پاورپوینت کامل از بندگی تو سرو ، آزادی یافت ۲۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل از بندگی تو سرو ، آزادی یافت ۲۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از بندگی تو سرو ، آزادی یافت ۲۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل از بندگی تو سرو ، آزادی یافت ۲۸ اسلاید در PowerPoint :
۳۷
«بندگی» در ادبیات کهن
عنوان بصری گوید : در ملاقاتی که با حضرت جعفر بن محمد(ع) داشتم ، به آن حضرت عرض کردم : «از خداوند خواسته ام مرا به رشحه ای از دانش شما بهره مند سازد و امیدوارم که حضرت سبحان – جَلَّتْ عَظَمَتُه – خواسته مرا به اجابت ، مقرون دارد» . امام فرمود : «اگر در جستجوی دانش و در صدد کسب علم باشی ، نخست ، حقیقت بندگی را در روان خویش بجوی و چون بدان دست یافتی ، سپس دانش را برای به کار بستن آن به دست آور و فهم و درک آن را از خدا بخواه تا به تو بفهماند!» . عرض کردم : «ای شریف!» . (احتراماً آن حضرت را به لقب شریف خواندم) فرمود : «بگو ای ابا عبداللَّه!». عرض کردم «ای ابا عبداللَّه! حقیقت بندگی چیست؟» . فرمود : «آن ، سه چیز است : این که بنده، خویشتن را در آنچه خداوند به وی عطا کرده (از مال و جاه) مالک نداند ؛ چه بندگان (که خود ملک خدایند) چیزی را مالک نشوند و مال را مالِ خدا دانند و در هر مورد که او بخواهد ، به مصرف رسانند . بنده ، تدبیر امور خویش را به خداوند خویش واگذارد و تمامی همّ و غمّ خویش را مصروف وظایف بندگی در مورد امر و نهیِ خداوند نماید . و چون بنده ، خود را مالک مال ندانست ، انفاق مال ، در راه رضایِ خدا بر او آسان بود و چون وی خود را مدبّر امور خویش ندانست ، همه مصائب دنیا بر او سهل و آسان گردد . و چون بنده به وظایف بندگی خویش پرداخت ، دگر وی را فراغتی نبود که به نزاع و مباهات با مردم ، صرفِ وقت نماید . . .».(۱)
در باب «بندگی» سخن بسیار است و سعدی که خود عزلت نشین قلّه بندگی است ، در سرآغاز «گلستان» برکت فزایش می گوید : «منّت خدای را – عَزَّ و جَلَّ – که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت …».
تا آن جا که بندگی بندگان را چنین می بیند:
«بنده همان به که ز تقصیر خویش
عذر به درگاهِ خدای آورد
وَرنه سزاوارِ خداوندی اش
کس نتواند که به جای آورد
باران رحمت بی حسابش ، همه را رسیده و خوانِ نعمتِ بی دریغش ، همه جا کشیده . پرده ناموس بندگان به گناهِ فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای مُنکر نَبُرَد» .
و سپس در ادامه می آورد : «(هر گه) که یکی از بندگانِ گنهکار پریشان روزگار، دست انابت به امید اجابت ، به درگاه حق – جَلّ و علا – بر دارد ، ایزد تعالی در او نظر نکند ؛ بازش بخواند ، باز اعتراض فرماید ؛ بار دیگرش به (تَضرّع و) زاری بخواند ، حق سبحانه و تعالی فرماید : دعوتش اجابت کردم و امیدش برآوردم که از بسیاریِ دعا (و زاری بنده )همی شرم دارم .
کرم بین و لطفِ خداوندگار
گنه بنده کرده است و او شرمسار».
و این حکایت بنده و بندگی است در پیشگاه خداوند بنده آفرینِ بنده پرور ، چه آن که گویی بنده ، بندگی اش نیز به اذن و عشق خداست و
هرچه بندگی کند ، به خداوندی نزدیک گشته و هرچه از بندگی فرو ماند و باز ، از خود اصلِ خویش و در حقیقت از «خدا» باز مانده .
بزرگان دین و عرفان ، بندگی را در بی خودی و بی نامی می دانسته اند و بندگی در طریقت آنان ، از خود ، وارهیدن و از خویش ، درگذشتن بوده است .
محمّدبن منوّر در سرآغاز کتابش اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابوسعید آورده است : «بدانک شیخ ما (ابو سعید ابی الخیر) – قدس اللَّه روحَهُ العزیز – ، هرگز خویشتن را «من» و «ما» نگفته است . هر کجا ذکر خویش کرده است ، گفته است : ایشان ، چنین گفته اند و چنین کرده اند . . .» .
شیخ بهایی ، عالم نامور ، در کشکول خود آورده است : «معاذ بن جبل گفت : پیامبر را گفتم : مرا به کاری آگاه کن که به بهشتم برد و از آتش دوزخ ، دور دارد! رسول گفت : از کار بزرگی سؤال کردی ؛ اما بر کسی که آن را انجام دهد دشوار نیست . خدا را بندگی کن و هیچ چیز را انباز او قرار مده ! و…».
نورالدین عبدالرحمن جامی ، شاعر بلند پایه ، در نفحاتُ الانس آورده است : «گویند که حضرت خواجه (۲)
را هرگز غلام و کنیزک نمی بوده است . ایشان را از این معنا سؤال کردند ، فرمود : بندگی با خواجگی راست نمی آید! کسی از ایشان پرسید : سلسله حضرت شما به کجا
می رسد؟ فرمود : از سلسله ، کسی به جایی نمی رسد!» .
ابن هوازن قشیری آورده است : «از استاد ابوعلی شنیدم که گفت : عبودیّت (بندگی) تمام تر از عبادت بود که اوّل عبادت بود ، پس عبودیّت . (پس عبودت )عبادت عوام مؤمنان را بود و عبودیّت ، خواص را و عبودت خاص، خاص را . . . و گفته اند که عبودیت به جای آوردن است آنچه (تو را )فرموده اند و دست بداشتن آنچه (تو را) نهی کرده اند . . . و گویند از علامات عبودیت ، ترک تدبیر بود و دیدن تقدیر . ذوالنّون گوید که عبودیت آن بود که در همه حال ، بنده او باشی ؛
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 