پاورپوینت کامل گفتگو; جوان، منفعت طلبی و مصلحت اندیشی ۹۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل گفتگو; جوان، منفعت طلبی و مصلحت اندیشی ۹۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گفتگو; جوان، منفعت طلبی و مصلحت اندیشی ۹۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل گفتگو; جوان، منفعت طلبی و مصلحت اندیشی ۹۳ اسلاید در PowerPoint :
۷۴
مقدمه
لذت، ترانه آزادی است؛
اما آزادی نیست.
شکفتنِ خواهش های شماست؛
اما میوه آنها نیست.
ژرفایی است که بلندا را فرا می خوانَد؛
اما خود، نه ژرف است و نه بلند.
در قفس مانده ای است که به پرواز درمی آید؛
اما فضای فروبسته نیست.
آری، به راستی، لذّت، ترانه آزادی است،
و من آرزو می کنم که شما آن را از ته دل بسرایید؛
اما نمی خواهم که در این سرایش، دل خود را ببازید.
برخی از جوانان شما لذت را چنان می جویند که گویی
همه چیز، همان لذّت است، و شما در حقّ آنها حکم
می کنید و گوشمالشان می دهید.
من حکم نمی کنم و گوشمان نمی دهم. من آنها را به
جستجو می خوانم؛
زیرا که لذت را خواهند یافت، اما نه تنها لذت را.
لذت، هفت خواهر دارد، و کمترین آنها، از لذّت، بسی
زیباتر است.
مگر نشنیده ای که مردی زمین را در پی ریشه می کَنْد و
به گنج رسید؟
برخی از پیران شما، لذّت را با تأسف به یاد می آورند،
همچون خطایی که در مستی از آنها سرزده باشد.
اما پشیمانی، ابرآلود کردنِ روح است، نه ادب کردن آن.
آنها باید لذّت های خود را با سپاس به یاد بیاورند، چنان
که برداشتِ محصولِ تابستان را به یاد می آورند.
اما اگر پشیمانی از برای آنها آسایشی دربر دارد، بگذار
بیاسایند.
در میان شما کسانی هستند که نه چندان جوان اند که
به جستجو بروند و نه چندان پیر که به یاد، بسنده کنند،
و از بیم جُستن و به یادآوردن، از هرگونه لذّتی کناره
می گیرند، مبادا از روح، غافل شوند یا آن را بیازارند.
اما ترک لذّت، خود، لذّتِ آنهاست.
پس آنها هم گنج خود را می یابند ؛ گرچه با دست های
لرزان در پی ریشه می گردند.
اما به من بگویید: کیست که بتواند روح را بیازارد؟
آیا بلبل، سکوت شب را درهم می زند؟ یا پروانه
شب تاب، تابشِ ستارگان را؟
آیا زبانه یا دودِ آتشِ شما، بر دوشِ باد، سنگینی
می کند؟
آیا گمان می کنید روح، تالابِ آرامی است که بتوانید با
چوبی آن را بیاشوبید؟
بسیار پیش می آید که لذتی را از خود دریغ می دارید، اما
هوسِ آن را در گوشه ای از وجودِ خود می اندوزید.
کسی چه می داند که آنچه از میان برخاسته است، در
انتظار فردا ننشسته باشد؟
حتی تن شما، میراثِ خود و نیازِ بر حقّ خود را
می شناسد و فریب نخواهد خورد.
تن شما چنگ روح شماست…
حال، در دلِ خود می پرسد: چگونه در لذّت، آنچه را
خوب است، از آنچه خوب نیست، بازشناسیم؟
(برگرفته از کتاب «پیامبر» نوشته جبران خلیل جبران،
ترجمه نجف دریابندری).
