پاورپوینت کامل بعد از خط پایان ۱۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بعد از خط پایان ۱۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بعد از خط پایان ۱۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بعد از خط پایان ۱۶ اسلاید در PowerPoint :

۴

* خب، حالا چی کم داری؟ مثل این که همه چی جور است. آهان! یادم آمد، یک چیزی کم
است. آن هم یک آینه قدی که اگر باشد، هیچ وقت خودم را گم نمی کنم. از تنهایی
درمی آیم. نظر تو چیه؟

* این هم یک جور نگاه به آینه است. وقتی بچه بودم، آینه برایم یک صورتک بود. هر
وقت که شکلک درمی آوردم، می رفتم جلوی آینه تا ببینم چه جوری می شوم.

* دنیای کودکی هم برای خودش دنیایی بود.

* کلبه خوبی شده. از وقتی که شروع به ساختنش کردی، دو هفته ای می شود.

* درسته. آن طوری که دلم می خواست، ساختمش. از همان موقع که یک الف بچه بودم، به
فکر درست کردن یک کلبه چوبی برای خودم بود.

آن وقت ها، چوب کبریت سوخته ها را جمع می کردم و با آنها خانه می ساختم؛ خانه های
نُقلی. بعدها تکّه چوب های نجاری حسن آقا را جمع می کردم و تابستان ها خانه
درست می کردم و سر کوچه می نشستم و آنها را می فروختم.

* الآن هم به اندازه یک نجاری، خُرده چوب دور کلبه ات جمع شده.

* کاریش نمی شد کرد. باید یک روز شروع می کردم، دل به دریا می زدم تا آن چیزی را
که دلم می خواست، بسازم. خُب، یک کلبه درست و حسابی با کلبه چوب کبریتی خیلی
فرق دارد. تا لِم کار دستم بیاید، یک خورده چوب، بیشتر خرجش کردم. یادم می آید
وقتی توی مرکز توانبخشی بودم، یک روز مادری آمده بود و از دست بچه اش گِله و
شکایت داشت. دست بچه اش تازه عمل شده بود و مادر سعی می کرد بهش غذا بدهد و
وسایلش را برایش آماده کند؛ اما پسرک زیربار نمی رفت. دلش می خواست خودش
کارهایش را انجام بدهد. برای همین، وقتی می خواست بشقاب، لیوان یا چیزهای دیگر
را بردارد، از دستش می افتاد و می شکست. مادرش

از این وضع ناراحت بود. خلاصه با کلّی صحبت با مادر و پسر، مادر حاضر شد وسایلی
را در اختیارش بگذارد تا پسرش بتواند با آنها تمرین کند و دستش آرامْ آرام، راه
بیفتد و بتواند اشیا را نگه دارد. بعد از مدتی، دستش راه افتاد و چندتا لیوان و
بشقاب و پارچ هم پایش خرج کرد. البته این خُرده چوب های من به درد آتش درست کردن
می خورند.

* کار خوبی کردی که پنجره گذاشتی. فکر نمی کنید یک پنجره کم باشد؟

* حق با توست. این پنجره رو به دریاست. یک پنجره هم آن طرف می خواهد که رو به جنگل
باشد.

* جای خوبی شد برای مطالعه کردن.

* نه! این جا برای تماشا کردن و فکرکردن است. وقتی پاهایت را روی ماسه های نرم
می گذاری، بودن خودت را احساس می کنی. این ج

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.