت است، به برکاتی نیز دست مییابد. برای مثال، گاهی
او را با طناب بالا می کشند و کمکش می کنند. آن طناب برای کسی است که در راه است نه
کسی که پای کوه بنشیند. پس عازم سه بهره می برد که نشستهی آرزومند از آن ها محروم
است:
اـ استعانت از خدا؛ ۲ـ شفاعت؛ ۳ـ جذبه.
بهره های عازم
الف ـ استعانت
استعانت؛ یعنی این که به سالک، انرژی و نیرو بدهند و او را کمک و هدایت کنند؛
«قَوّ علی خدمتک جوارحی واشدد علی العزیمه جوانحی.» این قوّت جوارح و کمک نصیب کسی
می شود که در حال رفتن است. کسی که در مسیر اطاعت است، بر اطاعت قوّت می گیرد، نه
آن که هنوز پای بند خویش است.به دیگر سخن،کمک های خدایی تنها به کسی می رسد که عازم
است.
ب ـ شفاعت
انسانی که در مسیر صعودقرار دارد، هم چنان به کمک نیاز دارد. در این حالت،کسانی که
از او پیش تر رفته اند، او را کمک می کنند، دستش را می گیرند و برای توانایی و
هدایت او، از خدا کمک می خواهند.این کمک ها نیز از آنِ کسی است که در حال رفتن
است، نه کسی که اصلاً در اندیشهی رفتن نیست.
ج ـ جذبه
مقامات معنوی، در سیر و سلوک فراوان، بلکه بی نهایت است. انسان نمی تواند به همهی
کمال ها برسد و هر قدر هم راه بپیماید، باز کم می آورد؛ چون کمال ها، بی نهایت و
مقامات بسیارند و عمر او کم و توانش کمتر است. این جاست که اگر انسان را جذب نکنند
و دست او را نگیرند و پروازش ندهند، خود او به جایی نمی رسد. این است که در رسیدن
به معنویات، گاهی دیده می شود کسی بدون پیمودن راه، به طور ناگهانی از خصلت های زشت
بریده می شود و خصلت های خوب فراوانی را به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 