*
به راستی، شما می توانید مصلحت را بازشناسید؟ آیا
می دانید مصلحت و مصلحت سنجی یعنی چه؟ منفعت
و منفعت طلبی چه طور؟ آیا تا به حال به دو راهیِ شک
و تردید رسیده اید که کدام یک را انتخاب کنید؟ و چه
معیار و میزانی برای انتخاب خود در نظر بگیرید تا
عملتان به صلاح و منفعتتان باشد؟ اصلاً، به نظر شما
می توان فقط صلاح و منفعت «خود» را در نظر گرفت؟!
پس دیگران در نزد ما چه جایگاهی خواهند داشت؟
دیگرانی که با آنها زندگی می کنیم، هر روز صبح به امید
دیدنشان قدم به کوچه و خیابان می گذاریم، با آنها
تجربه می کنیم و در سرنوشت هم شریک می شویم؟ و
حتی با بودن فرسنگ ها فاصله بینمان، وقتی «بمی»
ویران می شود، بر ویرانه هایش می گرییم و همه رو به
یک قبله، دست به دعا برمی داریم و هرآنچه که داریم
در طبق اخلاص می گذاریم؟
اینها یعنی این که تنها به فکر خود نیستیم، تنها نفع
مادی و آنی را نمی خواهیم، به دنبال نفعی متعالی و
مصلحتی والا هستیم ؛ مصلحتی ماندنی در رضایتی
بی همتا، آن هم نه در خاک، بلکه در افلاک!
بدین ترتیب، برای رسیدن به ژرفای این مفاهیم،
پای صحبت چندتن از جوانان سرزمینمان نشستیم و
نظر آنها را راجع به مصلحت اندیشی، منفعت و اَشکال
مختلف آن، جویا شدیم.
*
گفتگو با جوانان
خانم مریم اَحَدی، دانش آموز پیش دانشگاهی، در
مورد مصلحت و منفعت، چنین می گوید:
«مصلحت اندیشی یعنی اندیشیدن در مورد عواقب و
سرانجام یک کار. مصلحت یعنی فکر بهتر، اندیشه و
فکر مثبت و مفید برای اکنون. به عبارتی دیگر، فرد
مصلحت اندیش، آنچه را که به صَلاح است انجام
می دهد. به نظر من، مصلحت، جنبه کاملاً مثبت دارد ؛
ولی منفعت جنبه منفی هم می تواند داشته باشد، مثلاً
اگر فقط نفع خود را در نظر بگیریم و یا فقط نفع مادّی را
در نظر داشته باشیم. البته مسلّم است که هیچ کس از
سود و منفعت، بدش نمی آید و این یک امر فطری و
غریزی است ؛ اما باید دیگران را هم در نظر داشت ؛ چرا
که گاهی فداکاری و ایثار، زیباتر از منفعت فردی
است».
وی درباره نفع مادّی و معنوی می گوید: «اگر انسان
فقط به منافع مادی توجّه کند مطمئنا از معنویات، دور
خواهد شد و در این صورت است که به صفر می رسیم ؛
چرا که انسان به معنویات هم احتیاج دارد. و اما از طرفی
مادّیات هم باید تا حدّی باشد که بتوان زندگی کرد ؛
چون همان گونه که در دین اسلام آمده است، اگر فقر از
دری وارد شود، ایمان از در دیگر خارج می شود. بنا بر
این، من فکر می کنم نفع مادی ـ معنوی برای کسانی
که به آن درجه از ایمان نرسیده اند که تنها نفع معنوی را
انتخاب کنند، راه کاری مناسب باشد».
مریم در آخر می افزاید: «به طور کلّی باید طوری
عمل کرد که هم در دنیا و هم در آخرت، سربلند بود».
