پاورپوینت کامل چگونه با خود سخن بگوییم(با استفاده از راهکارهای روانشناسی بالینی ومشاوره) ۵۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل چگونه با خود سخن بگوییم(با استفاده از راهکارهای روانشناسی بالینی ومشاوره) ۵۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چگونه با خود سخن بگوییم(با استفاده از راهکارهای روانشناسی بالینی ومشاوره) ۵۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل چگونه با خود سخن بگوییم(با استفاده از راهکارهای روانشناسی بالینی ومشاوره) ۵۴ اسلاید در PowerPoint :
۶
آیا تا به حال با خودتان حرف زده اید؟
آیا تاکنون با خود، گفتگویی داشته اید؟
آیا تا به امروز، میزگرد یا مناظره ای با خود برگزار نموده اید؟
آیا تا به حال با خود، اختلاف سلیقه پیدا کرده اید؟
شاید جواب بعضیها این باشد که: این حرفها یعنی چه؟ مگر ما دیوانه ایم که با خودمان صحبت کنیم؟! اختلاف سلیقه با خود، دیگر چه صیغه ای است؟! گفتمان با اندرونم کجا بود؟!
ای بابا! چرا عصبانی می شوید؟ ما که چیزی نگفتیم. سؤالاتمان خیلی هم بی حساب و کتاب نیست. به سؤالات بعدی توجّه کنید تا خودتان متوجّه شوید:
آیا تا به حال، سعی کرده اید خودتان را برای انجام دادن کاری قانع نمایید؟
آیا تا به حال، خودتان را از انجام دادن کاری که دوست داشته اید، منع کرده اید؟
آیا تا به امروز، تسلیم خواسته درونتان شده اید؟
آیا در مورد آرزوهایتان، ساعتها با خود، خلوت نکرده اید و برای آنها نقشه هایی در سر نپرورانده اید؟
آیا تاکنون ندای درونی خود را شنیده اید؟
آیا به این ندا پاسخی داده اید یا از کنارش بی خیال، رد شده اید؟
احتمالاً نظرتان نسبت به سؤالات اخیر، مثبت است. گفتم که نباید عجله کرد. اگر خوب توجّه کنید، به راحتی درمی یابید که سؤالات دسته اوّل با دسته دوم از جهت معنا هیچ تفاوتی با هم ندارند ؛ فقط تفاوت در تعبیرها و الفاظ است.
تبیین مسئله
برای روشن شدن مسئله، ابتدا به چند نکته توجه کنید تا توضیحات بعدی، اصل مطلب را بیان کند:
در ذهن انسان، سیستمی برای حافظه وجود دارد، که از سه بخش عمده «حافظه حسّی»، «حافظه کوتاه مدّت» و «حافظه بلند مدّت» تشکیل یافته است. عملکرد این سیستم به این ترتیب است که اطلاعات به صورت واژه ها و کلمات، ابتدا وارد حافظه حسی شده و پس از رمزگردانی در حافظه کوتاه مدّت، در حافظه بلند مدّت، ذخیره می شوند و به هنگام یادآوری رمزها (کدها) دوباره به الفاظ و کلمات، تبدیل شده و در ذهن به عنوان موضوع فکر، تجزیه و تحلیل می شوند.
ادراک ما از اشیاء و موجودات و مفاهیم به صورت «ادراک کلامی» است. یعنی هر مفهوم را با هر حسّی که دریافت می کنیم ابتدا تبدیل به نام آن مفهوم می شود و سپس ما آن را ادارک می کنیم. مثلاً وقتی چشم ما یک قلم را می بیند بلافاصله در ذهن ما نام آن جسم که قلم است تداعی می شود. یا موقعی که غذایی را می چشیم در ذهن ما نامِ مزّه آن، استقرار پیدا می کند. بنابراین یک رابطه محکم و دو طرفه بین واژه ها و الفاظ از یک سو و مفهوم و معنای آنها از سوی دیگر در ذهن ما وجود دارد. پس هرگاه بخواهیم به موضوعی فکر کنیم، ناچار با الفاظ و کلمات مربوط به آن روبه رو خواهیم بود. به عبارت دیگر، اندیشه ها واژه هایی هستند که ما در سر می پرورانیم و تعیین کننده احساسهای ما هستند و احساسها نیز به نوبه خود بر رفتار و کردار ما تأثیر می گذارند. به این مثال توجه نمایید:
هفت راننده را تصوّر کنید که در گره کور راه بندان، گیر افتاده اند.
– راننده اوّل با خود می گوید: «همیشه این بلا سر من می آید».
– راننده دوم با خود فکر می کند: «همه اش تقصیر دولت است که سیاستی صحیح برای تنظیم عبور و مرور وسایل نقلیه ندارد».
– راننده سوم با خود زمزمه می کند: «دیر می رسم، همه عصبانی خواهند شد».
– راننده چهارم می گوید: «چاره ای نیست تا ابد اینجا گیر کرده ام».
– راننده پنجم با خود فکر می کند: «امیدوارم او سر قرار بماند».
– راننده ششم با خود می گوید: «ای کاش ماشین پشتی آن قدر نزدیک نبود!».
– راننده هفتم با خود می گوید: «چه عالی شد! فرصتی است برای استراحت کردن من».
تمام این راننده ها در یک وضعیت هستند، یعنی همه در ترافیک سنگین، گیر کرده اند ؛ امّا هر کدام یک سخنی را ابراز می کنند. این نشان دهنده احساسهای متفاوت آنان از این موقعیّت است. راننده اوّل، احساس «تسلیم و اندوه»، راننده دوم، احساس «ملامت و رنجش»، راننده سوم، احساس «ترس»، راننده چهارم، احساس «ناامیدی»، راننده پنجم، احساس «اضطراب»، راننده ششم، احساس «خطر» و راننده هفتم، احساس «آرامش» دارد.
