پاورپوینت کامل چه باید کرد؟(گفتگو با دکتر محمدرضا یوسفی، استاد اقتصاد) ۷۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل چه باید کرد؟(گفتگو با دکتر محمدرضا یوسفی، استاد اقتصاد) ۷۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چه باید کرد؟(گفتگو با دکتر محمدرضا یوسفی، استاد اقتصاد) ۷۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل چه باید کرد؟(گفتگو با دکتر محمدرضا یوسفی، استاد اقتصاد) ۷۲ اسلاید در PowerPoint :

۸۸

[محمدرضا یوسفی، متولّد ۱۳۴۱ است. دیپلم خود را به سال ۱۳۵۹ در آبادان و مدرک کارشناسی خود را به سال ۱۳۷۳ از دانشگاه «مفید» قم،
در اقتصاد نظری گرفت. در سال ۱۳۷۶ موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در «توسعه و برنامه ریزی اقتصادی» از دانشگاه علامه طباطبایی
تهران گردید و سپس به دوره دکتری اقتصاد دانشگاه مفید، وارد شد. او هم زمان، برای مدّت بیست سال (۱۳۵۹ تا ۱۳۷۸) به تحصیلات علوم
دینی در حوزه علمیه قم اشتغال داشت.

درباره او می دانیم که: از سال ۱۳۷۳ تاکنون به تدریس اقتصاد، اقتصاد اسلامی، اقتصاد ایران، اقتصاد جهان سوم، توسعه اقتصادی و …
اشتغال داشته؛ با دفتر اقتصاد کلان سازمان مدیریت و برنامه ریزی در تدوین گزارش طرح «توزیع درآمد و راه های تحقّق عدالت اجتماعی در
ایران» همکاری داشته؛ مدیر گروه پژوهشی اقتصاد و معاون گروه آموزشی اقتصاد در دانشگاه مفید بوده و اکنون معاون پژوهشی دانشگاه مفید
است.

از او، کتابی با عنوان «کلیات اقتصاد اسلامی» و مقالات پژوهشی متعدّدی در نشریات معتبر، با عناوین: ارزش ها و علم اقتصاد، مقایسه دو
مفهوم فقر و مَسکنت با دو مفهوم فقر مطلق و فقر نسبی، بررسی فقهی مبادله عدالت و رشد، رشد و توزیع یا توسعه عادلانه، بررسی تأثیر
سیاست های مالیاتی بر توزیع درآمد در ایران، و … از ۱۳۷۵ تاکنون منتشر شده است. با او می توان از طریق نشانی الکترونیک
mr-yousefi@mofidu.ac.irارتباط برقرار کرد.]

استاد! اگر بخواهید مفهوم «توسعه» را برای فرزند جوان خود توضیح بدهید، برای او چه خواهید گفت؟

می توان توسعه را «نوعی حرکت مطلوب به سمت جلو» تعریف کرد.

امروز در نزد متخصصان و وقتی که محبت از مفهوم توسعه می شود دو نگرش متفاوت وجود دارد: یکی نگرش غیر واحد که همان حرکت
مطلوب به سمت جلو است، و دیگری حرکت به سمت جلو طبق یک سری شاخص های معین .

برای این که مفهوم توسعه دچار یک سری سوءتفاهم هایی نشود، تئوریسین های توسعه یک سری شاخص هایی را مطرح کرده اند.

اتفاقاً من هم می خواستم درباره این شاخص ها و مبناهای آنها بپرسم …

شاخص هایی که در باب توسعه در بُعد اقتصاد مطرح اند، دو پایه اساسی دارند:

اوّل، رفاه: زمانی توسعه وجود دارد که رفاه وجود داشته باشد و رفاه هم برای خودش یک سری شاخص های مادّی دارد. مثلاً: خدمات
بهداشتی کافی، دسترسی به آب آشامیدنی سالم، امکان دسترسی به آموزش برای همگان و …

دوم، تحولات ساختار اقتصادی: در کنار بُعد رفاهی که در خود مقوله توسعه گنجانیده شده، تحولات ساختار اقتصادی هم لازم است؛ یعنی
این که شاید ما رفاه هم پیدا کنیم، امّا به دلیل این باشد که مثلاً نفت که درآمد خدادادی است، فعلاً به قیمت بالایی به فروش می رسد. این
رفاهی که از این طریق به دست می آید، جزء شاخص های توسعه به شمار نمی آید؛ چون در درون جامعه یک تحول ساختاری ایجاد نشده و
لذا مردم همان مردم، هستند و اگر این نعمت از گردونه اقتصاد خارج شود، وضعیت معیشت مردم، دوباره نابه سامان خواهد شد.

بنابراین، رفاه مردم به رشد اقتصادی نیازمند است و رشد اقتصادی هم صِرف افزایش رقم درآمدی نیست؛ بلکه منظور، تحول ساختاری
یک جامعه است. در این صورت، این رفاه است که آزادی انتخاب را هم با خود می آورد. جامعه ای که در فقر و تنگدستی باشد، مردمش قدرت
انتخاب ندارند. لذا با ایده های مختلف، آشنا نمی شوند؛ چون فرصت آشنایی با آنها را پیدا نمی کنند. پس به سمت توسعه هم پیش نمی رود.