خانم لیلا محمدی اصل، دانشجوی کارشناسی ارشد
رشته روان شناسی عمومی، نظر خود را در مورد
مصلحت و منفعت، این گونه ابراز می دارد: «مصلحت
اندیشی، به هر نوع اقدامی گفته می شود که متناسب با
منافع فردی باشد؛ به شرط آن که به منافع جمعی نیز
ضَرَر نرسانَد. یا به عبارتی دیگر، تلاش برای کسب
منفعت فردی باید تا جایی پیش رود که به دیگران
ضرر نرساند. البته در سطحی بالاتر، نفع فردی باید در
راستای منافع جمعی باشد (که این شاید ساده ترین و
عامیانه ترین برداشت از این مفهوم باشد)؛ ولی عده ای
نیز هستند که منافع جمعی را به منافع فردی ترجیح
می دهند، از منافع خود می گذرند و اسطوره های
فداکاری و ایثار را رقم می زنند. ایشان در حقیقت از نفع
آنی و زودگذر، چشمپوشی می کنند و به نفع معنوی و
درازمدّت و اَجری اُخروی می رسند، که به نظر من اینها
انسان هایی عادی و معمولی نیستند ؛ بلکه در سطوح
والای انسانیت قرار دارند. اینها بهترین اند و
مصلحت اندیشی و منفعت خواهی را به بهترین شکل،
درک کرده اند».
آقای امیرتقوی که کارشناس ارشد علوم تربیتی و
مدیر یکی از دبیرستان های استان تهران است،
عقیده اش را در مورد مصلحت و منفعت، این گونه بیان
می کند:
«مصلحت یعنی انتخاب درست؛ آنچه که در نتیجه
درست فکر کردن، پدید آید».
ایشان چنین می افزایند: «شاید هر کسی نزد خود،
این گونه تلقّی نماید که درست فکر می کند و این
درست اندیشیدن، از دیدگاه هر فردی متفاوت است.
شاید از دیدگاه یک فرد، مصلحت اندیشی یعنی به فکرِ
خود بودن، و تنها مصالح و منافع خود را در نظر گرفتن!
مثل کسانی که تنها مصلحت را در منفعت و آن هم
منافع مادّیِ گزافی که حاصل نادیده گرفتن حقّ
دیگران است، می بینند. عده ای که فقط سود و زیان را
در قاب کوچک ماشینِ حساب می شناسند و بس.
اما از دیدگاه شخص دیگری، شاید
مصلحت اندیشی، مترادف با نفع جمعی و حتّی نفع ملّی
باشد، مثل سربازی که جان خود را برای حفظ حتّی یک
وجب از خاک میهن خود و دفاع از هموطنان خویش نثار
می کند. از دیدگاه او مصلحت اندیشی یعنی ایثار،
فداکاری و عِرق ملّی. ما در طول هشت سال دفاع
مقدّس، از این نوع آدم ها زیاد دیده ایم؛ جانبازانی که
هنوز هم با وجود ناراحتی های فراوان، طبعی بلند دارند.
و واقعا که سود واقعی را آنها کرده اند!».
لاله عظیمی نظرش راجع به مصلحت و منفعت، این
است: «مصلحت یعنی آن فکر یا عملی که منفعت فرد
را تأمین کند و ضرر و زیانی در پی نداشته باشد.
مصلحت یعنی آنچه صلاح فرد در آن است. به عبارتی
فرد باید قبل از هرکاری، خوب و روشن بیندیشد.
پبامبر(ص) فرموده اند: در هر کاری که پیش آید،
بیندیش و ببین اگر خیر است، انجام بده و اگر شرّ است،
از آن دور باش.
بر اساس این گفته ارزشمند، انسانِ
مصلحت اندیش، قبل از هرکاری، خوب فکر می کند و
آن را با میزان خیر و نیکی می سنجد».
لاله ـ که دانشجوی ترم آخر کارشناسی رشته فلسفه
است ـ ، در مورد منافع مادّی و معنوی می افزاید: «یک
اندیشه خوب و صالح، باید منافع مادّی ـ معنوی را
تضمین نماید و ضرر و زیانی برای فرد و جامعه نداشته
باشد و در واقع، صلاح همگان را دربر گیرد».
از خانم صمدی، کارشناس روان شناسی بالینی،
درباره مصلحت جویی و منفعت طلبی سؤال کردم.
