پاورپوینت کامل ظاهر آدم ها مهم نیست!؟ ۴۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ظاهر آدم ها مهم نیست!؟ ۴۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ظاهر آدم ها مهم نیست!؟ ۴۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ظاهر آدم ها مهم نیست!؟ ۴۲ اسلاید در PowerPoint :
۱۷
بسیاری دین را دوست دارند و می خواهند دیندار
باشند؛ اما دوست ندارند تیپ و قیافه ای داشته باشند
که نمایانگر دیندار بودن آنهاست.
آیا شما جزو این افراد هستید؟
آیا اصلاً فکر کرده اید که چرا عده ای چنین
می اندیشند؟
آیا به نظر شما خود دین در زمینه پوشش و منش
ظاهری ما سخن گفته است؟
رضا می گوید: من به خاطر این که دچار ریا و
خودنمایی نشوم، این طور لباس می پوشم.
پژمان می گفت : راستش از ریش گذاشتن متنفّر
نیستم؛ اما از بس توی ادارات دولتی و جاهای دیگر
دیده ام که افرادی با ظاهر اسلامی کارهای مردم را
معطّل می کنند، من هم انگار یک جور شرطی شده ام و
وقتی آن مشخصات را در هرجایی می بینم، احساس
بدی به من دست می دهد.
پیمان می گفت : آدم باید دلش پاک باشد.
بقیه اش همه ظاهرسازی است. اصل، باطن
آدم هاست.
*
اگر پای صحبت بسیاری از این افراد بنشینیم،
استدلال های بیشتری خواهیم شنید.
اما این استدلال ها تا چه اندازه به دینداری واقعی
نزدیک است؟ به هر حال، آنچه که از همه اینها مهم تر
است آن است که شخص بداند خدای متعال از او چه
می خواهد.
اگر از میان جواب های بی شمار داده شده به این
مسئله، تنها همین سه جواب را مورد ارزیابی قرار
دهیم، آن وقت خواهیم دید که فرجام این سه استدلال
چگونه خواهد بود .
ریا و خودنمایی
سخن رضا ، از این جهت که او نگران ریا و
خودنمایی است، قابل تقدیر است و همگان باید مثل
او بیندیشند؛ چرا که یکی از آسیب های جدی دینداری
مسئله ریا و نفاق است. گاهی ما دچار «احساس ریای
غیراختیاری»(۱) می شویم و به طور ناگهانی و به خاطر
تأثیرات جمع، این احساس، به ما دست می دهد. مثلاً
در جمعی که به نماز اول وقت اهمیت می دهند یا به
انفاق به دیده احترام می نگرند، ما در هنگام انجام دادن
این اعمال، احساس خوشایندی را تجربه می کنیم و
برای یک لحظه متوجه می شویم که از خدا غافل
شده ایم و اسیر این خوش آمدن و نگاه دیگران شده ایم
و در واقع، اگر هم شروع کار با نیت صحیح و برای رضای
خدا بوده است، اما این احساس می تواند ما را از نیت
اصلی باز دارد و اگر با آن مبارزه نشود، تبدیل به انگیزه
اصلی ما شود و مشکلِ کار، آن جاست که ما نتوانیم از
این احساس خوشحالی (که گمان می کنیم دیگران مارا
می بینند و حتماً در ذهنشان ما را می ستایند)، رهایی
یابیم و کاری که قرار بود تنها برای رضای خدا انجام
شود، در سطح ستایش بندگان خدا متوقف گردد و
این جا همان قربانگاه اعمال نیک است.
این حدیث امام صادق(ع) را ببینید : کل ریاء شرک
انه من عمَلَ للناس کان ثوابه علی الناس و من عمل لله
کان ثوابه علی الله .(۲)
تقریبا همه مسلمانان از آتشی که ریا به خرمن
ایمان می زند، آگاه هستند و لذا تلاش می کنند از آن
دوری جویند. اما آیا دوری از ریا، با ترک اصل عمل
نیک، کاری عُقلایی است؟
اگر قرار باشد به خاطر ترس از ریا از امور آشکار
دینی صرف نظر کنیم، آیا احتمال نمی دهیم که دچار
نوعی وسواس شویم؟ آن وقت، وارد مسجد نمی شویم،
چون احتمال ریا می دهیم. در فلان کار خیر اجتماعی
شرکت نمی کنیم چون از خودنمایی می ترسیم و… .
همچنین احتمال دارد که این کار به تمامی
حوزه های فعالیت دینی ما سرایت کند و ما را از انجام
دادن کارهای نیک و حتی فرایض دینی باز دارد.
