پاورپوینت کامل اسوه ها ۳۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اسوه ها ۳۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسوه ها ۳۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اسوه ها ۳۳ اسلاید در PowerPoint :

۶۳

موفقیت، همیشه در مورد افراد و اعمال آنها مطرح بوده است. به عبارت ساده،
می توان گفت که سبقت گرفتن انسان از افراد همسطح را در جنبه های مختلف، موفقیت
می نامند. در مفهوم متداول، موفقیت یعنی به خواسته های خود رسیدن، لیکن این نیل
به آرزوها زمانی ارزشمند است که در زمینه اجتماع باشد و در خدمت افراد جامعه به
کار گرفته شود.

موفقیت در هر کاری مستلزم تحمل رنج و مرارت های بسیاری است که برای رسیدن به آن،
باید بهایش را پرداخت. افرادی هستند که در این راه، از تحمّل زحمت و محرومیت،
سر باز می زنند که این خود، به معنای گذشت و چشم پوشی از موفقیت است.

این نوشتار برآن است تا با بازگویی گوشه هایی از این مرارت ها و رنج هایی که
بزرگان و مفاخر ایران زمین، متحمّل شده اند و در پی آنها به مقامات بلندی
رسیده اند، موجب دل گرمی خوانندگان محترم در تحمل شداید و سختی ها گردد.

مرحوم استاد جلال الدین همایی درباره تحصیل خود چنین می گوید:

می توانم بگویم دقیقه ای از وقت من به غیر از تحصیل، صرف کار دیگری نمی شد.
بامدادان، پیاده، نان و پنیری خورده یا نخورده، از منزل خود در محله پاقلعه، به
مدرسه قدسیّه در (محلّه) «درب امام» می رفتم و عصر نیز پیاده به خانه
بازمی گشتم. در خانه بی درنگ به (انجام دادن) تکالیف مدرسه می نشستم و چون از
آن کار می پرداختم، خود را آماده درس پدر می کردم که معمولاً پس از نماز مغرب و
عشا شروع می شد و تا اواسط شب، ادامه می یافت. باید بگویم که سنگین ترین
برنامه های من، همین درس پدرم بود؛ زیرا وی مخصوصاً در تعلیم و تربیت، سختگیر و
دیرگذشت بود. چه بسا که شب ها بعد از فراغت از درس پدر، همین که از اتاق، خارج
می شدم، در ایوان منزل به سبب خستگی و بی خوابی از پله مقابل اتاق به زمین
می افتادم و مادر از اتاق مجاور بیرون می آمد و مرا به بستر می برد.

کارنامه همایی، عبداللّه نصری، ص ۵

استاد جلال الدین همایی برای تنبّه دانشجویان، گهگاه خاطراتی از تنگی معیشت و
دشواری های زمان تحصیل خود نقل می کرد. یک بار از قحطی شدیدی سخن به میان
آوردند و گفتند: شب های سرد زمستان برای این که در ضمن مطالعه خوابمان نبرَد،
درِ حجره را بازمی گذاشتیم که مباد

هوای اتاق، گرم شود و خواب، به سراغمان بیاید و از مطالعه بازمانیم.

در این زمینه، همچنین اظهار می داشت: در آن روزها قحطی بیداد می کرد، ما هم یکی دو
روز بود که چیزی برای خوردن پیدا نکرده بودیم، تا این که خبردار شدیم در فلان
محل، مقداری کاهو آورده اند و می فروشند. ما هم به آن محل رفتیم و بعد از تلاش
بسیار، توانستیم تنها چند برگ کاهوی زرد گل آلود به دست آوریم. پس آنها را
شستیم و با اشتهای زیاد خوردیم و دوباره به مطالعه دروس و مباحثه با یکدیگر
مشغول شدیم.

کارنامه همایی، عبداللّه نصری، ص ۳۲۶

میرزا تقی خان امیرکبیر، در دوران کودکی، ناهار بچه های قائم مقام فراهانی را
می آورد و پشت درِ اتاق، به انتظار تمام شدن صرف نهار، برای بردن ظرف ها
می ایستاد. در همین مدت کوتاه، گوش به کلمات معلم که به بچه ها درس می آموخت،
می داد و هرچه می شنید، فرا می گرفت. یک روز، قائم مقام برای امتحان از
بچه هایش هرچه می پرسید، آنها از عهده جواب برنمی آمدند. میرزا تقی خان اجازه
گرفته، به آن سؤالات، جواب صحیح می دهد. قائم مقام می پرسد: «اینها را از کجا
آموخته ای؟». می گوید: «از پشت درِ اتاق. در آن مدت کوتاه به گفته های معلم گوش
می دادم». قائم مقام می خواهد به او جایزه بدهد؛ اما میرزا تقی خان به گریه
افتاده، می گوید که: «عوض جایزه به معلم دستور بدهید که به من هم درس بدهد».
قائم مقام خوشش می آید و دستور می دهد که معلم، او را هم درس بدهد.

میرزا تقی خان امیرکبیر، عباس اقبال آشتیانی، ص ۵

استاد محمدرضا حکیمی درباره علامه عبدالحسین امینی می گوید:

علامه امینی را باید مجاهدی نستوه معرفی کرد که در مسیر حرکت خود و خدمت به دین
مبین اسلام و اهل بیت عصمت(ع)، هیچ وقت، احساس خستگی نکرد. فردی بود که عمری با
کتاب و کتاب خانه مأنوس بود. به فرمایش خودش: «هیچ کتاب خانه بزرگ یا کوچکی
نبود که از دسترس استفاده من دور مانده باشد و از هیچ گونه توجه علمی و فقهی
نبوده که محروم شده باشم و از معاشرت هیچ پرهیزگاری نبوده که برخوردار نباشم و
از استماع موعظه هیچ واعظی نبوده که بهره مند نشده باشم، تا به این درجه از
اطلاعات که کسب کرده ام، رسیدم».

حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی، ص ۴۵۰

(علامه امینی) برای دست یافتن به اسناد لازم، از سفرهای دور و دراز و پر خطر،
پرهیز نمی کرد. خوب است این جا قضیه ای که شاهد شدت فعالیت ایشان است، ذکر کنم.
ایشان در یکی از شهرهای عراق، در کتاب خانه ای مشغول مطالعه بودند. چون این
کتاب خانه، هر روز فقط چهار ساعت باز بود و ایشان نمی توانست بیش از چهار روز
در آن شهر بماند، با توافقی که میان وی و رئیس کتاب خانه شده بود، علامه امینی
هر روز به هنگام ظهر، یعنی ساعت تعطیلی کتاب خانه، وارد کتاب خانه می شد و
کتابدار در را به روی او می بست تا روز بعد ساعت هشت صبح، حدود بیست ساعت مشغول
مطالعه بود و با لقمه نانی که به

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.