پاورپوینت کامل بزرگْ اندیشانی امیدوار باشیم ۴۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بزرگْ اندیشانی امیدوار باشیم ۴۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بزرگْ اندیشانی امیدوار باشیم ۴۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بزرگْ اندیشانی امیدوار باشیم ۴۴ اسلاید در PowerPoint :

۸

ساحلِ افتاده گفت: گرچه بسی زیستم

هیچ، نه معلوم شد، آه که من کیستم!

موج ز خودرفته ای، تیز خرامید و گفت:

هستم اگر می روم، گر نروم نیستم

محمداقبال لاهوری

بزرگْ اندیش باشیم و بزرگوار، زندگی کنیم، که انسان، همه تن اندیشه است. و اندیشه ما، همه عظمت ما و عظمت ما، فلسفه حیات و آفرینش ما. بزرگ اندیش باشیم تا در روشنایی اوج، رها شویم؛ تا واژه ای که در جلالتمان به کار می بریم سبز سبز باشد؛ تا هر روز، هفت آسمان و هفت دریا را به آنی طی کنیم.

و این همه، ممکن نیست مگر این که بزرگ اندیشی امیدوار باشیم. و از رفتن و پیمودن، نهراسیم.

به یاد داشته باشیم که در تاریک ترین لحظات زندگی هم تنها نیستیم.

خداوند، همواره با ماست. اویی که ما را بدون قید و شرط، دوست می دارد و مِهر گسترده خود را نثار ما می کند و همواره، پذیرای ماست. این اندیشه، توانی دیگر به ما می دهد. نیرویی که درجه توانایی ما را در چیرگی بر فشارهای روحی، بالا می برد و به گونه ای عزّت نفس ما را تقویت می کند و به ما امید می دهد؛ امیدی که نشان از باز بودن بزرگ ترین کانون عشق، در عالم هستی دارد: عشق خداوندی. اویی که از ما به ما نزدیک تر است! اندیشیدن به او و عاطفه او، روح را تلطیف می کند. پس هرگز مپنداریم که تنهاییم و این فکر را از خود دور کنیم که به خود رها شده ایم.

خداوند، بنده اش را دوست دارد چه خوب باشد و چه بد، چه غنی باشد و چه فقیر. خداوند ما را بدون پیرایه دوست دارد؛ بدون عنوان. این دوست داشتن نیز شوری جاودانه به انسان می بخشد، و آن این است: «هرگز تنها نیستم؛ به خود، رها شده نیستم؛ در گذر راه ها و بیغوله ها تکیه گاهی وجود دارد، و…».

پس همان گونه که خداوند، ما را بی پیرایه دوست دارد، ما نیز به همان شکل، دیگر مردم را دوست بداریم؛ چون مهربانی، زبانی است که نابینا آن را می بیند و ناشنوا می شنود؛ زبانی که همه کس، تکلّم بدان را می فهمد.

دوست داشتن واقعی، یعنی ما به دنبال سهم خود و یا نتیجه عایدی خود از آن سهم نیستیم و فردی که این گونه مورد مهرورزی قرار می گیرد، توانش دوچندان می شود. در واقع، باید عالی ترین نگاه را به دیگران داشته باشیم! آن گونه که هستند بپذیریمشان تا آنان نیز چنین کنند.

این احساس، به انسان ها آزادی عمل می بخشد؛ احساسی که ناشی از پذیرش آنهاست نه طرد آنها!

از طرفی لازم نیست همیشه با دیگران موافق باشیم و به خواست آنها عمل کنیم؛ پذیرفتن احساس هایشان و این که بفهمند اگر همیشه موافق آنها نیستیم و یا راه دیگری را برمی گزینیم آنها را نفی نکرده ایم، همین کافی است. البته این کار، بسیار ساده به نظر می رسد؛ امّا می دانید که کارهای ساده، گاهی دشوارترین اند.

و بیندیشیم و در این باور باشیم که ما آفریده حضرت دوست هستیم و بی شک، از جنس او. و این آیه را زمزمه کنیم که:

کُلٌ یَعملُ عَلی شاکِلَتِهِ؛(۱)

هر کس کار بر شیوه خود کند.

برای خوش بختی و موفّقیت، آفریده شده ایم

خداوند، لحظه ای که انسان را آفرید و از روح خود در گلین کالبد تن او دمید، خواست تا او خوش بختی و موفّقیت را تجربه کند. بارها بیازماید، تا به دیرینه گنج مقصود، دست یابد.

