پاورپوینت کامل هوس، پیامدها و علاج ها ۴۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل هوس، پیامدها و علاج ها ۴۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل هوس، پیامدها و علاج ها ۴۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل هوس، پیامدها و علاج ها ۴۴ اسلاید در PowerPoint :

۵۹

داشتن یا نداشتنِ هوس

به طور کلّی، بسیاری از افراد، نیروی اراده را با هوس، اشتباه می کنند و تفاوتی بین آنها قائل نمی شوند. حال اگر بخواهیم به توضیح آن دو بپردازیم و آنها را معنا کنیم، هوس را
«میل (گرایش) غریزیِ سیری ناپذیر» تعریف خواهیم کرد، در حالی که اراده، «مُلزَم نمودن اختیاری خویشتن است به تأمین یک خواسته»، که پس از تحقّق آن خواسته و یا با
انصراف از آن، خاتمه می یابد. از همین دو تعریف ابتدایی برمی آید که اوّلاً هوس، به خودیِ خود، منفی نیست و ثالثا به فعلیّت رسیدن و عملی شدن هر هوسی، نیازمند اراده
کردن است.

تجربه بشری نشان داده است که ما در زندگی نمی توانیم همه چیز را تنها بر اساس هوس های خود پایه ریزی کنیم و نظم و ترتیب ببخشیم. برخی موقعیت های دشوار و حادّ
و پیچیده به موضوعاتی سوای امیال و هوس های ما مرتبط می شوند. اگر ما از قبول این اصل مسلّم سر باز زنیم، دیر یا زود، هوس ها (تمایلات) خود را با سؤالات بسیاری مواجه
خواهیم دید و طعم تلخ ناکامی ها را خواهیم چشید.

هوسْ داشتن یا نداشتن (به آن مفهومی که روزانه در محاوره و مکالمه خود به کار می بریم)، مبیّن هیچ اصلی نیست مگر این که از قبول یک موقعیت و یا از اطاعت از دستور
مشخّص، سر باز زنیم. هنگامی که می خواهیم کار بخصوصی را انجام دهیم می گوییم: «دلم می خواهد»، ولی اگر آن کار، باب طبعمان نباشد، می گوییم: «دلم نمی خواهد». پس
هوس داشتن، مفهوم «قبول عملی» را پیدا می کند و نداشتن هوس، «امتناع از انجام دادن آن عمل» را می رساند.

تبعیّت از احساس میل و بی میلی که بهتر است در این جا از آن، تحت عنوان «هوسبازی» یاد کنیم، در نهایت، از ما آدم هایی کاهل و خمود می سازد ؛ چون هرگونه احساسِ
شور و نشاط و ابتکار و نیز جرئت و شهامت را از شخص، باز می ستاند و میل به تغییر دادنِ خویشتن و جهان را در او می میرانَد.

انتخاب نحوه زندگی به طریق «هوس»، موجب آن می شود تا سقف امکانات خود را پایین تر و پایین تر بیاوریم و شکست آتی خود را سخت تر بسازیم. شخصیتی که تنها به
نحوه ارضای «هوس»های خود نظر دارد، با قاعده ای که خودش ساخته و پرداخته، باعث محدودیت و محکومیت خویش می شود ؛ یعنی سرانجام به نقطه ای می رسد دیگر جز
برآوردن هوس و میل غریزی، هیچ کاری برایش نمی ماند، در حالی که انسان، بجز هوس ها یا همان گرایش های غریزی (طبیعی)اش که اقتضای سرشت حیوانی اوست،
نیروهای دیگری نیز در درون خود دارد (مثل قوّه تعقّل و تفکّر) که می تواند به مدد آنها رشد و تعالی و تکامل یابد، حالْ آن که هوس ها، با فرسوده شدن تن آدمی و به تحلیل
رفتن قوای مادّی او، فرسوده می شوند و یا ابزارهای تأمین آنها (اعضای بدن و حواسّ پنج گانه و…) ضعیف و ناکارآمد می شوند.

هوس از دیدگاه دین

از دیدگاه دین، انسان، موجودی است که عقل و شهوت، در وجودش با هم درآمیخته است، به گونه ای که گاهی قوه عقل، او را به جانب خویش می کشد و تفکر و عقل گرایی
سرلوحه کارها و برنامه های او می شود و گاهی قوه شهوت، او را به سمت خود سوق می دهد و تمایلات و خواسته های شهوانی در او فعّال می گردند. آری! بشر، چه بخواهد و چه
نخواهد، همواره هوس ها و تمایلاتی در وجود خود دارد که او را به این سو و آن سو، سوق می دهند.