ایشان در پاسخ عنوان کردند: «مصلحت اندیشی یعنی
معقول بودن و منطقی عمل کردن. یعنی این که انسان،
تمامی جوانب یک موضوع را دقیقا مورد بررسی قرار
دهد و آن گاه با در نظر گرفتن جنبه های مثبت و منفی
آن و عواقب احتمالی ای که به دنبال خواهد داشت،
عمل نماید. بر این اساس، مصلحت اندیشی، کار
چندان آسانی نخواهد بود. این که چه طور یک فرد،
جنبه های مثبت و منفی یک قضیه را بدون تعصّب
بیجا و به دور از درگیری های عاطفی در نظر بگیرد و یا
بتواند عواقب احتمالی یک عمل و یا تصمیم را
تشخیص دهد، جای تأمّل بسیار دارد».
خانم صمدی که در یک مرکز پژوهشی در تهران
مشغول به کار است، در مورد شیوه های
مصلحت اندیشی، چنین می گوید: «مصلحت اندیشی،
نیاز به تجربه و دانش کافی دارد و چه زیبا گفته اند:
بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی. بخصوص در مورد
جوانان و نوجوانان که هنوز تجربه کافی ندارند، مشورت
با صاحب نظران و افراد دارای تجربه، راه کار بسیار
ثمربخشی در تشخیص مصلحت واقعی است ؛ چرا که
ممکن است یک جوان و یا نوجوان، به سبب شور و
اشتیاقِ این دوران، شتابزده عمل کند و نفع زودگذر را به
نفع بلندمدت، ترجیح دهد و یا این که بیش از حد،
درگیر مادّیات شود و روح معنویت و پاکی را از دست
بدهد، غافل از این که اگر تمام مادّیات دنیا را هم جمع
کنند، تنها یک بخش از وجود انسان و نیاز او را ارضا
می کند و نمی تواند جای عشق به دیگران، معرفت،
ملّیت و… (که تکیه گاه روانی یک فردند) را پر کند».
صمدی، در ادامه این گفتگو بیان می کند: «انسانی
که تنها به فکر سود و زیان فردی است، در حقیقت،
کم کم از جامعه و ملّتش جدا می شود. البته شاید در ابتدا
و در کوتاه مدّت، نفع فردی، او را ارضا کند ؛ ولی اندک
اندک، انزوا و از خودبیزاری در او رخنه می کند و بسیاری
از مشکلات روحی ـ روانیِ حاصل از تصمیمات
شتابزده و عدم مصلحت اندیشی، ظاهر می شوند».
آقای حسن امانی ـ که دانشجوی سال آخر رشته
مدیریت دولتی دانشگاه علاّمه طباطبایی است ـ ، در
مورد مصلحت و منفعت، این گونه می گوید: «مصلحت
یعنی صلاح کاری را در نظر گرفتن، و صلاح کار یعنی
آینده نگری. یعنی انسان، کاری را انجام دهد که
آینده اش را تأمین کند؛ آینده ای که هم دنیوی و هم
اُخروی است».
آقای امانی درباره سود و زیان آنی و بلندمدت
می گوید: «در حقیقت، افرادی که مصحلت اندیش
نیستند، از روی ناآگاهی، سود کوتاه مدّت و آنی را
برمی گزینند. حال آن که نفع درازمدت، اثرِ پایدارتر و
عواقب خوشایندتری خواهد داشت. ولی خوب، باید
صبر کرد و عاقلانه رفتار کرد».
هنگامی که در مورد نفع مادّی، معنوی و مادی ـ
معنوی از او سؤال کردم، پاسخ داد: «فکر می کنم همه
چیز در این خلاصه شود که: اَجر اُخروی، بالاترینِ
اجرهاست. هم معنوی و هم باقی است و اصلاً با هیچ
یک از اَشکال دیگر نفع، قابل قیاس نیست».