چنین نگاهی به زندگی و به خلقت خویش، نوعی حسّ عظمت و ممتاز بودن را در انسان شکل می دهد. حسّی که انسان، درمی یابد برگزیده است و نه یک برگزیده عادی و بی هدف؛ برگزیده ای با عالی ترین هدف، برای رسیدن به خوش بختی و کمال. پس هر بامداد و هر شامگاه، زمزمه کنیم که هدف از آفرینش ما خوش بختی مان بوده و ما بدان می رسیم گرچه گاه، راه هموار نیست، گرچه دشواری در این راه بی شمار است و گرچه گاه، راه را گم می کنیم، امّا امیدواریم؛ چرا که ما را برای خوش بختی خلق کردند. پس ما نیز چنین باشیم.

در تاریکی شب های تار، بدان امید باشیم که فردایی وجود دارد که در آن، صبح پیروزی برخواهد دمید.

این نگرش، امیدی به انسان می بخشد که هیچ چیز را جانشین آن نمی توان نمود. پس در هر سختی و تنگنایی، زمزمه کنیم: برای خوش بختی آفریده شده ایم.

اندیشیدن درست

دهر، جایگاهی است که می تواند از دوزخ، بهشت و از بهشت، دوزخ بیافریند.

میلتون

در زندگی، همواره نیمه پُرِ لیوان را بنگریم نه نیمه خالی آن را. به آنچه به ما ارزانی شده، بیندیشیم، نه آنچه از ما دریغ شده، و باز در ورای این موضوع، به آنچه می توانیم کسب کنیم، بیندیشیم، نه آنچه که استحقاقش را داریم! به محدودیت ها نیندیشیم، به توان نامحدودی بیندیشیم که روزی به ما عنایت شده و در واپسین روز، مورد سؤال قرار خواهیم گرفت که تو چه کردی و چه می توانستی بکنی! و این دید و نگاه، به انسان توانایی می بخشد، توانایی برداشتن گام هایی بلند به وسعت بودن.

به راستی اگر اتفاقی برای ما بیفتد، چگونه بدان نگاه می کنیم؟

و باز، ناگزیر به تکرار این جمله ام: به آنچه به ما ارزانی شده می نگریم یا هر آنچه از ما دریغ شده؟ و این همه، یعنی امید و امید، یعنی باور سبزی که سازنده است و چونان چراغی است در تاریکی شب های زندگی؛ چراغی که همواره با هر سوسویش فردایی بهتر را نوید می دهد. اگر در خیابانی در آستانه تصادف هستید، امّا به شکلی معجزه آسا نجات می یابید، بپندارید که فرشته ای شما را دریابیده، نه این که شما از حادثه ای گریخته اید.

بیایید به آب و سبزه و گیاه، دیگرگونه نگاه کنید! به واژه ها عادت نکنیم و متوقّع خوبی نباشیم؛ هر خوبی را موهبتی بدانیم و هر واژه ای را لطفی و اگر این گونه باشیم، حضورمان دیگران را خرسند می سازد. پس بیایید خوبی کنیم نه از آن جهت که به ما خوبی کنند؛ بدین دلیل که انسانیم و انسانیت ما این گونه ایجاب می کند.

بیایید به خوبْ بودن عادت کنیم؛ و به خوبی هایی که به ما می شود، عادی نگاه کنیم. آن همه را لطف بدانیم، نه «وظیفه و موهبت» بشماریم نه «روزمرگی».

قدرت اندیشه

هر اندیشه خوبی که در ذهن، جاری می شود، بر سرنوشت زندگی شما تأثیر می گذارد.

گرن ویل کلیزر

قدرت اندیشه انسان، نیرویی است انکارناپذیر، که نه تنها بر جسم او، بلکه برآینده او نیز تأثیر می گذارد. اگر به آنچه دوست می داریم و یا به آن دل خوشیم بیندیشیم، خواهیم دید که این تفکّر مثبت، تولید انرژی، توانایی، دلْ گرمی و آرامش می کند و از ما انسانی می سازد که می تواند حتی بی کرانه ها را به تسخیر خود درآورد. چنین انسانی، تعریف دقیقی از توانایی خود دارد و درست به همین دلیل، بر سرنوشت خود احاطه دارد و آینده خود را خودش انتخاب می کند. در دیگر سو، کسی قرار دارد که تنها به آنچه از آن متنفّر است و او را می آزارد می اندیشد.

این تفکّر منفی، تولید احساس بی ارزشی، رنجش، عصبی شدن، اضطراب و عناد می کند. این فرد، خود را به سرنوشت واگذار می کند و این سرنوشت است که بر او چیره می شود. چنین فردی گذران لحظه ها آینده او را می سازد، درحالی که فردی که تفکر مثبت دارد، با گذران لحظه ها، آینده را می سازد.

خوب بود

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.