پاورپوینت کامل (قرائتی نو از واژه کهن (موفّقیت ۹۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل (قرائتی نو از واژه کهن (موفّقیت ۹۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل (قرائتی نو از واژه کهن (موفّقیت ۹۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل (قرائتی نو از واژه کهن (موفّقیت ۹۰ اسلاید در PowerPoint :
۷۶
بکوشیم که عظمت، در نگاه ما باشد، نه در آنچه بدان می نگریم. آندره ژید
اندیشه و اندیشیدن، هنری است که باری تعالی به انسان هدیه کرد و انسان برای این
بهتر هدیه الهی انتخاب شده است.
دیگرگونه اندیشیدن، هنری فراتر از اندیشیدن است. هنری است برآمده از وسعت روح و به
عظمت بی کران خلقت. این که هر لحظه و هرجا، حس کنیم، برگزیده اویی هستیم که از
روح خود در ما دمیده و ما را به عنوان منتخب خویش، بر پهنْ دشت کره خاک،
برگزیده، احساسی دیگر و به دنبال آن، تفکری دیگر در ما ایجاد می کند؛ تفکری که
برآمده از حس عظمت و کرامت است؛ تفکری که به انسان، نگرش نو می بخشد و در سایه
این نگرش نو، دیدی ژرف تر، شکل می گیرد و فراسوهایی که تا اندکی قبل، در عرصه
دید نبودند، اینک به آسانی خود را می نمایند. اگر دید ما نسبت به خود، عمیق تر
و ژرف تر باشد، برداشت ها و نگرش های ما نیز ژرف تر و متفاوت خواهد بود. برای
این که دیدی دیگرگونه نسبت به جهان پیرامون خود پیدا کنیم، در آغاز باید
دیگرگونه نگریستن را نیز بیاموزیم، و اگر شیوه دیدن خود را عوض نکنیم، هرگز
دیگرگونه دیدن را نخواهیم آموخت!
اصطلاح «تغییر برداشت»،(۱)
نخست توسط توماس کوهن در کتاب چشمگیرش، «ساختار
انقلاب های علمی»(۲)
معرفی و مطرح شد. توماس کوهن نشان می دهد که چگونه تقریباً
هر پیشرفت علمی، نخست، حاصل سنّت شکنی و جدایی از شیوه های پیشین تفکر و برداشت های
کهنه بوده است. از دیدگاه تولی (منجم بزرگ مصر)، زمین، مرکز عالم بود؛ اما کوپرنیک
این برداشت را تغییر داد و با قراردادن خورشید در مرکز عالم، سر و صدای بسیاری
ایجاد کرد. ناگهان همه چیز تفسیری تازه یافت. البته همیشه دگرگونی هایی که در نگرش
و برداشت پدید می آیند، در جهت مثبت نیستند.
اگر بخواهیم دگرگونی های نسبتاً کوچکی در زندگی مان ایجاد کنیم، شاید کافی باشد
توجه مان را به گرایش ها و رفتارهایمان معطوف کنیم؛ اما اگر بخواهیم دگرگونی
عمده و بزرگی به وجود بیاوریم، می باید ابتدا نگرش ها و برداشت های اصلی خود را
تغییر دهیم، همچنان که ثارو(۳)
می گوید: «هر ضربه ای که هزاران برگ خشک را
به زمین می ریزد، تک ضربه ای است که به ریشه ای زده اند».(۴)
پس دیگرگونه اندیشیدن، یعنی دیگرگونه بودن؛ یعنی تفسیری متفاوت از حیات داشتن و
اینها یعنی موفقیت.
درک و شناخت، اولین گام در موفقیت است
به کلام ادیسون توجه کنید: «وقتی به مقبره بزرگان می نگرم، هرگونه احساس
رشک در من می میرد. هنگامی که به سنگْ نوشته زیبارویان می نگرم، هرگونه آرزوی
اغراق آمیز را از دست می دهم. وقتی اندوه پدران و مادران را برمزار فرزندانشان
می بینم، دلم از شفقت آب می شود. وقتی مقبره پدر یا مادری را می بینم، بیهودگی
اندوه بر رفتگانی را می بینم که چندی دیگر، خودمان باید از پی آنها برویم. وقتی
پادشاهان را در کنار آنان که معزولشان کردند (رقیبان هوشیار)، خفته می بینم یا
رهبرانی را که با ستیزه ها و جدال هایشان جهان را دچار تفرقه کردند، با اندوه و
حیرت، به رقابت ها و نفاق ها و مشاجره های حقیر آدمی پی می برم. وقتی به تاریخ
مقابر می نگرم (چه آنها که دیروز مُردند و چه آنها که ششصد سال پیش) به روز عظیمی
می اندیشم که همه ما معاصرانی خواهیم بود که با هم به پا خواهیم خاست».