وی در مورد راه کار مصلحت اندیشی می گوید: «تنها
راه کار، صبر و چشم پوشی از لذایذ زودگذر دنیوی است،
که مطمئنا هم کار آسانی نیست ؛ ولی خداوند متعال
فرموده که همیشه با صابران است. پس با نیّت خیر،
حتما خداوند، ما را یاری خواهد کرد، به شرط آن که
همیشه در نظر داشته باشیم که دنیا محل گذر است ،
مسافرخانه ای بیش نیست و سود و زیان هم در آن
چندان پایدار نیست».
آقای محمدقاسم صدقی، دانشجوی دکتری
روان شناسی عمومی، نظرش را درباره مصلحت سنجی
و منفعت جویی، این گونه ابراز نمود: «مصلحت سنجی
یعنی اندیشه ای مثبت که آینده ای درخشان را به همراه
بیاورد. از هر حیث که مورد بررسی قرار دهیم،
مصلحت اندیشی، پربار و مثبت است ؛ اما در مورد
منفعت طلبی باید محتاط تر بود. به عبارتی، اگر
منفعت طلبی فقط از منظر مادّیات مطرح شود، نفعی را
به دنبال خواهد داشت که انسان را اسیر خود می کند».
او در ادامه می افزاید: «کارْل گوستاو یونگ،
روانْ تحلیلگر بزرگ، در کتاب «طریقت دل» می گوید:
هرچه بیشتر انسان بر روی مالکیت های کاذب،
پافشاری کند و یا هرچه کم تر روی معنویات زندگی
حساسیت نشان دهد، موفقیت و خشنودی کم تری در
زندگی خواهد داشت».
او همچنین می گوید: «به قول برترانْد راسل: تمایل
به مالکیت، بیش از هرچیز، ما را از زندگی آزاد و اصیل،
باز می دارد».
آقای صدقی در مورد حد و مرز منفعت طلبی ابراز
می دارد که: «به دست آوردن ثروت، آن هم از طریق
صحیح و مشروع، بد نیست، به شرط آن که ما اسیر
منافع دنیوی نشویم. اگر پول به عنوان شاخصی برای
نفع مادّی جلو حرکت کند و به فرمان انسان باشد،
راهگشا و سازنده است ؛ اما اگر انسانْ افسار خویش را
به دست مادّیات بدهد، مطمئنا ضرر خواهد کرد ؛
خسرانی که ناشی از یک انتخاب غلط است. انتخاب
نفع مادی، زودگذر و دنیوی، به جای نفع درازمدت،
معنوی و ابدی، بهای سنگینی خواهد داشت».
خانم سعیده میرعارفی، فارغ التحصیل رشته
جامعه شناسی، در زمینه مصلحت و منفعت چنین
می گوید: «مصلحت سنجی یعنی عاقلانه اندیشیدن و
عاقبت نگری. مولانا می فرماید: زاهدْ آن است که
«آخِر» بیند و اما اهل دنیا «آخور» بینند».
او می افزاید: «عاقبت نگری، برای هر کسی
معیارهای مختلفی دارد، و این معیارها نیز متأثر از
نگرش فرد نسبت به زندگی، طرز تفکر و ایدئولوژی
(مکتب فکری) اوست. البته تمامی این مجموعه در
تعامل با خانواده، دوستان و جامعه شکل می گیرد».
میرعارفی می گوید: «در مورد سود و زیان هم، چنین
است. اینها نیز مفاهیمی هستند که احتمالاً هر کسی
تعاریف خاصّی برای آنها دارد. برای یک فرد سودجود،
سود مادّی، وجه غالب زندگی می شود و مصلحت را در
آن می بیند. برای فرد دیگری، نفع معنوی (یا بهتر
بگوییم: اجر معنوی و اخروی)، اصلاً قابل قیاس با
زندگی و منافع زودگذر مادّی نیست».
او در مورد اشکال مختلف نفع (مادّی، معنوی، مادی ـ
معنوی) عقیده اش را این گونه بیان می کند: «به نظر
من، نفع مادی ـ معنوی، آن هم با موقعیت جام
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 