آنچه برای یک انسانِ کمالجو مهم است، چگونگی برخورد با این هوس ها و تمایلات درونی است؛ چرا که در اثر پیروی نادرست از همه خواسته ها و هوس هایمان، به تدریج،
درخشندگی عقل و ایمان در وجودمان رو به خاموشی می رود و در نهایت، به درجه ای پایین تر از حیوانات، تنزّل خواهیم کرد. قرآن مجید می فرماید: «پیروی از هوای نفس مکن
که تو را از خداوند، گمراه می کند».(۱)

در سخنی از امام صادق(ع)، پیروی از هوس ها، «بزرگ ترین دشمن برای مردم» معرفی گردیده است.(۲)

بنابراین، با توجّه به آنچه گذشت، نتیجه می گیریم که انسان طالب کمال و سعادت و رشد و تعالی، کاملاً بر هوس ها و تمایلات نفسانی خویش، نظارت دارد و در یک کلام،
هوشیارانه نفس خویش را مدیریت و رهبری می کند تا در مسیر رسیدن به سعادت، خود را از فرو افتادن در دره های تاریکِ خواسته های «نامعقول» و «فُرو دست» و «غیر
انسانی» حفظ نماید.

نفس انسان، خاستگاه هوس ه

اگر انسان بخواهد هوس های خویش را کنترل کند و از طریق مبارزه با خواست های نامعقول خویش، راه کمال و تعالی را برای خود هموار سازد، در ابتدا باید خاستگاه و منشأ
این خواست ها را (که همان نقش آدمی است) بشناسد و با ویژگی های آن آشنا شود.

یکی از ویژگی های مهمّ نفس، این است که اگر گرسنه شود، شِکوه و گلایه می کند و پیوسته می نالد و اگر سیر گردد، طغیان می کند. اگر انسان به هرچه نفس، خواستار آن بود،
تن داد، نفس را به مانند اسب سرکش در درون خود خواهد داشت که دیگر نمی تواند آن را کنترل کند و از آن، سواری بگیرد. پس اگر شخص می خواهد هوس های خویش را
کنترل کند، باید این اسب را رام کند و قدری او را گرسنه نگه دارد و به همه خواسته هایش پاسخ ندهد تا بتواند در مواقع لزوم، از آن، در راه رشد و تعالی و عبادت و اطاعت، بهره
ببرد و همواره آن را مغلوب عقل و قانون (یا دین و انضباط اجتماعی) بنماید.

آری! همین نفس است که راه را برای شیطان باز می کند و انسان را دنباله رو او می گرداند و تا زمانی که انسان، غافل و بی توجّه باشد، او را تا مرز سقوط و هلاکت پیش می برد.

در حدیثی از رسول خدا (ص) می خوانیم: «دشمن ترینِ دشمنان تو، نفس توست که بین دو پهلویت قرار گرفته است».(۳)

نفس در علم اخلاق و احادیث اسلامی، عاملی است که انسان را تنزّل می دهد و صفات پست و ضد ارزش ها را در او جای می دهد. در مقابل، گرایش هایی که موجب تعالی
انسان می شوند، برخاسته از عقل اند که روح را پرواز می دهند و به خدا نزدیک می کنند. طبق این تعریف، انسان باید تلاش کند تا از نفس (یعنی از عاملی که با خواسته هایش
بشر را به سقوط و انحطاط می کشاند) برحذر باشد و با آن به شدّت مبارزه نماید و بر آن، مسلّط گردد. و همیشه این نکته مهم را بداند که فرمانبری از نفس، اساس هر گرفتاری و
سرچشمه هر گمراهی است.

مردم در برابر هوس ه

به طور کلّی، مردم در برابر هوس هایشان به سه دسته تقسیم می شوند:

دسته اوّل: مردمی که به دلخواه خود عمل می کنند و چیزی مانعشان نمی شود و همواره به دنبال لذایذ مادّی اند و به برآوردن همه هوس های خویش توجّه کامل دارند. اینان
کسانی اند که منزلت متعالی انسانی و نیز سعادت آخرت خویش را قربانی لذّت خواهی چند روزه خویش می کنند. چنین افرادی برای تمایلات و هوس های خویش هیچ حد و مرز
مشخصی نمی شناسند و لذا به آسانی به هر عملی دست می زنند، حتّی اگر نافرمانی خدا و بر خلاف خِرد انسانی و قوانین اجتماع باشد.

دسته دوم: کسانی هستند که برای خواسته های نفسانی و هوا و هوس خویش حدّ و مرزی مشخص می کنند و در حدّ توان و امکان، سعی دارند از موارد گناه و انحراف و

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.