بیایید قضیه ای را که به دنبال آن هستید، از دیگر سو بنگرید. فرض کنید قضیه تحقق
یافته است. پس مقصدتان را به روشنی بشناسید و بدانید که راه به کجا می برید و
بدانید که اکنون چه قدر از مقصد، فاصله دارید. مردم، اغلب با پیروزی های تهی
مواجه می شوند و موفقیت هایی که به بهای چیزهایی به دست آمده اند که ناآگاهانه
آنها را ارزشمندتر دانسته اند.
هرگاه عمیقاً بدانیم چه چیز برایمان مهم است و آن تصویر را در ذهنمان تثبیت کنیم،
زندگی مان را در مسیر تغییر و تحول واقعی هدایت کرده ایم.
از آرمان ها و آرزوهای خود، تصویر زیبا و جامعی ترسیم کنیم و ببنیم آیا این تصویر،
دقیقاً همان مطلوب ماست یا خیر؟ نجارها ضرب المثل جالبی دارند: «دوبار اندازه
بگیر و یک بار ببُر».
به یاد داشته باشیم که بسیاری از شکاف ها ناشی از عدم شناخت است.
طبیعت، نمایش سخاوتمندانه نیروی جمعی است، ما هم کم تر از طبیعت نباشیم
اکُولوژی (طرز زندگی موجودات و رابطه آنها با محیط)، به طور عمده، نمایانگر
کار مشارکتی در طبیعت است. هر چیز به چیز دیگر وابسته است. تنها در قالب روابط
مشارکت آمیز است که نیروهای خلّاق اوج می گیرند و به حدّ اعلا می رسند. به همین
دلیل، رابطه اعضا می تواند نیرویی را برای آفرینش فرهنگِ روحیه گروهی در محیط خانه
و کار به وجود آورد. هرچه رفتار صادقانه تر باشد و مشارکت در تجزیه و تحلیل مسائل،
مستمرتر باشد، خلاقیت های بیشتری شکوفا شده، تعهد بیشتری نسبت به این خلاقیت ها
شایع می شود.
نیروی جمعی، در هر اوضاع و شرایطی کارساز بوده و یک پله از تمام عادت های پیشین
بالاتر است. همچنین عامل اثربخشی و کارآیی در ارتباطات متقابل است. صحبت از کار
گروهی است و ایجاد گروه و گسترش اتحاد و خلاقیت با سایر انسان ها. در طبیعت،
وقتی با دقت توجه می کنیم، می بینیم که گویی هر جزء، حلقه ای است از زنجیر و هر
حلقه، مرتبط با حلقه قبل و حلقه بعد و حالا انسان، در این گستره حیات، کجاست؟
آیا حلقه ای است بریده و قطع شده و یا او هم می باید ارتباط تنگاتنگ خود را با
حلقه های قبلی و بعدی حفظ کند؟
آنچه انسان را به موفقیت رهنمون می شود، این است که با انسان هایی که همچون اویند
و با اویند، ارتباط برقرار کند و از اندیشه و خط فکری و کمک آنها بهره مند شود.
در تمام ادیانی که ریشه در مونوئیستی (یگانه پرستی توحیدی) دارند، بر مشورت و
استفاده از اندیشه دیگران تأکید شده است. ما در قرآن به کرّات شاهدیم که
باری تعالی، انسان را به مشورت و استفاده از ذهن و فکر پویای دیگران تشویق
فرموده است؛
چرا که اولین گامی که به نوعی پیروزی را رقم می زند، استفاده از نیروی فکر و
اندیشه دیگران است. می توان اندیشه دیگران را شنید و بعد از مقایسه میان
اندیشه ها که ناشی از تفاوت افکار است، از آنها بهره برد. همیشه قبل از این که
اندیشه دیگران کارساز باشد، حس حمایت، کارساز است. این حسی است که به فرد،
امنیت خاطر می بخشد؛ این که در میانه خیل خلقت، تنها نیست و دیگران با اویند و
شاید شانه های تحمل او قدرت فرد را مضاعف می کند و دایره عمل فرد را گسترش
می بخشد. حتی حس این که فردی در جایی دیگر، از لحاظ فکر و اندیشه، حامی ماست و
یا این که از لحاظ احساس دلْ نگرانی، به فرد، آرامش روانی می بخشد و حالا این
فرد که از حمایت فکری جمع و روابط عاطفی احساسی دیگران برخوردار است، بهتر
می تواند در محیطهای آشفته و بحرانی، آرامش روانی خود را حفظ کند، کم تر از
کلام درشت و ناسزا برمی آشوبد و انرژی منفی، کم تر او را برمی انگیزد، چنین
فردی از تفاوت ها نمی هراسد و می داند که تفاوت، یعنی دیگرگونه حس کردن و
دیگرگونه حس کردن، یعنی متفاوت بودن. شاید گذشتگان ما به تجربه دریافته باشند
که پشتوانه عاطفی و روانی و حمایت همه جانبه افراد از یکدیگر، زمینه ساز پیشرفت
است. آنها بارها در متون مختلف گفته اند که یک دست، صدا ندارد. این که از فکر و
اندیشه دیگران بهره مند شویم و دیگران، از فکر و اندیشه ما بهره مند شوند،
عالی ترین روابط انسانی را رقم می زند؛ چرا که عالی ترین ارتباط، ارتباط
اندیشه ها و عاطفه هاست و در پرتو حکایت های همه جانبه افراد جامعه، بهتر
می توانیم راه موفقیت را بپیماییم.
