پاورپوینت کامل وای سرم! ۲۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وای سرم! ۲۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وای سرم! ۲۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وای سرم! ۲۶ اسلاید در PowerPoint :
۵۳
روزهای ساده یک خانواده سه نفری (۵)
با خودم گفتم: امروز از آن روزهاست. باید کاری کنم که
همسر محترمه، دلش به رحم بیاید و حسابی تحویلم
بگیرد. مُردم از بس تشر شنیدم و تو ذوقم زده شد!
نفس عمیقی کشیدم و از جیبم آینه را درآوردم و
چهره ام را امتحان کردم. ابروها کمی به پایین، لُپ ها
کمی افتاده، و صورت، پژمرده و زرد. قیافه یک آدم بیمار
رو به موت را گرفتم. شانه هایم را انداختم پایین و مثل
آدم های دست از پا درازتر جلوِ در ایستادم. با بی حالی،
زنگ در خانه را فشار دادم. در خیالم خانم را می دیدم
که دارد برای من دل می سوزاند: «وای، خدا مرگم بدهد!
چی شد؟ الهی من نباشم تا تو را این جوری ببینم! بیا
تو تا برایت اسفند روی آتش بریزم. بیا تا برایت شربت
آناناس درست کنم تا با شیرینی خامه ای و رولت میل
کنی . راستی، می خواهی برایت از آژانس، ماشین
بگیرم. نه نه، به پدرجانم می گویم که با ماشینش تو را
به بیمارستان ببرد…».
در این خیال ها بودم که ناگهان چهره ای عصبانی
جلو چشمانم ظاهر شد. با دستپاچگی به دیوار تکیه
دادم. دستم را گذاشتم روی سرم و گفتم: «پاورپوینت کامل وای سرم! ۲۶ اسلاید در PowerPoint دارد
می ترکد».
ـ چی شده. مگر کلید نداری که زنگ می زنی؟ چرا
قیافه ات این جوری شده؟ شدی مثل دیوانه های
فراری!
با بی حالی گفتم: «نمی بینی حال و روز خوبی
ندارم. صبح یادم رفت کلیدم را ببرم. ببخشید که زحمت
شد!».
خانم رفت و این حرف را با خودش برد: «بیا تو. هوا
سرده. بچه سرما می خورد».
ای بابا! چه فکرها می کردیم و چه شد. آرام آرام
رفتم تو: «پاورپوینت کامل وای سرم! ۲۶ اسلاید در PowerPoint یکی نیست کفش هایم را برایم
دربیاورد. کجایی موناجان! بیا بابا کتم را از تنم دربیاور.
وای! یکی این جوراب هایم…».
ـ اِ! چه قدر حرف می زنی، سرت درد می کند. فلج که
نیستی، کارهایت را کس دیگری انجام بدهد.
نه، فایده نداشت. خواستم دست از بیماری
خودساخته بردارم ؛ ولی اوضاع بدتر شد. سرم را پایین
انداختم و از کنار آشپزخانه رد شدم: «وای! باز هم که
شامی درست کردی. تو نمی دانی کسی که سرش درد
می کند، سرخ کردنی برایش خوب نیست؟!».
صدای خانم از آشپزخانه بلند شد: «عالی جناب،
من که خواب ندیده بودم شما سرتان درد می گیرد. سر
به سر من نگذار. اگر حالت، خیلی خراب است، زنگ
بزنم مامانت از شهرستان بیاید و پرستاری ات کند».
برگشتم آشپزخانه: «پاورپوینت کامل وای سرم! ۲۶ اسلاید در PowerPoint آدم، خانمِ گلی مثل
تو را که دارد، دیگر چه نیازی به مادر دارد».
دیگر صدایی بلند نشد. رفتم توی اتاق و خودم را
انداختم زمین. سرم را روی متکا گذاشتم. نالیدن،
جزئی از برنامه ام بودم: «ای وای سرم، مغزم! وای خدا،
دارم می میرم!».
امّا چه فایده! از خانم خبری نبود. مثل این که
نقشه ام دچار اشکال شده بود. بلند شدم به پشتی تکیه
بدهم که خانم جلو در اتاق ظاهر شد. فوری دراز
کشیدم: «آخ سرم! چندبار گفتم جایی که من می نشینم
باید پشتی باشد. عجب دیوار محکمی. ای خدا! درد بر
درد افزون شد».
پشت سرم داشت تیر می کشید. همچین به دیوار
خورده بود که واقعا دچار سردرد شدم.
خانم خندید: «خوب نشدی؟ از قدیم گفته اند کسی
که سرش درد می کند، باید محکم سرش را به دیوار
بکوبد».
جوابی ندادم و زیرچشمی خیره شدم به خانم. کمی
مهربانی به صورتش نشست. کم کم داشت آن
دلْ رحمی زنانه اش را به دست می آورد.
ـ منوچهر راستی راستی سرت درد می کند؟ چی
شد؟ اتفاقی افتاده؟
ـ وای نگو. نمی دانم چه طور شد که یکدفعه سرم
درد گرفت. از سر کار تا این جا را با آژانس آمدم. خانم
آمد جلو و دستش را روی سرم گذاشت: «مثل این که
تب داری. حتما سرماخوردی. کم ناله کن مرد! مگر بچه
شدی؟!».
ـ چه کار کنم. غیر از نالیدن چاره ای ندارم.
دستش را از سرم برداشت: «خوب مرد حسابی!
نمی توانستی بروی دکتر؟ تو که آژانس گرفته بودی،
یک راست می رفتی دکتر. یک مرد ایده ال، همیشه
سرحال و خوشحال به خانه می آید، نه بیمار و گرفته.
ـ آخه خانم، دکتر چه کار می کند، مُسکّن می نویسد
که توی خانه داریم. لطف تو سرم را خوب می کند.
دکترم تو هستی. اگر می شود، یک لیوان آب برایم بیاور!
همین حرف ها به خانم انرژی داد تا ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 