راه حل هم واضح است. ما باید تمرین کنیم که
کارهای نیک را برای رضای خدا انجام دهیم و بی شک
اگر کسی تلاش نماید، می تواند به مرور زمان، این
حالت شناختی را فراهم نماید و تمامی کارهای خویش
اعم از کارهای فردی و درونی و کارهای جمعی و آشکار
را برای رضای خدای متعال انجام دهد و بر هیچ کس
پوشیده نیست که چنین کاری به سال ها تمرین و
ممارست احتیاج دارد. و بی شک برای رسیدن به اهداف
مهم دین (مثل توحید) سال ها مجاهده و تمرین را باید
تحمّل کنیم؛ چرا که مسائل اخلاقی نیاز به ممارست
دارد. مخصوصا در دوران نوجوانی و جوانی نباید از
خودمان توقع بیجا داشته باشیم . باید توانمندی های
خود را در نظر بگیریم و بر اساس آنها عمل کنیم.
به طور طبیعی همه انسان ها تحت تأثیر جمع
هستند و فرق گذاشتن بین تأثیر جمع و انجام دادن
عمل برای رضای خدا ، کاری بس دشوار است که هم
به لحاظ شناخت و هم پس از مرحله شناخت (در کنترل
عواطف و احساسات)، از اهمیت بالایی برخوردار است .
از امام خمینی در هواپیما و هنگام ورود به ایران (در
سال ۱۳۵۷) پرسیدند که: چه احساسی دارید؟ ایشان
فرمودند: «احساس خاصی ندارم».
همه می دانیم که او چه قدر برای مردم، احترام قائل
بودند و به آنها عاشقانه مهر می ورزیدند و باز، همه
می دانستند که این سفر از چه اهمیت خطیری برخوردار
بود. با این اوصاف، آن جمله حضرت امام، چه معنایی
می توانست داشته باشد؟
به نظر می رسد که این گفته امام، شاهدی برای
بحث ماست . مردی که ۷۷ سال در راه خدا مجاهده
می کند، در آن سال های واپسین عمر خویش به آرامش
واقعی و اتّصال به منبع امن الهی دست می یازد و به
راحتی بین احساسات جمع و حفظ توجه خویش به
خداوند، جمع می کند و هیچ کدام از آن دو باعث کوتاهی
او در انجام دادن وظیفه نمی شود. لذا اگر سخنرانی روز
دوازده بهمن ۱۳۵۷ ایشان را بشنویم، این حالت امام
(یعنی توجه به خدا و توجه به مردم) آن جا متبلور شده
است.
شرطی شدن
در ارتباط با سخن پژمان باید گفت: همه ما از یک
سری چیزها به طور طبیعی متنفّر هستیم (مثل ظلم ،
بی عدالتی و…). اگر این امور با یک سری از چیزهای
دیگر که ذاتا خنثی هستند (مثل زمان خاص، مکان
خاص، یا در مورد انسان ها لباس خاص یا رنگ لباس
و…) همراه شوند، ما بعد از مدتی نسبت به آن چیز
خنثی که همراه آن عمل بد بوده است، همان احساسی
را خواهیم داشت که نسبت به اصل آن عمل بد
داشته ایم. این عمل را «شرطی شدن» می نامند. برای
مثال، من دوستی دارم که او همیشه لباس خاصی را
می پوشد و من به تبع او از لباس او نیز خوشم می آید.
حال، ناخواسته در جای دیگر، کسی را مشاهده می کنم
که لباسی شبیه لباس دوست محبوب من پوشیده است.
ناخواسته احساس می کنم که نسبت به این شخص نیز
احساس خوشایندی دارم، در حالی که اصلاً او را
نمی شناسم.(۳)
بسیاری از خوش آمدن ها و بد آمدن های ما از این
نوع هستند:
من از حسین خوشم می آید، چون او شبیه یکی از
صمیمی ترین دوستان من است.
فرقی بین زنگ اول مدرسه و زنگ آخر نیست. هر
دو صدا از یک دستگاه بیرون می آیند و بیشتر وقت ها
هم، ناظم مدرسه آن را به صدا در می آورد؛ اما صدای
زنگ آخر برای بسیاری خوشایندتر از صدای زنگ اول
مدرسه است.
عصر پنج شنبه و عصر جمعه هر دو «عصر» است ؛
اما عصر پنجشنبه چه قدر خوشایند و عصر ج
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 