سازندگی را از خویش، آغاز کنیم
آلبرت انیشتین گفته است: «به هنگام رویارویی با مشکلات اساسی، نمی توانیم
از همان سطح تفکری که آن مشکلات را به وجود آوردیم، آنها را برطرف کنیم».(۵)
اگر به پیرامون و درونمان بنگریم و مشکلاتی را که زیستن و ارتباط متقابل در قالب
اخلاقیات شخصیت، ایجاد کرده دریابیم، پی می بریم که اینها مشکلاتی ژرف و اساسی اند
که نمی توان آنها را از آن موضع سطحی ای که به وجود آمدند، برطرف کرد. برای حل این
مسائل ژرف، به سطح تفکر تازه و ژرف تری نیاز داریم؛ به برداشتی مبتنی بر اصول که
دقیقاً منطق انسان مؤثر و دارای ارتباط متقابل را توصیف کند. پس می باید نگرش خود
را عوض کنیم: از درون به بیرون؛ یعنی نخست از خود آغاز کنیم و قبل از همه، خود را
بهبود بخشیم. اگر خواهان زندگی خصوصی موفقی هستیم، باید نیروی مثبت ایجاد کنیم و به
جای قدرت بخشیدن به نیروی منفی، از کنار آن بگذریم. اگر می خواهیم در کارهایمان
وسعت عمل و آزادی بیشتری داشته باشیم، باید سرشار از کمک و ایثار شویم. اگر
می خواهیم دیگران به ما اعتماد کنند، قابل اعتماد باشیم. اگر خواهان عظمت فرعی
هستیم و می خواهیم استعدادمان مورد توجه قرار گیرد، نخست بر عظمت اصلی یا منش خویش
متمرکز شویم.
نگرش «از درون به بیرون» می گوید: پیروزی های شخصی باید بر پیروزی های عمومی پیشی
گیرند؛ یعنی وفا کردن به عهدی که با خود می بندیم، از وفا کردن به قول هایی که
به دیگران می دهیم، پیشی گیرد. این نگرش می گوید که مقدم قرار دادن شخصیت بر
منش، و کوشش در بهبود روابط با دیگران، قبل از آن که منش خود را بهبود بخشیم،
بی حاصل است. نگرش از «درون به بیرون»، یک فرایند است؛ فرایند پیوسته تجدید
حیاتی مبتنی بر قوانین طبیعی حاکم بر رشد و پیشرفت انسان. ثمره نگرش از «بیرون
به درون»، احساس ضعف و سستی است و دایره عمل و قدرت فرد را به طور موثری تنگ و
محدود می کند و انسان را منفعل می سازد و ما در جامعه، بارها شاهد چنین نگرش ها
و افکاری بوده ایم. انسان هایی که همیشه طالب شروع اصلاح از دیگران هستند،
کم تر مؤثر واقع می شوند. پس برای آن که موفق باشیم، می باید از خود و با خود
آغاز کنیم. فکر و اندیشه خود را بهبود بخشیم و دایره عمل و دید خود را اصلاح
کنیم و به جای آن که نگرش از بیرون به درون داشته باشیم از درون به
بیرون نگاه کنیم و بی شک، در چنین دایره ای از تفکر، انسان، بسیار متفکر و خلاق
و سازنده، ایفای نقش خواهد کرد.