منظور از اصطلاح توسعه «همه جانبه» یا «متوازن» چیست؟

منظور از توسعه همه جانبه این است که ما یک نگاه خاص اقتصادی به توسعه نداشته باشیم.

زمانی در غرب در دهه ۱۹۵۰ میلادی، وقتی که صحبت از توسعه می شد، تصورشان رشد اقتصادی بود؛ یعنی چنانچه رشد چند درصدی
داشته باشیم، توسعه خواهیم یافت. یکی دو دهه از این قضیه گذشت تا این که فهمیدند این طور نیست. چون رشد اقتصادی را داشتند لکن
هنوز هم خیلی از مردمشان فقیر بودند و هر روز نابرابری گسترش پیدا می کرد. بنابراین در تعریفشان تجدید نظر کردند و گفتند منظور از
توسعه: «رشد اقتصادی به همراه کاهش نابرابری و فقر و بی کاری» است.

بعد از مدتی متوجه شدند که این نگاه به توسعه هم کافی نیست؛ چون این نگاه صرفاً یک نگاه، اقتصادی است، نه بنیادی و همه چیز را در
اقتصاد، خلاصه کرده. در نتیجه اضافه کردند و گفتند: «توسعه اقتصادی ـ سیاسی» یعنی لازمه رشد اقتصادی، رشد سیاسی هم هست. پس
یک سری نهادهایی را ایجاد کردند و آنها را تقویت کردند تا امکان مشارکت مردم در مسائل سیاسی پدیدار شود.

امروزه تقریباً اتفاق نظر وجود دارد که برای این که توسعه به وقوع بپیوندد، یک توسعه فرهنگی هم باید ایجاد شود. به هر حال، مردمی که
نظم و انضباط در آنها نباشد، تعهد به قانون در آنها نباشد و به عبارتی «سرمایه های اجتماعی» در آنها وجود نداشته باشد، امکان دسترسی به
توسعه برایشان فراهم نمی شود. پس قید توسعه فرهنگی هم اضافه شد.

اگر کشوری بخواهد به توسعه برسد، باید یک نگاه همه جانبه به توسعه داشته باشد و همگی ابعادِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن را
مدّ نظر بگیرد. در واقع، اینها سه ضلع مثلثی می شوند که هر کدام بدون دیگری، هیچ مفهومی ندارد و نتیجه آن، خسارت های اجتماعی ای
است که در دهه های گذشته در ادبیات توسعه مطرح شد؛ نتیجه ای که ناشی از نگاه یک سونگرانه به توسعه بوده است.

مقصود از توسعه «درون زا» و «برون زا» چیست؟

توسعه درون زا، یعنی توسعه ای که از درون تحولات جامعه شکل بگیرد و از دل همان جامعه باشد؛ امّا توسعه برون زا، یعنی توسعه ای که به
صورت القایی از بیرون آن جامعه بیاید و خودجوش نباشد.

با این تعریف، برنامه های توسعه در ایران، بر کدام یک از این دو روشْ استوار است؟ و چرا؟

ماقبل از انقلاب، توسعه برون زا را تجربه کردیم، به این معنا که متکی بر درآمدهای نفتی و عامل خارجی بودیم و در کنار این دو، رشد
اقتصادی داشتیم. در واقع، اگر نفت و منابع خارجی نبود، هیچ گونه رفاهی نداشتیم. پس از انقلاب هم عملاً هنوز چیزی غیر از این را مشاهده
نکرده ایم.

در سال ۱۳۷۲ ما با بحرانی روبه رو شدیم که اصطلاحاً «بحران بدهی خارجی» گفته می شود. کشور، بحران بدهی پیدا کرد؛ بدهی ای که
مسئولین وقت، آن را حدود ۳۰ میلیارد دلار اعلام کردند. در چنین شرایطی، مجبور شدیم به علت ساختار مشکل سازی که داشتیم، واردات
خود را کاهش بدهیم و بخشی از درآمدهای نفتی خودمان را به بازپرداخت وام ها و بدهی هایمان اختصاص دهیم. در نتیجه با یک رکود
اقتصادی در سال ۷۴ تا ۷۸ مواجه شدیم.

بنابراین همه چیز به درآمدهای نفتی و نحوه استفاده از آنها برمی گشت که اگر این درآمدها افزایش پیدا می کرد، وضعیت ما هم خوب
می شد و اگر کاهش پیدا می کرد، وضعیت ما هم بد می شد. به فرض مثال، در سال ۱۳۶۵ درآمد نفتی پایینی پیدا کردیم. لذا وضعیت
اقتصادی بدی به وجود آمد و حتی منجر به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و خاتمه جنگ شد.

و در سال ۷۸ با درآمد نفتی بالایی مواجه شدیم (که در ماه های اخیر به بالاترین حدّ ممکن خود هم رسیده است). به همین علّت، وضعیت
رفاهی مردم، مقداری بهتر شد و لذا در دو سال اخیر، ایران، بالاترین نرخ رشد اقتصادی در آسیا را داشته است.