بدین ترتیب، معلوم می شود رابطه ای قوی بین احساسهای افراد و الفاظ و کلماتی که بر زبان می رانند وجود دارد. پس روشن است که برای «فکری صحیح» باید از «واژه هایی صحیح» استفاده نمود. این واژه ها به نکاتی کلیدی تکیه دارند که توسّط آنها مسیر کلام و فکر آدمی کاملاً عوض می شود.
روانشناسی چه می گوید؟
ما در این مقاله برآنیم تا با استفاده از راهکارها (تکنیکها)ی روانشناسی بالینی و مشاوره، الگوی لازم و صحیح را برای ایجاد یک گفتگوی صحیح با خود، ارائه دهیم تا خوانندگان بتوانند از آن برای تصمیمات مهم، بهره جویند.
این الگوها در دو بخش ارائه می شوند: الف. سخن گفتن با خود به طور عمومی ب. سخن گفتن با خود به هنگام اتّخاذ تصمیمهای مهم.
الف) سخن گفتن با خود به طور عمومی
تعبیر و تفسیرهایی که از رویدادهای پیرامون خویش داریم، بر اساس باورهایی است که از آغاز کودکی از محیط اطراف آموخته ایم و این باورها در ذهن ما به صورت «سیستم هشدار دهنده» عمل می کنند، و در مواجهه با واقعیّات زندگی در ذهن ما تعارضی بین امیال و خودآگاه (وجدان) ایجاد می شود. امیال و آرزوها فقط به دنبال رسیدن به لذّتها هستند ؛ درحالی که وجدان می گوید: «هر کاری را نباید انجام داد. بعضی کارها اخلاقاً درست نیستند». بنابراین ما بارها و بارها صدای مشاجره این دو را در اعماق جانمان شنیده ایم. به چند مثال توجّه کنید:
وجدان: باید سخت کار کنی، امیال: من از سخت کارکردن، حالم به هم می خورد.
وجدان: باید خوردنت را کنترل کنی، امیال: یک شکلات که ضرری به من نمی رساند.
وجدان: مادرت مریض است و به پرستاری تو احتیاج دارد، امیال: من چه کار کنم، از قبل با دوستانم قرار گذاشته ایم برویم سینما.
هنگامی که این صداها در تضاد قرار می گیرند، گرایش ما به سوی یکی از آنهاست ؛ یکی را درست تلقّی می نماییم و دیگری را غلط می پنداریم، و در نتیجه، انرژی بسیاری را برای سرکوب یکی از آنها صرف می کنیم. امّا توجّه به این نکته ضروری است که باید به هر دوی اینها به صورت یکسان توجّه کنیم ؛ زیرا شخصیت ما از هر دوی اینها تشکیل شده است و هر یک از آنها در جای خودش ارزشمند است. از طرفی نمی شود همه امیال را سرکوب نمود و از طرف دیگر، باید به ندای وجدان هم گوش فراداد ؛ چرا که گوش ندادن به صدای وجدان، یعنی زیرپا گذاشتن اعتقادات خود و هنجارهای جامعه. امّا با در نظر گرفتن هر دوی آنها می توان یک تصمیم درست و منطقی گرفت که هم به اعتقاداتمان لطمه ای نخورد و هم به خواسته های معقول خودمان برسیم.
راهکارهایی که ارائه می شود برای تغییر در کلام است. این تغییرها موجب تغییر در نگرش و نگاه ما به مسائل می شوند و ما را در تصمیم گیری صحیح، یاری خواهند کرد، و مطمئناً باعث تغییر و دگرگونی در زندگی ما خواهند شد.
راهکارها (تکنیکها)
۱. به هنگام حرف زدن، مسئولیت اعمال را متوجّه خود بدانیم.
مثال: به جای «فکری به سرم آمد» بگوییم: «من خودم فکر کردم».
به جای «این، دلسرد کننده است» بگوییم: «من خودم را دلسرد می کنم».
به جای «مهم نیست» بگوییم: «من اهمّیت نمی دهم».
لیلا را در کلاس درس به یاد آورید. او با خود می گوید: «این آدمها مرا ناراحت می کنند. آدم کمرویی مثلِ من، جز در انتظار توجّه نشستن، چه کاری می تواند بکند». درحالی که لیلا باید بگوید: «من خودم را دچار ناراحتی می کنم. من از کمرویی برای فعّال نبودن، استفاده می کنم. من در انتظار توجّه ماندن را برمی گزینم». می بینید که زبان مسئولیت، لیلا را مسئول تجربه هایش می کند.
۲. آنچه در مورد دیگران می گوییم یا فکر می کنیم، لزوماً واقعیت ندارد.
معمولاً قضاوت ما در مورد افراد بر اساس بینش و تفکّری است که از آنها داریم و معلوم نیست این تفکر، تا چه حد با واقعیت مطابق باشد.
مثال: به جای «تو خیلی تنبل هستی» بگوییم: «تویی که در من است خیلی تنبل است».
به جای «او به من اهمیت نمی دهد» بگوییم: «اویی که در من است به من اهمیت نمی دهد».
به جای «تو را دوست دارم» بگوییم: «من تویی را که در من است دوست دارم».
اگر به مثالهای فوق توجّه کرده باشید متوجه خواهید شد که با این تکنیک، فرد به طور مطلق، دوست خود را تنبل نخواهد دانست، بلکه خواهد گفت: «تصوّر من از او این است که تنبل باشد». یا در مثال دوم:
«من فکر می کنم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 