عامل باشیم تا دیگران نیز چنین کنند
اگرچه عامل بودن،(۶)
تعبیری بسیار رایج است، اما واژه ای است که یافتنش
در بسیاری از فرهنگ ها دشوار است و مفهوم آن، بیش از ابداع (۷)
و ابتکار و آغاز
عمل است. رفتارها، کُنش تصمیم های ما هستند، نه زاییده شرایط ما. در نتیجه،
می توانیم بگذاریم احساس ها تابع ارزش ها باشند و این باعث می شود که ابتکار و
مسئولیت را در اموری که داریم، به واقعیت تبدیل کنیم. در واژه مسئولیت (۸)
دقّت
کنید؛ یعنی قابلیت پاسخگویی و توانایی انتخاب پاسخ. افراد، عامل مسئولیت و قابلیت
پاسخگویی را دارا هستند، موقعیت ها و اوضاع و شرایط و شرطی شدن را ملامت نمی کنند و
دلایل رفتار خود را نمی دانند. رفتارشان حاصل انتخاب آگاهانه خودشان و مبتنی بر
ارزش هاست، نه ثمره اوضاع و شرایطشان که مبتنی بر احساس است. چون طبیعتاً عامل
هستیم، اگر زندگی مان کنش شرطی شدن با اوضاع و شرایط را دارد، به این دلیل است که
آگاهانه یاسهواً تصمیم گرفته ایم و انتخاب کرده ایم که آن امور، ما را کنترل کنند و
در اختیار خود بگیرند.
در صورت این انتخاب، «واکنشی» می شویم. افراد واکنشی، اغلب، تحت تأثیر محیط فیزیکی
خود قرار می گیرند. اگر هوا خوب باشد، حالشان خوب می شود و اگر هوا خوب نباشد،
بر احوال و طرز کارشان تأثیر می گذارد. انسان های عامل (مردان عمل)، حال و هوای
وجودشان را با خود، حمل می کنند و خواه بارانی و خواه آفتابی باشد، فرقی به
حالشان نمی کند. معطوف به ارزش ها هستند و اگر ارزش آنها تولید محصول عالی یا
انجام دادن کاری به نحو شایسته باشد، دیگر ربطی به این نخواهد داشت که هوا
چگونه است.
همچنین افراد واکنشی، تحت تأثیر محیط اجتماعی خود قرار می گیرند که همان «هوای
اجتماعی» است. اگر مردم با آنها خوب رفتار کنند، حالشان خوب می شود و اگر خوب
رفتار نکنند، حالت تدافعی یا حمایتگر به خود می گیرند. افراد واکنشی، زندگی
عاطفی خود را بر اساس رفتار دیگران بنا می کنند و به ضعف های دیگران این قدرت
را می بخشند که آنها را کنترل کنند و در کف اختیار بگیرند.
افراد واکنشی، معطوف به احساس ها و موقعیت ها و اوضاع و شرایط محیطاند؛ امّا افراد
عامل، معطوف به ارزش هایی هستند که به دقت درباره آنها اندیشیده اند و آنها را
انتخاب کرده و درونی ساخته اند. افراد عامل نیز تحت تأثیر محرک های بیرونی
(خواه فیزیکی و خواه اجتماعی و خواه روانی)، قرار می گیرند؛ اما واکنش آنها
نسبت به محرک ها (آگاهانه یا ناآگاهانه)، انتخاب یا واکنشی مبتنی بر ارزش است.
همان گونه که ابنور روزولت گفته است: «هیچ کس بدون تمایل خودتان نمی تواند شما
را بیازارد»(۹)
. گاندی نیز گفته است: «اگر خودمان احترام به خود را از دست
ندهیم، احدی نمی تواند آن را از ما بگیرد».(۱۰)
نخست خودمان مشتاقانه اجازه
می دهیم یا تمایل داریم آنچه برایمان پیش می آید ما را بیازارد. در این جا، خود آن
رویداد، نقش چندانی ندارد، پذیرش عاطفی این امر، بسیار دشوار است؛ بویژه اگر
سال های سال، ناکامی خود را توجیه کرده باشیم. اما مادام که شخص نتواند عمیقاً و
صادقانه بگوید: «آنچه امروز هستم، به دلیل انتخاب های دیروز من است»، این را هم
نمی تواند بگوید که «اکنون، دیگرگونه انتخاب می کنم».
طبیعت راستین ما این است که دست به عمل بزنیم، نه این که مورد اِعمال نفوذ دیگران
قرار بگیریم. این امر، این توانایی را به ما می بخشد که واکنش خود را نسبت به
اوضاع و شرایطی ویژه انتخاب کنیم و اوضاع و شرایطی را به وجود آوریم. اقدام به
عمل، به معنای زورگو و نفرت انگیز یا پرخاشگر بودن نیست؛ به معنای شناخت
مسئولیت خود، برای پدید آوردن امور است.
تفاوت میان کسانی که ابتکار عمل را به دست می گیرند و کسانی که ابتکار عمل را به
دست نمی گیرند، عم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 