پس تا وقتی که درآمد نفتی بالایی داریم، اقتصاد ما هم احساس بشّاشیت و نشاط می کند؛ امّا زمانی که درآمد نفتی رکود پیدا کند، دیگر
آن نشاط اقتصادی در کار نیست. لذا ما هنوز به درآمد نفتی متّکی هستیم و تا وقتی که چنین است، توسعه درون زا ایجاد نخواهد شد.

جناب آقای یوسفی! زیاد می شنویم که گفته می شود جوامع جهان سوم به خاطر فراوانی جمعیت جوان و جویای کار، توسعه دشوارتر و رفاه

کمتری دارند. در عین حال، برخی کشورهای توسعه یافته دائماً به دنبال نیروی کار جوان و آموزش دیده هستند و چنین مهاجرانی را می پذیرند.
می خواهیم بدانیم که جمعیت جوان در ایران امروز، چه نقشی در توسعه یافتگی یا عقب ماندگی کشور دارد و می تواند داشته باشد؟

همان طور که اشاره کردید، معضل مهاجرت از همین جا پدید می آید.

جوانی که دوره ای آموزشی را می گذراند، اوّلین مسئله برای او اشتغال و در کنارش رفاه است. به هر حال، کسی که تلاش می کند تا به
تخصصی برسد، در نظر دارد به روش های سهل الوصول تری به رفاه هم دست پیدا کند و این امکان است که در کشورهای توسعه نیافته و در
حال توسعه وجود ندارد و یا کمتر است.

لذا همین دو انگیزه اشتغال و رفاه مطلوب، کافی است تا نیروی متخصصی برای دستیابی به آنها، دست به مهاجرت بزند. صرف نظر از
جنبه های حاشیه ای، به نظر می رسد که این یک مُشکل جدّی است که باید فکری به حال آن کرد، به عقیده بنده یکی از عوامل مهم در
نگهداری چنین نیروهایی، ایجاد فرهنگ وطن دوستی و وطن پرستی است. آنها هویّت فرهنگی ایرانی دارند، از سرمایه های این مملکت
استفاده کرده اند و به این آب و خاک، مدیون اند.

متخصّصانی که دست به مهاجرت می زنند، شاید با خود نمی اندیشند که از ابتدا تا هنگامی که به تخصص در زمینه دلخواه رسیده اند، چه
مقدار هزینه صرف آنها شده است و آنها الآن دیگر سرمایه های ملی محسوب می شوند. اگر این طور بیندیشند و محاسبه کنند، یقیناً به این
نتیجه می رسند که باید با همین مقدار امکانات ساخت تا این که هر چه سریع تر توسعه و آبادانی را پیش برد و نسل های آینده را از امکانات
بهتری بهره مند ساخت.

البته مسئولان امر هم وظایفی به عهده دارند، خصوصاً در مورد افراد تحصیل کرده ای که می توانند نقش خوبی در فرایند توسعه داشته
باشند، که مسئولان باید بین آنها و دیگران، تفاوت قائل شوند.

استاد! اگر ما در توسعه، کشور خودمان را با مالزی ـ که برنامه های توسعه اقتصادی اش را بعد از انقلاب ایران آغاز کرده و حدود ده سال است

که پیشرو کشورهای در حال توسعه است ـ مقایسه کنیم، اشتباه کرده ایم یا مقایسه مان منطقی است؟

ما بعد از انقلاب با دو مقوله مهم مواجه بودیم: اوّلی تحول انقلاب بود و دومی تجربه جنگ.

مفهوم تحول انقلاب، یک مفهومی است که نباید به سادگی از آن بگذریم. یک وقت، مسئولی در کشور، مدت ریاستش به سر می رسد و
کار و مسئولیت خود را به دیگری واگذار می کند. چنین امری طبیعی به نظر می رسد. در این صورت، ساختار اقتصادی ـ سیاسی کشور، تغییر
نمی کند و آن نظم و امنیت و ساختار، باقی است امّا در تحول انقلاب، از بالاترین شخصیت حکومت و نظام، تا پایین ترین آنها در هر پست و
مقام، همگی کنار گذاشته می شوند و افرادی دیگر جایگزین می شوند که تجربه اجرایی بالایی ندارند و حتی از جهت درجه تحصیلات هم
شاید آن چنان که باید نباشند.

از طرفی علاوه بر این که ساختار کلّی جامعه عوض می شود، یک قانون اساسی کاملاً کنار گذاشته می شود و قانون اساسی جدیدی با
ساختار جدیدی شکل می گیرد.

تحت این شرایط، آن چیزی که از درجه اهمیت بالایی برخوردار نیست، اقتصاد است و به عبارتی: اقتصاد، فراموش می شود.

از طرفی جنگ هم ضربه بزرگی بر پیکره اقتصاد خواهد زد.

همان طور که ریچارد نیکسون گفته: «انقلاب ایران، پیامی برای جهان داشته است و به دنبال نگرش جدیدی در امر حکومت است که
منجر به یک سری تأملات در سطح دنیا شده است». پس به طور طبیعی، قدرت های بزرگ، خواهان آن اند که این انقلا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.